خبر و دیدگاه

کمیتۀ عدلی و قضائی مسؤولیت عظیم دارد !

عدل
نویسنده: داکتر غلام محمد دستگیر برومفیلد- کولورادو

چندی قبل رئیس جمهورمحمداشرف غنی احمدزی کمیتۀ زیرنام فوق جهت محاکمۀ مشکوکین متهم به جرمهای گوناگون حکومتهای سابقه تشکیل نمودکه بدون تأمل بکارآغازکرد. من ازین فیصله واین پیشآمد استقبال میکنم مشروط براینکه تنها پایان رتبگان یاعالی رتبگان ملکی وعسکری غیرپشتون تحت مایکروسکوپ قرارنگیرندکه این مسؤولیت بزرگ بدوش اعضای کمیته محول میگرددو اگر خداناخواسته قانونی, آزادانه, عادلانه و شفاف عمل ننمایند درقطارکمیتۀ هاشم خانی عدلی و قضائی محاکمۀ عبدالخالق هزاره در اوراق تاریخ  صفحۀ سیاهی کمایی خواهندکرد. اگردرجملۀ متهمین حامدکرزی, فاروق وردک, انوارالحق احدی واشرف غنی وزرای مالیه زمان کرزی ومشاورین مفتخورو دیگران که اسمایشان لست طویلی بکار دارد شامل نباشد این کمیتۀ از شروع منتظر ناکامی و بد نامی باشند. برای اینکه کاراین کمیته را آسان کرده باشم دلایلیکه کرزی رئیس جمهوراسبق رادر قطاراول متهمین قرار میدهد , عرض میدارم:

1- ستیف کول درکتاب Ghost Wars تاریخچۀ اسرار CIA, افغانستان, و بن لادن ازتهاجم شوروی تادهم سپتمبر2001″درصفحه287در پراگراف سوم مینویسد:”…کرزی مخصوصأ به ستاندرد غرب یک مرد ثروتمندنبود، حساب اسعاری وی هم اکثرأ بصورت ناپایدار پایان بنظر میرسید, ولی مبلغ پنجاه هزاردالرازپول شخصی خودبه طالبان دادتا در حوالی قندهارخودرا تنظیم بخشند.  اوهمچنین صدها ذخیرگاه بزرگ اسلحه راکه پنهان کرده بود به طالبها ولیدران نامدارقوم پشتون تسلیم نمود”. کرزی ازین عمل خودانکارننموده درصفحه13کتاب Descent into Chaos توسط احمدرشیدژورنالیست پاکستانی اعتراف نموده علاوه نمودکه من چندین بارباملاعمر ملاقات کرده ام واومیخواست ازطریق وزارت خارجۀ پاکستان “من بحیث نمایندۀ اش درملل متحد” با او همکارشوم. دراوایل آنهامردمان خوب بودند. بعدأآی اس آی پاکستان قدرت را بدست گرفته وبه نیابت یاproxy  تبدیل شدندو القاعده دربین شان نفوذکرد…کرزی ادعا داردکه روی همین ملحوظ مخالف طالبان شد. ولی کرزی قسمیکه بهمه معلوم است هنگام کارکردش باحضرت صبغت الله مجددی با CIA نیزهمکاری نزدیک داشته درمعاملات پولی بین مجاهدین وسی آی ای رفت وآمد میکرد.

بناء مانتیجه میگیریم که پول تادیه شده برای طالبان ازطرف کرزی از مدرک همان پولهایست که CIA برای بعضی ازمجاهدین واجنتهای خود ازپنج هزارتاپنجصدهزار میداد، و اینکه بعدا مخالف طالبان شد، گفتاریست دور ازحقیقت.

بایدسوال شودکه اول- طالبان چگونه وبه چه معنی ظهورکردند، دوم- اینکه چگونه حامدکرزی را امریکائیهایاخارجی هائیکه بحیث نفرمعتمد درجوارصبغت الله مجددی درپاکستان میدیدند، و میتوانست به انگلیسی روان باآنها صحبت نماید، توانست اعتماد شانرا بخود جلب نماید. لذا CIA هم به اواعتمادکرده وتحت سایه خودگرفت واکثرمعاملات ضروریۀ امریکابرای افغانها ازطریق او وتوسط وی دریک هوتل اسلام آبادکه رفت وآمدزیاد دیده میشد, صورت میگرفت, یعنی منحیث یکی ازاجنتهای خود, امریکایها ازوی کارمیگرفتند. ماکه ازطریق انجمن داکتران افغانی درامریکابه مجالس کانگرس و وزارت خارجۀ امریکا دربارۀ موضوعات افغانستان به واشنگتن میرفتیم درصحن سالون میبودیم وکرزی بادیگرامریکائیهاپشت میزهای لوژ برمابه پایان می نگریست. ازینجاست که به استفاده ازکرزی, یک پشتون, خشت اول بنیادطالب که آنهاهم همه پشتون بودند، به مقصدتباهی تاجیکها باپلان آی اس آی وانگلیسها, پول امریکا و عربستان سعودی و فتنه کاریهای پاکستان اساس گذاشته شدوکرزی منحیث پدرمادی ومعنوی طالبان عرض اندام کرد.

چون پلانهای پاکستان بعدازجنگهای نیابتی وفریبکاریهای مشرف به ناکامی انجامید, برای اینکه مداخلات وکشتارها وسوختاندنها ودیگر فسادهای پاکستان دوام یابد، بالاثراصرارامریکا وانگلیس، کرزی را در جلسۀ بن که بریاست آقای محمدیونس قانونی برگزارشد، بحیث رئیس حکومت موقت درحالیکه چندرای محدود بمقابل رای کثیرپروفیسر عبدالستارسیرت داشت، انتخاب وبالنتیجه بروز22 دسمبر2001 مطابق اول جدی1380 براریکۀ جمهوریت درارگ کابل  تکیه زد. بعدبرای دو دوره دیگرکرزی با انتخابات تقلبی ودغلکاری رئیس جمهور شدو طالبهارارسمأ “برادرناراضی”خودبه جهانیان معرفی کرد. طالب انتحاری را دوباره باپول هنگفت بدون مجازات، بلکه پاداش به مقر تروریستی اش فرستادتاباز بیاید ودرفاریاب خودرا انتحارکند وجسم چندین نفر از خواهران وبرادران هموطن معصوم ماراباانفلاق بیرحمانه و برای خوشی باداران پاکستانی و انگریزی خود به هوا تیت و پاشان سازد.

برای فریب مردم ومصروف ساختن استادربانی، اورارئیس یک گروه برای صلح باطالب عزتقرر نصیب ساخت.  وقتیکه استاد نزدیک بیک پلان صلح آمیزگردید، به اشارۀ آی اس آی توسط یکی ازنزدیکانش که بمب را دردستارخودجاداده بود، شهیدساخته شد؛ آوازه است که سرپرست  امنیت ملی”شاغلی معصوم ستانکزی” درآن توطئه دست داشت. متأسفانه فعلأنظربه قحط الرجالی دربین پشتونها از یکسو وجمع اوری و جاسوسی فاشیست مآبانه بضد غیرپشتونها برای کمیتۀ عدلی و قضائی وی رئیس امنیت ملی شد! ودرشطرنج حکومتداری اشرف غنی احمدزی از موقعیت وزیری بطرف ریاست حرکت داده شد,.درحالیکه مستعدترین مردان کارآگاه امنیت ملی دربین غیرپشتونهاوجود دارد که باید درین موقعیت مقرمیشدند. امانظربدلایل فوق به آنها موقع داده نشد. علاوتأ این متهم قتل شهید استادربانی بایددرلست محاکمۀ کمیتۀ عدلی وقضائی درپهلوی رفیقش حامدکرزی قرار گیرد.

پول هنگفت, بلیونها دالردرمملکت سرازیرشد و با بیکفایتی و فساد اداری همه بدون تحصیل نتیجۀ مثبت قسمیکه لازم بودباوجود دهها مشاورارشدوپلانهای میان تهی همه بیجاوبه هدرمصرف شد. یک قسمت مهم آن دالرهای سبزامریکارابه حسابهای بانکی دوستان, اقارب, سران ولیدرهای اقوام مختلف به بهانه های عجیب وغریب منتقل ساخت. درپایان جمهوریت خود,کرزی بعوض اینکه یک افغانستان قوی وپرافتخاربعدازخود باقی بگذارد؛ یک مملکت  جنگزده و ضعیف, فاقدعدالت اجتماعی,  رشوه ستانی بحد اعلی و به دالر, اجازۀ استفاده ازکلدارپاکستانی درولایات شرقی, طالبهای قوی و مفسدترین مملکت دنیا..و …و… از خود  به ارث گذاشت.

راپورمجلۀ “پیوپل ویت منی” که اورا پردرآمدترین سیاستمدار جهان از ماه مارچ 2015 تا ماه مارج 2016  معرفی نموده عایدش را درحدود 13 ملیون دالر تخمین نموده اند؛ نمیدانم منبع این عایدات از کجاست زیراگفته بودکه من درحدود پانزده هزارپوندیا دالر دربانک دارم. ولی هنوزهم با دیده درائی که داشت ماه نیم ملیون دالرمصرف دسترخوان وغیره را ازحکومت درخواست کرده بودکه بامقاومت شدید روبروشد. “خانۀ آزادی افغانستان” درهفتم ماه می امسال اعلان کردکه حامد کرزی, بزرگترین ناقض قانون اساسی افغانستان بود, ولی دوستانش در نشریات بی بی سی ازذکرنام فساد پیشه اش خودداری کرده اند. 600 ملیون دالرحق اطفال و بی بضاعتهارابه طالبان کمک نمودوآن طالبانی را که ازحبس رها ساخت سبب قتل و قتال درفاریاب, شاه دوشمشیره و درین اواخردرپل محمود خان شدند. داعش که طالب است، مظاهرۀ هزاره هارا به قتل و شهادت دههانفر وزخمی شدن تعدادزیاد تبدیل نمودند, ساعت یک ونیم صبح اول اگست 2016 در ناحیۀ نهم خانه ها ویران و پلیسها کشته شد, جنگهای متواتر هیرمند, قندز, فاریاب و جلال اباد همه دراثر همکاری کرزی با برادران ناراضی اش تقویه شده میرود… وهم گذرگاه برق به پاکستان ازطریق سالنگ یک توطیه برای تفرقه اندازی بودکه امروز با سخنرانیها درکابل ومظاهرات در پکتیکا به ثمر رسید.

2- رابرت ام گیت, سابق وزیردفاع امریکا درکتاب DUTY که حاوی “یاد داشتهای یک وزیر درجنگ” عنوان دارد, در حدود چهل مراتبه به ارتباط موضوعات مختلف ازحامدکرزی یادکرده اما جالب ترین همۀ آن درپراگراف دوم صفحۀ 212 آن ثبت شده که نوشته:”بعدأ با کرزی ملاقات داشتم. با خودگفتم چون هرکس براو ضربه های خود را حواله میکند, من بایدبه اوگوش دهم. او دربارۀ اینکه چگونه روسیه, ایران وپاکستان درامورافغانستان مداخله ودست درازی دارند (که همۀ آن صحیح بود) بیاناتی داشته تذکردادکه: آنهابااتحادشمال یکجا با همدیگر بضد او فعالیت دارند! که آنچه فکر میکرد, برای خودش یک حالت دماغی توطئه گرائی را ازطرف آنها بمیان آورده بود. او دربارۀ اینکه شمول اتحادشمال, مملکت را بخطرمواجه ساخته, این مردم “متحدین پوتین” بوده اکنون اعضای پارلمان وحتی اطفال را بقتل میرسانند, سخنهائی گفت. این عمل (قتل اعضای پارلمان واطفال, مترجم) توسط طالبان یاالقاعده نه بلکه توسط افراد”بد” خودماصورت گرفته است. کرزی گفت: حکومت او “ضرورت به مشوره باایالات متحدۀ امریکا داردکه چگونه با اینها رفتارصورت گیرد” زیرا تمام عملیاتهای طالبان درجنوب افغانستان بوده همه تاثیرات ناگوار جنگ بردوش پشتونهاتحمیل شده وآنهافکرمیکنندکه ماآنهاراموردهدف قرار داده ایم. اوگفت: برای اینکه این موضوع راتحت نظارت قرار داده بتوانیم, ضروریست که باقبایل(tribes,مقصدپشتونها, مترجم) ازنزدیک دیده باایشان یکجاکار نمائیم این کرزی کلاسیک بود- پارانوئید و از حدگذر, اما نه لزومأ غلط (دربارۀ مشوره با امریکا, مترجم) “.

اینست نمونۀ یک رئیس جمهورتفرقه انداز, تبعیضی وبدبین که خلاف اساسات لیدرشپ وحکومتداری دست بفعالیت زده است. اگربه گفتار این دشمن ملت افغانستان دقت کنیم، اوعلاوه ازینکه قومگرائی و پشتونخواهی راپالیسی شخصی خودنمایان ساخت، برجبهۀ متحدتهمت بست که متحدین پوتین اندوآنهارامردمان”بد” یادکرد ودرعین زمان دروغی گفت وازطالب والقاعده طرفداری نمود که آنها قاتلین اعضای پارلمان و اطفال نیستند؛ بدینصورت وفاداری خود را به طالب و القاعده ازیکسو وآی اس آی پاکستان از جانب دیگرثبت اوراق تاریخ نمود. امریکایی راکه برادران ناراضش کافرمیخوانند، دوست خودگرفت واز هموطن, مسلمان ومجاهد خود نزد او غیبت کرد.

احمدرشیدپاکستانی که به اساس رهنمائی آی اس آی مینوشت, در صفحۀ 12کتاب “نزول دربی نظمی کامل”یا Descent into  Chaos  خودکرزی راازقربانیان اولیه یادکرده نوشته است: منحیث پشتون در یک حکومتیکه اکثرأتوسط تاجیکهاکنترول میشد )تفرقه اندازو دولتداری کن, مترجم) به امروزیرداخله جنرال محمدفهیم ومحمد عارف رئیس استخبارات مسعودمحبوس شد (دلیل آنراکه جاسوسی گفته شده ذکرنکرده است, مترجم). هنگامیکه بامحمدعارف مشغول سوال و جواب بودند عمارت استخبارات بدون توقع مورد حملۀ راکت قرارگرفت (قصدأ ازطرف گلبدین و به اشارۀ آی اس آی ویا CIA, مترجم) وکرزی اززمینه استفاده کرده پا به گریزنهاد. کرزی که رئیس حکومت مؤقت شد فهیم وزیردفاع و عارف رئیس استخبارات وی بود. وقتیکه پرسیده شد: آیاشماموضوع حبس تانرابا فهیم وعارف درمیان گذاشتید؟ جوب داد: نه بهیچوجه- همۀ انهادرسابق بود و فراموش شده است؛ که بازهم به اساس نوشتۀ رابرت گیت که در بالا ذکر یافت جزء یک دروغ عظیم چیز دیگر به آن اطلاق شده نمیتواند! این موضوع ازجهتی تذکرداده شدکه آن رویۀ تاجیکها رافراموش نکرده وخواست نزد امریکائیها چُغُلی کرده آنهارا فریب داده بمفاد خود استعمال نمایدوبرای جبهۀ متحد نهال توطئۀ منحوس خود راغرس کند؛ درمقابل چلوصاف خودش ازآب برآمدو پارانوئید وازحد گذر معرفی شده مقام خودرا درمقابل وزیردفاع امریکا بیحدپایان آورد وهم با اتهامات خودقتل اعضای پارلمان واطفال رابدوش جبهۀ متحد انداخت که کاملأ ضد تعلیمات اسلامی بوده است.

داکترنظام الدین نافع درکتاب “منهیات دراسلام” صفحه 193 دربارۀ تهمت چنین نگاشته است: قرارتعریف فرهنگ معین و دهخدا, تهمت نسبت گناه و عیب به کسیکه دارا نباشد. بهتان, افتراء و دروغ بستن است. تهمت زدن بیگناه از زشت ترین کارهایست که اسلام آنرا بشدت نکوهش کرده است. دین مقدس اسلام شاید تهمت راازین جهت حرام قرارداده است تاآبرو وحیثیت انسانهامحفوظ بماندوازمفاسد اجتماعی واخلاقی درجامعه جلوگیری شود. زیرا اگرافرادفاسدآزاد گذاشته شوندتا هردشنام و هر نسبت ناروائی را به هرکس که بخواهند بزنند حیثیت ونوامیس مردم درمعرض خطر قرارمیگیرد, و محیطی از سوء ظن و بدبینی در جامعه حکمفرما میشود ازینرو باید تهمت زننده  را هشتاد تازیانه بزنند تا حیثیت و آبروی مردم بازیچۀ این و آن قرار نگیرد ومردم درفضای پرازصمیمیت ومحبت باهم زندگی کنند…

همانجادرصفحۀ 213 در بارۀ دروغ چنین نوشته شده: زشتی دروغ و اینکه دروغگوئی چه تاثیربدی به روان شخص دروغگو وبه نهاد کسانیکه درجامعه باوی زندگی میکنند میگذارد, بهمه معلوم است. دروغ گفتن یکی ازنشانه های نفاق است. دروغ باایمان سازگاری ندارد. دروغ اعتمادواطمینان را که مهمترین سرمایۀ یک جامعه بشمار میرود, نابود میکند ودروغ سرچشمه واساس همه گناهان است. دین مقدس اسلام به صداقت و راستگوئی اهمیت فوق العاده داده است و کذب و دروغ را نکوهش میکند…همانجا درصفحۀ 167دربارۀ غیبت چنین آمده: دین مقدس اسلام بوحدت و یکپارچگی جامعۀ اسلامی و انسجام و استحکام آن اهمیت فوق العاده قایل شده است بنابرآن هر چیزیکه سبب تحکیم این وحدت شود مورد علاقۀ اسلام قرارمیگیرد وهر چیزیکه آنرا تضعیف نماید نزد آن منفور است و غیبت یکی از عوامل مهم تضعیف این انسجام محسوب میگردد…

بناء بااتهامات کرزی به جبهۀ متحد، به مفاسداجتماعی واخلاقی درجامعه دامن زده شده, آبرو وحیثیت یک گروه مجاهدین مومن و مسلمان  و وطندوست را جریحه دارساخته, محیطی از سوءظن و بد بینی را در جامعه حکمفرما ساخت. با دروغ خود  عَلَم نفاق  بر افراشت و با غیبت خود در تضعیف دین مقدس اسلام شریک شد. لذا کرزی اوصاف یک لیدر راندشت: از اوضاع عمومی مملکت و حالت غربا با خبر نبود با بلیونها دالر بایدیک فردغریب ویا گدائی گر در سرکها دیده نمیشد وملت تحت خیمه های مفلوک و پاره پاره در زمستان سنگ ترقان کابل زیست نمیداشت, قدرت فیصله گیری مفید برای مردم نداشت تحت نفوذ وسایۀ دیگران قدم برمیداشت,  خود قدرت تلقینی نداشت و اما از طرف اضافه از یکصد مشاور تلقین شده میرفت, در حسابدهی بمردم کاملإ ناکام بود موضوع فقدان حسابدهی قناعت بخش کابل بانک تا هنوز پا درهواست, فوق العاده بخود اعتماد داشت و خود را شیر! میدانست شیر!, خوشبین نبود بدبینی اورا درمقابل مردم شمال از رابرت گیت شنیدید, بمقابل مردم افغانستان از صداقت کاملأ بی نصیب بود، بلیونهادالررابه بادفنا دادآن پولها را به صداقت بمصرف نرسانید- دروغ گفت, تهمت کرد و انتخابات تقلبی داشت, تمرکز دماغی داشت اما نه برای مردم افغانستان بلکه برای کمک به طالب و بیست بارسفربه پاکستان, الهام بخش نبودونتوانست بنیاد پایدار اقتصادی- اجتماعی- سیاسی بمیان آورد- ومصلحت را برعدالت ترجیح داد. تا هنوز درامور دولتی ,ممکن بطرفداری طالبان, مداخله  دارد و تخریب کاری را پیشۀ خود ساخته است. به دانشگاه ها میرود تا افکارمحصلین و محصلات معصوم را مغشوش و حتی مسموم سازد!

نمیدانم ازیک لیدرنالیدرناکام چون حامدکرزی که عروج وطن باستان, سربلند و ایماندارشانرا به مفسد ترین ممالک جهان نزول بخشیده است؛ به محصلان عزیز, چه درس خوبی خواهد داد؟ مطبوعات آزاد بود اما ازژورنالستها حمایت قناعت بخش صورت نگرفت. پس چگونه میتوان, نام یک لیدرناکام وخاین ملی را زیب میدان هوائی بین المللی کابل ساخت, درحوالی ارگ مسکن گزینش کرد و ملیونها دالربرای مصارفش پرداخت تا باز به براداران ناراضی خودکمک کند وامنیت ملی وطن ما افغانستان عزیز راتخریب نماید؟ این روش به هیچ نوع درهیچ اقلیم نمی گنجد!

3- کارلوتا گال درصفحه34 کتاب The Wrong Enemy  “امریکا در افغانستان بین 2001- 2004″ چنین پرده از اسرارمهم تاریخی برداشته است! کارلوتامینویسد:این اولین بارنبودکه ملا عمر با کرزی به تماس آمد. چندهفته قبل, فقط چندروزبعد ازشکست مزارشریف”عمر” باز به کرزی تلفون کرد. یکنفریاورکه ازطرف لیدرطالبان سخن میگفت, ازکرزی پرسید:چه تصور دارد وچه فکرمیکند که چگونه این جنگ خاتمه خواهد یافت. کرزی تقاضای امریکارابرایش چنین بیان کرد:  تسلیم بلاشرط طالبان! یاورگفت: ملاعمر بعدا با او بتماس میآید ( منبع این معلومات کتابEric Blehm است که ترجمۀ عنوانش چنین میباشد: یگانه چیزیکه مرگ برایش ارزش دارد: چطوریازده “گرین بیری ها” برای افغانستان جدید به جلو رفتند؛ نیویارک, هارپر کولییر, صفحه 91 سال 2010).

کارلوتا گال دوام داده مینویسد:اکنون سه هفته بعد, موازنه قوا برهم خورد, قبایل به دورکرزی جمع شدند و طالبان به چند ناحیۀ محدود در قندهار عقب نشینی نموده تنها سه هزار طالب مسلح در اختیار داشتند. لیدرطالبان یک هیأت راپیش کرزی فرستادتاتسلیمی قندهار وبرآمدن محفوظ لیدرشپ طالبان را با وی درمیان بگذارند. ملاعمر سرکردۀ این هیأت یک لیدر ارشدطالب عبدالوحید بغرانی راکه یک شخص مشهور قومی وهم لیدرمحترم مجاهدین بود, انتخاب کرد (منبع این معلومات, مصاحبه باعبدالوحید بغرانی درقندهارماه می 2005 ودرکابل جولای 2009 میباشد). اعضای هیأت شامل, طالب لیدرامیر محمدآقا خسرلیدر طالبان و طیب آقایکی ازیاران نزدیک ملاعمربود. آنها پیشنهادکردند  که ملانقیب الله از دستۀ ضدطالبان که یک شخص با قدرت بود اگر تصدی قندهاربه او واگذارشود موردقبول طالبهاخواهد بود. این هیأت برای مذاکره یک مکتوب تسلیمی که ازطرف ملاعمرامضا شده بودبا خودداشتند ودرآن ملاعمرموافقه نموده بود که قندهار در ظرف سه روز تسلیم میشود.

قراراظهارات یک عضو این هیأت, کرزی درمقابل, به یکعده وعده ها دست زدکه مشتمل بود بر:  آزاد ساختن محبوسین طالب که درشمال افغانستان تسلیم شده بودند وبرای هریک قوماندان طالب اجازۀ پنج محافظ مسلح برای امنیت شخصی درخانه هایشان (منبع این معلومات, مصاحبه بایک دپلومات غربی درماه دسمبر2012درکابل است که عضو یک هیأت مذاکرات صلح با کرزی درعین سال این معلومات را به او ارائه نموده بود). ولی, کرزی مکتوب تسلیمی ملاعمر را نپذیرفت! که نویسنده کرلوتا گال این عمل اورا؛ “ممکن جهت جلب رضائیت شان”تعبیرکرده است. اما بعقیدۀ من خیانت ملی است که بمقابل مردم افغانستان مرتکب شده وقابل عفو نمی باشد.

کارلوتا به نوشتۀ خود چنین دوام داده است: یک رفیق صمیمی کرزی بنام حفیظ الله خان بسیار خشمگین بود ازینکه کرزی یک سند مهم تاریخی راکه سندصلح بوده میتوانست, ازدست داد. خان اظهارداشت: اگرکرزی این ثبوت رامیداشت که ملاعمربه تسلیمی موافقه کرده از قدرت  گذشته است, طالبان نمیتوانستندشورشهای بعدی خودرا روا پندارند. بعدا اوگفت کرزی ” درک نکرد که این یک سندبسیار مهم بود” (چطورامکان داردکه یکفرد مجرب, زیرک, هوشیارو مفتن مزاج اهمیت اینطور سند را درک نکند, مترجم). یک دهه بعد وقتیکه کرزی میخواست دربارۀ صلح وختم شورش مذاکره آغاز نماید, طالبان موجودیت مکتوب تسلیمی ملاعمر راردکردند{منبع این معلومات, مصاحبه باحفیظ الله خان درماههای اکتوبرونومبر 2012 درکابل است. حفیظ الله خان اکنون (دروقت نوشتن این کتاب, مترجم)یک دپلومات ارشددروزارت خارجۀ افغانستان بوده هنوزهم یک رفیق صمیمی کرزی میباشد. وی بزودی بعد ازشکست قندهارباکرزی درقندهار ملاقات نمودوازخودکرزی گرفتن مکتوب (تسلیمی , مترجم) ملاعمر را شنید. دپلومات غربی که درمذاکرۀ صلح دخیل بود تائید کرد که طالبان موجودیت این مکتوب را رد کرده اند}.

قسمیکه درسابق تذکردادم بازهم یادآورمیشوم که این اولین قوماندان اعلای نظامی یک مملکت درتاریخ جهان خواهدبودکه تسلیمی دشمن مردم خودرابه اساس قومپرستی پشتونخواهی خودنپذیرفت؛ درهرجای دیگردنیااین عمل بذات خودمحاکمۀ جدی وحتی اعدام بخود میداشت. کرزی بانپذیرفتن تسلیمی لیدرطالب ملاعمرظالم مسلمانکش خونخور, خون قتل هزاران زن ومرد وطفل وپیروجوان راکه بعداز نپذیرفتن تسلیمی ملاعمررخداده، به گردن گرفته که اگردرین دنیا مجازات نشود درآخرت هریک ازین شهدا ازگردنش گرفته بسوی خود خواهد کشانید که برایش منظرۀ گوارا نخواهد بود. این عمل مترافق عمل یک خاین ملی دیگراست که خودش درقعرزمین وآتش سوزان میتپد وما قرنهابعد درروی زمین ازخیانتش میسوزیم و دعای نیک برایش نثار نمی کنیم. او امیرعبدالرحمان با معائدۀ دیورند است.

معلومات فوق بادقت ومآخذمستندآن حضور قانوندانان محترم و حقبین کمیتۀ عدلی و قضائی تقدیم شدتادرقدم اول اسم کرزی ازمیدان هوائی کابل حذف نموده مسکنش از نزدیکی ارگ بجای دیگردر حالیکه تحت نظردایمی امنیت ملی باشد,انتقال داده شود. من آنچه شرط بلاغ بود نوشتم اکنون باقی دردست شما نمایندۀ دولت برای مردم افغانستان و خودکرزی است که باید جوابگو باشد!

وهم فراموش نبایدکرد که: اگراین مسؤولیت عادلانه صورت نگیرد ظالمانه خواهد بودخداوند (ج) درقرآن پاک اضافه از دوصدمرتبه در بارۀ ظالم وجزاهایشان ارشاداتی داردوهم درمسلم که درسه صدحدیث یونس حیران آمده رسول خدا (ص) فرموده است: آیا (چطور) شمارا به بزرگترین گناهان مطلع نگردانم؟ وان عبارت است ازشرک به خدا (ج), رنجانیدن پدر ومادر, وگواهی وگفتاردروغ. وباز درهمانجااز ابو داوودآمده که: ازحضرت رسول پرسیده شد عصبیت چیست؟ فرمودند: همکاری وکمک بامردمت در تشئیدظلم. همچنین درهمانجاازابو داوود  روایت شده که رسول خدا (ص) فرمود: نیست ازماکسیکه برای تقویه و پیشبرد اعراض نامشروع قوم خودرا طلب کند, نیست ازماکسیکه به منظور فوق مقاتله میکند و نیست ازماکسیکه با این مفکوره بمیرد. و بازهمانجا ازبیهقی نقل شده که حضرت رسول الله(ص) فرمود:کسیکه ظلم ظالم رامیداند, بآنهم برای تقویت وی میکوشد از دایرۀ کمال اسلام بر آمده است./

(منتشرۀ هفته نامۀ امیدشماره 1023 مورخ10اگست2016، امریکا)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا