خانه » خبر و دیدگاه » در سرزمین که انسانیت مرده است

در سرزمین که انسانیت مرده است

jalila

داکتر جلیله سلیمی

انسانیت  درگیر و دار رقابت های حکومت داران ما برای تقسیم قدرت، درمیان چانه زنی های معامله گران سیاسی ما، در داخل مدرنترین موتر های شیشه سیاه مقامات دولتی کابل،  در انبوه قصر ها، بلند منزل ها و شهرک های غیر مشروع کابل، در میان  خیمه های محقر پناهندگان داخلی و در ازدحام  جاده های مزدحم  پر از بیگانه ها، در میان  دریای از خون بیگناهان در جاده های  افغانستان مرده است.

کودک سه ساله ای که  کنار خانه اش درچند قدمی ارگ  اختطاف میشود، مورد تجاوز جنسی قرار میگیرد، دندانهایش  در دهنش شکسته میشود، چشمانش کشیده میشود، از دیوار بلند پایین انداخته میشود وبه صورت فجیعی  به قتل رسانیده میشود. به گفته مادر کودک  از محل حادثه زرورق یا کاغذ مخصوص  استفاده کننده گان معتادین  مواد مخدرو  بوتل های شراب  یافت شده است. پولیس پس از 5 روز موفق به یافتن جسد این کودک میشود.

تجمع معتادین در مزدحم ترین محلات کابل و ولایات، مشکلات زیادی برای باشندگان محل و مردم اطراف این مناطق ایجاد کرده است. دزدی، خراب کاری، آلوده کردن محیط زیست و فضای غیر صحی  تنفس و ایجاد بی اعتمادی و احساس ناامنی روانی را در میان مردم این مناطق ایجاد کرده است.

تاسف بار تر اینجاست که روزانه ده ها موتر  مدل جدید شیشه سیاه مقامات دولتی افغانستان  از بالای این  پل ها واز کنار جاده ها ی که جوانان با فلاکت بارترین حالت  روی زباله ها  میان مرگ و زندگی دست و پا  میزنند عبور میکند. مقامات که به ادعای خدمت به این مردم به پول و شهرت و مقام دست یافتند و حالا وجدان هایشان  مرده است.

ده ها هزار جوان  با بدترین عقده های  روانی  زیر این پل ها و کنار جاده های پر رفت و آمد  فقط در چند کیلومتری ارگ  زانوی غم در بغل گرفته و در برزخ اعتیاد میسوزند، منتظر فرصتی اندک برای فرونشاندن عطش عقده های روانی و جنسی خود اند . این جوانان  دستهایشان برای انجام هرگونه فجایع  باز است، آزادنه میتوانند بزرگترین جنایات را که نظیرش در قاموس انسانیت وجود نداشته باشد را  هم انجام بدهند. این جوانانِ محروم از ساده ترین امکانات اولیه زندگی و حقوق انسانی،  نه تنها به  خود بلکه به کودک وزن و یا در نهایت به هیچ  انسانی دیگرهم رحم نمیکنند، جوانانی که برای دریافت پول مواد مخدر و فرونشاندن عطش جنسی خود دست به هرگونه فجایع  میزنند.

اگر فرض را بر این بگذاریم که هر مصرف­‌کننده مواد مخدر (معتاد) مصرف روزانه مواد مخدرش فقط ۵۰ افغانی باشد، در طی فقط یک روز حداقل روزانه ۸۰ افغانی صرف دودکردن، مواد مخدر می­‌شود و در طی فقط یک ماه، مقدار پولی که صَرفِ دود معتادین کشور جهت مصرف مواد مخدرشان می‏شود حداقل ۲ میلیارد و ۴۰۰ افغانی است و بدین منوال می­‌توان از میان این دود، شعله‌­های آتشی را دید که فامیل‌­های زیاد و استعدادهای فراوانی را در خود می‌­سوزاند و به خاکستر تباهی و سیاهی می­‌نشاند.

حالا سوال اینجاست که اگر فامیل های ایشان  این پول را برای اینها تهیه کرده نتواند اینقدر پول را از کجا تهیه میکنند؟  معلومدار است که از دزدی. قتل و اختطاف و غیره فجایع بزرگ دیگر. تکاندهنده ترین فجایع از جمله  تجاوزات  جنسی بر کودکان و  زنان  از فجایع مکرر است که هر روزدر کابل و ولایات رخ میدهد ولی عاملان اینگونه تجاوزات به یقین کامل از میان اینگونه مردمان خواهند بود. ولی تاسف بار تر از همه  این است که رسیدگی به چنین  فجایع در حد رسانه ها و ابراز تسلیت و همدردی ختم میشود وبس.

در کشوری که  میلیارد ها  دالررا  بنام دفاع ازحقوق بشر، ترویج دموکراسی و به بهانه روشن کردن اذهان مردم  صرف پر مصرفترین نهاد های بین المللی داخلی و خارجی  در داخل کابل و ولایات میکنند.  رسانه های مختلف با نقاب ترویج دمکراسی  تجارت شخصی میکنند و یا برای اهداف شخصی افراد و اشخاص کار میکنند، نهاد های که به بهانه ترویج دموکراسی و حقوق بشر هزینه های سنگین از حق غذا و پوشاک کودکان و بیوه زنان و یتیمان را در شمع روشن کردن ها و تجمعات مجلل بنام جامعه مدنی، کنفرانس ها، سفر های  غیر ضروری و جشن های مجلل موسیقی و رقص و آواز مصرف میکنند سوال اینجاست که حالاکه با اینهمه ساز و برگ پر مصرف چرا  چنین  فاجعه سنگینی به این وسعت وحشیانه  و غیر انسانی آنهم  در چند متری ارگ به وقوع مییپیوندد؟

چی  شد نتایج این همه کنفرانس ها که با مصارف هنگفت  به بهانه  ترویج  دموکراسی و حقوق بشر در کابل انجام میشود ؟ مگر  بی احترامی و  پایمال نمودن حقوق بشر و حقوق انسانی بدتر از انسانهای زیر این پل هاو کنار این جاده  است ؟

به نظر من  ما کشور و مردمی هستیم که هنوز تعریف درست از حقوق انسانی خود  را حتی درحد  بلندترین نهاد های دفاع از حقوق بشر نمیدانیم، از نام  دفاع از حقوق بشر وحقوق کودک و زن فقط در حد یک شعار برای رفع نیازمندی های روزمره خود سو استفاده میشود.

تا زمانیکه تمام نهاد های مسوول در افغانستان صادقانه و دلسوزانه بدون ترس و هراس کارنکنند حالت این وطن را بدتر از گذشته میبینم.

 

3 نظر

  1. سعدی بزرگ گفته است:

    بنی آدم اعضای یکدیگر اند…..که در آفرینش زِ یک جوهر اند
    چو عضوی بدرد آورد روزگار…..دگر عضو ها را نماند قرار

    انیطور که معلوم میشود رهبری دولتی افغانستان، مولوی ها و ملاهای افغانستان، پولداران افغانستان از جمله بنی آدم نمیباشند. در غیر آن گپ به این خرابی و تباهی نمیکشد. افغانستان در قطار فاسد ترین دول جهان. آیا همین آغایون از خود سوال کرده اند که وضع چرا اینقدر بد است؟ چه باید کرد که وضع به سوی بهبودی برود؟

  2. نوشته بسیار ارزشمند . متاسفانه همه برای منافع خود سر گرم هستند . اولاد غریب در این وطن تباه شده است

  3. اینکه آدم به بی پروائی و بی عاطفه گی و بی وجدانی مقامات دولتی و سرمایه داران خصوصی، متوجه میشود، حیران میشود و از خود سوال میکند که آیا اینها احساس دارند و چیزی را بنام وجدان میشناسند؟ علی الخصوص که اینها خودرا مسلمان و دولت افغانستانرا دولت اسلامی افغانستان مینامند. فکر میکنم در کلتور عرب و اسلام چیزی بنام همکاری و کمک و لطف وجود ندارد. بدلیل اینکه ما درتاریخ اروپا متوجه میشویم که مردمان اروپا هنگام مصیبت به گروهی و یا قشری فورا” دست به تأسیس یک سازمان خیریه زده اند و همه شهروندان در رفع آن مشکل سهم خودرا ادا نموده اند. در افغانستان ما یک دولت فاسد و بیکاره داریم که در رأس آن یک مریض روانی قرار گرفته و همه کارهارا میخواهد در انحصار خود داشته واز زیر قلم خود بیرون بکشد، همین قسم سرمایه داران فراوانی داریم که از پول دزدی و رشوت،…وغیره مبالغ باد آورده زیادی دز اختیار دارند. ولی هیچکدام شان توجه نمیکنند تا شفاخانه و یا مرکز تجمع و تداوی به این معتادین اعمار نمایند و از آنها غمخواری نمایند. و یا راه دیگری برای حل مشکل جامعه پیدا و عملی سازند.

پاسخ بدهید

ابراز نظر

Your email address will not be published.

ارسال

Copyright © Jawedan.com