ریشههای تنش میان طالبان و پاکستان: خط دیورند، حمایت از (TTP) طالبان پاکستان و معادلات منطقهای
۱. طالبان پدیدهای است که در آغاز با حمایت ایالات متحده و پاکستان در بستر جنگهای منطقهای شکل گرفت. اما امروز همان نیروهایی که زمانی حامی آن بودند، در مواردی از عملکرد طالبان ناخشنود و حتی در تقابل با آن قرار گرفتهاند.
۲. طالبان، تحت تأثیر تحریکات نشنلیزم کور ، بدون درک دقیق توازن قدرت در منطقه، مسئلۀ خط دیورند را همانند برخی جریانهای گذشته به موضوعی سیاسی و تنشزا تبدیل کردهاند؛ در حالی که چنین موضوع حساسی نیازمند درک واقعیتهای ژئوپولیتیک و راهحلهای دیپلماتیک است.
۳. پناه دادن یا تحمل حضور نیروهای تحریک طالبان پاکستان (TTP) در خاک افغانستان، یکی از عوامل مهم تنش با پاکستان بوده است. این مسئله زمینهساز درگیریهای مرزی، حملات متقابل و در نهایت قربانی شدن مردم بیگناه افغانستان شده است.
۴. بمباران برخی تأسیسات نظامی از جمله پایگاهها و میدانهوایی بگرام توسط پاکستان در مقاطعی با حمله امریکا به ایران همزمان شده است. این پرسش را مطرح میکند که آیا این اقدامات صرفاً رویدادهای جداگانه بودهاند یا در چارچوب رقابتها و محاسبات قدرتهای بزرگ در منطقه معنا پیدا میکنند که مبادا چین و یا کشور دیگری علیه امریکا از این پایگاه استفاده کند، چنانچه ترمپ نیز از حمله پاکستان به بگرام ابراز مسرت کرده است.
۵. اکنون که طالبان افغانستان درگیر تنشهای قومی، مسئلۀ لوی پشتونستان، مناقشۀ خط دیورند و اختلافات با پاکستان شده است، این پرسش جدی مطرح میشود که چرا سایر اقوام و ملیتهای غیر پشتون که در این موضعگیری های قوم پرستانه و تباه کن لوی پشتونستان سهمی ندارند، چرا باید وارد جنگی شوند که نتیجهای جز ویرانی، تلفات انسانی و گسترش رنج و مصیبت برای مردم افغانستان ندارد. تجربه تاریخ نشان داده است که در چنین جنگهایی در نهایت هیچ برندهای وجود ندارد و تنها بازندگان آن مردم عادیاند.



