خبر و دیدگاه

بايگانى شدن دوستم در آرشيف تاريخ

رولا غنى يا بقول اشرف غنى، بى بى گل به روزنامه ى تايمز لندن گفته است كه قانون بالاى دوستم عملى شده و او در حبس خانگى بسر مى برد.
ابراز نظر خانم خارجى و نصرانى رئيس جمهور كه هيچ سمت رسمى و اجرايى جزء لقب اعزازى بانوى اول كشور ندارد، بزرگترين توهين به يك رهبر قومى و جنرال كاركشته ايست كه سالها در صحنه ى سياسى و نظامى كشور فعال بوده و در شكلدهى تحولات سه دهه ى اخير نقش پر رنگى ايفاء نموده است. بشرط آنكه چنين ظرافت و ظرفيتى در جنرال باقى مانده باشد.
در تداوم بهانه جويى ها و توطئه گرى هاى ارگ در راستاى حذف يا تضعيف جنرال دوستم و تحركات نظامى او در شمال كه اتهام تصفيه ى  قومى را بر او وارد نمود همراه با زندانى نمودن و تجاوز جنسى بر احمد ايشچى، زمينه چنان فراهم شد تا معاون اول رياست جمهورى از صحنه ى فعال قدرت به انزواى حصر خانگى سوق داده شود.
زورگويى ها و قدرت نمايى دو طرف كه اوضاع را بوخامت بيشتر كشانيد، پاى گرانتور هاى سياسى و نژادى دوستم ، چون ازبكستان و تركيه را به صحنه كشيد. اين امر اشرف غنى را كه مصمم بر معرفى متحد سياسى ديروز و رقيب سرسخت امروزش به محكمه ناقضين حقوق بشر شده بود، منصرف كرد، و به حبس خانگى او اكتفاء نمود. دوستم با خوشباورى و سوء برداشت از اين تفاهمات، خواست بى سر و صدا بمقام رسمى اش برگردد كه با واكنش تند ارگ مبنى بر محاصره و تهديد به دستگيرى وى مواجه گرديد. كه سرانجام با يك داروى مسكن، توافق اضطرارى اوضاع موقتاً و ظاهراً بحالت عادى برگشت اما دوستم همچنان خانه نشين باقى ماند.
قرائن و شواهد چنان بازگو مى كند كه شيرازه ى اتحاد و مشاركت سياسى دوستم و ارگ بطور قابل ملاحظه ى از هم پاشيده و قابل ترميم نميباشد. اما بنابر وساطت خارجى، ارگ در عوض دوباره برنگشتن دوستم به مقام قبلى اش، از كشاندن پاى وى به محاكمه انصراف ورزيده است. روى همين ملحوظ بود كه دوستم در اولين قدم از عقب نشينى تكتيكى اش از صحنه ى سياسى، باتور دوستم پسر ارشدش را منحيث جانشين خود در رهبرى حزب جنبش مقتدمتاً بعنوان سر پرست تعيين نمود.
اخبار درز نموده از ارگ و حواريون جنرال دوستم به اين نكته صحه مى گذارد كه مذاكرات محرمانه ى ميان او و ارگ جريان دارد تا از معاونيت اول رياست جمهورى نيز با امتياز معرفى فرد ديگرى بجايش  استعفاء دهد. هر چند او با دفع الوقت و بهانه ى سفر به تركيه ، ميخواهد از زير اين بار طفره رود. اما شرط رفع موانع سفرش به تركيه، ظاهراً موكول به توافق در خصوص همين موضوع شده است.
عليرغم مخالفت هاى درونگروهى حزب جنبش و عدم موافقت تيم ارگ، دوستم اصرار دارد تا نه تنها پسر دوهمش، يار محمد دوستم را جاگزين خود در اين سمت نمايد. بلكه زمينه را براى ورود دخترش آسيا آى جمال به پارلمان نيز مساعد سازد، تا در سايه ى قدرت فرزندانش، هم آبروى از دست رفته اش را اعاده نمايد و هم از آسيب ها و دسيسه هاى احتمالى مخالفانش در امان باشد. پر واضح است كه دوستم بساده گى حاضر به اين عقبگرد و انعطاف نشده است. بلكه فشار هاى ارگ، توأم با جا خالى كردن و مشوره هاى متحدان سياسى خارجى اش او را وادار به اين موقفگيرى نموده است. ناگفته نماند كه كركتر ماجراجو و نظامى دوستم كه در سالهاى بحران، ممد سياست هاى افغانى دو كشور تركيه و ازبكستان بوده، در حال حاضر با رويكرد جديد اين كشور ها در قبال اوضاع جديد كشورما همخوانى ندارد. دوستم بيشتر به دست شكسته ى كه آويزه ى گردن آنهاست مشابهت دارد. برعكس فرزندانش كه متعلق به نسل نوى از آغازاده گان افغانستان اند نه تنها دانش آموخته و پرورش يافته در محيط هاى امن خارج از كشورند بلكه دست آموز و  دست پرورده ى  كشور تركيه نيز اند كه كاربرد بيشترى در سياستهاى جديد آنكشور ها دارند.
در صورتى كه اظهار نظر غير رسمى و اهانت آميز بانوى اول كشور، باعث  واكنش منفى دوستم و متشنج تر شدن بيشتر اوضاع نگردد.  پرونده ى دوستم در تداوم پروسه فرسايشى و تدريجى تفاهمش با ارگ، در آرشيف تاريخ بايگانى خواهد شد و به داستان پرماجرا و مملو از فراز و نشيب يكى از وارثان بحران چندين ساله ى كشور، نقطه ى پايان گذاشته خواهد شد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا