خانه » فرهنگ و هنر » شعر » غارت گلستان

غارت گلستان

رسول پویان

 

بهار آمـده، لیکن وطن زمستان است

به خون لاله قسم غارت گلستان است

به دست وحشت پاییز گل شـود پرپر

بریـده وه که گلوی هـزاردستان است

چمن زنرگس فتان وارغوان خالیست

گلان وحشـت افیون زیب بستان است

هنوز خـیل پـرسـتو بـود لانـه خـراب

کبوتـران قشنگ وطـن هـراسان است

غـزال مست خرامان شکارگرگ شود

چه ناامیدچوچه غزالان ماشتابان است

شـکـسـته باد خـدنگ و کمـان صیادان

که بلبلان همه درخون دل پرافشان است

نـوای نالۀ نی در وطـن شـده خـامـوش

چگـونـه آتـشـی در دامن نیـسـتان است

کـنـــار ســـفـرۀ نــوروز انتحـار کـنـنـد

بجای سبزه وگل گوشت وخون انسان است

رسیده دورۀ بحران و وحشت و تبعیض

نه دادکس بکسی میرسد نه پرسان است

ریال و دالـر و گلـدار زنـده کـرد افـراط

که زهــر ایـدۀ طالـب در دبسـتان است

به حاکـمان وطـن اعـتـماد نـتـوان کـرد

به سود طالب وداعش عهدوپیمان است

ز بس خیانت وپست فطرتی شده افزون

غرور و همت و آزادگی به نسیان است

ز کیش طالب و داعـش همه فـرار کنید

چرا که غارت اسلام وعقل ووجدانست

ز قتل و غارت انسانیت چه می خواهید

زجشن شادی مردم تورا چه نقصانست

فـقط نه کشتن و چورمعادن است امروز

فروش خاک وطن تا چه حد آسان است

زصلح وسازش چرکین مگوسخن هرگز

نه حاصلی بکسی میدهد نه درمان است

دلاوران خـراســـان کجــا شـدنـد یـارب

جنوب وغرب وشمال وطن پریشان است

حمـاسـه هـای عـقــابـان سـرود فـردا باد

که ایـن پیام نریمـان و پـورِ دستان است

وطــن بـه همـت نسـل جـوان شــود آزاد

که عزم و دانش نسل جوان کهسان است

۲۲/۳/۲۰۱۸

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com