خانه » خبر و دیدگاه » رهبران طالبان نتوانستند، استقلالیت خود را حفظ کنند

رهبران طالبان نتوانستند، استقلالیت خود را حفظ کنند

 

آتش بس سه روزه مشت ها را باز و چهره ها را عریان کرد

چه خوب می شد که روزنۀ آشتی که در آتش بس سه روزۀ عید باز شده بود، برای همیش گشوده می ماند و گفت و گو ها برای صلح آغاز می شد و انتظارها و امید های مردم افغانستان برای یک افغانستان عاری از جنگ و ناامنی ها به شگوفایی آغاز می کرد؛ اما هزاران دریغ و درد که رهبران طالبان نتوانستند استقلالیت خود را حفظ کنند و به خواست افراد شان که ادامۀ آتش بس و آغاز گفت و گو ها برای پایان جنگ است، پاسخ مثبت بدهند. شاید دلیل اش هراس حلقه های جنگ طلب وابسته به شبکه های استخباراتی رهبران طالبان باشد که مبادا ادامۀ جو آتش بس تمامی رشته های استخباراتی آنان را یک باره پنبه کند و همه چیز خلاف میل شان دگر گون شود؛ زیرا استقبال افراد عادی و بویژه بدنۀ جنگی طالبان از آتش بس و آمیزش زود هنگام آنان با مردم در موجی از شور و شعف بی پیشینه، نگرانی های رهبران آنان را فراهم کرد که مبادا روحیۀ صلح و آشتی بر روحیۀ جنگ افروزی افراد شان غلبه کند و یک جریان نافرمانی بزرگ برضد جنگ در میان طالبان آغاز شود. گفته می توان که حضور مقام های ارشد حکومتی در کنار طالبان در فضای خوشی و سرور برای شبکه های جنگ طلب که جنگ افغانستان را تمویل می کنند، خبر خوشی چه که نگران کننده نیز بود و حتا گفته می توان  که شاید حامیان استخباراتی آنان از این حالت غبطه خورده باشند. این مسآله سبب شد تا رهبران آنان به اتخاذ تصمیم گیری های شتاب آلود دست یازیدند و از ادامۀ آتش بس انکار ورزیدند و سخنگوی طالبان در پیام خبری به خبرگزاری ها، اعلان کرد که آتش بس پایان یافته و عملیات نیرو های آنان برضد نیرو های حکومتی آغاز می شود. این اعلامیۀ سخنگوی طالبان در واقع سنگ یاسی بود که بر سینه های سرد و خسته از جنگ مردم افغانستان اصابت کرد و بر امید های مردم افغانستان آتش زد و برآن باروت پاشی کرد.

گمانه زنی هایی وجود دارد که در میان صفوف طالبان روحیۀ آشتی و صلح با حکومت بیش از هر زمانی زبانه می کشد، حتا در حال افزایش است و دیر و یا زود به سیل خروشانی بدل خواهد شد که گرفتن جلو آن برای حلقه های رهبری جنگ طلب طالبان و حامیان استخباراتی آنان دشوار و ناممکن خواهد بود. از سویی هم رهبران طالبان درک کرده اند که دیگر بهانه های شان برای جنگ پایان یافته و پرده از سیمای جنگ مقدس آنان به زیر افتاده است. بسیاری از افراد طالبان درک کرده اند که این جنگ نامقدس است، وجهۀ دینی خود را باخته و یک جنگ استخباراتی است که از سوی شبکه های خارجی شرق و غرب و شمال و جنوب به مردم افغانستان تحمیل شده است. آنان به یقین دریافته اند که این جنگ یک جنگ تحمیلی و نیابتی است که منافع خارجی ها را به بهای نابودی منافع ملی و اقتدار ملی مردم افغانستان تامین می کند و افغانستان را به میدان جنگ نیابتی کشور های منطقه و جهان بدل کرده است. رهبران طالبان درک کرده اند که هفده سال جنگ بی معنای استخباراتی، افراد آنان را به بازنگری وادار کرده است تا کارکرد های جنگی گذشتۀ خود را مورد بازنگری قرار بدهند و روی حقانیت و نابرحق بودن آن تمرکز کنند. بدون تردید رهبران طالبان این روحیه را در آتش بس سه روزه در افراد شان دیدند که چگونه با شور و شوق نیرو های امنیتی کشور را در آغوش گرفتند و از ته دل محبت و صمیمیت خویش را در برابر آنان ابراز کردند و رویۀ بالمثل نیرو های امنیتی نیز طالبان را بیشتر به خود شیفته کرد و نیروی خفتۀ بازگشت به خویشتنی آنان را تنبه و تحریک کرد که این برای حلقه هایی از رهبری طالبان که وابسته به شبکه های استخباراتی اند و به آنها برای ادامۀ جنگ تعهد سپرده اند، امری ناپذیرفتنی است؛ زیرا جنگ برای آنان هدف نه بلکه ابزار است، برای بدست آوردن پول و خدمت گذاری به بیگانه ها و این حقیقتی است که بسیاری از افراد طالبان به آن متوجه شده اند. افراد جنگی طالبان در صفوف آنها دانسته اند که عرادۀ جنگ به دست چه کسانی است و چرخ اصلی آن را شبکه های جهنمی استخباراتی به پیش می برند وشورا های کویته و پشاور در واقع سمبول های رهبری طالبان اند که استخبارات منطقه و جهان زیر ریش آنان عرادۀ جنگ ویرانگری را زیر نام مبارزه با تروبزم به پیش  می کشند. این روحیۀ در حال غلبۀ افراد طالبان نگرانی های رهبران آنان را فراهم کرده است که واکنش تند آنان در برابر آتش بس حکومت گویای روشن آن است. این آتش بس در واقع مشت های پنهان در عقب جنگ را باز و سیمای های مکار خفته در عقب آتش افروزی ها در افغانستان را عریان نمود. حالا شاید داوری بر سر برد و باخت حکومت و طالبان بر سر آتش بس پیش از وقت باشد و اما زود است که روشن شود که دراین آتبش بس کی ها بهتر به مانور سیاسی پرداخت، طالبان یا حکومت. این در حالی است که سخنگوی طالبان این آتش بس را یک دستاورد و مانور سیاسی عنوان کرده و گفته است که هدف از آتش بس نشان دادن یک پارچگی طالبان و مانور واحد آنان می باشد. هرچند طالبان در اعلامیۀ شان حرف های بلند و بالایی زده اند و اما همه چیز آفتابی است که کی ها تصمیم گیرندۀ  اصلی اند و این بیچاره ها در کدام دستان فولدین اسیراند. گمانه زنی هایی وجود دارد که آتش بس سه روزۀ طالبان پس از دیدار رئیس ستاد ارتش پاکستان از کابل اتخاذ شده است که به دنبال آن ملافضل الله کشته شد و کابل خواهان عمل بالمثل از اسلام آباد شد. این آتش بس نشان داد که کلید جنگ افغانستان بر دست نظامیان پاکستان است و هرگاه بخواهند، در چند روز به این جنگ تباهکن نقطۀ پایان می گذارند. حکومت برای رهایی از بار اتهام های معامله های مخفی با پاکستان، باید  فیصله های کلان با پاکستان را پس از تایید اجماع ملی اتخاذ کند.

در این میان آنچه مسلم است، این که افراد طالبان دریافته اند که عامل اصلی جنگ افغانستان شماری مافیا های ملی تشنۀ قدرت و ثروت و مافیای های بین المللی غارت دارای های مردم این کشور است که هدف از قدرت و ثروت برای شان نه خدمتگذاری به مردم؛ بلکه تاراج دارایی های مردم افغانستان است تا با استفاده از حالت کنونی به شیوه های گوناگون تحت چتر فساد سازمان یافته و همکاری نزدیک با قاچاقبران مواد مخدر و اسلحه خون مردم افغانستان را بنوشند و حتا به قول معروف آروغ هم نزنند. امروز به گونۀ آشکارا دیده می شود که شماری درون دستگاهیان و بیرون دستگاهیان چنان آستین ها را تا شانه ها برای تاراج بلند کرده اند که نه تنها برای بریدن دست های مردم افغانستان تا بندها راضی نیستند که می خواهند حتا از شانه ها  دستهای آنان را قطع کنند. افراد طالبان درک کرده اند که سیاه روزی های کنونی مردم افغانستان ریشه در کجاها دارد و چه کسانی از آن سود می برند. آنانی بیشتر سود می برند که در زد و بند های مافیایی درون دستگاهی و بیرون دستگاهی دخیل اند و ثروت های سرشار را به بهانه های گوناگون فراچنگ می آورند. آنان دریافته اند که امروز مردم افغانستان به حراج جنگ افروزان منطقه یی و بین المللی گذاشته شده است که شبکه های استخباراتی گردانندۀ اصلی این بازی خطرناک و تباه کن است که بازندۀ اصلی مردم افغانستان اند و بازیکنان در یک بازی برد- برد در برابر تاراج منافع ملی مردم افغانستان قرار دارند که امروز استقلال و اقتدار ملی کشور سخت زیر پرسش رفته است. حال زمان آن رسیده است که مردم افغانستان به شمول حکومت و مخالفان سیاسی و مسلح حکومت دست به دست هم بدهند و برای نجات کشور و رهایی آن از بن بست موجود کاری نمایند و بیش از این نگذارند تا شبکه های استخباراتی در تبانی با مافیا های مواد مخدر و فساد و قاچاق اسلحه افغانستان را قربانی تیوری های هابزی – لاکی و کانتی  و یا رفتار های خصمانه، رقابتی و دوستانه نمایند و در نتیجه این کشور را بیش از این به میدان رقابت های اقتصادی و نظامی خود بدل کنند. یاهو

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com