خانه » خبر و دیدگاه » بازی چند جانبه و پیچیدۀ پاکستان در قتل ملااختر منصور

بازی چند جانبه و پیچیدۀ پاکستان در قتل ملااختر منصور

محمد اکرام اندیشمند، نویسنده و پژوهشگر
Andishmand

محمد اکرام اندیشمند

ملااختر منصور رهبر طالبان که با پاسپورت پاکستانی و با نام جعلی ولی محمد به جمهوری اسلامی ایران سفر کرده بود عصر روز جمعه هنگام بازگشت از این سفر در سرک اصلی تفتان و کویته با حملۀ هواپیمای بدون سرنشین امریکایی به قتل رسید. پاسپورت محمدولی یا همان ملااختر منصور رهبر طالبان ویزای جمهوری اسلامی ایران را داشت و گفته می شود که در حدود یک ماه در ایران به سر برده است. مسلماًملااختر منصور چه در پاکستان و چه در ایران مهمان سازمان های استخباراتی هر دو کشور و تحت نظارت آن ها قرار داشت و قتل او توسط هواپیمای امریکایی این پرسش را به میان می آورد که برنامۀ این قتل را با امریکایی ها کدام یک از سازمان های استخباراتی دوکشور مذکور هماهنگ کردند؟ سازمان استخبارات نظامی پاکستان(ISI) یا وزارت اطلاعات و وزارت سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران؟

هر چند وزارت خارجه پاکستان این حمله را نکوهش کرد و از عدم اطلاع امریکایی ها به مقامات پاکستانی در این مورد سخن گفت، اما با توجه به سیاست چندگانه و فریبکارانۀ پاکستان به خصوص در مورد افغانستان، این ادعا قابل باور و اعتماد نیست. به همان حد، نمی توان به تردید سفر ملااختر منصور به جمهوری اسلامی ایران از سوی مقامات ایرانی اعتماد کرد. چونکه برنامۀ دخالت دولت های پاکستان و ایران را در جنگ و بی ثباتی افغانستان، سازمان استخباراتی و نظامی آن ها بدوش دارند.

به نظر می رسد که قتل ملا اختر منصور نتیجۀ توافق و همآهنگی واشنگتن با اسلام آباد باشد تا با تهران. انتشار سالم پاسپورت پاکستانی ولی محمد یا ملااختر منصور با ویزای جمهوری اسلامی ایران که پاکستانی ها از آن به عنوان ویزای معتبر ایران نام برده اند از موتر حامل ملامنصور که پس از اصابت موشک کاملاً تخریب و حریق شده بود، یکی از نکات مشکوک در این مورد است. پاسپورت مذکور چگونه از میان این آتش، سالم باقی ماند و ویزای معتبر ایران هم در اوراق آن قابل مشاهده است؟ ممکن است پاسپورت ملااختر یا ولی محمد را ماموران استخبارات پاکستان در مرز تفتان(مرز ایران و پاکستان) از حامل پاسپورت گرفته باشند و برای نشان دادن رابطۀ رهبر طالبان با جمهوری اسلامی ایران، آن را پس از قتل وی منتشر کردند تا رد پای خود را در توافق و هماهنگی با امریکا بر سر این قتل گم کنند.

سرکشی و امتناع ملااخترمنصور از مشارکت در چهارمین و پنجمین دور مذاکرات چهارجانبۀ صلح که اسلام آباد به سه طرف دیگر این مذاکره بارها وعدۀ حضور طالبان را داده بود، برای پاکستانی ها تحقیر آمیز و غیر قابل تحمل بود. دوام این سرکشی و یاغی گری های ملااختر می توانست اهمیت و نقش تعیین کنندۀ پاکستان را در صلح و جنگ افغانستان نزد امریکایی ها و سایر کشورهای بازیگر در این جنگ و بحران از میان ببرد و اسلام آباد را از باج و خراج های بدست آورده بر سر این بازی، به خصوص از امریکایی ها محروم کند.

سفر و اقامت طولانی ملااختر منصور به جمهوری اسلامی ایران که از سوی نهادهای استخباراتی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران برای میانجگیری میان او و ملارسول رهبر شاخۀ مخالف طالبان تنظیم شده بود، پاکستانی ها را به این تصمیم برد که بر حیات او توسط امریکایی ها پایان دهند. فیصلۀ مرگ این چنینی رهبر طالبان از سوی پاکستان برای سایر طلبه های جنگجو و تروریست طالب بگونۀ روشن حامل این پیام می تواند باشد:

بهای یاغی گری و سرکشی در برابر پاکستان فقط مرگ است.

بدون تردید دومین گامی را که ارتش و استخبارات نظامی پاکستان(ISI) پس از مرگ اختر منصور بر میدارند، تعیین و نصب رهبری جدید طالبان است. مسلماً پاکستانی ها با انتصاب رهبری طالبان در صدد آن می شوند تا این گروه را بصورت کامل و در هر دو میدان جنگ و صلح در کنترول خود داشته باشند و از آن ها به عنوان ابزار باج و خراج از امریکایی ها و در جهت منافع خود بهره بگیرند. یک منبع طالبان به تلویزیون العربیه مربوط عربستان سعودی می گوید که جانشین اختر منصور، سراج الدین حقانی است. سراج الدین حقانی و گروه او در درون طالبان در واقع حیثیت قطعۀ واکنش سریع و سپیشل فورس برای پاکستان را دارد که تمام وقت منتظر برنامه و قوماندۀ پاکستان هستند.

پاکستانی ها با تعین سریع رهبری جدید طالبان چه سراج الدین حقانی باشد یا کسی دیگر که ظاهراً در نشست های درونی این گروه اعلان خواهد شد، می توانند سلطۀ قطعی خود را بر این گروه اِعمال کنند و در بازی های خویش در هر دو میدان جنگ و صلح افغانستان با مهارت و موفقانه عمل کنند.

۲ دیدگاه

  1. Avatar

    What a great reorusce this text is.

  2. Avatar

    من قتل و روان شدن ملا منصور به طبقه هفتم دوزخ را یک درامه میدانم. دولت ها و قدرت ها برای انجام کاری و یا آوردن دلیلی بسیار بسادگی یک درامه می آفرینند. بعدآ” معلوم خواهد شود که پاکستان روی چه منظوری در تبانی با امریکا چنین تیاتر را بصحنه آورده است. باید همه بدانیم که اگر دست استخبارات پاکستان با لای طالبان نباشد، طالبان بهیچ وجه قابلیت و توان پیشبرد جنگ علیه دولت افغانستانرا، حتی برای مدت یک ماه هم نمیتوانند داشته باشد. وقتیکه من تحلیل ها و سخنان کار شناسانرا میبینم حیران میمانم. اصلا” این تحلیل گران نقش تعین کننده استخبارات پاکستانرا در کار طالبان نادیده میگبرند که دور از واقعیت معلوم میشود. طالبان فقط وسیله ای در دست استخبارات پاکستان میباشند. وسیله فقط یک افزار میباشد. افزار فقط توسط مالک افزار به حرکت در می آید. مالک طالبان پاکستان است.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com