خبر و دیدگاه

چرا مسلمانان عقب مانده هستند ؟‎

با يكي از دوستان صحبت ميكردم و همين مطلب بالا شد كه مسول كي اســت كه ما عقب مانده هستيم ؟ علما و يا دولتمردان ؟؟
درين نوشتار دلايل پسماني و عقب ماندگي مسلمانان را بررسي  مي كنيم .
در كتب تاريخ كه غير مسلمانان نوشته اند ميخوانيم كه مسلمانان بين قرون نهم و سيزدهم سردمدار علم و معرفت بودند و در  رشته هاي رياضي ، فزيك ، كيميا ، بيولوژي ، ستاره شناسي و غيره خدمات شايان كردند .كتاب
1001 Inventions :
The Enduring Legacy of Muslim Civilization
شاهد قول اين حقيقت اســت . پس چه شد كه از پيش شان خطا خورد ؟
اول بايد بدانيم كه در جامعه اسلامي دولتىمردان مسوليت اول را ندارند. اين علماست كه مسول رهنمايي و پيشرفت مردم هستند نه دولتمردان . قرآن مجيد از علم و علما بسيار به بلندي ياد مي كند. از نگاه جامعه شناسي سياسي دولتمردان كمتر مسوليت رفاه مردم را دارند و زياد تر به اين فكر هستند كه قدرت سياسي خود را به هر  قيمت كه مي شود حفظ كنند . اما علما مسوليت عظيم در رهنمايي مردم دارند، در منور ساختن مردم دارند، در بررسي عدالت دارند و بلاخره در پيشرفت فكري و عقلاني مردم دارند كه در كشور هاي اسلامي برآورده نشد . چرا ؟
بعد از سقوط امپراطوري عباسيان كه بغداد مركز علم و معرفت بود و بزرگترين كتابخانه جهان در بغداد بود ، اولين درز ، در كنار نفاق شيعه و سني استدلال علما در مسايل مختلف بود. مثلا يكي آمد گفت نماز عشاء ( خفتن ) ساعت ١٢ شب قضا مي شود و ديگري گفت كه نماز عشاء تا سحر درست اســت ! شيعه گفت كه نكاح متعه حلال اســت و سني گفت حرام اســت. يعني علما به جاي اينكه باعث اتحاد مسلمين شوند يكي به نام امامت و يكي به نام سنت و جماعت مسلمانان را به هم انداختند و آنقدر از خود راست و دروغ ساختند كه مردم را به تعصب گرايي و تنگ نظري كشاندند .
به حد كه فتوي دادند كه ازدواج شيعه و سني مجاز نيست. مردم به جاي دين گرايي روز به روز مذهبي شدند. در كنار اين موضوع كه علما مردم را روز به روز به مذهب كه خود شان ساخته بودن ، شيعه و سني ، تشويق ميكردند ، مسايل را ساختند تا مردم باور كنند و در مذهب باقي مانند. وهابي ها بعد تر آمدند و از دين يك هيولا ساختند و صفوي ها آمدند و براي تحكيم مذهب يك هيولاي ديگر ساختند .
مسله تباه كن ديگر رخ داد كه بعد از خلفاي راشدين اموي ها نظام سياسي را ميراثي ساختند كه پسان پادشاهي عرض اندام كرد و علما چه كردند كه با قدرت سياسي دست خود را يكي كردند و حتي معائدات كردند. نظام سعودي از ازدواج نا مشروع قشر مذهبي وهابي با قدرت سياسي آل سعود به وجود آمد. در عين زمان يك آشتي بين قوم و مذهب صورت گرفت . اين ميراث عربي به ديگر كشور ها سرايت كرد و در افغانستان قوم پشتون با مذهبيون سني ازدواج نا مشروع كرد و تا امروز دوام دارد . نتيجه اينكه قوم از مذهب پشتيباي ميكرد و مي كند و مذهب از قوم . استخاره مرحوم صبغت الله مجددي ( مذهب ) براي اشرف غني ( قوم ) بهترين مثال اســت كه هيچ كس انكار كرده نمي تواند . ما در اثر تحقيقات دريافتيم كه استخاره براي خود شخص مي شود نه ديگران . و فال بيني در اسلام مجاز نيست .
بعد از ظهور محمد ابن عبدالوهاب كه مبتكر فقه غير انساني و غير مدني و غير عدلي وهابي اســت و امروز ميخواهند به نام مبارزه با شرك همه مدنيت اسلام را نابود كنند جزيي ترين علاقمندي به ساينس و تكنالوژي نداشت و هر اختراع را بدعت ميخواند. مسلمانان ناكام ماندند كه اهميت انقلاب صنعني را در انگلستان درك كنند و اين تحول جهاني را مطلق ناديده گرفتند و هر چه از غرب مي آمد يا كفر بود و يا بدعت. براي دانستن اين موضوع لطفا به كتاب جالب مستشرق امريكايي زير عنوان What went Wrong by Bernard Lewis  را مطالعه كنيد .
رنساس كه ميراث مسلمانان به غرب اســت باعث ضعف كليسا شد زيرا كليسا باعث استثمار سرتاسري مردم در اروپا شده بود و مردم آزاد شدند كه براي خود فكر كنند، مطلب كه مسلمانان هزار سال قبل آموخته بودند كه خود شان بايد فكر كنند و قرآن گفت و افلا تعقلون . رنساس باعث بي ديني غرب شد و اما پسان وقتي تحصيل يافته ي مسلمان به گفته اي قرآن مجيد زرق و برق شهر ها را در قبال پيشرفت ساينس و تكنالوژي ديدند و ماركس هم گفته بود كه دين افيون توده هاست ؛ تحصيل يافته مسلمان به جاي عميق شدن به دين خود پيرو فلاسفه غربي شد و از دين بريد و اويكه در اسلام باقي ماند، در يك اسلام غير متحرك و منجمد باقي ماند. مذهبي قدرت تحقيق و مطالعه را نداشت و هر مطلب كه به نام دين برايش گفته شد كور كوراته قبول كرد و از خود تشبث فكري و عقلي نداشت. اين باعث شد كه در اسلام يك مارتين لوتر سبز نكند و هر كس سر بالا كرد او را به كفر گرفتند مثليكه كاتوليك ها در قرون وسطي گاليله را به كفر گرفتند. تحصيل يافته بين عيسيويت و اسلام تفاوت را نديد و مقلد بار آمد  و جهان اسلام بزرگترين ضربه را تحصيل يافته به اسلام زد .
علما كه مردان بودند با تفسبر غلط و احاديث جعلي ، زنان را از مردان جدا كردند و باعث زن ستيزي شدند. در حاليكه نه قرآن مجيد  و نه محمد ( ص) بر عليه زن تعصب نشان نداد و اما زن مسلمان قشر دوم جامعه شد و شما امروز نتيجه اش را مي بينيد .
غرب كه ديد كه بدون مسخ فرهنگي مسلمانان نمي توانند خاور ميانه را تسخير كنند با بيشكش كردن ناسبوناليزم يا مليت گرايي كه خود شان براي خود طرح كردند به كشور هاي اسلامي صادر كردند و چون كشور اسلامي فاقد سرمايه و صنعت بود مليت گرايي تبديل به اتنوسنتريزم يا قوم پرستي شد و حالت افغانستان امروز شاهد قول ماست كه اقوام بر عليه همديگر قد اعلم كرده اند. در حاليكه قرآن گفت كه. انما المؤمنون اخوه يعني مؤمنين يا مسلمانان با هم در دين خواهر و برادر هستند. علما واژه اخوه را تنها براي مردان معني كردند در حاليكه اخوه از اخ براي مذكر و اخت براي مونث مشاق شده است يعني مؤمنين در دين با هم خواهر و برادر هستند. حالا از خيرات اتنوسنتريزم نه ما در دين برادر هستيم و نه از خيرات تفسبر غلط خواهر و برادر هستيم . غرب شديد اين موضوعات را دامن زد به سرحد كه عالم دين ما در كنفرانس بن دموكراسي را به اتنوكراسي تبديل كرد و افغانستان را با قوم گرايي خمير كرد و نه تنها كه همه اقوام را مصالحه كرد دين را مصالحه كرد. تا امروز از مردم معذرت هم نخواسته اســت كه بزرگترين اشتباه ديني ، سياسي و ملي را مرتكب شد.
حالا يك عده نام از اسلام ميگيرند و اما به حد مغزشويي شده اند كه قطعا قبول كرده نمي توانند كه اصلا اقوام مسلمان در دين برادرند. و به حد مغز شويي شده اند كه قبول كرده نمي توانند كه زن و مرد در اسلام از حقوق مدني مساوي برخوردار است .
مسلمان امروزي بين قوم گرايي ، غرب زدگي اويكه در غرب تحصيل كرده ، اتنوسنتريزم و زن ستيزي خود را مطلق گم كرده است. نه مرد دنيا شد نه زن آخرت. مسلمان امروز، تحصيل يافته و امي  فاقد انديشه اســت و يا حتي عالم دين ، اگر نام عالم را جرات كنند داشته باشند قوم پرست است و زن ستيز .
فريد يونس
استاد بازنشسته ي بشر شناسي فرهنگي خاور ميانه و فلسفه اسلامي
كليفورنيا ، ايالات متحده امريكا

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا