خانه » خبر و دیدگاه » رویکرد اشغالگران و نوکر شان با مظلومان هزاره

رویکرد اشغالگران و نوکر شان با مظلومان هزاره

 

افغانستان سوزی به بهانه ی کوچی و کوچی گری

 

درین جا می خوانید:

نخست گریه و شیون  مردم  ننگرهار برای کودکان گلوله باران شده ی هزاره جات – ویدیو

اشرف غنی کوچی عامل این همه خونریزی ها

– اشرف غنی در زمان حاکمیت طالبان در افغانستان نقش سخنگوی آنان را داشت

– کشتار غیر نظامیان به وسیله پولیس در بهسود

– دوم: اصلا  کوچیگری چیست؟

– رویکرد های خشن کوچی پس از حاکمیت طالبان  در مناطق هزاره نشین

– کوچی ها یک معمای سیاسی- استخباراتی

– فرمانده  علی ‌پور کیست؟

–  اعتراض های گسترده

– اما در مورد فرمانده علی پور

– تکلیف اشغالگران با فرمانده علیپور

– انتقال هراس افگنان زیر نام کوچی ها به ولایات شمال و شمال- شرق

– قوماندان زرداری صدای اشرف غنی را فریاد میزند. ویدیو

– فرمانده علیپور و گلبدین حکمتیار

– سندی از پیشنهاد دادخوانه ی تلفنی- ویدیویی آقای علیپور  

–  راه برون رفت از بحران کوچی گری

 

نخست:

 گریه و شیون  مردم  ننگرهار برای کودکان گلوله باران شده ی هزاره جات – ویدیو 

 

پیش از هر تحلیل و تبصره ای توجه شما را به ویدیوی  کشتار کودکان توسط  اشرف غنی احمدزی کوچی در بهسود هزاره جات، که با شعر رسای شاعر بلند همت و مستعد کشورآقای جاوید سهراب بازتاب یافته، و توسط  جوان برومند و مستعد کشور آقای اظهارالله خوشحال دکلمه شده است معطوف می دارم.۱

https://www.youtube.com/watch?v=LhJdcCfrT7o&ab_channel=IzharullahKhushal

 

اشرف غنی کوچی عامل این همه خونریزی ها

 

اشرف غنی به مثابه یک زالوی خونخوار در قرن بیست و یک به افغانستان فرستاده شده است.

بلی هموطن عزیز؛ امروز،  افغانستان شاهد عملی شدن برنامه ی  مشهور ترین ستراتیژیست سیستم سرمایه داری، آقای هنری کیسنجر )سپتامبر ۱۹۷۳ الی جنوری ۱۹۷۷( به حیث رییس جمهور افغانستان میباشد.۲

با اینکه همه روزه در افغانستان بم و انتحار و انفجار صورت میگیرد، همه روزه خون میخورد و از خون مردم زنده است و حاکمیت می کند.

یکی از ده ها اظهارات ذلتبار آقای اشرف غنی احمدزی گویا دارای تحصیلات اکادمیک، که مایه ی شرمندگی و شرمساری مردم افغانستان خاصتا پشتونها و باز خاصتا غلجایی هاست؛ این است که پس از انفجار های مرگبار و خونبار انتحاری که ده ها و صد ها تن از عامه ی بیدفاع مردم در خون های شان می تپند و جان های خود را از دست میدهند؛  این دراکولای بی رحم و بی وجدان چنین میفرماید:    

کل افغانستان اولاد مه است؛ اگر پارچه پارچه میشن و خون شان سرک ها ره میگیره، اینی امتحان الهی اس.(یعنی که به من سر قوماندان اعلی! پراشوتی ارتباطی ندارد. نگارنده). 

غنی: پارچه پارچه شدن فرزندان ما، امتحان الهی است.

این سخنرانی تقریبا بیست روز پس از آن صورت می‌گیرد که شهر کابل شاهد حملات خونینی بود که در آن صد ها نفر کشته و زخمی شدند.۳

 

اشرف غنی در زمان حاکمیت طالبان در افغانستان نقش سخنگوی آنان را داشت

 

     آقای اشرف غنی احمدزی در زمان حاکمیت طالبان در افغانستان ( پروژه انگریزی- پاکستانی) از مدافعین و سخنگویان طالبان بود و از طریق مصاحبه با رسانه های غربی چون بی بی سی، سی ان ان و غیره برای آنان لابی گری کرده آنان را همچو آقای روستار تره کی، نیرو های ملی و بومی خوانده و ازین نیروهای اکسترمیستی بنیادگرا و ابزار دست خارجی های استیلاجوی حمایت بیدریغ مینمود.۴

 

 

من حال در مورد اشرف غنی چیزی زیاد نمی نویسم. زیرا او مامور قسم خورده امریکایی است برای انجام پلان های محول شده از جانب امریکا و استخبارات کشور های عدیده که سر اصلی نخ به دست هیولای ” دیپ ستیت” می رسد؛ آمده و به مقام شاه شجاعی رسانیده شده است. اما برای شناخت بیشتر این شخص شخیص به مقالات پژوهشی  این کمینه که لینک های آن در زیر درج شده است، میتوانید کلیک و یا تچ فرموده، آن ها را به مطالعه گیرید.۵ 

 

 کشتار غیر نظامیان به وسیله پولیس در بهسود

 

     شماری از متنفذان و باشنده‌گان ولسوالی حصه اول بهسود میدان‌ وردک روز جمعه، دهم دلو، در یک گردهمایی از فرمانده پولیس این ولایت می‌خواهند که با نیروهای تحت امرش به ‌خاطر جلوگیری از بروز هرگونه حادثه‌ای ساحه را ترک کرده به مرکز ولایت برگردند. بر بنیاد معلومات برخی از نماینده‌گان میدان‌وردک در مجلس، قطعه‌ ۳۳۳ پولیس از پانزده روز به این سو زیر امر الله ‌داد فدایی، فرمانده پولیس میدان‌وردک، در ولسوالی بهسود به سر می‌برند. به گفته‌ آنان، حضور نیروهای امنیتی و فرمانده پولیس در ولسوالی بهسود «تحریک‌آمیز و مشکوک» بود و در واقع آن‌ها برای بازداشت و سرکوب فرمانده علی‌پور برنامه‌ریزی می‌کردند. براساس معلومات این نماینده‌ مجلس، زمانی‌ که متنفذان و باشنده‌گان محل خواهان خروج فرمانده پولیس میدان‌وردک و نیروهای تحت امرش از این ولسوالی می‌شوند، «نیروهای دولتی بر مردم گلوله‌باری» می‌کنند و در نتیجه بیشتر از  چهل نفر کشته و زخمی شده و ده های دیگر به اسارت پولیس می افتند.۶

     اصل درگیری های متداوم میان کوچی ها و مردم مناطق هزاره نشین، ریشه های تاریخی- سیاسی- اقتصادی و اجتماعی داشته که از زمان استعمار تاکنون ادامه دارد. هجوم و تصاحب  مزارع و علفچر های  منطقه ی هزاراه جات؛ و بیرون ساختن مردم هزاره از دهات شان، به آتش کشیدن خانه و کاشانه های ایشان به وسیله ی کوچی های مسلح، هزاره ها را برآن واداشته است تا از اراضی وملکیت شخصی  خویش به دفاع پردازند و در برابر مهاجمین مسلح کوچی – طالب مقاومت نمایند.

  حمله به افراد، وادار کردن آنان به ترک خانه و کاشانه شان، یک جرم حاد علیه بشریت محسوب می شود که همه ساله توسط کوچی ها علیه مردم نقاط مختلف افغانستان بویژه هزاره ها صورت می گیرد.۷

 

   دوم: اصلا  کوچیگری چیست؟

 

      عامل اساسی پیدایش و رشد این پدیده ی شوم( کوچیگری) در افغانستان که بد ترین و وحشیانه ترین قربانی ها را از خود کوچی ها ی بد بخت و تحمیق شده نیز اخذ می نماید، و ایشان را محکوم به زیستن در تحت بدترین و وحشیانه ترین شرایط زندگی نموده است، پدیده ی قبیله سالاری وابسته به اجانب است، که حکام و امرای قبایلی با هدف تحقق اغراض و نیازمندی های آزمندان ی فردی و گروهی خود و حامیان خارجی خویش، بصورت دوامدار از این پدید ی شوم و تباه کن اجتماعی حمایه نموده و این عمل را به بخشی از سیاست های رسمی و دولتی خویش مبدل نموده اند؛ که بر اساس آن انسانهای شامل این گروپ را، با اعطای نام کوچی یعنی بی وطن، و افتخارات موهوم استحماری، درعمق بد ترین اشکال جهل، فقر و تعصب ، بامحروم سازی عمدی ایشان از ابتدایی ترین امکانات زندگی انسانی، چون داشتن محل مشخص مسکونی و رهیابی به امکانات زندگی بهتر مثل داشتن مکتب و شفاخانه وغیره غرق نموده، از آنها منحیث بد ترین  وغیر انسانی ترین سلاح و لشکر بدون مزد و مسئولیت، در جهت ویران سازی و از میان بردن مظاهر زندگی دیگر باشندگان کشور، و تحقق آرزو های غیر مشروع  وغیر انسانی خود، بهره برداری مینمایند. 

     بصورت طبیعی حیات کوچی ها با خصوصیاتی که فوقا تذکر یافت، کاملا دارای ماهیت ستاتیکی وغیر قابل تغییر بوده، و در طول قرون متمادی،  با پیروی از سنت های متحجر قبایلی، در یک دور بسته و تکراری به حیات خود ادامه داده، و فاقد روحیه ی تحول پذیری و تکامل میباشند، که هیچ تغییری را در زندگی روزمرگی خود به سادگی پذیرا نمیشوند.۸

 

 رویکرد های خشن کوچی پس از حاکمیت طالبان  در مناطق هزاره نشین

 

    از سالیان متمادی، هزاره ها از ورود و تعرض کوچی ها به علفزار های خویش شکایت داشته اند.      

     پس از حاکمیت طالبان، کوچی ها به صورت مسلحانه به مناطق هزاره ها سرازیر شده، مواشی  آنان بر کشتزار ها و مزارع و علفچر های هزاره ها هجوم می آورند. در صورت موانع از جانب هزاره ها، کوچی ها در تبانی با طالبان، به قتل  و کشتار هزاره ها دست یازیده و خانه و کاشانه های آنان را به آتش میکشند.

      احمد جعفری عضوی شورای ولایتی میدان وردک امروز یک شنبه (۲۲، ثور- ماه می  ۱۹۲۲) در گفتگو با خبرنگار افغان نیوز با ابراز نگرانی اظهار داشت که شب گذشته در اثر درگیری میان کوچی ها و مردم محل در ولسوالی بهسود این ولایت، سه پوسته نیروهای «مقاومت مردمی» سقوط کرده و یک تعداد نیروهای امنیتی شهید شده اند. 

وی نیز اضافه کرد که  در اثر این درگیری ها میسر شاهراه دو کاملا به دست طالبان است، دولت دست زیر الاشه نشسته فقط تماشا میکند و هنوز هیچ اقدامی عملی در این عرصه از سوی دولت صورت نگرفته است.

     آقای جعفری تصریح نمود که از تلفات درگیری میان نیروهای مردمی و کوچی ها که شب گذشته صورت گرفته بود، هنوز آمار دقیق وجود ندارد. اما کوچی های شماری از خانه های مردم را به آتش کشانده اند و زراعت مردم را از بین برده اند.

به گفته وی؛ کوچی ها تلاش دارند تا با زور اسلحه این مناطق را بدست آورند، اما باشندگان این مناطق علیه آنان ایستادگی نموده و اکنون در نتیجه این درگیری ها، سه پوسته سقوط کرده است.

     جعفری با تایید اینکه دولت هنوز هیچ اقدامی عملی در این عرصه نکرده، گفت: خبر های که در شبکه های اجتماعی دست به دست می شوند حاکی از آن است که یک تعداد طالبان  پاکستانی برای طرح جنگ وارد این ولایت شده اند.

     آقای جعفری افزود؛ اشرف غنی امسال دو میلیارد افغانی به کوچی ها داده تا گویا در مناطق هزاره جات نروند، یعنی اگر این خبر درست باشد کوچی ها توسط این پول می توانند نیروی زیادی بسیج نموده و به گونه سیل آسا به مناطق هزاره نشین هجوم آورند.

     در همین حال، شریف الله هوتک عضوی دیگر شورای ولایتی میدان وردک، وضعیت مردم در برخی از لسوالی های این ولایت را نگران کننده عنوان نمود و تاکید داشت که دروازه های مکاتب به دلیل نا امنی ها در مناطق چهار اطراف مرکز این ولایت به روی دانش آموزان بسته شده است. وی نیز افزود؛ در مرکز این ولایت دانش آموزان دختر تنها تا مرحله ابتدایی حق رفتن به مکتب را دارند و طالبان در معارف این ولایت مداخله جدی دارند.

     بانو هاجر میرزایی عضو شوارای ولایتی میدان وردک گفت که شب گذشته طالبان به همکاری کوچی ها بر باشندگان این ولسوالی حمله کردند و خانه های مردم را آتش زدند و اموال شان را به سرقت بردند؛ اما از تلفات جانی آمار دقیقی در دست نیست.

خانم هاجر همچنان گفت؛ این جنگجویان با سلاح های مجهز و دوربین های ذره بینی بالای مردم بهسود حمله نمودند که در نتیجه بیشترین تلفات را مردم محلی متقبل شدند. وی افزود که اکنون ۱۱ تن از نیروهای امنیتی شهید و سه پسته نیز سقوط نموده است.

به گفته هاجر؛ اکنون حصه اول بهسود و مرکز بهسود به گونه ای کامل تحت تصرف طالبان به حمایت از کوچی ها می باشد.

     این درحالی است که گروه طالبان نیز در اعلامیه‌ای گفته است که افراد این گروه در این حمله پنج پاسگاه نیروهای مردمی را تصرف کرده‌اند و در جریان درگیری ۱۳ نفر از نیروهای مردمی را کشته اند.۹ 

 

 کوچی ها یک معمای سیاسی- استخباراتی

 

     امسال نیز سرازیر شدن کوچیها در بهسود (هزارجات) سبب نا آرامی این منطقه گردیده است. اینها در حالی که با سلاحهای سنگین مسلح اند و بدون اینکه فامیلهای خود راهمراه داشته باشند وارد بهسود شده اند بدین شکل وارد شدن اینها سئوال برانگیز بوده، زمانیکه وارد این مناطق شدند با در گیری و زورگویی زمین های زراعتی اهالی را طعمه مواشی خود نموده و بنا به گفته بعضی از منابع باعث قتل تعدادی از مردم شده اند. صدها فامیل فرار نموده به ساحات امن پناه برده اند اینگونه حرکت کوچی ها در امن ترین ساحات که طی چند سال گذشته بعد از شکست طالبان از آرام ترین مناطق بوده اند ، این آرامش وامنیت باعث گردیده که مراکز فرماندهی نا امنی ها در افغانستان بفکر متشنج کردن هزارجات بیفتد که دسته های کوچی وغیرکوچی آمده و باعث قتل،غارت و چور چپاول گردند.

     کوچی و کوچی گری ریشه در تاریخ قبیله سالارانه ای کشور داشته و دارد که با اندک تامل و دقت حرکت کوچی ها در مرکز افغانستان (هزارجات ) ریشه به طرح و پلان حاکمیت های استبداد پیشه ای گذشته دارد .خود کوچی ها مردمان فقیر و مستضعف می باشند اما اگر با مردمان هزارجات مقایسه گردد کوچی ها با همان وضعیت خود نسبت به مردم هزاره ای ساکن در هزارجات بهتر و متمول تر میباشند. اما این کوچ نشینی و کوچی گری سابقه طولانی دارد کوچی های افغان براساس یک فلسفه ظالمانه توسط حکام مستبد مخصوصا امیر عبدالرحمن خان در هزارجات تحریک واغفال شدند و اینها توسط امیران ظالم پشتیبانی و حمایت می شدند مظالم زیادی را بعد از باز شدن رد  پای شان در هزارجات انجام داده اند و میخواهند انجام دهند. کسانیکه ظلم و تعدی های کوچی ها را بیاد می آورد از ستمهای بی شماریکه اینها در بین مردم کرده اند خاطرات تلخی دارند آنگونه ستمگری آنها در هیچ قالب جور در نمی آید، در اینجا از بعضی منابع که در دسترس بوده استفاده نموده گذشته ای صد سال و اندی کوچی گری در هزارجات را به ارزیابی میگیریم.

چندین سال است که کوچی های مسلح ( یک معمای سیاسی ـ استخباراتی) یک جا با طالبان، به مزارع مردم اتباع سایر ملیت ها به ویژه  هزاره، در هر کجا هجوم آورده، مرد و زن، پیر و کودک  آنها را گلوله باران کرده، خانه و کاشانه ی ایشان را به اتش کشیده و ویران می کنند.۱۰ 

 

     چند سالی است که برای دفاع از مردم بهسود، شخصی به نام عبدالغنی علی پور به پا برخواسته و در دفاع از مردم بهسود در برابر تعرض  مشترک طالبان- کوچی ها می پردازد.

   – فرمانده  علی ‌پور کیست؟

     مهمترین  عامل ظهور خیزشی تحت قرماندهی شخصیتی به نام علی پور، حمله های متداوم طالبان و کوچی ها در مناطق مرکزی کشور شمرده می شود که مورد حمایت محسوس و معنا دار اداره فاشیستی اشرف غنی احموزی کوچی نیز قرار دارد. غلام حسین ناصری، عضو مجلس نمایندگان از میدان وردک به سایت خبرنامه گفت که در ۱۵ سال گذشته در مسیر شاهراه مناطق مرکزی یک صدو سی و شش تن سر بریده شده اند.

  

     این نماینده مجلس می گوید “تنها در سال ۱۳۹۲ در مسیر کابل – مناطق مرکزی ۳۳ تن به شمول ۳ زن به شکلی وحشیانه و فجیع شکنجه شده و سپس سر بریده شده اند.”

 

  اعتراض های گسترده

      ناآرامی ها در مسیرهای مناطق مرکزی افغانستان، همواره سبب اعتراض های گسترده شده است.

      در سال ۱۳۸۷ خورشیدی، هزاران نفر از مردم کابل و مناطق مرکزی در اعتراض به حمله کوچی های مسلح با راه اندازی تظاهرات گسترده خواهان رسیدگی به نا امنی ها در مناطق مرکزی شدند.۱۱ 

 همه نیک میدانیم که هر ازگاهی، اعتراض های داد خواهانه همچو، جنبش تبسم، رستاخیز، و… به وسیله ی حاکمیت خونتای اشرف غنی به فاجعه های خونبار کشیده شده است.

  اما در مورد فرمانده علی پور

     قوماندان علی ‌پور یک فرمانده نظامی خیزش‌های مردمی است که در مناطق مرکزی کشور به دلیل آن‌چه «دفاع از حقوق هزاره‌ ها» عنوان می‌شود شهرت یافته است.

مرکز اصلی فعالیت‌های او ولسوالی بهسود ولایت میدان وردک است. ولایت میدان ‌وردک یکی از مناطق ناامن در مرکز کشور است که طالبان در آن حضور گسترده‌ای دارند.

قوماندان علی‌پور یک تشکیل نظامی غیردولتی در مناطق مرکزی را به نام «جبهه مقاومت» ایجاد کرده است. این جبهه پس از حمله‌ی کوچی‌ها به مناطق بهسود و ناامن‌شدن شاهراه‌ میدان‌وردک – کابل که مردم مناطق مرکزی را به پایتخت وصل می‌کند، شکل گرفت. این تشکل نظامی محلی در مرکز افغانستان به دلیل مقاومت علیه طالبان و کوچی‌ها طی چند سال گذشته در میان مردم شهرت یافته است.

فعالیت این جبهه در سال ۲۰۱۵ و پس از ناامن شدن مسیر ولسوالی جلریز شدت پیدا کرد. طی ۱۵ سال گذشته، مواردی از آدم‌ربایی‌ها در ولسوالی‌های سیدآباد و بهسود و یا در مسیر میدان‌شهر – کابل و مسیر جلریز رخ داده است. در واقع، مسافران برای رفتن از کابل به سوی مناطق مرکزی باید از همین مسیرها در میدان‌شهر عبور کنند.

قوماندان علیپور معروف به قوماندان شمشیر، فرمانده این گروه مسلح در منطقه کجاب ولسوالی بهسود پیش از این در گفت‌وگو با رسانه‌ها، دلیل روی آوردن خود و همراهانش به سلاح را نبود امنیت در این مناطق عنوان کرده است.

حکومت، آقای علی‌پور را متهم می‌کند که در بسیاری از ناامنی‌ها در ولایت میدان ‌وردک دست دارد. حتا گفته می‌شود که در طول ماه‌های گذشته مسوولان محلی در ولایت میدان وردک و ولایات دیگر چون غزنی، غور و بامیان، بارها تلاش کرده‌اند فرمانده علی‌پور و نیروهایش را بازداشت کنند، اما موفق نبوده‌اند.۱۲

 

     من؛ در مورد فعالیت های فرمانده علی پور سال های پیش مقاله ای نگاشته بودم که برای سرکوب و عقیم ساختن علی پور، چطور یک امریکایی افغان تبار هزاره؛ موصوف را در دام اشرف غنی و غرب گیر داد.( این مقاله در پایان این نگارش قابل دسترسی است).*۱۳

 

     امروز هم  فرمانده علیپور در برابر حملات و تهاجم و کشتار مردم هزاره به وسیله طالب – کوچی،  به دفاع و بسیج مردم پرداخته و نیرومندی فزاینده یافته است که این راهکار موجب ناراحتی اشرف غنی و تشویش غرب به رهبری امریکا- ناتو گردیده است. تشویش غنی روشن است. اما بنای  تشویش غرب باین نکته منهمک است که فرمانده علیپور با بسیج مردم، در آینده مانع بلامنازع بر ضد تروریزم طالبانی خواهد بود که غرب اکنون انرا به عوض «نیروی بلک واتر» اجیر کرده و سمت و سو میدهد. این خود اندیشه و درد سر برای نیروهای اشغالگر و تاراجگر بوده و مانعی  در قبال برنامه های آنان خواهد شد و مهمتر از همه الگویی برای سایر اقوام و ملیت های افغانستان خواهد گردید. بی مورد نبود که قوای ویژه ی غنی به بهسود جا بجا، و بر عامه ی مردم به صورت بسیار وحشیانه حمله ور شده و در نتیجه ده ها تن از مردم بی دفاع و بی سلاح بهسود کشته و زخمی شده اند. چنین درامه های خونین و بزرگ بی چراغ سبز امریکا و ناتو امکان پذیر نیست.

 

  تکلیف اشغالگران با فرمانده علیپور

 

   طی بیست سال پسین، اشغالگران در همکاری با حاکمیت دست نشانده، تمامی فرماندهان ضد طالبان را با توطیه های سازمانیافته به شکل زنجیره ای ترور کرده است؛ تا راه را برای دستیابی طالب و داعش در تمامی  نقاط کشور هموار سازد. متاسفانه این روند تاکنون ادامه دارد. اشغالگران به خوبی میدانند که فرمانده علیپور که از حمایت عام و تام مردمی برخوردار است؛ میتواند در برابر پیشروی طالبان در نقاط مرکزی کشور ( ساحات هزاره نشین کشور) خطر آفرین باشد. باییست برای اطمینان خاطر در تبانی با اشرف غنی  این چنین موانع از برابر پیشروی طالیان و تروریستان برداشته شود.  

 

 انتقال هراس افگنان زیر نام کوچی ها به ولایات شمال و شمال- شرق

 

     جابجایی کوچی ها در ولایات شمالی از سال ۲۰۱۴ بدینسو آغاز شده و اخیرن به شدت جریان دارد، منابع مختلف قدرت در تلاش اند تا افرادی را تحت نام کوچی ها در مناطق کلیدی شمال جابجا کنند، و از این طریق جنگ افغانستان را با روشن کردن آتش نبرد در شمال سرتاسری ساخته و منافع خود را در هرج و مرجِ تمام کشوری تامین نمایند. در حالیکه استان های شمال در گذشته های تاریخی به نسبت زیادی از مناطق جنوبی کشور امن تر بوده اند. در عده یی از مناطق شمال که افراد مسلح تحت نام کوچی در صدد جابجایی اند با مخالفت مردمی روبرو شده و مجال آنرا دریافت نکرده اند تا خود شان را به مناطق مورد هدف رسانده و آنجا را ناامن بسازند. بگونه مثال در استان «پروان» از یک سال به این طرف کوشش هایی از سوی مردم و مقام های دولتی صورت میگیرد که مانع جابجایی کوچیان در این استان شوند و این مخالفت هنوز جریان دارد. اما در بعضی استان های دیگر بنا بر ضعف مدیریتی و یا همکاری مسولان حکومتی با مخالفین، افراد مسلح تحت نام «کوچی ها» جا گرفته و از آنجا فعالیت های هراس افگنانه شانرا آغاز کرده اند.

     چندی قبل طالبان بر چند شهرستان کندز با تعداد زیادی از جنگجویان مسلح که تعداد شان بیشتر از ۲۰۰۰ تن تخمین شده حمله ور شدند و حتی در چند روزی کنترول شهرستان «گورتیپه» را نزد خود داشتند اما با سعی و تلاش نیرو های امنیتی افغان به عقب زده شدند اما آنچه جای سوال دارد اینست که ۲۰۰۰ شورشی طالب در نبرد نخست وردوج بدخشان، بیش از ۲۵۰۰ شورشی در نبرد دوم بدخشان، بیش از ۱۵۰۰ تن در فاریاب، در حدود ۱۵۰۰ تن در فراه، و همینگونه نفوذ طالبان در بغلان چگونه به یکبارگی به این ارقام بلند رفت؟! و نیز آنچه از گزارش ها بدست آمده است نشان دهنده این است که شورشیان بر علاوه از جنگ افزار های سبک از سلاح ها و جنگ افزار های ثقیله نیز در نبرد های شان با نیرو های امنیتی استفاده میکنند که تا حدی نبرد را برای نیرو های امنیتی افغان دشوار ساخته است. پس این همه جنگ افزار ها چگونه و از کجا به شورشیان اکمال گردیده است؟! 

     معلوم دار است تا همکاری و همآهنگی برای انتقال این همه تجهیزات و نیرو های انسانی برای طالبان وجود نداشته باشد آنان نمیتوانند به آسانی در شمال نفوذ پیدا کنند مگر اینکه مقام های با صلاحیتی از دولت افغانستان با مخالفان دست داشته و زمینه این همه را مساعد بسازند.

     هجوم گروهی طالبان بر ولایت های شمالی از جمله بدخشان، کندز، فاریاب و بغلان بیانگر قوت یافتن بیشتر شان در این ولایت هاست که در یک دهه ی اخیر مخالفان در شمال تا این حد نفوذ نکرده بودند که بتوانند بر پاسگاه های بزرگ نیرو های امنیتی هجوم بیآورند و سربازان اش را قتل عام کنند و تجهیزات آنان را نیز با خود ببرند. اما در چند ماه اخیر ما شاهد همچو رویداد هایی در شمال کشور بوده ایم. طالبان دوبار بر شهرستان وردوج بدخشان حمله ورد شدند، سربازان را گردن بریدند و در پاسگاه های نیرو های امنیتی عَلَم خود را بر افراشتند، همینگونه در کندز، فاریاب، فراه، سرپل حملات تهاجمی شانرا افزایش داده اند.۱۴ 

 قوماندان زرداری صدای اشرف غنی را فریاد میزند. ویدیو

     قوماندان زرداد فریادی قوماندان جنایت پیشه ی حزب اسلامی در مسیر راه کابل ـ ننگرهار که همه کابلیان از جنایات بیشمار و برخورد آن با راکبین مسیر کابل ت جلال آباد داسنتان ها دارند، نیز به فرمانده علیپور اخطار داد: اگر در برابر  کوچی ها مقاومت کند، بامیان را هم از دست خوا هد داد. هیچ مقام دولتی ای در برابر اظهارات این آقای جنایت کار رها شده از زندان بریتانیا واکنش نشان نداد. زیرا او صدای اشرف غنی کوچی را فریاد زده است.

مردم، تمام ملیت های باهم برادر و برابر افغانستان باید بدانند و دقت و تأمل کنند که اصلا درین مرحله اشغال؛ اجانب چرا یک شاه شجاع کوچی را برای افغانستان پیدا و آماده و تحمیل و علم کرده اند؟! 

اشرف غنی ولو که تحصیلات عصری و زن و زندگی غربی دارد ولی نه خودش و نه برادر و کاکا و سایر اقاربش از القاب و انتسابات «کوچی» ابا و حیا ندارند.  فقط همین حقیقت ثابت گر همه گفته های بالاست و مردمان افغانستان باید از خواست های دادخواهانه ی فرمانده علیپور و جان بر کفان پیروش برای تامین عدالت اجتماعی درین تاختگاه غارتگران دفاع نمایند!۱۵

 

 فرمانده علیپور و گلبدین حکمتیار

 

     علیپور در دفاع از مردم منطقه ی هزاره نشین برآمده و در برابر طالب، داعش و کوچی ها از مردم منطقه حراست و حمایت میکند ولی مورد تهاجم نیروهای نظامی دولتی قرار می گیرد.

     ولی  گلبدین حکمتیار جنایتکار بی بدیل به وسیله انگریز و امریکا از آغوش آی  ایس آی بیرون ساخته شده و با وصف جنایات عظیم متداوام بر ضد وطن و مردم افغانستان با شان و کر و فر قصر نشین کابل شده است، مصارف میلیونها دالری او و خدم و خشم سرسام آورش را سفارت های انگلیس و امریکا میپردازند، تازه  به صورت مستقیم هم دولت دارای رسمیت جهانی کابل را به براندازی و واژگونی تهدید میکند.

 ‏    چنانچه “گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، امروز یک‌شنبه(۲۶، دلو) در مراسم سالروز خروج ارتش سرخ شوروی از افغانستان گفت که اگر زندانیان این حزب به زودی، بدون قید و شرط آزاد نشوند، ارگ ریاست جمهوری را محاصره و قدرت را از اشرف غنی و اطرافیانش می‌گیرد”. اما آقای اشرف غنی در برابر تمرد و اخطار حکمتیار بنا بر ملحوظات اتنیکی- زبانی وغیره که گفته آمدیم چشم ها و گوش ها را بسته، گویا خود را به ” کوچه حسن چپ” زده است. ببینید فاشیست شاخ و یا دم ندارد. 

     حالا ببینید! حکمتیار متهم به براندازی حکومت است. یا علیپور که تنها برای دفاع از حق مردم به پا برخاسته و از حمایت مردم مظلوم خود بیشتر دعوی و شعاری ندارد. رویکرد حاکمیت غنی در مورد این دو تن، فاشیستی هست یا نیست؟ ۱۶ 

 

 سندی از پیشنهاد دادخوانه ی تلفونی- ویدیویی آقای علیپور  

     فرمانده علیپور در هزاره جات برای دفاع از حق مردم خود برخاسته است. علیپور نمی خواهد کوچی و طالبان مسلح به ناموس مردم هزاره تجاوز بکند. علی پور همچو حکمتیار حکوت را تهدید به سرنگونی نکرده است. علی پور عدالت می خواهد. پس از ده دقیقه و سی ثانیه  به مدارک مهم درین  پیام تلفونی  آقای علیپور گوش دهید. ۱۷

 

  راه برونرفت از بحران کوچی گری

 

در هر کشوری قانون اساسی من حیث یک وثیقه معتبر ملی مطرح می‏باشد. در کشور ما نیز اگر این نگاه وجود داشته باشد، باید به مواد آن وقعی نهاده شود. اسکان کوچی‏ها با صراحت به عنوان یکی از وظایف دولت ذکر گردیده است. لذا دولت می‏تواند با یک رویکرد مثبت ملی و بدون آن که حقوق دیگر شهروندان را تضییع نماید، ‏زمینه اسکان دایمی ‏کوچی‌ها را فراهم نماید. البته مشروط بر این که قبل از انجام این مهم‏‏، صادقانه به تفکیک کوچی واقعی و کوچی قلابی و طالب بپردازند. 

     کوچی های واقعی قلمرو افغانستان باید در داخل افغانستان اسکان شوند. شرایط زندگی ثابت و دایمی برای ایشان آماده گردد. امکانات آموزشی، بهداشتی برای شان مهیا گردد.   کوچی ها هم از تمامی مفردات قانون اساسی ج.ا. ا. پیروی  و زیر بیرق کشور افغانستان بسان سایر اتباع کشور به زندگی شرافتمندانه آغاز نمایند. دولت خود را مکلف سازد تا آنان را به زندگی متعارف و انسانی امروزی  برگرداند. تا باشد که کشور های  همسایه هم  بمثابه ابزاری از  آن ها برای حصول اهداف نامشروع، در بی ثبات ساختن کشور نتوانند از ایشان استفاده و سود برند.

 

///

۱

شعر گریه و شیون  مردم  ننگرهار برای کودکان گلوله باران شده ی هزاره جات:

 

څه یی ګناه وه څه قصور سړیه

تاته دا وایمه ترهګر سړیه

تا دواړه مینه او وجدان وژلی

تا چی دا ښکلی ماشومان وژلی

آه له دوۍ هر ارمان په زړه پاتی شو 

په خوب ویده ماشوم ویده پاتی شو

څه وه ګناه د دې ماشومې جلۍ

په سور اور ملک کی د معصومې جلۍ

دوۍ لا په ښه او په بد نه پوهیدل

دا ماشومان وو دوۍ په څه پوهیدل

تا د دوۍ هیلی او ارمان وواژه

په مخ د ځمکې هر انسان وواژه

څنګه دې زړه ذری ذری نه شو

ولی دې لاس بدن نه پرې نه شو

هغوۍ ویده وو د صبا په طمع

تورتم نه وروسته د رڼا په طمع

په دوۍ به هیڅکله رڼا رانه شی

تورتم نه وروسته به رڼا رانه شی

خدایه وچه یی کړی وینه په لاسو کی

چا چی وواژه ماشوم بچی زانګو کی

د مور شیدی یی وی خولګۍ کی ماشوم

مور یی تړلی وو سوزنۍ کی ماشوم

له دې بی مینې محبت دنیا نه

پټی کړی سترګی د وحشت دنیا نه

په مخ د ځمکې هر انسان ژاړی سهرابه

خود به ننګرهاریان ژاړی سهرابه

خود به ننګرهاریان ژاړی سهرابه

۲

http://www.afghanmaug.net/index.php/component/content/article?id=4041

۳

https://www.bbc.com/persian/afghanistan-43141747

 

۴

https://www.khorasanzameen.net/php/read.php?id=2574

 

۵

http://www.ariaye.com/dari15/siasi2/noori.html

 

http://www.ariaye.com/dari10/siasi2/noori5.html

 

http://www.ariaye.com/dari8/siasi/noori11.html

۶

https://www.dw.com/fa-

۷

https://www.kabulpress.org/article11357.html

۸ 

http://www.khorasanzameen.net/php/read.php?id=312

۹

 

http://afghannews.af/%DA

۱۰

https://www.hazarapeople.com/fa/?p=2093

۱۱

 

https://khabarnama.net/blog/2016/10/02/new-uprising-front-emerged-in-maidan-wardak/

۱۲

http://www.ariaye.com/dari15/siasi3/noori3.html

۱۳

*

http://www.ariaye.com/dari15/siasi3/noori3.html

۱۴

https://www.khaama.com/persian/archives/26459

 

۱۵

https://www.youtube.com/watch?v=cq774CqXBCY&ab_channel=DAHQANMedia

۱۶

http://afghannews.af/%

https://www.youtube.com/watch?v=ulCqZKE6Jp0&ab_channel=shafieayar

۱۸

یادداشت ها از آرشیف شخصی نگارنده

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com