خانه » دیدگاه ها - اجتماعی » برخورد و اثرگزاری غرب بر فرهنگ هند

برخورد و اثرگزاری غرب بر فرهنگ هند

india_culture

اساس جامعه ی هند را فرهنگ سنتی هندویزم شکل داده است، برخورد  و اثرگزاری غرب بر فرهنگ هند عوامل  گوناگونِ دارد. برخورد جامعه ی سنتی هند و غرب باهم، ارتباط پسا مدرن وسیستم مدرنیزم است. هندوستان یک کشور کثیرالملیت بوده که دارائی زبان ها، آیین و مقدسات متنوع است. یکی از پر پیروترین آیین این سرزمین آیین هندویزم است. که اساس جامعه ی هند را تشکیل داده است. آیین هندویزم، یکی از کهن ترین مذاهبِ زنده جهان است که چیزی کم نهصد میلیون نفوس از آن پیروی می کنند.مذهب هندویزم، مکتبی ماورای طبیعی است و نمی گزارد که پیروانش فقط به جهان یا آخرت دل، بسپرند؛ زیرا  این مذهب دنبال هدفِ بزرگتریست و آن دست یابی به چیستی و حقیقت زندگی است. منظور اصلی آیین هندو، آن است که هر هندوی بتواند به حقیقت مطلق که “برهمن” نام دارد، متصل شود. این چیستی و حقیقت  “روحی جاویدانه” است که برتر از هرگونه علت و معلول و زمان و مکان است.
در مذهب هندویزم تمام کارها و اعمال مثلِ کارهای هنری،علمی،سنتی،سیاسی و اجتماعی،وسیله ای هستند برای رسیدن به رستگاری و به همین سبب یک هندوی کامل،کارکردِ  خود را با نیتی پاک به درست ترین شکلِ ممکن انجام می دهد.

خوراک پیروان هندویزم:

مذهب هندو رهنمودهای ویژه ی  در مورد خوراک هندوان دارد. هندوان به این باور هستند که افراط در خوردن غذا سبب تنبلی جسم و کژ اندیشی می شود. بیشتر هندوان در تمام عمر خود، گوشت سرخ نمی خورند وعده ای نیز تنها گوشت مرغ و یا ماهی مصرف می کنند.

غذای هندوان بیشتر شیر گاو و گاومیش و لبنیات است اما شیر شتر را نمی خورند. برنج، جو، گندم، لوبیا، خردل، نارگیل، دانه های نباتی، انواع میوه از غذاهای عمده هندوان است. همچنان مصرف سیر،پیاز برای هندوان و بویژه  برای “برهمن ها” ممنوع است. ارچند این قوانین، کمی عجیب به نظر می رسد، اما گفته می شود که نرم خویی و آرامش مردم این سرزمین، ناشی از همین خوراکه هایشان است.ارزش ندادن به خوراک و توجه به روح، مهمترین دلیل پرورش خداشناسان و بزرگان در هند است.

اعتقادات این مذهب:

از دیگر اعتقادات هندوان، تناسخ روح است. اعتقاد به تناسخ روح به این دلیل است که هندوان می گویند، انسان در طول یک عمر کوتاه، نمی تواند به رستگاری و شعور الهی دست یابد و برای همین هر کسی سلسله ای از چند زندگانی دارد و در هر زندگی بر حسب کارهای زندگی قبلی به قالبی در می آید،گاهی در قالب انسان و خدایان و گاهی در قالب حیوان و گیاه و آنقدر به این تناسخ ادامه می دهد تا به حقیقت مطلق الهی پی برده و رستگار شود.

رقص جزئی از آیین هندوان است و جایگاه بسیار بلندی در فرهنگ آنها دارد. زیرا از دید هندوان رقص کاری مقدس است که از خدایان به انسان رسیده است. “شیوا” یکی از خدایان اسطوره ی آنها معتقد بوده است که تمامی کائنات همواره در حال رقص جاودانه ای هستند و او این رقص را ایجاد کرده و خودش به انجام آن می پرداخته. رقص هندی که بسیاری ازحرکات “یوگا” را در خود دارد،تنها برای سرگرمی نیست بلکه یک رقصنده ی با ایمان هنگام انجام این حرکات به حالت “خلسه” رفته و به آرامش دست می یابد. درست شبیه رقص عرفانی سماع. این رقص موجب نشاط و شادی روح می شود؛ که شکل های گوناگون دارد.

مذهب هندو، مذهبی ساده و ابتدایی است و هم مذهبی پیچیده و فلسفی. برای همین اساس هر فردی از هر طبقه جامعه می تواند به آن بگرود و از آن استفاده کند.به همین دلیل نیز در جامعه هندو،هم عارفانی هستند که به مقصد عالی رسیده اند و هم عامیانی هستند که هنوز قدمی در راه مذهب برنداشته اند.
اخلاق اساسی هندوییسم، بر پایه پاکی،قید نفس، آزادی، راستی و بی آزاری است. بسیاری تصور می کنند که هندوییسم یعنی ریاضت، اما چنین نیست. هندوییسم از زهد و ریاضت جهت داری نمی کند و تاکید هم ندارد که پیروانش امیال نفسانی را به کلی سرکوب کنند.این تفکر مورد تایید پیروان مذاهب بوداست، اما هندوییسم برعکس، پیروانش را به ازدواج و تشکیل خانواده ترغیب می کند و یکی از مراحل برهمنی نیز ازدواج می باشد.

در هر صورت هندوییسم مذهبی است که اگر عمیقاً به آن نگاه کنیم، دستورات خوب و اخلاقی در خود دارد و معتقد به افراط و تفریط در هیچ کاری نیست بلکه میانه روی را توصیه می کند.با این حال هر فرد هندو آزاد است که بر حسب توان و خواست خویش، از این مذهب بهره برداری کند.
و سرانجام آنکه، هندوییسم می گوید،بشر ناآگاه است و نمی داند که ذات مطلق چگونه روح خود را در آفریدگان دمیده است.آغاز و پایان جهان، ماورای زمان است و زمان همانند پلی است میان ازل و ابد و چون انسان مادی ،اسیر در حصار زمان و مکان است، نمی تواند از ازل و ابد آگاهی داشته باشد.
جمله ای زیبا در “بهگودگیتا” هست که می گوید:

“آغاز هستی مخفی و وسط آن آشکار و پایانش ناپیدا است.”

اما بحث “کردار افراد مذهبی” یا بوِیژه هندوان بحثِ دگریست که درینجا نمی خواهم از بحث اصلی دور شوم. چون کمتر فرموده های مذهبی از طرف مذهبیان چهره عمل را بخود می گیرد. و همینست که انسان ها بیشتر اوقاتِ خود را برای ترجیح دهی مذاهب مصرف می کنند. این کنش و واکنش های مذهبی گاهی منجر به قتل هزاران تن از افراد بیگناه میشود. رویهمرفته در بسا جامعه های سنتی و مدرن چنین چالشهای را ما هم اکنون مشاهده می کنیم. چندی پیش ما شاهد سوختاندن قرآن پاک توسط یک کشیش امریکای بودیم، که این کارش احساسات ملیون های مسلمان را جریحه دار ساخت و سبب کشته شدن بسا انسان گردید. در یک دید هرچند نا ژرف گفته می توانیم که گفتگوهای غیر اکادمیک زبان، نژاد و مذهب می تواند نقش کشنده ی را در هرجایکه باشد ایفا کند و سبب جنگ های خانمان سوز می شود.  بیشتر اوقات نزاع نابخردانه و نادانسته بالاین این چنین پدیده ها عوام را به جدل وا میدارد که این خود دوری از حقیقت است. بقول رندِ شیراز:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه  –  چون ندیدند حقیقت رهی افسانه زدند.

چگونگی برخورد فرهنگِ غرب و هند:

برخورد فرهنگ غرب با جامعه هندی یا جامعه سنتی هند سیما های متنوعی دارد؛ از دید تاریخی این سیماها و عناصر اثر تدریجی را بر فرهنگ هند وارد کرده اند؛ که میشود هر یک را قرار زیرین بر شمرد.

نخست:

نخستین  برخورد فرهنگ هند با پرتگال بود مردم پرتگال برای بار نخست مدرنیزم و نفرت مذهبی را به جامعه هند آوردند بعد از پرتگالی ها دانمارکی ها  و فرانسوی ها راه پرتگال را تعقیب کردند که تاثیر گزاری آنها قابل ملاحظه و چشم گیر نبود. اخیرن انگلستان ظهور خود را در هند به نمایش گزاشت که خیلی هم اثرگزار  بود. به درستی می شود گفت برخورد فرهنگ غرب یا تاثیر آن بالای جامعه سنتی هند از همین انگلستان شکل گیری و به تکامل رسید.

