خانه » فرهنگ و هنر » شعر » دام تزویر

دام تزویر

رسول پویان

 

چـرا آیین را بازیـچه کردند

پــیام تین را بـازیـچه کردند

گهی ترسا و گه مسلم برآیند

خدا و دین را بازیچه کردند

نه تنها دین به دنیا میفروشند

خودِ پـیشن را بازیچه کردند

خلاف دانـش و علـم وراثت

نژاد و ژِن را بازیچه کردند

اســیر دام تـزویـر سـیاسـت

دل مسکین را بازیـچه کردند

به بزم زهره گرپا می گذازند

مه و پروین را بازیچه کردند

به گرگس قله هارامی سپارند

پـر شـاهین را بازیـچه کردند

به پـشت خر بگـذارند زیـن را

لگام و زیـن را بـازیـچه کردند

تمـدن را بـه دسـت جهل دادنـد

جـم مهــرین را بازیـچـه کردند

به دالر می فروشند ارث میهن

نـو و پاریـن را بازیـچه کردند

چه داند سنگدل ازعشق فرهاد

دل شـیریـن را بـازیـچه کردند

بهاران را خزان افسرده سـازد

گل نسـریـن را باریـچه کردند

نـه تـنها همـدلی بر بـاد دادنـد

نفـاق و کین را بازیـچه کردند

درون از عقـدۀ قـومی بـود پر

فقـط تزیین را بـازیچه کردند

۱/۶/۲۰۱۸

دیدگاهتان را ثبت کنید

ابراز نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

ارسال

Copyright © Jawedan.com