خانه » خبر و دیدگاه » نود و شش سالی که بیهوده گذشت

نود و شش سالی که بیهوده گذشت

منار استقلال

نویسنده:حکیم مهری

افغانستان کنونی با همه درد ها و رنج های که داشته و دارد امسال یعنی بتاریخ ۲۸ اسد ۱۳۹۴، ۹۶ مین سالگرد استقلالش را درمیان نگرانی های انفجار، انتحار، خون و مرمی تجلیل کرد. این روز که بمثابهء یک روز تاریخی و با ارزش بشمار میرود یگانه فرصتی بود که هموطنان مارا بار دیگر بیاد کارنامه های قهرمانان بخون خفتهء این دیار بدبخت انداخت و احساسی را که طی سالها درگیر ودار جنگ و خونریزی خشکیده بود بار دیگر با همه ناملایماتش زنده کرد.

وقتی به تاریخ و گذشتهء این کشور نظر اندازی شود بوضاحت دیده می شود که مردم قهرمان این کشور با چه جانبازی ها و قربانی های استقلال و آزادی این کشور را بدست آورده اند ولی چگونه تمامی این قربانی ها فقط برای هیچ و برای خوش گزرانی خانواده های سرداران و سردمداران نمک نشناس نیست و نابود شده است. این کشور که بعد از جنگ ها، و قهرمانی های راد مردان و ریختن خون هزاران هموطن ما به استقلال و آزادی دست یافته خیلی هم روزهای سخت و دشواری را سپری کرده است. افغانستان که از دو تا سه هزار سال قبل از میلاد دارای زراعت و آبیاری پیشرفته و شهر توانگر و پرنفوس بوده، افغانستان است که با بزرگترین مدنیت های تاریخی جهان آشنا بوده و با مدنیت های هند و چین بیشتر از دیگران درداد و ستد بوده است. افغانستان که ازجانب شمال با دشت های اسیای مرکزی نزدیک و مرتبط است شاهد سکون انسانها بوده ، و از قدیمی ترین کانون های اجتماعی بشری است..

آنچه تاریخ ازآن نمی تواند بصراحت حرفی در میان آورد ومعلوماتی ارایه دهد تاریخ اصلی پیدایش این کشور است، ولی مکشوفات بدست آمده  نشان میدهد که افغانستان از بیست هزار سال قبل از میلاد وجود داشته و تا دورهء حجر که از نه هزار سال قبل از میلاد شروع می شود مراحل مختلفی از تکامل را طی کرده است.

از زمان آغازمبارزات و قیامهای مردم افغانستان، از قرن هفتم تا قرن نهم میلادی، نفوذ اعراب، مبارزات مردم برعلیه اوشان، و سرانجام پیروزی مردم، و زمان دول طایری، صفاری، سامانی، غزنویان، سلجوقی، غوری، خوارزم، چنگیز، مغل، و اعادهء زنده گی دوباره و هجوم تازه از اثر نفوذ دولتهای خارجی، و زمان تجزیه و تقسیم کشور، و مبارزات مردم درجبهات مختلف، و تشکل مجدد افغانستان( ۱۷۷۳) زمان تجاوز وحکمروایی های انگلیس، و مبارزات آزادیخوهانهء مردم، و زمانی که انگلیسها از کشور رانده شدند ، زمینهء تشکیل یک دولت مرکزی، وخدت سیاسی، تآمین استقلال و استرداد داشته های از دست رفته را آماده  و ممکن ساخت،  ولی بنابر عواطف پدرفرزندی و در رآس وزیر محمد اکبر خان و سایر انقلابیون چنین نشد . و بعد از نثار خون هزاران فرد افغانان وطن پرست، دسته های سرداران و شهزاده گان گریزی و فراری که وطن را ذبونانه ترک کرده بودندو دوباره  از هندوستان ، و ایران سرازیر شدند و بر مسند قدرت و تخت وتاج تکیه زده و با آغاز دورهء سلطنت امیر دوست محمد خان  همه آرمانهای آزادیخواهی یکباره به انتقام و انتقام جویی و هوس و هوس بازی بنا نهاده شد. افغانستان درطول این ۹۶ سال برعلاوهء اینکه نتوانست حتی وحدت و یگانیگی این کشور را حمایت کند بل به هزاران رنج و عذاب دیگرنیزگرفتار گردید.و اگر این شاه عقبگرا در برابر توطیه های انگلیس مقاومت می کرد امروز نه پشتونستانی بعد از یک و چند سال و نه هم دیورندی وجود میداشت.و جای دارد تا گفته شود که در طول بیشتر از صد سال تنها مهمندیها، و وزیری ها بودند که که بیشتر از ۳۵ بار بر انگلیسها هجوم نمودند.و نتیجهء این دفاع و هجوم مردانه وار این بود که انگلیسها از تسخیر تمامی ولایات شرقی کشور ناامید شدند. آنچنانکه وعده های انگلیسها هم چون پاکستان امروزی مربوط بوقت و زمان می شود ۰ نه دوستی شان قایم و نه دشمنی شان .

سوال اینجاست که آیا با همهء این قربانی ها و خونریزی ها دست آوردی که ثمرهء کار این سرداران و  تخت نشینان این کشور که بخون پاک و راستین هزارن فرد این کشور استقلال و آزادی اش را بدست آورد وجود دارد؟ شاید تعدادی در برابر این سوال بگویند بلی!… ولی ما باید بگوییم نه؟…زیرا درطی ۹۶ سالی گذشت جز چند سالی محدودی که پادشاه ترقی خواه و روشنگر، و موسس استقلال کشور شاه امان الله که حتی دنیای خارج به پادشاهی وی دلچسپی و امید واری داشتند و این شاه را ترقی خواه و نخستین پهلوان رزم آزادیخواهی مشرق زمین درمقابل استعمار بریتانیا و حمایت وی را از آزادی و استقلال هندوستان احساس کرده بودند که آنهم بعد ازحدود ده سال بوسیلهء دسایس و خرابکاری های نامردانهء یک عده عناصر ماجرا جو و رهزن و تعدادی از ملاهای وطن فروش و. دین فروش و عدهء عناصر ارتجاهی صرف بخاطر یک سلسله زیاده روی های اصلاح پذیر که با روح و وضعیت زنده گی مردم در چنین فرصتی ساز گار نبود به نابودی کشانده شد ، دیگر این کشور در طول این ۹۶ سال جز رنج و عذاب ، فقر و بدبختی، هوس و هوس بازی و سرانجام همان زنده گی بدوی ، چیز دیگری را ندید و نه هم لمس کرد. اگر این ۹۶ سال را بعد از کسب آزادی و استقلال بدوره های مختلف بدبختی و بد کرداری تقسیم بندی نماییم باید بگوییم که کمتر از ده سالی که درزمان شاه امان الله درکشمکش های داخلی و امید واری ها برای یک افغانستان پیشرفته و مترقی ، و بیشتر از چهل سال زمامداری خاندان آل یحیی، که جز عیاشی و خوش گزرانی جزیی ترین انکشافی صورت نگرفت، و کمتر از شش سال دورهء سردار دیگر این خانواده که اندکی امید واری برای انکشاف رونما شده بود، و کمتر از ده سالی که در زمان زمامداری هواداران روس که آنهم با جهاد و خرابکاری و برآورده گردیدن اهداف امریکایی ها برای انتقام گیری از روس ها بخاطر شکست فاحش جنگ ویتنام ادامه پیدا نمود ، و دوره کوتاه حکومت مجاهدین که دستآوردش ویرانی کابل زیبا و از بین رفتن تمامی داشته های دولتی و بیت المال ، و تباهی زنده گی چندین سالهء مردم فقیر بود، و کمتر از ده سال دورهء سیاه طالب ها که با چوب و چماق فقط به مردم یک چیز آموختند ادای نماز های بی وضو و با وضو و آنهم بجبر و ریا ، و سیزده سال دورهء حکومتداری کرزی که آنهم جز فساد ، جنگ و بدبختی ، و سرانجام تبدیل شدن کشور بیک مافیای بین المللی مواد مخدرچیز دیگری نشد و آخرین حکومت وحدت ملی که با تقلب و میان جگری برای جلوگیری از نابودی کشور بوسیلهء امریکایی ها بوجود آمد و تا اکنون که کمتر از یکسال آن سپری گردیده و تا هنوز کابینه و تشکیلات دولتی نامکمل است هیچ دست آوردی را هیچ افغانی مگر آنهای که بنام های تحصلکرده، دموکرات و تکنوکرات آمدند و صاحب جایداد ها وملیون ها دالر شدند و آنچه را جهان و جهانیان برای آبادی و احیای مجدد این کشور کمک کردند خوردند وبردند لمس نکردند.

خلاصه دولت های افغانستان در طول ۸۰ سال فقط مشغول حکمروایی بودند و نه مصروف اعمار ، آبادی و انکشاف کشور. وحال که درآستانهء تجلیل از ۹۶ مین سالگرد استقلال و آزادی قرار داریم همه چیز رو بزوال است که دیر یا زود این امید هم بنا امیدی مبدل می شود زیرا گفته اند سالی که نکوست از بهارش پیداست و با تآسف این سال بهاری هم نداشت.

صد هزاران چو منت، آتش بیداد بسوخت- نه نشینید زپا، دم بدم ارشاد کنید.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com