خانه » خبر و دیدگاه » برای حیات ملی، بحران سازان را باید بجای شاند یا مردم را برخیزش در آورد

برای حیات ملی، بحران سازان را باید بجای شاند یا مردم را برخیزش در آورد

green_Trend

عوامل بحران ساز در ارگ، آخرین امید های اصلاح طلبان را به” تل خاک تبدیل” نمود . “محور های بیمار و نامتعادل قدرت” در کشور از چند سال به اینطرف با طرح ها و اندرز های کودکانه ی خویش برخلاف واقعیت های ملموس روند جاری سیاست در کشور، بیماری ها و خلاف ورزی های تیم تمامیت خواه ارگ را کماکان با اسلوب ها و ترفند های عوام فریبانه نوع جاه طلبانه “ماست مالی ” و مردم را از بسیج عمومی و چرخش گردان های سرنوشت ساز مردمی به عقب می انداختند. و چنین موعظه می نمودند که “آقای کرزی اگر کند عمل نموده، اما در راستای منافع ما بد عمل نکرده است”. و این مولفه های جدید در فرهنگ سیاست مداری را تحلیل بجا و به مصلحت ملی نشخوار مینمودند.

اما حالا دیگر به باور اکثریت صاحب نظران از این “نمد کلاهی ساخته نخواهد شد”. چالش های مدهش جدید، بیلانس عدم اعتماد را نه تنها در میان کتله های مردم بلکه در میان نهاد های قوای متشکله دولت بحرانی و تنش زا ساخته است. تا سرحدیکه بیم سقوط دراماتیک نظام هر آن لحظه نگرانی های را در افکار عمومی تشدید نموده است، که رویکر های حقیقی حکومت و در راس تیم تمامیت خواه را بنمایش گذاشت.

درب مولفه های نوع پدرانه محور های کهنه کار قدرت را بست، و به ا ثبات رسانید که این نوع عجو ها و اندرزها سبکسرانه از فردای خون بار و روانکاه کتله های منتظر بر بهبود اوضاع پیام تاریک می دهد. پیام من برهمه این دوستان اینست که دیگر لطفآ “دو راه” موجود است و آن اینکه یا به گردان های بسیج عمومی بپیوندید و یا قبل از چرخش این گردان های خیزش مردمی که باز هم تراژید و آسیب آفرین است که شیرازه ملی مان برداشت ثقلت عملیه سریع دگرگونی های “آنی” را در بستر حوادث ناهنجار که کنترول آن تضمین محکم میخواهد ندارد.

تیم تمامیت خواه در ارگ مجبور به استعفا گردد؛ به جز این “دو راه” که بدون شک خیر و رستگاری ملی در آن محسوس است، راه و درمان دیگری را نیروهای سالم اندیش ملی سراغ ندارند. به استناد یک بیت شعر شاعر پشتو زبان معاصر “یا به وخورو ککری یا به کامران شو”؛ از هرروز که ما شاهد مرگ های کتلوی مانند قتل عام مردم ولسوالی “ازر” ولایت لوگر توسط تروریستان طالب – برادران آقای کرزی –  باشیم، بهتر است، شاهد ابدی مرگ حیات ملی کشور مان نباشیم.

تروریست های طالب جز لاینفک القاعده اند و اتتظار واهی کشیدن از گرگ های درنده نهایت سبکسری های جنون آمیز است. که ما را به ورطه سقوط میبرد و القاعده نمی گذارد که تروریست های افغانی از بدنه ی القالعده بیرون گردد  و یا بعبارت واضیح تر: تروریست های افغانی نوع “طالب” توان بیرون شدن از دایره یک نهاد مخوف مافیائی را ندارند.

خارج شدن از شبکه های مافیائی شبکه های خطر ناک استخباراتی پاکستان و القاعده مرگ حتمی را و حداقل ریسک های خطر ناک را در پی دارد؛ حتی تروریست های افغانی برنامه های خارج از اراده خود را انجام میدهند. تقریبآ تمامی نقشه های و برنامه های قتل های کتلوی از دید زره بینی مدیران القاعده و شبکه استخبارات پاکستان خارج نیست. و هرنوع کرنش عواقب “مرگ باری” را در قبال اعضای این شبکه تروریستی دارد؛ واقعانه تر از این بازی های دراماتیک و کودکانه نازیستی وجود ندارد. اگر این تیم ارگ نشین بیماری لاعلاج استرس دارند؛ باز هم یگانه را به منفعت ملی کنار کشیدن این تیم بیمار سیاسی از قدرت به نفع نجات از بحران های مدهش تر درکشور است. و اگر این تیم جاه طلب عمدآ بخاطر “مرگ حیات ملی مان” کشور را به بحران های خطر ناک سوق میدهد؛ راه درست و گزینه ملی یا: استعفا و یا کنار زدن جبری و انقلابی این نواده های “دیکتاتور زاد” از اریکه قدرت است و بس.

امروز در پیش چشمان جامعه جهانی نهاد های دموکراتیک خنجر زده میشود و در روز روشن بر پیکر بیمار ملی مان زهر ترزیق میشود؛ اما ما منتظر چیستیم؟ یا درخواب غفلت لمیده ایم و فریب بستر های موقت ابریشمین را دردوبی و جای دیگر… انتظار واهی داریم و یا ساده لوحانه تابوت کتلوی مردم مانرا نظاره گر هستیم.

بیاید بلفرض جامعه جهانی حضور کم رنگ یافت؛ آنگاه سرنوشت و مقدرات ملی را در دست نامطمین این بازی گران ناسالم ملی که از ضعف مدیریت، ” لجام رهبریت” شان از هم گسسته است، کدام پیام را می رساند؟ آری! پیام تاریک فردای رنج آور و مصیبت زای مردم ما. من بمثابه یک شهروند تان از همه نیروهای هوشمند سیاسی میطلبم تا دیر نشده است، به این مولفه ملی عمل کنند؛ ورنه مردمی که منتظر این به اصطلاح رهبران اند، باور و اعتماد ملی خود را چنچ خواهند نمود و گزینه های دیگری را انتخاب خواهند کرد.

بیاید سریع تر عمل نمایم ورنه دریافت های من سریال های درد آور را درانتظار ما و مردم دردمند ما خبر میدهد که هرگز در گذشته، تاریخ خونبار بازی های قدرت شاهد وقوع آن نبوده است.

بدون تحقق یک استراتیژی سرکوب در تفاهم و حمایت از مردم که بدنه ی اصلی قدرت جنگی کشور است، علیه بخش های تصمیم گیرنده تروریست های طالب نمای افغانی، حل معضل تروریست های افغانی که جز شبکه های استخباراتی و تروریستی پاکستان و القاعده است خواب های استرس بیش نیست. تمامی سیاست های کلان تروریست های افغانی را طراحان خارجی القاعده وپاکستانی برنامه ریزی مینمایند و برای تطبیق به تروریست های افغانی سپرده میشود.

امروز چون تروریست های افغانی در دام خطر ناک کشور ما را انداخته اند، بهتر است جامعه جهانی فشار و سرکوب را علیه القاعده و شبکه های تروریست استخباراتی پاکستان تشدید نماید و در برابر خواست های برادران این تروریست ها “نی” بگوید. این راه درست است که القاعده و شبکه های تروریستی پاکستان در یک عملیه فشار مستمر و تداوم آتش بمباردمان های ثقیل هوائی مجبور به ترک سیاست ضد افغانی گردند. در آن صورت ممکن است، سربازان تطمیع شده این شبکه ها را که از این کشور اند، شامل آموزش گاه های تربیت اخلاقی گردند که دیگر سرباز مزدور القاعده و تروریزم پاکستان نشوند. و بعد از تجدید تربیت شامل پروسه حیات مجدد ملی گردند، که بدون این شستوشویی فکری، افغانستان برای مدت ها سرزمین مخوف برای زیست باهمی در چوکات قوانین انسانی خواهد بود.

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com