خبر و دیدگاه

خاورمیانه در لبه بحران؛ سناریوهای جنگ ایران و آمریکا

 

جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل اکنون وارد سومین هفته خود شده است. هم‌زمان با ادامه این درگیری، نگرانی‌های جهانی درباره گسترش دامنه جنگ به سراسر خاورمیانه و پیامدهای آن برای اقتصاد جهانی به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است. بسیاری از تحلیل گران معتقدند که ادامه این بحران می‌تواند شوک‌های جدی در بازارهای انرژی، تجارت بین‌الملل و نظام مالی جهانی ایجاد کند و ثبات اقتصادی جهان را با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو سازد.

در سطح ژئوپولیتیک نیز نشانه‌هایی از شکل‌گیری نوعی تقابل غیرمستقیم میان بلوک غرب به رهبری آمریکا و قدرت‌های شرقی مانند چین و روسیه دیده می‌شود. اگرچه این کشورها به‌طور رسمی در جنگ دخالت مستقیم ندارند، اما در فضای رقابت‌های راهبردی جهانی، احتمال حمایت‌های اطلاعاتی، فناوری یا سیاسی از بازیگران منطقه‌ای وجود دارد. چنین روندی می‌تواند به پیچیده‌تر شدن معادلات امنیتی و طولانی‌تر شدن بحران کمک کند.

در چنین شرایطی، برای درک بهتر آینده این جنگ باید به بررسی سناریوهای محتمل در صورت تداوم یا گسترش آن پرداخت. نخستین و در عین حال خطرناک‌ترین سناریو، گسترش جنگ به سطحی فراگیر در منطقه است. در این حالت، پای بازیگران منطقه‌ای و نیروهای نیابتی نیز به‌طور مستقیم‌تر به میدان درگیری باز می‌شود. آمریکا و اسرائیل در منطقه از متحدانی برخوردارند که با افزایش نفوذ ژئوپلیتیک ایران مخالفت جدی دارند. در مقابل، شبکه‌ای از گروه‌های همسو با ایران شامل حزب‌الله در لبنان، گروه‌های نزدیک به ایران در عراق و سوریه و حوثی‌ها در یمن می‌توانند در چنین شرایطی وارد میدان شوند. فعال شدن کامل این بازیگران می‌تواند خاورمیانه را وارد یک جنگ چندجبهه‌ای و گسترده کند؛ جنگی که پیامدهای آن نه تنها منطقه بلکه امنیت جهانی و بازار انرژی را نیز به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد.

سناریوی دوم، حرکت جنگ به سمت یک درگیری فرسایشی و طولانی‌مدت است. در چنین وضعیتی، جنگ نه به پیروزی سریع یکی از طرف‌ها می‌انجامد و نه به توافق فوری ختم می‌شود. نتیجه چنین روندی می‌تواند فرسایش تدریجی ظرفیت‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی منطقه باشد. زیرساخت‌های تجاری و اقتصادی آسیب می‌بینند، سرمایه‌گذاری خارجی کاهش می‌یابد و ناامنی مزمن به بخشی از واقعیت ساختاری خاورمیانه تبدیل می‌شود. در این چارچوب، آمریکا و اسرائیل ممکن است استراتژی فشار مداوم اما محدود را دنبال کنند؛ یعنی تضعیف تدریجی توان نظامی ایران از طریق حملات هوایی، عملیات سایبری و اقدامات هدفمند، بدون آنکه وارد یک جنگ زمینی گسترده شوند. از سوی دیگر، برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که چین و روسیه ممکن است به شکل غیرمستقیم و در قالب همکاری‌های اطلاعاتی یا فناوری، به ایران کمک کنند تا موازنه قدرت در برابر غرب حفظ شود و حضور راهبردی آمریکا در منطقه با چالش مواجه گردد.

در کنار این سناریوها، احتمال مهار بحران از طریق یک توافق موقت نیز وجود دارد. فشارهای اقتصادی جهانی، اختلال در مسیرهای تجارت بین‌المللی و افزایش هزینه‌های جنگ ممکن است طرف‌ها را به سمت نوعی آتش‌بس یا توافق محدود سوق دهد. چنین توافقی احتمالاً با میانجیگری برخی قدرت‌های منطقه‌ای یا بازیگران بین‌المللی شکل خواهد گرفت. با این حال، تجربه تاریخی در خاورمیانه نشان می‌دهد که این نوع توافق‌ها اغلب بیشتر جنبه مدیریت بحران دارند تا ایجاد صلح پایدار. بنابراین حتی در صورت دستیابی به توافق، امکان بازگشت تنش‌ها در آینده همچنان وجود خواهد داشت.

سناریوی دیگری که می‌توان تصور کرد، ادامه درگیری‌ها در قالب یک تقابل محدود و کنترل‌شده است. در این حالت، جنگ به شکل حملات هوایی، عملیات دفاع موشکی و ضربات نظامی محدود ادامه پیدا می‌کند، اما هیچ‌یک از طرف‌ها تمایل یا توان ورود به یک جنگ تمام‌عیار را ندارند. این الگو در خاورمیانه سابقه زیادی دارد و از این رو احتمال وقوع آن نیز نسبتاً بالا ارزیابی می‌شود. در چنین شرایطی، منطقه وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی مدیریت‌شده می‌شود که می‌تواند برای مدت طولانی ادامه یابد.

در سطحی عمیق‌تر، برخی تحلیلگران احتمال بروز تغییرات بنیادین سیاسی در منطقه را نیز مطرح می‌کنند. در صورت تشدید بحران، امکان دارد برخی ائتلاف‌های امنیتی موجود فرو بپاشد یا حتی تغییراتی در ساختار قدرت در برخی کشورها رخ دهد. اگر چنین روندی شکل بگیرد، خاورمیانه ممکن است وارد مرحله‌ای از بازآرایی ژئوپولیتیک شود که در آن نظم امنیتی جدیدی بر اساس ائتلاف‌های تازه و رقابت‌های متفاوت شکل می‌گیرد. با این حال، چنین سناریویی با خطرات جدی نیز همراه است؛ از جمله بی‌ثباتی گسترده داخلی، افزایش قدرت گروه‌های مسلح غیردولتی و تشدید رقابت‌های منطقه‌ای.

از منظر اقتصادی، یکی از مهم‌ترین پیامدهای ادامه این جنگ می‌تواند تأثیر آن بر بازار انرژی جهانی باشد. تنگه هرمز که بخش قابل توجهی از نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند، یکی از نقاط حساس این بحران است. هرگونه اختلال در این مسیر می‌تواند عرضه جهانی انرژی را با مشکل مواجه کند و قیمت نفت را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. در چنین وضعیتی، اقتصاد جهانی ممکن است با موج جدیدی از تورم و رکود روبه‌رو شود؛ شرایطی مشابه آنچه جهان در بحران مالی سال ۲۰۰۸، همه‌گیری کرونا و جنگ اوکراین تجربه کرد. افزایش قیمت انرژی به‌طور مستقیم بر هزینه تولید کارخانه‌ها، بخش حمل‌ونقل و قیمت مواد غذایی تاثیر خواهد گذاشت.

در مجموع، اگرچه احتمال وقوع یک جنگ تمام‌عیار منطقه‌ای وجود دارد، اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که سناریوهای جنگ محدود، جنگ فرسایشی یا مهار نسبی تنش واقع‌بینانه‌تر هستند، زیرا هزینه‌های یک جنگ گسترده برای همه طرف‌ها بسیار سنگین خواهد بود. با این حال، حتی در صورت جلوگیری از یک جنگ بزرگ، ادامه تنش‌ها می‌تواند تعادل سنتی قدرت در خاورمیانه را دگرگون کند و منطقه را وارد مرحله‌ای طولانی از رقابت‌های ژئوپولیتیک و بی‌ثباتی ساختاری سازد؛ وضعیتی که مدیریت آن برای بازیگران منطقه‌ای و جهانی آسان نخواهد بود.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا