خبر و دیدگاه

طالبان تحفه ی پاکستان یا فرزندان افغان؟

taliban_afg_pak

شبکه ی خصوصی یک (۱) آغازین برنامه ی سیاسی “مناظره ی کابل” را به نمایش گذاشت. برنامه ایکه در آن نخبه گان عرصه ی سیاست و شهروندان اشتراک مینمایند و بگونه یی نوبتی نخبه گان عرصه سیاست پرسش های مرتبط به موضوع را به بررسی میگیرند. در آغازین برنامه ی “مناظره ی کابل” شش تن از نخبه گان خوشنام و نسبتاً خوشنام دعوت شده بودند که آنها عبارت بودند از: وحید عمر سخنگوی ریاست جمهوری، ملاحبیب الله پوځی سفیرامارت طالبان در عربستان سعودی، فوزیه کوفی، شکریه بارکزی، احمدبهزاد و سردارمحمدرحمن اوغلی نماینده گان مردم در مجلس نمایندگان.

“مناظره ی کابل” یک برنامه ی سیاسی تازه در صحنه آمده در میان برنامه های تلویزیونی بشمار میرود که تاکنون کمتر در جامعه رسانه یی افغانستان به نمایش گذاشته شده است. برنامه ی “مناظره ی کابل” توسط جوان خلاق و مبتکر سمیع مهدی گرداننده گی میشود.

نگاه و بحث اساسی ما درین نوشته عبارت از گفت و شنود میان نخبه گان عرصه ی سیاست که در بالا نامهایشان گفته شد و اشتراک کننده گان برنامه است. در آغازین برنامه ی “مناظره ی کابل” بحث موشگافتی و چند نگاهی در ارتباط به تعریف از طالبان؟ راه حل ها برای مصالحه با طالبان؟ راه یابی برای کشاندن طالبان به مذاکره؟ صورت گرفت که در نتیجه نخبه گان عرصه ی سیاست بنوبه دیدگاه های مشخص شانرا در ارتباط به موضوع با شناخت و پیمانه یی فکری خودشان ارائه کردند.

در چند موردیکه در بالا اشاره گردید مسأله بسیار با مزه و جالب توجه برای تماشاگران تعریف نخبه گان عرصه سیاست از طالبان در افغانستان بود.

در آغاز آقای وحید عمر سخنگوی حکومت، طالبان را بدو دسته یی جداگانه و مجزا از هم تعریف نمود و از دید ایشان طالبان فرزندان افغان عنوان شدند و بنظر ایشان طالبان دیروزی (سالهای ۱۹۹۶) و طالبان امروز (سال ۲۰۱۰ ) از هم متفاوت تعریف میشوند. در ضمن او طالبان را ناراضیان حکومت افغانستان خواند. بدین ترتیب خانم شکریه بارکزی نماینده مردم کابل در مجلس نماینده گان، طالبان را تحفه ی پاکستان برای مردم افغانستان تعریف کرد که این بیان خانم بارکزی کاملاً یک بحث جدید و بدون سابقه برای تماشاگران برنامه تلقی می شد.

درعینحال آقای احمدبهزاد نماینده مردم هرات ، طالبان را یک گروه متحجر و انسانهای قرون وسطی یی خوانده و آنها را جنایتکاران تاریخ معاصر افغانستان نیز گفت. بگفته یی آقای بهزاد، تندیس های تاریخی بامیان ولایت هزاره نشین افغانستان توسط طالبان متحجر نابود گردیده که ملت افغانستان و تاریخ معاصر افغانستان این جنایت معلوم الحال آنها را فراموش کرده نمیتواند. خانم فوزیه کوفی نماینده مردم بدخشان تعریف مشخص از طالبان را در یک جمله ی کوتاه اما به معنا اظهار داشته گفت: طالبان عبارت از گروهیست دارای ایدولوژی مشخص و متضاد با مدرنیته و دموکراسی. خانم کوفی افزود: دید و ایدولوژی طالبان پذیرش مدرنیزم و مردمسالاری را در خود ندارد و در بسیاری از موارد مخالفت قطعی با مدرنیزم در افغانستان دارند. آقای ملا حبیب الله پوځی سفیر امارت طالبان در سعودی تعریف دیگری از طالبان ارائه کرد که به برداشت ایشان ، طالب واژه یی عربی بوده و بمعنای طلب کننده و فراگیرنده علوم اسلامی است و از دید ایشان تمامی از تعاریف بیان شده توسط دیگران تعاریف خود ساخته و بی معنا عنوان شد. آخرین تعریف را آقای رحمن اوغلی نماینده مردم فاریاب ، از طالبان بگونه ی گروهی سیاسی و استفاده کننده گان ابزاری دین و مذهب برای اعمال دیدگاه های قومگرایانه اتنیک باور در برابر بقیه ملیت های ساکن در افغانستان نامبرد و گفت: طالبان دین و مذهب را وسیله قرار دادند و مردم را با استفاده ی ابزاری از دین و مذهب توهین و تحقیر کردند که میتوان بگونه ی مثال از اعمال ضدقومی آنها در شمال افغانستان متذکر شد.

با ذکر همه تعریف هایکه توسط نخبه گان عرصه ی سیاست در برنامه ی “مناظره ی کابل” ارائه گردید. تعریف جالب و در نهایت بی معنا از خانم شکریه بارکزی نماینده مردم در مجلس نماینده گان و آقای وحید عمر سخنگوی ریاست جمهوری بود.

جالب و بی معنا بودن تعریف خانم بارکزی از طالبان درین بود که ایشان ، طالبان را تحفه ی پاکستان برای ملت افغانستان خواندند! با توجه به این بیان خانم بارکزی چند مورد مطرح شده میتواند که بدان بصورت جداگانه می پردازیم:

اول: چنانکه طالبان در بسیاری و شاید هم در همه مباحث، گفتمان ها و کنفرانس های ملی و بین المللی توسط خانم بارکزی گروهی از افغانهای بی سواد و ناراض از حکومت عنوان شده است و این تعریف ایشان براینکه طالبان تحفه ی حکومت پاکستان برای ملت افغانستان است کاملاً مبیین نبود استقرار سیاسی و فکری خانم بارکزی را آفتابی ساخت.

دوم: تعریف آنچنانی توسط خانم بارکزی معنای دیگرش هم نمایانگر دید یک حجره یی خانم بارکزی با حکومت افغانستان میتواند تلقی شود. بدینصورت مطرح کردن این مسأله موقف جانب پسندانه یی ایشانرا در برابر حکومت پاکستان بخاطر دید نزدیک و همسان شان را با حکومت کابل نشان میداد در حالیکه سازمان استخباراتی پاکستان آی اس آی و رئیس جمهوران پاکستان هم در گزشته و حال ، گروه طالبان را گروه متحجر و افراطی افغان خوانده و آنها را گروهی برعلیه دولت های افغانستان و پاکستان و مردم هر دو کشور همواره عنوان کرده اند.

سوم: تعریف اینکه طالبان تحفه ی پاکستان است، برای هیچ طالب حتا کسانیکه در حال حاضر جزو گروه طالبان هم نیستند این مسأله قابل پذیرش نیست اینکه آنها تحفه از جانب پاکستان باشند. برعکس آنها خویشتن را صاحبان افغانستان و برخاسته گان از متن مردم افغانستان تلقی میکنند. تعریف و بیان خانم بارکزی یکنوع پارادوکس و تناقض اندیشی ایشانرا در برابر طالبان نشان میدهد که این مسأله بیانگر اینست که خانم بارکزی شاید استقرار سیاسی و فکری شانرا تغییر داده اند و یا هم در حال تغییر آنند؟؟ اما توجه شود که سیاست های مقطعی بقا و عمرش در برابر مردم افغانستان کوتاه و یا از قبل دفن شده است.

تعریف دومی و چند بعدی دیگر از آقای وحید عمر سخنگوی رئیس جمهور کرزی بود. به عقیده ایشان طالبان در دو دوره قابل بررسی اند. یکی طالبان در سالهای ۱۹۹۶ و گروه دیگر طالبان امروزی در سال ۲۰۱۰ و در برابر حکومت افغانستان!

