خانه » خبر و دیدگاه » اندر باب دشمنی با تقلید

اندر باب دشمنی با تقلید

Nasiruddin Mazhari (1)

ترجمان: ناصرالدین مظهری

خشکه دماغانی بنام سلفی ویا خلف طالح ورد زبان شان دشمنی با مذاهب فقهی است… همیشه سخن از این میزنند که: ( این مذاهب در زمان پیامبر علیه السلام وجود نداشت، هر فرد صحابه خود به قرآن وسنت رجوع مینمود وحکم فقهی استنباط مینمود… کسی دیگری را تقلید نمیکرد، نه امامی وجود داشت ونه مقلدی، تمام صحابیان پیامبر علیه السلام مجتهد بودند) کسانی هم با تقلید ازین سلفیان خشکه دماغ حتی این سخنان را درمدارس وصنف های درسی الهیات (دانشکدۀ شرعیات وعلوم اسلامی) کشانیدند واین سخن را روزانه برای تمام شاگردان گوشزد میکنند وگوئیا ازهریکی از ایشان میخواهند تادر همان سن بکر مجتهد زمان خویش باشند. این سخنان معسول گوشهای طبقۀ خون گرم وجوان را خیلی مینوازد وبعضی از ایشان بعد ازخواندن چند کتاب ویا چند حدیث خود را مجتهد ومجدد زمان فکر میکنند؛ بعد از چند ماهی حس اجتهاد ومجتهد بودن همۀ جسم وجانشنان را فرا میگیرد و با مذاهب وتقلید دشمنی خویش را علنا اعلان میکنند. حال نظری گذرا به عصرصحابه می اندازیم تا ببینیم که ااین ادعا تا چه حد درست است.
نظر به این ادعا تمام صحابه که تعداد شان به هزاران تن میرسید، همه مجتهد بودند وهیچ مقلدی دربین شان وجود نداشت. وقتی نظری به عصر صحابه بیفگنیم بی اساس بودن این ادعا برای همۀ ما ثابت میشود. قبل از همه باید گفت که خداوند عز وجل از زمان آدم علیه السلام به اینسو اجتماعی را که همۀ افراد آن مجهتد مطلق باشند نیافریده است. همچنان اجتماعی که سطح دانش وذکای افراد آن مانند دو پلۀ یک ترازو ویاهم دندانه های شانه مساوی باشد خلاف فطرت وطبیعت است.
وحال می آئیم به اجتماع صحابۀ رسول اکرم علیه السلام؛ سخن را به این پرسش آغاز میکنیم: نفوس صحابۀ کرام چقدر بود؟ اگرحجه الوداع را معیار قرار دهیم نظر به قول محققین میتوانیم بگوئیم که صد هزار تا صد وچهل هزار صحابی وجود در آن صحنه وجود داشت. نظر به سخن محمد حمید الله علیه الرحمه درحجه الوداع غائبین نسبت به حاضرین افزونتر بودند. بنا به این سنجش نفوس صحابه را میتوان درحدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزارحدس زد. حال مسپرسیم که چقدر این نفوس دست به اجتهاد زده اند؟ وقتی سخن از اجتهاد میرود منابع معتبر نام این فقهای سبعه (هفت صحابی فقیه) را ذکر میکنند: حضرت عمر، حضرت علی، حضرت عائشه، زید بن ثابت، عبد الله ابن مسعود، عبد الله ابن عباس، عبد الله ابن عمر رضوان تعالی علیهم اجمعین. حتی اگر صحابیانی را که درعمرشان فقط یکبارهم اجتهاد کرده اند بشماریم تعداد همۀ شان از ۱۶۲ شخص تجاوز نمیکند. ۲۰ نفراین عدد را زنان تشکیل میدهند. بقیه مقلد این مجتهدین مذکوربوده اند. به این معنی که درهمۀ مسائل واحکام به ایشان مراجه میکرده اند. نظر به اعداد قبلی مذکور تقریبا دربین ۱۷۵۰ نفر صحابی تنها یک نفر آن مجتهد بوده است. حتی اگر تنها هفت فقیه اول را معیار حساب مان قرار دهیم برای ۴۰۰۰۰ هزار شخص یک مجهتد می افتد. بنا برین اکثریت صحابه درامور دینی ودنیایی به همان اقلیت که عبارت از فقیهان وافراد مشخص صحابه بودند مراجعه میکردند. پس معلوم میشود که در عصر صحابه هم مسالۀ امام، ماموم، مجتهد ومقلد مطرح بوده است.
درین روزها بعضی ها هم هستند که میگویند: (ما احادیث فراوانی از بر داریم ومیدانیم، ما نیازی به تقلید نداریم، خود ما اجتهاد میکنیم) این گروه باید بدانند که حدیث دانستن چیزیست واجتهاد کردن چیزی دیگر… همه میدانیم که أبو هریره رض ازنگاه کثرت روایت در درجۀ اول قرار دارد؛ اما ازنگاه اجتهاد واستنباط احکام در ردیف اخیر هم ذکرش نمیرود. روایات حضرت عمر رض بسیار اندک اند اما در استنباط فقهی درمرتبۀ اول قرار دارد. درحجه الوداع حضرت پیامبر علیه السلام به نکتۀ دقیق وعجیبی اشاره کرده چنین فرموده بودند: ” … کسانی که حاضرند سخنان من را به غایبین برسانند، چه بسا غایب فقیه تر (با درک تر، باریک بین تر، عمیق بین تر) از حاضر است” این حدیث شریف بگونۀ آشکار بیانگر این حقیقت است که بسا روایت کنندۀ حدیث فهمش کمتر ازمجتهد وشخص باریک بینی است که درحدیث تعمق بخرچ میدهد و از آن احکام استنباط میکند. پس واضح است که مرور ویا ازبر نمودن احادیث فراوان بگونۀ حتمی ملزوم مجتهد بودن نیست. تطبیقات صحابه شاهد این مدعاست.
این را هم باید یاد آور شد که تعداد راویان صحابه ده برابر فقیهان آن بوده اند. به عبارت دیگر در بین ده راوی حدیث تنها یکی از آن فقیه بوده است وبس… همۀ اینها نمایانگر این حقیقت است که تقلید دربین صحابه شیوع فراوان داشته وهمۀ روایان حدیث هم مجتهد نبوده اند. در اخیر میتوان گفت که به همان اندازه ای که اجتهاد وجهاد اسلام را ازخطرهای گوناگون مصون نگه داشته، تقلید هم به همان اندازه از اسلام دفع خلل نموده است. پس لازم است تا نادان در امور دینی واحکام فقهی پیرو دانا باشد ودربارۀ اسلام ومذاهب فقهی بدون تحقیق وفهم متد استنباط احکام اسلامی، اظهار نظر نکند تا مبادا بیدار کنندۀ فتنه گردد وسبب نفرین قرار گیرد. باید دانست که کسانیکه بیرق دشمنی را با عالمان حقیقی دین ومذاهب فقهی بلند میکنند آگاهانه ویاهم ناخود آگاه زمنیۀ از بین بردن دین وآئین مقدس اسلام را برای بی دینان مهیا میسازند. (موفق باشید دوستان)

نویسنده: پروفیسور ارهان جگر

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com