Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

قسمت پایانی از شانزده سرزمین اریانا قدیم / خراسان (افغانستان کنونی )

چهاردهمین سرزمین :

چهارد همین سرزمین آفریده اهورامزدا «ورینه » می‌باشد که در آنجا به فریدون، نابود  کننده‌ی ضحاک مار دوش در اوستا به نام «سریتونه » متولد گردیده است و فرهنگ پیشداد به استناد بند ۲۲ و یشت ۱۵ (رامیشت بند ۷-۸) برای اریدو، سوریه‌ی آناهیتا فرشته‌ی موکل دریای رنگه قربانی کرده تا او را در از بین بردن دیوها کمک کند. برخی‌ها ورینه را در دیلم و گیلان شمال ایران امروزی می‌دانند. به عقیده‌ی نیو برگ، ضحاک مار دوش ابتدا پادشاه سرزمین «ببر » که آن را سرزمین «اژدهکه »نیز می‌گفتند و آن سرزمین پیرامون رودخانه‌ی سیحون (سیر دریا) است. و مردم این سرزمین همیشه یکجا با سکاها ذکر می‌شوند. از این رو این سرزمین (ورینه ) در شمال سغدیانه جا می‌گرفت (رحمن، امام علی، ۱۳۹۲، صص ۵۸۸–۵۸۹ به نقل از کتاب نیو‌ برگ‌« دین‌های ایران باستان)، ص ۲۳۱).

پانزدهمین سرزمین :

پانزدهمین سرزمین که اهورامزدا برای آریاییان آفریده‌ «هپته هندو » می باشد ، این عبارت در ریگویدا در شکل «سپته سندو» آمده است که مفهوم هفت‌رود یا هفت دریا را دارد. برخی دانشمندان آن را هفت کشور هند دانسته‌اند. ولی در مورد وجود هفت دریا هند میان پژوهش‌گران اختلاف است، اما مومن جان آوف عقیده دارد که هفت‌رود (دریای قرنطال به بیان آفسو ، لیپسه (بسکند و سمرقند) قزاقستان و قرغزستان معاصر بوده که در تمام فرهنگ‌های معاصر مراکز تمدن دوران باستان شمرده شده است.

«سپسته سندوی» اوستایی و «سپسته سندوی» ویدایی از زمانی است که قبیله‌های هند و ایرانی در یک منطقه زندگی می‌کردند و دارای تمدن واحد و ریشه واحد هستند. در این منطقه (سپته سندو) تا زمان هجوم وحشیانه مغول‌تباران زندگی می‌کردند و تا امروز هم به تعداد کم باقی مانده‌اند (رحمن، امام علی، ۱۳۹۲، ص ۵۹۰).

شانزدهمین سرزمین :

قسمت اخیر

شانزدهمین سرزمین که اهورامزدا ( خداوند ج‌) برای آریاییان آفریده است، کنار دریای رگه می‌باشد که در آن‌جا مردم بدون پادشاه زندگی می‌کردند. خداوند ج در آن‌جا زمستان شدید و دیوها آفریده، مارکوارت دانشمند مشهور معتقد است که این دریا، دریای زرافشان است. دار مستتر، آن را کنار دریای دجله می‌داند و هرلیز آن را کنار دریای آمو می‌داند.

اما اکثر پژوهش‌گران دریای رگه در اویستا  را سیر دریا دانسته‌اند، به گفته‌ی این دانشمندان دریایی که عمر آن هزار قد انسان می‌باشد، پور داوود می‌نویسد که: از بند ۸۱ همین یشت می‌توان یافت که دریای (رنگه) در مشرق ایران (آریانا) قرار دارد. نیور برگ سویدنی می‌نویسد: این نام سرزمین آب ریز و پر از آب رودخانه‌ی رنگه رودخانه‌ی سیحون می‌دانم، رودخانه‌ای که به شمال غرب می‌رود و سپس به جنوب غرب می‌پیچد و در کول اورال می‌ریزد (رحمن، امام علی، ۱۳۹۲، ص ۵۹۱–۵۹۲).

( دیده می‌شود که در تاریخ آریانا یا ایران و خراسان نام کشوری یا منطقه‌ای با اهمیت سیاسی یا تاریخی یا فرهنگی و یا هم اقتصادی به نام افغانستان وجود ندارد. دکتر هوشنگ طالع در دفتر پنجم تاریخ تجزیه‌ی ایران می‌نویسد: «نام افغانستان در پاره‌ای از سرزمین‌های خراسان بزرگ (خراسان شرقی) نام نوی است. اما در این زمینه مرحوم غبار، مرحوم حبیبی، مرحوم کهزاد و نجیب‌الله توروا‌یانا با کوشش‌های ناکام‌شان “آسمان را به ریسمان بسته” تاریخ‌سازی به کار بسته‌اند» (طالع، دکتر هوشنگ، ۱۳۸۸، ص ۱).

مرحوم غبار می‌نویسد: «نام (افغان) به حیث یک قوم و مجموعهٔ قبایل [نه کشوری] در قرن چهاردهم میلادی از طرف نویسندگانی چون الفی و فرشته و ابن بطوطه ذکر گردیده است» (غبار، ۱۳۵۹، ج ۲، ص ۲۰۹).

هم‌چنان عبدالرازق در کتاب «مطلع‌السعدین» نوشته است: «ذکر توجه صاحب قرآن [امیر تیمور گورگانی] به سیستان، قندهار و افغانستان شد…»

بدین‌سان روشن می‌گردد که در زمان لشکرکشی امیر تیمور گورگانی که عزم تسخیر هند را داشت، قندهار و سیستان جدا از افغانستان (محل زندگی تعدادی قبایل اوغان) و اطراف کوه‌های سلیمان مربوط هندوستان بوده است. یعنی تخت سلیمان و اطراف و نواحی آن مربوط هندوستان آن‌روز و افغانستان نامیده می شد که امروزبه‌طور کامل جزء خاک پاکستان است.

اما نام افغانستان منحیث یک کشور نخستین بار از سوی انگلیس‌ها ابتدا در قرارداد ۱۸۰۱م با دولت قاجاری فارس و بار دوم در قرارداد سه‌جانبهٔ لاهور میان مکناتین شاه شجاع ابدالی و رنجیت سنگ حاکم پنجاب انتخاب شده بود، و این نام‌گذاری سنگ نخست تاریخ جداسازی سرزمین خراسان و ایران امروزی است توسط انگلیس‌ها (طالع، ۱۳۸۸، ص ۲).

پس از معاهدهٔ ۱۸۳۸م با معاهدهٔ سه‌جانبهٔ لاهور، دو بار به‌جای نام خراسان نام افغانستان مذکور گردید و سال بعد (۱۸۳۹م) انگلیس‌ها با لشکر بزرگ آمده، شاه شجاع‌خان را پادشاه (افغانستان) اعلام نمودند. شاه شجاع‌خان پس از آن در تاریخ‌ های رسمی منطقه معمول گشت و تحمیل شد (طالع، ۱۳۸۸، ص ۲)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا