خبر و دیدگاه

به جواب آقای حشمت الله پیکان

 

 

چندی قبل متنی درمورد کارنامه های ارزشمند سالهای جهاد و مقاومت مارشال قسیم فهیم ازاین قلم در تارنمای خاوران و جاودان به نشر رسید که برعلاوه برانگیزش کینه و حساسیت وارثان فرهنگ قبایل، آتش کینه وعقده های جاهلانه وطفلانه یکی دوتن از دوستان نقاب پوش مارا نیز برانگیخت که با استفاده از نام مستعار حشمت الله پیکان دشنامنامه ی را علیه من فراهم آورده ودرسایت کابل پرس به نشر رسانده اند. این دشنامنامه هرچند که ارزش پاسخ گفتن را ندارد وچنین دشنامها علیه من فراوان به نشر رسیده است اما از آنجاییکه نگارنده به نیکی میداند که نام مستعار حشمت الله پیکان، چادری چین دار برصورت چه کسی میباشد و چه کسی او را وادار به نوشتن کرده است، ناگزیر این متن را می نویسم تا اگر لازم آید پرده از صورت حشمت الله پیکان نیز برداشته خواهد شد.

آقای حشمت الله پیکان بر آشفته است که چرا از مارشال فهیم تعریف صورت گرفته است وچرا بر صورت او خنجر نمی کشیم که تا گل آقا شیرزوی به جای او بنشیند ویا محمد گل مومند دیگری پیدا شود وضمن تخریب آثار تاریخی وارزشهای فرهنگی ما،  سنت های قبیله را به نام ارزشهای ملی برما تحمیل نماید. آقای پیکان عصبانی است که چرا مارشال قسیم فهیم زنده مانده است تا آخرین پایگاه مقاومت به دست لشکر جهل طالبان تصرف میگردید و ملای یک چشم برسرزمین شیرمردان فرمان میراند.

اما مارشال فهیم برعلاوه اینکه تجسم حضور پاره ای ازمردم افغانستان درنظام موجود میباشد نزدیک به ۳۰ سال برای صیانت وپاسداری از تمامیت ارضی افغانستان دربرابر سهمگین ترین تهاجمات دشمنان مردم افغانستان سینه را سپرکرده است. اما متاسفانه دوستان ما که سخت باآموزه های سیاسی و باقواعد بازی درسیاست بیگانه اند، برای جبران عقده های حقارت شان درتاریکی شمشیر میزنند. این ها چنان جاهل وکم مایه اند که تحت تاثیر عقده های حقارت قدرت تشخیص میان دوستان ودشمنان شان را ازدست میدهند وبه هر سایه تیر میزنند تا خود نفس راحت بکشند. اما غافل ازاینکه قبل ازهمه چیز بر ریشه های خود تبر میزنند.

اینها نمیتوانند به این مسایل بیاندیشند که وقتی تسلسل استبداد به عنوان چهره های افتخار آفرین این سرزمین برما تحمیل میشوند، وقتی نادرغدار به عنوان شاه شهید تحمیل میشود، وقتی داودخان با آن همه تعصب وکینه اش علیه اقوام غیر پشتون به عنوان قهرمان ملی معرفی میشود و وقتی که ظاهرشاه با آن همه خیانت وجنایت طولانی اش بابای ملت میشود، مارشال قسیم فهیم این شرافت درپیشانی کارنامه هایش نقش است که حداقل سی سال برای افغانستان ودربرابر دشمنان مردم افغانستان جنگیده است، از یاران معتمد ونزدیک شهید مسعود بوده است، درپای هیچ سند استعماری امضانکرده است و راه را برای هیچ لشکری متجاوز هموار نکرده است.

آقای پیکان برآشفته است که آنچه رامن یعنی فرشته حضرتی می نویسم، گویا کسی دیگری برای من می نویسد. البته این ادعای جدید نیست بلکه نشخوار همان چیزی است که آقای اعظم جان سیستانی به دلیل خصومت با برداشت وباورهای من از تاریخ قبیلوی افغانستان وبه دلیل جبران عقده های حقارت خود مدتی مصروف چنان اتهام سازی بود. اما ازآنجاییکه عقده های حقارت او فروکش کرد و سر درگریبان سکوت فرو برد.

اما باتوجه به ادعای آقای پیکان به نظر میرسد که ایشان ازبطن مادر نویسنده به دنیا آمده است وتاچشم گشوده است قلم وکاغذ در دست گرفته است وبه جای گریه های طفلانه شیر ونان نوشته است. نویسندگی یاهرمهارت دیگر صفت ذاتی انسان نیست وهرانسانی استعدادی برای شگفتن دارد که شگفتن آن تابع زمان خاصی نمیباشد.

اما کسانی می نویسند الزاما همان جملات وعبارات را درصحبت های گفتاری به کار نمی برند واگرچنین باشد شاعران بایددرصحبت های گفتاری شان با شعر صحبت کنند وهرشاعری که صحبتش با شعرش متفاوت باشد ادعای شاعری اش بی مورد باشد. به نظرمن این گونه قضاوت درمورد یک نویسنده بیشتر تاکیدی برحماقت کسی میباشد که قضاوت میکند.

نگارنده از ۹ سال به این طرف مصروف فعالیت های فرهنگی بوده است. علاوه بر اداره یک رادیو، میزبان ده ها محفل وهمایش فرهنگی درشهر گوتنبورگ سویدن بوده ام. به عنوان یک زن که خود را وارث رنج ومصیبت های تاریخی زنان افغانستان میدانم بیشتر به مسایل اجتماعی وفرهنگی علاقه داشته ام وبه همین دلیل به نویسندگی رو آورده ام. اما اینکه ازمادر نویسنده به دنیا نیامده ام، از آقای حشمت الله خان معذرت میخواهم. اما از روزی که قلم گرفته ام بدون چادر نوشته ام وهیچ گاهی ذلت پنهان شدن درپشت نام کسی را برخود هموار نکرده ام. هرچند که خوب میدانم که به عنوان یک زن درجامعه زن ستیز وسنت زده افغانستان بیشتر ازهرکسی دیگر آسیب پذیر هستم، اما این شهامت را داشته ام که باورهایم را بدون هراس منتشر کنم.

تا آنجاییکه باور و برداشتم یاری کرده است مناسبات ظالمانه اجتماعی درافغانستان، تسلسل استبداد، نظام قبیله گرای آقای کرزی وخیلی پدیده های دیگر را با صراحت نقد کرده ام که خیلی ازمردان شهامت چنین برخوردی را ندارند واگر هم دل به دریا بزنند ازپشت چادر می نویسند چنانکه که آقای حشمت خان ازپشت چادر علیه من دشنام نوشته است. همگی میدانیم که خورد کردن یک زن درفضای بیمار فرهنگی افغانستان چقدر آسان است اما این کار هنروغیرت شمرده نمیشود.

آقای حشمت پیکان نوشته است که گویا من به خاطر نصب شدن در یک منصب دولتی برای مارشال فهیم تعریف نامه نوشته ام تا با این تعریف نامه دروزارت خانه ی مقرر شوم. دوستانی که مرا می شناسند وحتی به شمول آقای حشمت خان، به نیکی میدانند که اولا من ضرورت به مقام وموقعیت دولتی ندارم وثانیا برای تمام کسانی که درجهاد ومقاومت مردم افغانستان دربرابر دشمنان این مردم رزمیده اند نوشته ام وحتی نقد هم کرده ام.

دراخیر توصیه من برای آقای حشمت الله پیکان وکسی که او را به نوشتن وادار کرده است این است که اگر قصد دخالت ونقش آفرینی درسیاست وتعاملات سیاسی را دارید، اولا قاعده های بازی درسیاست را بلد شوید وثانیا به عنوان یک مرد هیچ گاهی این ذلت را برخود هموار نکنید که ازپشت چادری علیه یک زن دشنام بنویسید. آدمها یک روز به دنیا می آیند ویک روز ازدنیا می روند اما چه خوب است که همت وشهامت نشانی روزگار آدمیزاد باشد. من همانگونه که تاحالا نوشته ام بعد ازاین نیز به کوری چشم شما می نویسم تا شما عصبانی شوید ودرنهایت ازاین عصبانیت بمیرید.

 

________

در همین زمینه:

نیم نگاهی به مدیحهء فرشته حضرتی اندر وصف مارشال فهیم

مارشال فهیم، چهره درخشان جهاد و مقاومت


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا