خانه » خبر و دیدگاه » آنچه که ما را امیدوار میسازد از سال ۲۰۰۳ تا حال ۱۳۰۰ دانشجوی افغان دررشته‌های مختلف درآلمان تحصیل کرده اند

آنچه که ما را امیدوار میسازد از سال ۲۰۰۳ تا حال ۱۳۰۰ دانشجوی افغان دررشته‌های مختلف درآلمان تحصیل کرده اند

نثاری

دکتور شهیر نثاری

این که با وجود حمایت گسترده و چشمگیر جامعه جهانی در یک و نیم دهه اخیر ( البته به استثناء آرامش نسبی درچند سال اول ) هنوز هم شاهد این همه بدبختی و نا هنجاری در کشور خود هستیم جای تاسف بوده و بی اندازه نا امید کننده است.

اینکه چه عوامل دست بدست هم داده و باعث این همه نابسامانی و بدبختی روز افزون شده است نیز بحث کاملا جداست .

در مورد چند و چون این همه نابسامانی فقر و عقب ماندگی ، هر فرد گروه و تشکل سیاسی اجتماعی در کشور حرف ها و برداشت های خود  را دارد.

که با تاسف یکی از عوامل عمده ادامه بحران کنونی در کشور همین عدم موجودیت تعریف مشترک از دوست و دشمن ، عدم موجودیت منافع مشترک ، نبودن دید مشترک در آسیب شناسی و شناسایی فکتور های مساعد کننده بحران جاری همه و همه دست بدست هم داده باعث تشدید وضعیت ناگوار کنونی شده است.

و اما بحث کنونی :

با وجود این همه نا هنجاری ها و نا ملایمتی های جاری در کشور ، یکی از عوامل بی اندازه امیدوار کننده ، آنچه که هر انسان با فهم و شعور را خوش بین به آینده میسازد ، پیشرفت قسمی در عرصه تحصیل است . گام ها برداشته شده  درین عرصه اگرچه از نظر کمی هنوز هم ناچیز اند ولی از دید کیفی بی اندازه امیدوار کننده است.

اگر نظر کوتاهی بر چگونگی پیشرفت و ترقی در کشور های جنگ دیده بیاندازیم ، کشور های را می یابیم که حتی در وضعیت بمراتب بدتر و بحرانی تر از ما قرار داشته اند. یکی از عوامل بسیار حیاتی و موثر در بیرون رفت این کشور ها در مرحله (پوست کانفلکت) یا بعد از جنگ و بحران همانا داشتن منابع بشری تحصیل کرده و متخصص بوده است.  

همین چندی قبل شاهد فراغت یک گروه دیگر از جوانان افغان از پروگرام ماستری درآلمان بودیم. این جوانان تحت برنامه خدمات تبادلات اکادمیک آلمان تحصیل کرده اند. برنامه که از سال ۲۰۰۳ تا حالا ۱۳۰۰ محصل افغان را تحت پوشش قرار داده است.

این در حالیست که در پهلوی برنامه (خدمات تبادلات اکادمیک آلمان ) و برنامه  بورسیه های دولتی دولت افغانستان ، ما تحت پوشش برنامه تقویت تحصیلات عالی ( شیپ – پروژه بانک جهانی ) تعداد زیادی از محصلین و استادان پوهنتون های مختلف کشور را جهت ارتقای ظرفیت به کشور های امریکا ، تایلند ، مالیزیا ، هند و سایر کشور ها فرستادیم. که چندی قبل گروه از استادان و محصلین که در برنامه ماستری مالیزی فرستاده شده بودند نیز برنامه ماستری شانرا موفقانه به پایان رسانیدند.

همین است که با در نظرداشت پیشرفت های ذکر شده درین عرصه میتوان سخت به آینده روشن امیدوار بود. میتوان به باور کامل گفت که جوانان تحصیل کرده با دانش و تجارب بدست آورده شان از کشور های مختلف میتوانند نقش بسیار حیاتی و مبرم را در بیشرفت و انکشاف کشوربازی نمایند.

به امید سربلندی و ترقی مردم و کشور عزیز ما افغانستان !

 

۴ دیدگاه

  1. Avatar

    Excellent News

  2. Avatar

    جناب دکتر نثاری بزرگوار ! شما به یقین که ما را درین ماتمکده امیدوار میسازید ! دست تان درد نکند.

  3. Avatar

    ارجمند خواننده ، وقتی بحثی در مورد کسب علم و دانش و اهمیت آن در یک جامعهء عقب مانده چون افغانستان مطرح می شود برای بسا افراد یک نوع امیدواری ایجاد می شود چنانکه برای آغای نثاری ایجاد شده است. ولی وقتی در عمق مطلب داخل می شویم باز هم بهمان نتیجه میرسیم که ایا درین کشور و در وضعیتی که ما قرار داریم علم و دانش هم نقشی دارد؟ شاید عدهء بگو یند چرا؟ حتما” دارد. ولی نمی دانم چرا من منحیث یک تحصیل کرده آنچه را که درین چند سال سپری کردید دگر امیدی به تحصیل و تحصیل کرده ندارم و باید هم نداشته باشم زیرا همین اکنون همه شاهد اند و می بینند که در کجای کشور افراد تحصیل کرده مطرح است و اگر هست چی کسانی در نقش وجودی شان وسیله شده اند. ما نه تنها در حال حاضر بل در گذشته ها هم افراد تحصیل و تحصیل کرده داشتیم و با همه نا ملایماتی که وجود داشت تحصیل کرده ها در کار و خدمت گزاری بخاطر داشتن اسناد و مدارک تحصیلی چی در دولت و چی در جامعه نقشی داشتند و اگر دست شانرا کسی نمی بوسید از یک احترامی بخاطر داشتن دانش و رشتهء تحصیل برخوردار بودند. اما بلیایید حالا ببینید که یک داکتر ( منظورم کسانی است که تا حد دکتورا تحصیل کرده اند) در جامعهء امروزی واجب الاحترام و دارای یک وظیفهء آبرومندانه است یا کسی که بنام مجاهد و یا تفنگ دار که هم قدرت دارد و هم زر وزور مورد احترام است؟ در گذشته ها تا زمانیکه یک جنرال برتبهء جنرالی میرسید ، دستش، پایش ، جلدش ، مویش و خلاصه تمام بدنش چون میوهء زیر پا شده جو جو می شد و گرفتن یک رتبه و آنهم جنرالی چون امروز کار سادهء نبود. ما جنرال های داشتیم چون یونس خان، مستغنی، وغیره و غیره که وقتی داخل گارنیزون می شند کسی را مجال حرکت کردن اینطرف و آنطرف نبود ولی امروز ببینید که این سترجنرال ها که نه عزتی دارند و نه حرمتی و فقط پشتوانهء شان قدرت جنگی و یا جهادی است از کدام قطعه و فرقه این رتب را بدست آورده اند؟ شب در خانه بوده اند فردا وقتی چند آدمی را کشته اند رتبه گرفته اند. همین اکنون بشمارید که این سرجنرال ها زادهء کدام قطعه و انستیتوت بوده اند.
    برمی گردیم به فارغین ملکی و آنهای که اسناد چون ماستری و دکتورا بدست دارند و یا هم درین اواخر بدست آورده اند. خدا را شکر که وجود پوهنتون های شخصی باعث گردیده تا این تحصیل کرد ه ها صاحب وظیفه شده اند ورنه همهء شان از فرط بیکاری و بی روزگاری سکته می کردند. ما همین اکنون بصد ها ماستر و داکتر داریم که هیچ یک از اوشان بدون روابطی نتوانسته اند کاری تدارک کنند آمده اند تا با استفاده از مدرک صاحب کاری شوند ولی وقتی متوجه شده اند که درین منجلاب جایی برای شان نیست بگونه های قانونی و غیر قانونی واپس دیار و وطن را ترک کرده اند. امروز روز تعلیم و دانش نیست ، دیگر نباید بدانش و دانشور امید وار بود. بهترین دانشمند کسی است که یک گروهی پشت سرش دارد و ازوی حمایه می کند. آیا معاون رییس جمهور دکترا دارد یا پروردهء جنگ است آیا این ستر جنرالی را از کدام دانشگاه نظامی بدست آورده؟ آیا این همه مشاورین رییس جمهور دکترا دارند که حتی از جمع و ضرب هم بیرون شده اند. این معاونین و مشاورین ریاست اجراییه ماستر و یا داکتر اند ویا پرورده شده های جنگ.
    شاید شما برای اینکه خود سند فراغتی در دست دارید برای ایندهء تان امیدوار باشید ولی فکر می کنم نباید برای آیندهء این فارغین امیدوار باشید زیرا امید( تا ریشه درآب است امید ثمر است ) دیگر بازار ندارد.
    اینکه شما برای آینده ها امید واری دارید بازهم با شما موافق نیستم زیرا فرزندانی که از همین قدرتمندان جهاد در راه هستند بگونه های مختلف شاید بتوانند حاکم بر سرنوشت این ملت باشند.

  4. Avatar

    نویسنده محترم! شما به یکتعداد عوامل بحران کنونی در افغانستان ا شاره نموده اید ولی علت اساسی و عمده بحران کنونی را سهوا” و یا عمدآ” به فراموشی سپرده اید. اگر به تاریخ حد اقل صد سال اخیر کشور متوجه شوید علل اساسی عقبمانی و بدبختی افغانستانرا در سیاست برتری جوئی قومی که توسط زمامداران افغانستان عملی گردیده است، خواهید یافت. درد اور تر اینکه به این سیاست برتری جوئی قومی زیاتر تحصیل کرده ها دست زده اند، شما مثال زنده انرا در وجود اقای دکتور انورالحق احدی، دکتور اشرف غنی و دکتور روستاترکی و اقای حامد کرزی، و دیگران بخوبی دیده میتوانید. بد تر از همه اینکه این تحصیل کرده گان به همکاری و پشتیبانی کشور های خارجی به این سیاست تفرقه افگنانه دامن زده اند. فقط خوشبختی مردم افغانستان در سیاست انسانگرائی نهفته میباشد. هرگاه زمامداران دست نشانده افغانستان سر بگریبان ببرند و به عقل اصالت قایل شوند و درک کنند که در افغانستان هیچ قومی نمیتواند در بدبختی اقوام دیگر خوش بخت شود، در انصورت میتوان به آینده درخشان افغانستان امید بست. بعبارت دیگر هرگاه اکثریت افراد تحصیل کرده از قوم برادران پشتون ما حاضر شدند که بیک کاندید مربوط اقوام دیگر افغانستان مثل ازبک و تاجک و هزاره با داشتن شایستگی کاندیدی مقام ریاست جمهوری، رای مثبت دادند در آنوقت خواهد باشد که افغانستان در شهراه ترقی و خوشبختی گام خواهد نهاد در غیر ان همه محال بوده و خیال.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com