مرحله برخورد این دو فرهنگ با همدیگر:

در اثر گزاری فرهنگ غرب بالای جامعه سنتی هند می توانیم چهار مرحله را نام ببریم که اثر قابل ملاحظه ی را بر فرهنگ هند و جامعه آن گذاشتند.

یورش اسکندر به هند:

در آغاز برخورد اسکندر با هند برخورد خشن و دشمن گونه بود اما بعدا به شکل خیلی مصلحانه  جریان پیدا کرد که سبب موفقیت تجارت و بازرگانی گردید.

بوجود آمدن کمپنی هند شرقی:

در وسط قرن هژدهم کمپنی هند شرقی تاسیس گردید و نخستین گامی بود بر وسعت دادن فرهنگ غرب در هندوستان.

انقلاب و چرخش صنعتی:

با انقلاب و چرخش صنعتی بواسطه انگلیس ها پیشرفت اقتصادی بیشتر شد از همین رو فرهنگ غرب نیز بر جامعه سنتی هند حکمفرما گردید.

استقلال و آزادی هند:

با آزادی هند در ۱۵ اگست سال ۱۹۴۷ آخرین مرحله برخورد و تاثیر گذاری فرهنگ غرب بر جامعه سنتی هند آغاز گردید.

ارزیابی:

در جامعه طبقاتی هند نابسامانی های زیادی از همان گزشته تا کنون وجود دارد، که بسا چالشهای اجتماعی و انسانی را ببار آوردست، ازین میان می شود به کوته فکری های مذهبی و یا کژ اندیشی عقیدتی اشاره کرد. از گزشته های دور تا کنون ما رفتار های تعصب انگیز افراد را در برابر مذاهب شنیده و دیده ایم که این از گزشته ها تا حال در هند معمول می باشد؛ که شوربختانه سبب کشت و خون زیادی شده اند؛ ارچند این مسئله درین اوخر سیر نزولی خود را پیموده است و به کمی چنین حالات در جامعه هند دیده می شود.

 با روی بکار آمدن برخوردهای اجتماعی در هند،  بوِیژه  برخورد فرهنگی اجتماعی غرب با هند شکلی از “سیکولاریسم مذهبی”  را در میان جامعه هند بوجوده آورده که مردمِ مذاهب گوناگون در برابر ایده های یک دیگر کمتر از خود کنش و واکنش نشان می دهند.

سنت و فرهنگ قرن نزدهم غرب، که تاثیر و نفوذ خو را در هند داشت، اساسن در ساختار اجتماعی هند خیلی تاثیر بسزا گزاشت. بعد از تاثیر گزاری اجتماعی انگلیس به تدریج  این کژ نگری ها از مذهب هندویزم ازبین رفت. و جامعه هند به یک تغیر بزرگ دست یافت که این وحدتِ رازگونه ی هند را میشود معلول ان دانست.

در کل غربی ها با هجوم شان به سرزمین پهناور هند، سیستم مدرنیزم را به این کشور منتقل کردند و “شکل زندگی” را در هند متغیر ساختند. البته قبل از برخورد این دو فرهنگ، هند یگانه کشوری بود که در طول سالهای سال، فرهنگ خالص و ویژه ی خود را نگهداشته بود.  و همین برخورد سبب شد تا علوم معاصر و زبان های غربی در هند پرورش بیابند. که این مودلِ قوی می تواند یکی از سبب های پیشرفت، ترقی و سیر صعودی مدرنیزم در جامعه ی سنتی هند باشد.

پدیده ی منفی دگری که غرب با هجومش به هند آورد، غرور و جاه طلبی بیش از حد و نوعی برتری جوی انگریزها بود، که سبب کشته شدن و از بین رفتن هزارها انسان بی گناه هند گردید و این کنش غربی ها واکنشِ هندی ها را در پی داشت که نوعی هویت بخشی و حس استقلال طلبی را در روح مردم این سرزمین کاشت که تا بلخره این مردم که بیش از چندین سال متمادی برده ی غرب بودند؛ بصورت جسورانه و وحشتناک غربی ها را از کشور خود به برون انداختند و استقلال خود را از انها گرفتند.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com