گزشته از مورد بالا جالبی و بی معنایی بیشتر در آنست که از دید آقای عمر طالبان فرزندان افغانستان هستند و هرگاه بخواهند میتوانند در افغانستان در زیر قیادت و حاکمیت دولت افغانستان زنده گی کنند و حتا فعالیت سیاسی انجام بدهند. باینحال باید چند مورد را از تعریف آقای عمر به تحلیل گرفت:

اول: بکار گیری واژه یی “طالبان فرزندان افغان” یکی از واژه گانی است که سخنگویان حکومتی همواره آنرا مطرح کرده اند اما متأسفانه غافل ازین اند و شاید هم نمیدانند که کدام فرزندان میخواهند مادرشان که وطن شان باشد را ویران و آسیب برسانند؟ آیا فرزندان وطن صواب میدانند که با برادران شان در جنگ و کشت و خون باشند و خون یکدیگر را برزمین بریزند؟ آیا فرزندان افغان معنایش انتحار و انفجار است؟

بدون تردید این ناتوانی و نبود دید سیاسی یکسان حکومت را در قبال مسایل بزرگ و ملی آفتابی می سازد. درینصورت نیاز اساسی در حکومت توجه کردن بالای واژه گان کاربردی در موضوعات و مباحث بزرگ سیاسی در برابر مردم و شهروندان کشور است.

دوم: طالبان بعنوان یک گروه سیاسی همواره پیش شرط های واضیح را در برابر دولت افغانستان مطرح کرده اند که آنها بصورت بسیار صریح و واضیح مخالفت شانرا در برابر قانون اساسی ، سهم زنان در عرصه سیاست و آزادی رسانه ها ابراز داشته اند. بگونه ی مثال تغییر در قانون اساسی یکی از عمده ترین پیش شرط های آنها تلقی میشود. بدینصورت دولت افغانستان نباید آماده گی برای قربانی دهی ارزشهای ملی را در برابر گروهک سیاه دل و سیاه اندیش داشته باشد و از جانب دیگر در صورت پذیرفتن یکی از پیش شرط ها دولت مردان افغانستان اقتدار نیمبند خود را که در طی چند سال اخیر کمایی کرده اند آنرا از دست خواهند داد.

گرچند سوالات زیادی بودند که باید توسط خانم بارکزی و آقای عمر پاسخ داده میشد اما نظر به نبود وقت کافی مجال آن داده نشد تا اشتراک کننده گان پاسخ های مقنع خودشان را دریابند.

پیشنهاد و مشورت مؤثر برای بهبود دیگاهی:

با ذکر موارد بالایی در پایان این نوشته میتوان دو مشورت و توصیه را برای خانم شکریه بارکزی و آقای وحیدعمر سخنگوی ریاست جمهوری گوشزد کرد.

– خانم بارکزی نیاز دارند تا دیدگاه مشخص و شفاف شانرا در تعریف از طالبان سیاه اندیش قرن برای ملت افغانستان ارائه بدارند تا ملت افغانستان شفافیت مسأله را از زبان ایشان بدانند و از بیان موضوع بگونه های پارادوکسال و ناشفاف رهایی بیابند و واضیحتر نگاه ایشان را در خصوص شناخت از گروه طالبان بدانند.

– آقای وحید عمر بهتر است از واژه گان یکه بار معنایش برای ملت شریف افغانستان سنگین مینماید خود داری نمایند. چون فرزند خواندن آنانیکه مردم افغانستان را همه روزه به خاک و خون می کشانند بهیچ صورت نمیتوانند فرزندان این خاک باشند. در غیر آن این نمایانگر کوتاه شناختی تیم حاکم از سیاست و سیاستگزاری ها خوانده میشود و مردم افغانستان حاکمیت نیمبند امروزی را یک حاکمیت بی ثبات و ارزش ناباور تلقی خواهند کرد.

 


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا