خانه » خبر و دیدگاه » سخنی با طالبان

سخنی با طالبان

 

فراموش نکرده ام که نه تنها مقامات امریکایی و دولت جمهوری اسلامی افغانستان تعداد زیادی از کشور ها بعد از سال ۲۰۰۱ گروه طالبان را گروه ترورست میگفتند البته پاکستان، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر تا هنوز حاضر نیستند که این گروه را تروریست خطاب کنند. با همین نام یعنی سر کوب تروریستان ناتو به افغانستان آمد و تا هنوز این جنگ و زور آزمایی ها ادامه دارد حالا امریکا با همه ساز و برگ مغرورانه که داشت به پیشگاه طالبان زانو زده و میخواهد از طریق گفتگو و مصالحه با طالبان از شکست تاریخی انکار نماید.

از سوی دیگر در این روز ها توپ در میدان طالبان است آنها فکر میکنند دیگر ما تعین سرنوشت میکنیم ما حکومت میسازیم ما مجازات میکنیم و ما می بخشیم، نه دیگران حتی اینجا و آنجا گفته اند اگر لازم دانستیم در حکومت آینده از حکومت کابل بعضی از اشخاص را نیز شریک میسازیم با در نظرداشت این همه غرور و تکبر که بخاطر بردن معرکه به طالبان دیده میشود برای طالبان مشوره ای دارم مغرور نشوید حکومت کردن کار آسانی نیست.

شما میدانید اگر بطور حقیقی و منصفانه دوره حکومت شما طالبان از ۱۳۷۵ به بعد بررسی شود و آن را به لحاظ حقوق بشری با نظام های گذشته و بعد از آن مقایسه کنیم، نظام سیاسی گروه طالبان فاجعه آمیز ترین نظام سیاسی در تاریخ افغانستان بوده است. این گروه که ابتدا با شعار تامین امنیت و تطبیق شریعت اسلامی به میدان آمدند، بعد با هر نوع ارزش انسانی به ستیز برخاستند. کارنامه های منفی آنان در تمام موارد زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خصوصآ اقدامات ضد بشری شان نه تنها برای هر فرد جامعه بلکه برای تمام جهان روشن است. طالبان در ۱۹۹۷ نام دولت اسلامی افغانستان را به امارت اسلامی افغانستان تغییر داد و ملام محمد عمر را ملقب به امیرالمومنین کردند. افغانستان پیش از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بجز چند ولایت مانند پنجشیر، بدخشان، تخار، و نیم از پروان و نیم از ولایت غور دیگر ولایات بطور کامل زیر سلطه طالبان بود، این گروه بنیادگرا با تفکرات تندروانه خود، همه شهرهای مهم و پرجمعیت افغانستان را زیر سلطه خود داشتند. فضایی که از اختناق طالبان به وجود آمده بود موجب شد بیش از ۵/۴ میلیون افغان که اکثراً نیروهای فکری و عملی افغانستان بودند به سایر کشورها مهاجرت کنند. بیشترین میزان این مهاجران در کشورهای همسایه یعنی ایران و پاکستان زندگی می کردند. پیش بینی میشد در افغانستان بیش از یک میلیون نفر در پایان سال ۲۰۰۱ بی خانمان باشند.

بعد از سقوط حکومت شان در سال ۲۰۰۱ و زندانی شدن و فراری شدن رهبران و فرماندهان شان باز هم از نقض حقوق بشری، قتل و کشتار و آزار و اذیت مردم افغانستان دست برنداشتند. در هر شهر و آبادیی چون آدم کشان حرفوی شبانگاه هجوم بردند و همه زنده جانها را کشتند و آبادی ها را به آتش کشیدند. این رفتار و کردار شان نه رنگ و بوی تمدن و فرهنگ اسلامی داشت و نه هم انسانی.

حال افغانستان در مسیر یک آزمون بسیار بزرگی قرار دارد، قرار است این گروه را که سالهاست بر او زخم زده اند در اثر فشار امریکایی ها در بدنه  خود جای دهد و بپذیرد.

به عقیده من این گروه اگر میخواهند به جامعه انسانی و شهروندی ملحق شوند و در کنار دیگران به عنوان شهروند زندگی کنند باید نکات ذیل را در نظر داشته باشند: 

۱- افغانستان، کشوری دو یا سه دهه پیش نیست که شما با شلاق در آن حکومت کنید. در این کشور دیگر معیار تشخیص مردمان خوب و بد ریش و لنگی و یا چشمان سرمه کرده نیست؛ بل معیار تشخیص آدمهای خوب و بد انسانیت، تحصیل، تخصص و تعهد است.

۲- دروازه های مکاتب و پوهنتون ها بیشتر از هر وقت دیگر باز شده و سالانه هزاران فرد تحصیلکرده از این نهادها به جامعه تقدیم میشوند، آرزو نداشته باشید که دیگر این نسل بدنبال شما بیفتند و در مقابل تظلمات غیر انسانی تان خاموش بنشینند. آفتاب درس و تحصیل مغزهای یخی اینها را آب کرده است دیگر اینها به گذشته برنمیگردند تا فرمانبرِ فرمان های رهبران گمنام و موهومی باشند؛ شما باید خود را مطابق نسل تحصیل کرده ی امروزی عیار بسازید ورنه سازگاری شما با جامعه مشکل زاست.

۳- روابط خارجی- افغانستان در این سالها با کشورهای منطقه و فرامنطقه روابط حسنه و نیکی داشته است. از روابط فرهنگی گرفته تا روابط بازرگانی، سیاسی و نظامی… و باز هم نیازمند تداوم این روابط میباشد، در این سالها خارجی های زیادی جهت کمک به افغانستان آمده و مردم افغانستان هم بخارج سفر کرده اند. شما فکر نکنید که از افغانستان زندان گوانتانامو میسازید و روابط آن را با تمام کشورها بغیر از عربستان و پاکستان قطع میکنید و از آن بلاد کفر و بلاد اسلامی میسازید. فراموش نکنید که یکی از منابع قدرت دولت های امروزی داشتن روابط با کشورهای بیرونی و داشتن متحدان قوی میباشد.

۴- اشتغال زنان- در این سالها نقش زنان در سکتور های معارف، تحصیلات عالی، صحت، حکومتداری و … برجسته و موثر بوده است. زنان تحصیل کردند تا از طریق معلمی، طبابت، مشوره دهی و غیره در خدمت مردم افغانستان به ویژه زنان باشند. شما خیالی این را که مانع معلمی و داکتری زنان در پوهنتون ها، مکاتب و شفاخانه ها شوید را از فکر تان بیرون کنید. دختران و زنان افغانستان نیاز به داکتر و معلم زن دارند.

۵- ساخت زیربناها- در این سالها در افغانستان پروژه های مهمی از جمله اتمام بندهای از کار افتاده برق، اسفالت سرک ها، اعمار پل ها، میدان های هوایی، شهرک های صنعتی… و غیره به بهره برداری سپرده شده است. این فکر را از ذهن خود دور کنید که گویا اینها با کمک خارجی ها ساخته شده آنها را تخریب کرده و از بین ببرید.

۶- انتقام شخصی- یکی از قوای سه گان افغانستان قوه قضایه میباشد، وظیفه آن تامین عدالت است. هرکس که جرمی را مطابق قانون مرتکب میشود توسط پولیس دستگیر و به نهادهای عدلی و قضایی معرفی میشود، تصمیم نهایی را محکمه میگیرد. شما فکر نکنید که با شریک شدن تان در حکومت به فکر انتقام گیری شخصی شوید و هرکس که به میل دلتان نبود او را در غازی استدیوم تیرباران کنید و یا شلاق بزنید.

من مطمنم که رهبران سیاسی طالبان که در پاکستان و دفتر قطر مصروف مذاکرات و چینه زنی ها هستند، نسبت به جنگجویان بی رحم و از دنیا بی خبر شان در افغانستان آدمهای روشنتری هستند، هرچند که آنها آمر و تربیت کنندگان اینها میباشند.

باید اینها به جنگجویان خود بفهمانند که اگر میخواهند در جامعه انسانی زندگی کنند باید انسان شوند. ورنه از سوی جامعه به زودترین فرصت طرد خواهند شد. و کشور یکبار دیگر بسوی جنگ های داخلی و تنظیمی خواهد رفت.

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com