خانه » خبر و دیدگاه » شرح مسخره بازیهای سفیرصغیر محب !

شرح مسخره بازیهای سفیرصغیر محب !

Qawi Koshan

محمد قوی کوشان

یادداشت مدیر

درپایتخت ایالات متحده، درمیان باورمندان به جهادمقدس ومقاومت ملی، درچهارده سال،رسم براین رفته که حداکثردرفاصلۀ چهارپنج روز ازنهم سپتمبر(روزشهادت آمرصاحب بزرگوار) وگاه یک هفته، هفتۀ شهید وسالگردشهادت آن شادروان، محافل بزرگداشت برگزارشود، اما امسال درمورد یک توطیه نامردانه واحمقانۀ دولت مزدورپاکستان و انگریز عنی احمدزی چیده شد ومجری آن کوچک مردی به نام حمدالله محب، سفیرصغیرش(هنوزسی ساله نشده) درامریکاانتخاب گردید، واین خبیث چوچۀ ابلیس هم ماهرانه ابرازمحبانۀ (نشان دادن باغهای سبزوسرخ) کمیتۀ برگزاری آن محافل درواشنگتن را(غولاند)!

شرح ماجرا دردنبالۀ این معروضه به شرف مطالعۀ تان میرسد، اماباید افزودکه نصایح پدرانه وکریمانۀ ریش سپیدمرد مورداحترام جامعۀ افغانستانیهادرین منطقه، جناب الحاج امان الملک جلاله به آن کوچک مرد، به حُکم استاداستادان زبان فارسی، حضرت سعدی(چون گردکان برگنبد)، همچون (زمین شوره زار) ومثل (سگ برگشته ازمکه و بیرون شده ازآب که پلیدترمیشود) مُهرتایید گذاشت !

اینهم سخنان آغازین این عاجزدرمحفل۱۷ سپتمبردرچری بلاسم :

به نام ایزد داناوتوانا، من ناگزیرم توضیح کوتاهی عرض کنم که امسال چرامحفل مااینهمه دیرتر برگزارشد، روز۷سپتمبر، ده روزپیش، ازسفارت صغرای افغانستان درواشنگتن دی سی کسی بنام حمدالله محب سفیرصغیردولت دست نشانه ومزدوربیگانگان ورهبرفاشیستهای پشتون،یعنی عنی احمدزی، به من پیام دادکه امسال شمادرهرمحل، هرساعت وروزی که باشدبما اطلاع بدهید ماهمه اعضای سفارت می آییم وشخص خودم سخنرانی میداشته باشم، که البته نظربه اینکه سفارتهااولین جایگاههای اندکه درخارج افغانستان این کاررابایددر طول۱۴سال پیش هم میکردند، بدین خاطرمن واقعا خوشنودشدم. باز فردایش (۸سپتمبر) من اعلان محفل رابامفاهمه باشخص رابط بین سفیر وبنده، نوشتم که این محفل ازطرف سفارتکبرای دولت جمهوری اسلامی افغانستان (آنوقت همینطور نوشتم)، باهمکاری جمع کثیری از افغانهای مقیم شرق امریکا، درمقرسفارت (دایرمیشود)، ومتن آنرا به نشانی ایمیل رسمی سفارت، که ازسایت سفارت نقل کردم، فرستادم و به شخص رابط هم خواندم، واوآنراتایید نمود.

دوروزبعد درتلویزیون آریانای کابل دریک برنامۀ زنده (لایف) به من فرصت دادندوآن آگهی راباصدای خودم خواندم، وطبق گفتۀ نمایندۀ آن تی وی درنیوجرسی، شام ۱۵ سپتمبرهمان متن راسه بارپخش کرد.

روزدیگر بازبمن اطلاع دادندکه جناب سفیرمیخواهد، چون امکانات پذیرایی مهیاست، محفل روزشهیدوقهرمان ملی رادرساختمان سفارت برگزارکند، اگردوستان قبول کنند. من راستی بیشترخوشنودشدم و گفتم نورعلی نور! فهوالمراد ! به دوستان که عرض کردم همه خوشحال شدند. روزدیگر باردگراطلاع گرفتم که آقای سفیرمیخواهند روزجمعه ۱۶ سپتمبرچندنفراعضای کمیتۀ برگزارکننده رادرسفارت ببیندتابرنامه را باهم مرورنمایند، پس ازآن ازسفارت گفته شدکه چون سفیرروزجمعه ملاقاتهای زیاددارد، شماروزپنجشنبه ۱۵ سپتمبرساعت ۳۰/۱۲ چاشت بیایید.

روزمعهود باجنابان الحاج امان الملک جلاله، حاجی محمدعمر و ناصر و شیرشجاع، همراه باانجنیرافشار و فریدون رحیمی درسفارت رفتیم ومارابه اتاقی که قبلا دفترسفیربود بردندکه میزدرازی باچوکی ها زیاد دراطرافش بود، رهنما مارابه چوکی نشاند، پنج نفرازاعضای بلندرتبۀ سفارت ویک خانم برای یادداشت گرفتن حضورداشتند وبعد سفیر صغیر واردشد، ومن احساس کردم باهمۀ ما بایک کراهت ملموس به اصطلاح دست دادوخطاب بمن امرکرد ! شماچه پروگرام دارید ؟ من نخست دوستان همراهم رابه او معرفی کردم واندک ازسوابق جهادی و مقاومت ملی، ونیزهمکاری صمیمانۀ دوستان دیگرباکمیته گفتم وبه تشریح مفصل برنامۀ کمیته پرداختم، که بعدازآنکه فضیلتمآب مولانا محمداکبرشیرزاد محفل رابا آیات کلام الله شریف افتتاح فرمودند، نخستین سخنران جناب جلالتمآب شماهستید بدون قیدمحدودیت زمان، پس ازشمادیگردوستان سخنرانی خواهندکرد. اواین گپهایم رابسیاربا دقت شنیدویادداشتهایی نوشت وپرسید درحدودچه تعدادنفر خواهند آمد؟ گفتم سالهای اول بالاترازیکهزارنفرمی بود اماآهسته آهسته کاهش یافت، چون ازدل برود هرآن که ازدیده رود، گاه۳۵۰ گاه۳۰۰ وچندبارهم۲۵۰ نفرحضوریافته اند! گفت بسیارخوب، چیزیکه مافکر کرده بودیم روزشهید راتجلیل میکردم باحضور۵۰ نفروختم قرآن ونان وآب ! وهمه رخصت میشوند! آن سفیرصغیر درنظرداشت باما فقط ده دقیقه گپ بزند وبعدبه ملاقات هایش میرود، اما چون ضرب زبانی ما او راخوش آمد، نزدیک به ۴۵ دقیقه بامانشست! این محب آغا درطول گپهای درازش یکبارنام قهرمان ملی رانگرفت، که لعنت خداوند براین محب آغا باد ! درآخر هم نه برد ونه آورد، فقط (صفیر برآورد و) گفت مااین کار رانمی توانیم ! جناب جلاله برایش بسیارصریح توضیح دادکه این روزجنبۀ مذهبی داردکه شما این بخش رابسیارخوب گفتید، ختم قرآن مجید بهترین تحفه است به شهدای راه خداوند، ولی این روز جنبۀ ملی هم داردوماقهرمانان جهاد و مقاومت ازشرق تاغرب وجنوب تا شمال داشتیم که خونهای پاک شانرا درراه صیانت وطن ریختند، برای همۀ ماقابل احترام هستندوازهمین قبیل (حرفها). محب آغا ایستادشد وبدون رعایت آداب معاشرت معمول، بدون دست دادن با مه مانانش گفت شمابا همکارانم به یک توافقی برسید وخود اتاق راترک کرد !

وضع طوری پیش آمدکه وقتی ایستادبودیم، به دوستان همراهم گفتم خیال میکنم ماکدام مسألۀ دیگربااینهانداریم، میرویم وبرنامۀ خودرا پیش میبریم واینهاپروگرام خودرا ! مگرسه نفرازاراکین سفارت گفتند نی خدا نکنداینطورواقعه شود، برنامۀ که شمادارید، ماتمامش رابجامی آوریم ودرتأمین مخارجش هم سهم میگیریم. پس برای تقریبانیم ساعت دیگرنشستیم وگپ بجایی رسیدکه درموردنوع اغذیه وتهیۀ دو صدچوکی صحبت شد، وقتی ازسفارت برآمدیم پس ازیک ونیم ساعت، انجنیرافشاربمن تلفونی گفت یکی ازکارمندان سفارت به او گفته: من جرأت نمیکنم بخاطرریش سفیداین آدم، به اوبگویم، ولی واقعیت اینست که هیأت بزرگی ازکابل بخاطرمجمع عمومی ملل متحد میآیدویک نشست سه جانبه ونشست چهارجانبۀ دیگربرگزارمیشود، سفیربایددرآنجاحضورداشته باشد. منهم تاییدکردم که بایدباهیأت باشد، ویک راه ساده هم پیشنهادکردم که یکنفری که بتواندفلمگیری کند بیاید وسفیرگفتارخودرابیان کند وبه حضاردرمحفل سفارت توضیح کندکه چرا به نیویارک رفته، این قناعت مردم رادرمحفل بارمی آورد. ساعتی پسانترآقای افشار بازمرا درجریان اصل ماجراقرارداد (که خر سفارتیان از اول دُم نداشته !) که آنهااصلاحاضرنیستند چنین برنامۀ راتحمل کنند ! همان لحظه افشارحاجی عمرشجاع راازمسأله آگاه ساخت واخیرالذکربمن تلفونی گفت محفل رادرهمانروز وساعت در چری بلاسم دایرمیکنیم .

بایدیادآورشوم که ازچهارهفته پیش (شجاعان) سالون مجلل شانرا برای روز۱۱سپتمبرجهت برگزاری محفل قورغ کرده بودند، اماچون سفارت= فضیحت خانه + رذالت خانه و…دولت فاشیست عنی احمدزی فاقداین شهامت است وباحیا وشرم کاملا بیگانه اند، چنانکه حتی وقتی برایشان گفتم اعلان را ازنشانی سفارت، خودم درتلویزیون آریانای کابل خواندم… کوچکترین عرق شرم وخجلت برپیشانی شان نمایان نشد، یعنی مردمی هستند بی حیا، بیحیا شوهرچه خواهی کن ! ومارانزد مردم مان شرمنده ساختندوخجالت دادند. ازمردمم عذرمیخواهم، مگر تقصیرازمانبود وماوقع هرچیزیکه اتفاق افتاد، به اختصاربرایتان بیان کردم وباردیگرعفومی خواهم اگراسباب ناراحتی خاطرشریف شمارا بار آورده باشم ./

(گزارش فشردۀ محفل درمطلبی جداگانه به نظرارجمندتان میرسد.)  

۱ دیدگاه

  1. Avatar

    محترم برادر ارجمند ما جناب آقای قوی کوشان السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

    کاش پیش از رفتن به لانه جاسوسی آی اس آی در واشنگتن که به دروغ آن را سفارت افغانستان می نامند با ما مشوره می کردید تا چنین تجربه ی از آن فحشا خانه نمی داشتید.

    عزیز برادر اکنون بیشتر بی جاسوسان هند، پاکستان و ایران در نمایندگی های سیاسی افغانستان در خارج از کشور کار می کنند و بین اینان و خلقی ها و پرجمی ها هیچ فرقی نیست. از این رو از من به شما پیشنهاد است که در آینده هرگز با چنان ارازل و اوباش ها و خاینین ملی نشست و برخاست نکنید. هرگاه شخصیت های سالم ملی در راس امور قرار گیرند شاید این نمایندگی های سیاسی افغانستان از لوث وجود جناتکاران و جنایتکارزادگان و دیگر خاینین ملی پاکسازی شود.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com