خانه » خبر و دیدگاه » زمام داران پنجابی بر پشتون ها برچسپ تروریزم می زنند

زمام داران پنجابی بر پشتون ها برچسپ تروریزم می زنند

 

هفتۀ پیش فضل احمد افریدی  یک فعال حقوق بشر پاکستان به نشریۀ  “ایشیا نیوز انترنشنل” گفته است که نظامیان پاکستان با پشتیبانی حکومت ملکی این کشور بر پشتون ها برچسپ تروریزم می زند. وی می گوید که عملیات نظامی در منطقۀ پشتون ها از مدت های زیادی بدین سو ادامه دارد و این مردم در رعب و ترس روز افزون به سر می برند، نه تنها ازسوی نظامیان پاکستان بر پشتون ها اتهام تروریست زده می شود؛ بلکه نظامیان پاکستان این اتهام ناروا بر پشتون ها را بر جامعۀ جهانی نیز قبولانده اند که گویا پشتون ها تروریست می باشند که این اتهام بزرگ تمام پشتون ها را شگفت زده کرده است. وی همچنان ادعا می کند که حکومت ملکی پاکستان از تمام عملیات نظامیان این کشور بر پشتون ها زیر عنوان داشت زندان های شخصی، آدم ربایی، واداشتن به ترک اجباری، شکنجه و کشتار های غیر عادلانه و صحرایی پشتیبانی کرده است. وی ادعا می کند که در گذشته به شدت از سوی پاکستان تحت فشار قرار گرفته است.

به گفتۀ  آقای افریدی، هدف “جنبش آزادی خواهی پشتون ها”  آزادی پشتون ها از پاکستان است و این جنبش می خواهد تا بدین وسیله صدای مظلومیت شان را برضد جنایات نظامیان پاکستان بلند کنند. وی می افزاید که نظامیان پاکستان بر پشتون ها فشاروارد می کنند تا ظلم و جنایات اردوی پاکستان را به رسانه ها بیان نکنند. وی بدین باور است که پشتون ها در پاکستان قربانی تروریزم اند و در این قربانی نظامیان پاکستان نقش اصل را بازی می کنند. وی همچنان گفت که پاکستان به بهانۀ طالبان خوب مانع کشته شدن رهبران طالبان می شود. وی در پیوند به کریدور چین – پاکستان می گوید که این پروژه منافع خیبر پشتون و کویته را برآورده نمی سازد و بیشتر منافع چین را  در منطقه تامین می کند. وی می گوید که چین می خواهد بخاطر منافع خود پاکستان را برای سرکوب حرکت استقلال طبانۀ بلوچ ها کمک کند و شهروندان صوبۀ خیبر پشتون را تحت فشار قرار می دهد. وی می افزاید که چینایی ها برای رسیدن به هدف شان شماری رهبران پشتون را خریده اند. اظهارات آقای افریدی نیات اصلی زمامداران پنجابی در مورد پشتون ها را بر می تابد. هرچند این رویکرد ضد پشتون ها در پاکستان تازه نیست و روحیۀ ضد پشتون ها در میان زمامداران و نظامیان پنجابی پیشینۀ تاریخی دارد. گفتنی است که زمامداران کابل طی امضای معاهدۀ ۱۱ ماده یی سه جانبۀ لاهور در سال ۱۸۳۸ تا ۱۹۴۷ زمان پادشاهی ظاهر شاه ، پیرامون موضوع پشتونشتان نوعی سکوت اختیار کردند . بر اثر بی توجهی و معامله گری های زمامداران کابل حتا غفار خان هم نتوانست ، برنامۀ خود را به پیروزی برساند . در همه پرسی که از ۳ تا ۱۷ جون سال ۱۹۴۷ تعداد ۲۸۹ هزار تن به جانبداری از پاکستان و ۲۸۰۰ نفر مطابق خواست غفار خان برای پیوستن مناطق پستونستان به هند رای دادند . در جرگۀ بنودر ۲۱ جون سال ۱۹۴۷ که در آن نماینده گان تمام قبایل اعم از آزاد ومحکوم و بلوچستان حضور و احزابی چون خدایی خدمتگاران ، جمعیت العلمای سرحد و زلمی پشتون نیر در آن حضورداشتند . فیصله کردند که قبایل نه با هند  و نه با پاکستان می پیوندد ؛ بلکه می خواهد مستقل و آزاد باشد . این جرگه برای پشتیبانی از خواست های خود نماینده یی به کابل هم فرستاد و اما زمامداران کابل حمایت کامل نکردند. مورخین دلیل ناکامی گاندی را عدم حمایت دولت افغانستان از او میدانند . (۴) پاکستان بعد از سر وسامان دادن نظامیان خود در ۱۶ جون ۱۹۴۸ غفار خان را بازداشت کرد . در اول سپتمبر ۱۹۴۹ رییسان پشتون نشست بزرگی را دایر و موضوع  اتفاق کامل و مشوره در کار های قومی ، مکلفیت  برای آزادی کامل پشتونستان و ایستاده گی در برابر تجاوز ، استحکام روابط پشتون ها و دایر شدن جرگۀ بزرگ برای حل مسآلۀ پشتونستان را بحث گذاشتند.

چنانکه در جرگۀ بزرگ بنو در ۲۱ جون سال ۱۹۴۷ خدایی خدمتگاران، جمعیت العلمای سرحد وزلمی پشتون شامل تمام قبایل آزاد و محکوم به شمول بلوچستان فیصله به استقلال و نپیوستن به افغانستان و پاکستان را نمودند. (۱) پاکستان بعد از سر و سامان دادن نظام خود در ۱۶ جون ۱۹۴۸ غفار خان را بازداشت کرد و در اول سپتمبر ۱۹۴۹ رییسان پشتون نشست بزرگی را تشکیل و برای آزادی کامل خود موضوع جرگۀ بزرگ را مطرح کردند. (۲) . ( ۶) از ۱۱تا ۱۵ جنوری ۱۹۵۰ نشست بزرگی در چهارسده دایر گردید و در این نشیت فیصله شد تا از سازمان ملل تقاضای به رسمیت شناختن پشتونستان رانماید . در این اجلاس که بزرگان قبایل سهم گرفته بودند و میرزا علی خان قیترینی” ( ایپی فقیر) را بحیث رییس حکومت ملی پشتونستان انتخاب کردند . دولت پاکستان محل این نشست را به توپ و تانگ بست و دهها تن را کشته و زخمی گردانید . در این جرگه هم هیچگونه تمایلی برای پیوستن پشتونستان به افغانستان دیده نشد . (۷) گفتنی است که تقسیم پشتونستان به دو منطقۀ آزاد و خود مختار ومناطق تحت حاکمیت پاکستان بازمانده از سیاست های استعماری انگلیس و قبل از معاهدۀ دیورند (۱۸۴۵ – ۱۸۹۳) است . پشتونستان آزاد و خود مختار شامل بخش هایی از وزیرستان شمالی وجنوبی ، کرم ، خیبر ، اروکزی ، مهمند  و باجور است ؛ اما مناطق تحت حاکمیت پاکستان و تحت قانون آن کشور ۲۲ منطقه است مربوط خیبر پشتونخواه است که اکنون پر آشوب ترین منطقه در آن کشور است.

پنجابی ها به همین گونه ادارۀ  خودمختار بلوچ ها را نیز مورد حمله قراردادند. دوره حاکمیت بلوچ ها با وجود استعمار بریتانیا از سال ۱۸۵۸ تا ۱۹۴۷ میلای (۱۲۳۷ تا ۱۳۲۶ شمسی) ادامه داشت. بریتانیایی ها نهادهای حکومتی بلوچستان را تعطیل نکردند؛ بلکه مدیریت موازی ویژه یی برای کنترل امور دفاعی و امور خارجی و غیره به وجود آوردند. به همین دلیل هم بلوچستان استقلال خود را حفظ کرد.(۱) بلوچستان در دوره حکمرانی بریتانیا به سه بخش تقسیم شد: نخست: قرارداد مرزی “گلداسمیت” که در سال ۱۸۷۱ میلادی (۱۲۵۰ شمسی) ترسیم و در سال ۱۸۹۶ میلادی (۱۲۷۵ شمسی) اجرایی شد. به موجب این قرارداد بخش غربی بلوچستان به ایران واگذار شد. دوم: قرارداد خط مرزی دوراند که توسط بریتانیا در سال ۱۸۹۴ شمسی (۱۲۷۳ شمسی) ترسیم شد. بخش شرقی بلوچستان بنا به این قرارداد بین هند بریتانیا و افغانستان تقسیم شد. بلوچستان به دنبال خروج بریتانیا از شبه قاره هند در سال ۱۹۴۸ میلادی (۱۳۲۶ شمسی) برای مدت کوتاهی به استقلال دست یافت؛ اما این اقلیم در جریان حمله پاکستان به آن در همان سال به پاکستان ملحق شد. این همان بخش سوم است. قومیت بلوچ به دنبال این رویدادها بروز کرد. مطالبات استقلال طلبانه بلوچ ها ناشی از همین بعد قوم گرایی است.

از آنچه گفته آمد، آشکارا می شود که زمامداران پنجابی دشمنی پیشینه با پشتون های سرحد و بلوچستان دارند. از همین رو این شهروندان این دو ایالت از لحاظ نداشتن زیر ساخت های اقتصادی رنج می برند و بیشتر به دو ایالت پنجاب و کراچی وابسته اند؛ زیرا تمام پروزه های و فابریکه های تولیدی و صنعتی پاکستان در همین دو ایالت ساخته شده اند. در این مدت نه تنها توجه به بازسازی زیر ساخت های اقتصادی این دو ایالت نشده؛ بلکه تلاش کرده اند تا این دو ایالت را قربانی برنامه های کلان اقتصادی و راهبردی خود مانند بند بالا باغ و دهلیز”یک کمربند – یک جاده” نمایند.

ایده «یک کمربند-‌ یک جاده» طرحی است که می‌تواند ساختار تجاری دنیا را تغییر دهد و باعث افزایش حجم و ارزش تجارت در دنیا شود و چین اصلی‌ترین و مهم‌ترین حامی این طرح است. این طرح دارای دو بخش است که یک بخش آن راه فیزیکی است و یک بخش آن را راه دریایی تشکیل می‌دهد. راه فیزیکی از چین شروع می‌شود و به قاره اروپا ختم می‌شود و کشورهای قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان، ایران، ترکیه، اوکراین، لهستان، بلژیک، فرانسه و در نهایت ایتالیا را در‌بر می‌گیرد.  قرار بر این است که در طول اجرای این پروژه شش کریدور اقتصادی اصلی راه‌اندازی شود که این کریدورهای اقتصادی عبارتند از: ۱- چین، مغولستان و روسیه ۲-چین، ‌آسیای مرکزی و‌ آسیای غربی ۳- هند و چین ۴- چین، پاکستان  ۵-بنگلادش، چین و هند-میانمار ۶- پل زمینی اروپایی و آسیایی. کشورهایی که در مسیر این راه آبی قرار دارند عبارتند از کشورهای ویتنام و مالزی و اندونزی و سریلانکا و پاکستان و کنیا و ترکیه و یونان و ایتالیا. در واقع از طریق این مسیر آبی محصولات تولیدشده در آسیا به اروپا و آفریقا صادر می‌شود که بازار بسیار بزرگی است و ارزش اقتصادی بسیار بالایی خواهد داشت؛ اماهند مخالف این پروژه است. چنانکه به رغم گفت وگوهای مشترک هند و چین، دهلی نو در کنفرانس جهانی ‘ یک کمربند یک جاده’ که توسط رئیس جمهوری چین در ماه مه امسال در چین برگزار شد، به علت تاکید چین بر کریدور چین – پاکستان؛ شرکت نکرد. از این رو چین به دلیل حساسیت های منطقه یی و موجودیت اختلاف ها میان این کشور و پاکستان و مخالفت بلوچ ها با حکومت پاکستان، در صدد آن است تا با استفاده از امکانات گوناگون پشتون های سرحد و بلوچ ها را برای قبولی این پروژه راضی نماید. یاهو

دیدگاهتان را ثبت کنید

ابراز نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

ارسال

Copyright © Jawedan.com