خانه » خبر و دیدگاه » بار دیگر مذاکرات صلح با طالبان به بن بست کشیده شد

بار دیگر مذاکرات صلح با طالبان به بن بست کشیده شد

Ahmad-saidi-meghalat

احمد سعیدی

طی چند ماه گذشته سفرهای مقامات بلندپایه پاکستانی به افغانستان و در پیوست آن مطرح‌شدن بحث گفتگوهای  مذاکرات چهار جانبه بخاطر زمینه سازی مصالحه با طالبان با رایزنی پاکستان خبرساز شده بود. گمانه زنی هایی وجود داشت که این بار گفتگوهای مذکور تفاوت‌هایی را نسبت به نشست‌های پیشین داشته و علت آن،اشتراک نماینده امریکا و چین در این مذاکرات گفته می شد.  گرچه به عنوان نویسنده تفاوت این نشست ها و این امیدواری های کاذب این بود که پاکستانی در این سفر ها و رفت و آمد ها  یک تحفه را بار بار به حکومت موجود وعده داده بودند که آن  آوردن طالبان به میز مذاکره در اسلام آباد است. با ابلاغیه روز گذشته ای طالبان امید صلح و مذاکره به همکاری پاکستان به زخم خونین مبدل گردیده، حالا نشست های چهار جانبه دو جانبه و نشست های قطر با همه تلاش ها با در نظرداشت ابلاغیه ای را که روز گذشته به این متن طالبان صادر کرده اند. دیگر نمیتوان بخاطر صلح که در آن میز طالبان شرکت داشته باشند باورمند بود. طالبان در ابلاغیه خود با صراحت گفته اند.

نماینده‌ای به مذاکرات رو در روی  صلح با دولت افغانستان نمی‌فرستد. آنها طی اعلامیه ای گفته اند .تا زمانیکه شرایط ما پذیرفته نشود، مذاکرات به هیچ نتیجه‌ای نخواهد رسید. طالبان در اعلامیه خود که توسط ذبیح الله مجاهد سخنگوی آنها انتشار یافته گفته اند،

همان گونه که در نشست پگواش گفته شد، تا زمانیکه اشغال افغانستان پایان نیابد، فهرست سیاه برداشته نشود و زندانیان مظلوم رها نشوند، مذاکرات بی‌مفهوم و هدر دادن وقت است و نتیجه‌ای نخواهد داشت.”براساس این خبرنامه ملا اختر منصور، رهبر طالبان هیچ نماینده‌ای برای شرکت در مذاکرات مستقیم صلح با دولت افغانستان تعیین نکرده است.این در حالی است .قبلا در مورد نشست های چهار جانبه و دو جانبه با پاکستان امیدواری های وجود داشت گرچه از چندی بدینسو مقامات ارشد نظامی امریکا  از آغازفصل جدید جنگ ها در افغانستان هوشدار داده اند و این به معنی آن است که مقامات امریکایی فصل جدید از جنگ را پیشروی حکومت افغانستان گذاشته و یا اینکه با خودشناسی به اختیار و رضایت امور را طور میدانند که ما نمیدانیم .
در قدم اول اهداف روشن پاکستان بخاطر مداخله در امور کشور ما و وفهم تاریک ما: متاسفانه در حال حاضر ما  در برزخ سیاست داخلی و خارجی دست و پنجه نرم میکنیم چنانچه دیده می شود  هیچ نوع قاطعیت و ثبات در سیاست داخلی و خارجی حکومت موجود ما وجود ندارد و ما همیشه در گزینش و باور ها و شناخت دوست و دشمن دچار مشکل بوده ایم و سیاست پاکستان را در قبال افغانستان از همین زاویه به تعریف و تشخیص نشسته ایم . گاهی برادر، گفته ایم گاهی  همسایه دلسوز و اثر گزار در صلح وجنگ و ده ها و صد ها خوشبینی دیگر و زمانی دشمن مکار و حریص معرفی کرده ایم. حالا سوال این است که پاکستان چگونه یک هیولای نا شناخته شده ای در سرنوشت صلح و جنگ  است که یاستمداران حکومتی تحلیلگران و کار شناسان امور داخلی و خارجی ما در تشخیص ماهیت این همسایه و بازی های مضحک آن  همیشه دچار اشتباه اند و نمیدانند آنرا چه معرفی کنند. اما ازدیدگاه من پاکستان همان هیولای حرص و آز است که میخواهد افغانستان لقمه خام آن باشد. شاید تأکیک های آن در تعامل با افغانستان و کشور های مقتدر فرق کنند و اما استراتیژی آن خیلی روشن است و آن هم (افغانستان ویران، محتاج در بدر و نیاز مند پاکستان برای همیشه) حال این به رهبران افغان و شخصیت های مؤثر ارتباط دارد که با هیولای این چنینی چه نوع تعامل و بر خورد لازم مینمایند؛ سازش و کرنش و چاپلوسی و یا قاطعیت و جدیت. یا دست بوسی مذاکرات صلح حالابه بن بست رفته است در این راستا چه باید کرد . روز گذشته اشرف غنی رئیس جمهور در افتتاح پارلمان کشور هنوز امیدوار بود که طالبان در میز مذاکره حاضر خواهد شد امریکا نیز در این مورد خواهشات داشت شورای علمای افغانستان نیز حرف برای گفتن داشتند آیا بعد از این در مقابل دشمنی و فریب کاری های زمامداران پاکستان چه نوع زبان را به کار خواهد گرفت زبان گنگ و یا روشن: پاکستان توانمندی های خود را در افغانستان درست محاسبه نموده و از همین رهگذر موقف میگیرد، پاکستان مرزهای افغانستان را دراختیار خود دارد. پاکستان مواد غذائی را به  افغانستان طبق دلخواه خود به فروش می رساند. پاکستان بنادر تجارتی افغانستان را در کنترول داشته، جنس و نقد آن روبنائی حیات اجتماعی واقتصادی افغانها شده. پاکستان افراد بر جسته در کابینه و شورای ملی را در اسارت خود دارد و پاکستان بیش از یک ملیون جاسوس رضا کار در افغانستان شاید داشته باشد و پاکستان لشکر رزمی بنام طالبان آرایش داده تا با خشن ترین وجه با افغانها برخورد کنند. خود کشی انفجار و آتش زدن و از بین بردن تأسیسات دولتی و غیره لذا پاکستان خودرا در همه امور مسلط و پر قدرت محاسبه کرده است و هر گاه همه این گزینه ها منتفی شود؛ باز هم پاکستان از بین چند ملیون مهاجر افغان در سر زمینش سر بازگیری میکند و زیرعناوین مختلف به افغانستان میفرستد. لذا بر حکومت افغانستان است تا با استفاده از حضور جامعه جهانی و اشتراک امریکا و چین در مذاکرات چهار جانبه که تا هنوز نتایج آن در پرده ای از ابهام است برای دو کشور امریکا ، چین  به زبان خیلی روشن بگوید پاکستان صادق نیست و به آنها بفهماند؛ اگر فشار بر پاکستان همه جانبه وارد نشود  والا این دغدغه جنگ در افغانستان  تا نیم قرن دیگر ادامه پیدا خواهد کرد و پاکستان با تر بیت نسل های بعدی مجاهد زاده ها و قدسیت بخشیدن این نام با هدایات قرآن افغانها را علیه افغانها بکار می بندد و نیاز به استفاده از سلاح اتمی ندارد. اگر ما باز هم پاکستان را دوست و برادر بگوئیم انتباه و بر داشت پاکستان این خواهد بود که رهبران افغانستان با یک مهمانی خوش میشوند و سیاست عوض میکنند چنانچه بعضی دست اندر کاران در شورای صلح که تازه به کار آغاز کرده اند به این باور اند که راحیل شریف و رضوان اختر چندین بار به کابل آمدند سرتاج عزیز دوست دیرینه ما است این ها در همکاری با افغانستان صادق اند این باور های کاذب معنی آنرا دارد که ما منافع ملی و استقلال خودرا به پای آنها قربانی کنیم ؟
به فکر من پاکستان در استانه  نشست بعدی چهار جانبه در اسلام آباد صادقانه با امکانات که در دست داشته  طالبان را در میز مذاکره تشویق ترغیب نکرده است. شاید پاکستان مخفیانه مشوره داده باشد که از نشست اسلام آباد از مذاکرات خود داری نموده و از  عملیات جدید و شدید خبر دهند تا دولت افغانستان مجبور به دادن امتیاز همه جانبه بخاطر مذاکرات بعدی  به پاکستان شود؛ یعنی تنها پاکستان است که میتواند جلو مخالفت های طالبان را در امر مذاکره بگیرد ورنه جنگ بهار آینده از فصل های دیگر سوزنده تر و خونین تر خواهد بود. وجالب این است که مقامات امریکائی هم این تهدیدات و جنگ بهار آینده را یک امر حتمی میداند. چنانچه جنرال متقاعد امریکایی کمبل در روز های آخر ماموریت خود در افغانستان گفته بود که فصل خونین جنگ در افغانستان در راه است وحالا اینکه افغانها و رهبران شان چه میکنند دیده شود باید انتظار کشید به عقیده من هم زمان با دایره صلح و مذاکره در بهار آینده پاکستان میخواهد هم جغرافیای جنگ را از آن سوی مرز به این طرف سرحد انتقال دهد و هم استحکامات خودرا بدون دادن امتیاز در مرز دیورند مستحکم سازد.
هر چند بی وفایی ها فریب کاری ها و تجاوز پاکستان پدیدۀ تازه نیست بعد از سخنان چند روز قبل سر تاج عزیز مشاور سیاست خارجی پاکستان حالا ملت حکومت و ارکان دولت و حتی جامعه جهانی شک ندارند که حکومت پاکستان متجاوز و حامی جنگ نیابتی قرار گرفته است و جواب این جنگ و این تجاوز آشکار و پنهان باید داده شود یا خیر این وظیفه ملت است  ملتی متحد و قهرمان و برادر. ولی از حکومت انتظار نداشته باشید. که بتواند آنچه را که می گوید عملی بسازد. در حالیکه طالبان مذاکرات صلح را رد کرده اند و گزینه جنگ را انتخاب نموده اند. بهتر است در چنین شرایط حکومت افغانستان و شورای عالی صلح موضع شان را در گفتگوهای صلح مشخص و روشن کنند. تازمانی که دیدگاه مخالفین دولت افغانستان و حامیان شان مشخص و واحد نشود، وارد شدن به گفتگوهای صلح فایده ای ندارد. از طرف دیگر به همکاری جامعه بین المللی . در حال حاضر باید طالبان را کنار بگذاریم و تکلیف خود را با اسلام آباد مشخص کنیم. حالا مشکل بین کابل – اسلام آباد است، درست است که افغانستان استراتیژی صلح را در دستور کار دارد و ادامه خواهد داد. درست است که جنگ به این کشور تحمیل شده است و برای رسیدن به هدف، باید دگرگونی ها و تجدید نظر اساسی در گفتگوهای صلح صورت بگیرد و بازنگری شود، با این وضعیتی که داریم مسئله صلح تاهنوز موفق نبوده و ناکامی های زیادی داشت.
افغانستان به تنهایی نمی تواند به صلح دست یابد، این بن بست یا هم چالش های کنونی که نتیجه آن عدم رسیدن به صلح است، که بر مشکلات مردم ما هر روز افزوده می شود اگر وضعیت همچنین ادامه پیدا کند تشویش دارم که  افغانستان به پایگاه و یا مرکز ترانزیت تروریزم در منطقه تبدیل خواهد شد؟ به باور من افغانستان بخاطر آوردن صلح و مذاکره به یک بازنگری عمیق ضرورت دارد در غیر آن با این امیدواری های کاذب که پاکستان وعده داده و می دهد هرگز ما نمیتوانیم به صلح برسیم تقویب قوای مسلح اتحاد و همبستگی مردم افغانستان ضامن پیروزی ما خواهد بود .

۱ دیدگاه

  1. Avatar

    بزرگوار سعیدی صاحب! ما همه میدانیم که طالبان اجیران استخدام شده استخبارات پاکستان میباشد. طالبان از ذلیل ترین و وطنفروش ترین و نا مسلمان ترین مردمان این سر زمین اند. طالبان انقدر بی وجدان و وحشی وطنفروش اند که به خواست پاکستان جنایات بیشماری را در حق مردم مسلمان افغانستان انجام میدهند. افغانستان را تا حدی بیچاره و ذلیل ساخته اند که شصت و هشت فیصد از بودجه ملی ان از پول خیرات و صدقه کشور های خارجی تامین میگردد. اما چرا پاکستان منحیث یک کشور همسایه و مسلمان چنین جنایت را در حق افغانستان روا میدارد؟ اما اگر بیطرفانه به موضوع دیده شود، و اگر سخنان ستاد ارتش و یا لوی درستیز سابق وزارت دفاع را توجه کنیم که گفت تا اتک ساحه خاک افغانستان میباشد و یا سخنان رئیس جمهور فساد پیشه سابق آقای کرزی اگر دقت شود که خط دیورند را میگوید برسمیت نمی شناسیم. در این صورت باید به پاکستان حق داده شود که تا توان دارد، در خرابی و بربادی افغانستان به هر اقدامی دست بزند. شما توجه نمائید که لوی درستیز قدرت دفاعی افغانستان میگوید که تا اتک از ما میباشد. آدم عادی این گپ را نزده، لوی درستیز این سخنان را بزبان آورده. آدم عادی نگفته است که خط دیورند خط سرحدی نمیباشد. رئیس جمهور گفته است. حالا اگر خودت در موقف پاکستان خودرا قرار دهی، چه موضعگیری ای خواهی داشت؟

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com