خانه » خبر و دیدگاه » سیاست “طالب هراسی” و مسئله پایگاه نظامی امریکا در افغانستان

سیاست “طالب هراسی” و مسئله پایگاه نظامی امریکا در افغانستان

از مدتیست بازی و جنگ روانی عجیب و غریبی میان امریکایی ها و رییس جمهور کرزی پیرامون پایگاه نظامی امریکا در افغانستان جریان دارد. رییس جمهور کرزی ظاهراً با گذاشتن شروط دشوار در پیش روی امریکایی ها مانع امضاء قرار داد امنیتی میان افغانستان و امریکا شده است. کرزی باور دارد که امریکایی ها به هیچ قیمتی افغانستان را ترک نخواهند کرد، باید از آنها امتیازات گرفت. در مور اینکه آیا این سیاست امتیاز گیری به منافع افغانستان است و یا برای تامین  منافع شخصی و خانوادگی کرزی که دوران ریاست جمهوری ایشان در حال پایان رسیدن است، شک و تر دید های زیادی وجود دارد.

اما امریکایی ها سیاستی چند پهلو را تعقیب می کنند، از یک طرف  تهدید به خروج می کنند و از طرف دیگر پا فشاری به ماندن در افغانستان می کنند. چنانچه اخیراً مقامات امریکایی  به رییس جمهور کرزی هوشدار دادند اگر هر چه زود تر قرار داد امنیتی میان  افغانستان و امریکا به امضاء نرسد،  غرب  تمام نیروهای شانرا تا اخیر سال ۲۰۱۴ از افغانستان خارج خواهند ساخت. اما از طرف دیگر آنان در انتظار انتخاب رییس جمهور جدید افغانستان هستند که ممکنست از مدتها قبل او را انتخاب کرده باشند.

ظاهرا عدم امضاء قرارداد امنیتی نه تنها باعث تنش ها میان دولت کرزی و غرب شده است، بلکه نگرانی های گسترده اجتماعی و بویژه ضرر های شدید اقتصادی  را نیز  در کشور در پی داشته است.  

 به نظر می رسد که قرارداد امنیتی میان افغانستان و امریکا نه تنها جامعه افغانستان بلکه کشور های ذینفع در افغانستان را به طرفداران و مخالفان تقسیم نموده است.

طرافداران امضاء قرارداد امینتی باور دارند که افغانستان برای حد اقل یک دهه دیگر به نیروهای خارجی نیاز دارد تا از لحاظ امنیتی و هم اقتصادی بر سر پا بایستد. به نظر آنها در صورت خروج نیروهای خارجی دولت افغانستان بزودی  بدست طالبان مسلح سقوط کرده و تمام دست آورد های ۱۴ سال اخیر برباد رفته و این کشور در جنگ داخلی فرو خواهد رفت. افزون بر آن افغانستان بار دیگر به مرکز تروریسم بین المللی و مداخلات همسایگان تبدیل خواهد شد.

 در واقع نه تنها اکثریت مردم عادی افغانستان، بلکه بسیاری کشور های جامعه جهانی باور دارند که با خروج قوای خارجی فاجعه  بزرگ انسانی در افغانستان رخ خواهد داد. اما مخالفان پایگاه های نظامی به دلایل مذهبی، فرهنگی و یا جیوپلیتکی مخالف حضور نظامی غرب در افغانستان هستند. بگونه مثال  طالبان بخاطر گرفتن قدرت و پاکستانی ها به دلایل استقرار دولت دست نشانده طالبی در کابل و ایرانی ها به دلایل اختلافات سیاسی با امریکا مخالف هستند. کشور های آسیاسی میانه به دلایل امنیتی،  و کشور های مثل روسیه، چین، هند، عربستان سعودی و ترکیه به دلایل منافع جیوپیتیکی شان در حضور و یا خروج قوت های خارجی از افغانستان موضع گیری های متفاوت دارند.

اما در میان مخالفان پایگاه نظامی غرب در افغانستان،عده ای از نخبگان سیاسی افغانستان نیز وجود دارند که نه تنها مخالف طالبان و تروریسم بین المللی هستند، بلکه مخالف ایجاد پایگاه نظامی به امریکا به دلایل دیگرهستند.

در مقاله کنونی دید گاه و منطق گروه سوم را که کمتر شنیده شده است به بحث میگیرم.

 پرادوکس  سیاست جنگ و صلح

 واقعیت اینست که جنگ امریکا با  طالبان و القاعده دست پرورده خود شان بعد از یازدهم سپتمبر  با استقبال گسترده جهانی مواجه شد.(به استثنای پاکستانی ها،سعودی ها و شبکه تروریسم بین المللی)

در آغاز قاطعیت ظاهری واشنگتن در ریشه کنی تروریسم در افغانستان، بازسازی و توسعه دموکراسی باعث خوشنودی اکثریت مردم افغانستان شد. چنانچه بسیاری ها به تعهدات امریکا در جنگ با تروریسم باور کردند. اما امریکا در ۱۳ سال  اخیر تحت نام جنگ با تروریسم سیاست ناشفاف و مبهمی را در پیش گرفت. از یک طرف با تروریسم جنگید و تلفات جانی و مالی را متحمل شد و از طرف دیگر تروریسم را تقویت کرد. به بیان دیگر با یک دسته تروریستها مثل القاعده جنگیدند ولی با شاگردان القاعده مثل طالبان معامله نمودند. چنانچه ده ها رهبران طالبان در پاکستان در تحت نام شبکه موسوم به حقانی، شورای کویته و پشاور با پایگاه های تربیت تروریستم فعال هستند ولی غرب ۱۳ سال را در جستجوی طالبان در دهات افغانستان و بمباردمانهای های بی مورد و قربانی ساختن مردم بیگناه ضایع ساختند.

مهمترین هدف غرب تحت نام جنگ با تروریسم استفاده از خاک افغانستان برای دست یابی به بلند پروازی های منطقوی با کشور های رقیب در منطقه است. با آنکه امریکا تصمیم دارد سربازانش را از افغانستان تا پایان سال ۲۰۱۴ بیرون بکشد، ولی در عین وقت تصمیم دارد به هر قیمت ممنکه یک تعداد سربازانش را در تحت نام حفظ ثبات و مبارزه با تروریسم در افغانستان نگهدارد.

دوکتورین نظامی غرب در ۱۳ سال اخیر نشان داد که امریکاییها نمیخواهند طالبان شکست بخورند وهم نمی خواهند بقدرت برسند. از طالبان بحیث ابزار ترس استفاده می کنند تا بهانه یی برای حضور شان هم در افغانستان و هم در منطقه داشته باشند. زیرا اگر طالبان شکست بخورند امنیت در کشور تأمین خواهد شد، دیگر نیازی به حضور شان در افغانستان و منطقه دیده نمیشود. اما طالب هراسی و یا Talibophobia تا آن حدی است که نه تنها رهبران سیاسی، بلکه مردم عادی از امریکایی ها تمنا می کنند که افغانستان را ترک نکنند در غیر آن طالبان دوباره قدرت را گرفته فاجعه بزرگ در افغانستان رخ خواهد داد.

غربی ها اعتقاد به دموکراسی و ایجاد دولت فراگیر ملی در افغانستان ندارند. آنها در ۱۳ سال اخیر نشان دادند که طرفدار یک دولت دست نشانده، فاسد و مافیایی از طریق تقلب تحت نام دموکراسی هستند. باور بر این است تا زمانیکه غرب در افغانستان حضور داشته باشد، هر گز تجارت و قاچاق مواد مخدر در افغانستان کاهش نخواهد یافت.

 هم چنان تجارب حضور غرب نشان داد که آنها سیاست استعماری” تفرقه به انداز و حکومت کن” را در میان مردم افغانستان تعقیب می کنند و هر گز مجال اتحاد اجتماعی و قومی میان مردم افغانستان را نمیدهند.

نتیجه گیری

بسیاری ها باور دارند که ” نه با امریکا می شود و نه بدون امریکا”. باید میان بودن امریکا در افغانستان و نبودن آنها یکی را انتخاب کرد. بسیاری ها بودن امریکا را ترجیح می دهند فقط به دو دلیل، یکی به دلیل ترس از طالبان  و دیگری به دلیل نیاز های اقتصادی. امریکایی ها از هردوی این فاکتور استفاده اعظمی می کنند.

واقعیت اینست حضور خارجی ها در افغانستان بر خلاف تصورات غالب خطرناک تر است نسبت به خروج آنها. حضور امریکا نه تنها به معنای نابودی تروریسم نیست، بلکه یک نوع معامله با تروریسم  نیز است. امریکا برای بهانه حضور خود از تروریسم بحیث فاکتور ترس همواره استفاده خواهد کرد. هر زمانیکه امریکا اهداف منطقوی اش بر آورده شود افغانستان را با مشکلات و میراثهای استعماری اش در میدان رها خواهد کرد. 

غرب از ترس طالبان بحیث شمشیر داموکلس بالای سر مردم افغانستان استفاده می کنند، بی آنکه این شمشیر را از سر شان پس کنند. اما مردم افغانستان در موقعیت خیلی دشوار قرارداشته محتاج و مدیون این لطف امریکاییها هستند.  در واقع تا زمانیکه غرب در افغانستان باشد، هرگز امنیت واقعی تأمین نخواهد شد و نسل نو افغانستان در زیر سایه ترس طالبان و مشکلات روانی تربیت خواهند شد.

تا کی می توان در زیر سایه ترس زندگی کرد؟

 مردم افغانستان باید میان زیستن در برده گی امریکاییان همراه با کابوس طالبان از یک طرف و مقابله با ترس از طالبان از طرف دیگر یکی را انتخاب کنند. بیرون رفتن کامل نیروهای غربی از افغانستان بهتر است نسبت به بودن شان.

برای پُر کردن خلاء حضور نظامیان امریکایی از افغانستان دو گزینه را می توان پیشنهاد کرد:

گزینه انقلاب– شاید  بهترین گزینه نجات کشور یک انقلاب اجتماعی باشد که ریشه های ترس، توطیه و بازی های جیوپلیتیک را عوض کند. وفقط با یک طوفان انقلابی می توان رژیم فاسد و طالب طلب کرزی را سر نگون ساخت، نیروهای خارجی را که هم “در نعل می زنند و هم درمیخ” یعنی از یک طرف با تروریسم می جنگند و از طرف دیگر تروریسم را تقویت می کنند، از کشور بیرون راند و با طالبانیسم و حامیان خارجی آنها با بسیج اجتماعی رزمید.

اما گزینه انقلاب متأسفانه کمتر عملیست به  چند دلیل:

۱) افغانستان فاقد یک رهبری سیاسی و حزب نیرومند طرفدار تغییر وضعیت کنونی است.

۲) مردم هنوز از آگاهی و اتحاد اجتماعی لازم برخوردار نیستند.

۳) ترس از تسلط مجدد طالبان باعث تحمل رژیم فاسد کرزی و حامیان خارجی شان شده است.

۴) غرب و رژیم کرزی از کارتهای توطیه و اختلافات قومی، مذهبی و منطقوی و نفوذ سیاسی و نظامی استفاده کرده مانع همچو حرکت اجتماعی می شوند.

 گزینه جنبش ضد طالبان– ایجاد جنبش ضد طالبان متشکل از نیروهای مختلف اجتماعی و مقابله با ترس طالبان می تواند بدون نیاز به پایگاه امریکایی ها جلو تسلط مجدد طالبان بر افغانستان را بگیرد. باور بر این است که در پرتو آگاهی اجتماعی و آزادی های نسبی مدنی چند سال اخیر مردم هرگز برده حاکمیت استبدادی و مخوف طالبان نخواهند شد و از شرف، خانه  و کاشانه شان دفاع خواهند کرد.  بنابرین نباید سرنوشت مردم و کشور را در گرو پایگاه نظامی غرب قرارداد، بایداز خود در برابر طالبان دفاع کرد و ترس را کنار گذاشت.

حالا زمان جنگیدن با” ترس” فرا رسیده است تا تسلیم شدن به امریکاییان و یا طالبان.

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com