خانه » خبر و دیدگاه » نقش بانوان در انکشاف جامعه از نگاه مراحل تاریخی، حقوقی و سیاسی

نقش بانوان در انکشاف جامعه از نگاه مراحل تاریخی، حقوقی و سیاسی

afghan_woman

 

نوشتاری که در دست خواننده قرار دارد  کوششی است در  شناخت بانوان و ارکان اساسی تأثیرپذیری این قشر بزرگ انسانی که نیمی از وجود و  هستی ما را ساخته است در کوره راه تاریخ و سهم گیری آن در فعالیتهای دنیوی و انقلاباتی به پژوهش بپردازیم  که ره کشایی بسوی تمدنهای نو ظهور را ممکن خواهد ساخت.

زنان از نگاه خلقت و معاد و دید فلسفی – و بر پایه های که در پژوهش های علمی  مطرح گردیده عبارت از مجموعه وحدت یافته وجود وی با مرد است که با موجودیت هر دو (زن+مرد) زندگی آهنگین میگردد و جانهای تازه  ونسل های نوی پدیدار میشود.

همۀ تعلیمات اسلامی و تاکیدات قران و جهان بینی اسلام بر این عقیده استوار است که زن و مرد دارای یک مبنی میباشند به این معنی «که زن در آفرینش و در بعُد روحی و جسمی از همان گوهری آفریده شده که مرد آفریده شده است، و هر دو جنس در جوهر و ماهیت یکسان و یگانه اند . تمایز وفرقی در حقیقت  و ماهیت انسانی(مراد از توانایی های فکری و جسمی است) زن و مرد نیست . قر آن کریم بصراحت از این حقیقت پرده بر میدارد:

(یا ایهاالناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحد ه و خلق منها زوجها…)[۱]

ای مردم تقوا پیشه کنید در برابر خدا ، آنکه شما را از یک تن بیافریدو از یک تن  او را – پدید آورد…

اندیشۀ یکسانی و اندیشه ماهوی زن و مرد اندیشه قرآنی است که  قرآن در مورد خلقت زن  بیان داشته است.

قرآن تأکید می ورزد که زنان و مردان در حکم استواری ناموس و اخلاق پوشاک  و مخفی کننده همه امور و معایب همدگر اند که توسط یکدگر شان رو پوش میگردد تا دُّرِ عصمت این هر دو  به اثر خواهشات نفس های پائین به یغما کشیده نشود . نکته در خور اهمیت این نکته است  که بقول ویل دورانت فیلسوف و تمدن شناس امریکایی در صبح شروع زندگی انسانها یا کمون اولیه  که بشر اولین مرتبه  تشکیل خانواده داد خانواده توسط زنان ادراره  و کنترول میشده است که واژه معمول آن مادر شاهی و یا زن شاهی می باشد که بقول ویل دورانت زن شاهی و یا مادر شاهی جامعه ابتدایی  بشر را شکل  داده بود . ما از دور تسلسل مراحل تمدنی انسانها که اکثراً در هالۀ  از تاریخی و  شبهات پر است گذشته و از  تاریخ  پر  نشیب و فراز انسانها  میگذریم و صرفاً  از دو انقلابی نام می بریم که زنان و مردان در آن نقش فزاینده ای داشته اند:

جامعه شناسان معتقد بر این هستند که  تاریخ بشر دو انقلاب  را پشت سر  گذاشته است: انقلاب کشاورزی و انقلاب صنعتی، و اکنون بشر در آستانه سومین آن یعنی انقلاب الکترونیک قرار دارد.

زن در انقلاب  کشاورزی بزرگترین نیروی کار انسانی در حالی محسوب میشد که مدیریت و تنظیم خانواده را نیز بدوش می کشید و در انقلاب صنعتی  زمانی که ماشین با صد ها مشاغل پا در میان گذاشت  ملیونها زن حتی تا امروز در پشت دستگاه های تولیدی  قرار گرفت و اکثراً در کشور های صنعتی کلاسیک مانند انگلستان هزاران هزار زن از اثر بی توجهی کار فرمایان و  اجرای کار های توان فرسا و مداوم علی رغم  دستمزدکم و محیط نا سالم و نا آرام جانهای شان را در پشت  این چرخها از دست دادند.

واما این انقلاب سوم (انقلاب الکترونیک) همانگونه که انقلاب صنعتی با آنهمه کمبودیهایش توانست  ساختار های انقلاب کشاورزی را متلاشی سازد این انقلاب سوم هم که در شرف تکوین است  ساختار های نظام های کنونی را که به دوره صنعتی مرتبط است  متلاشی  خواهد کرد؛   قسمیکه ملاحظه میگردد بحران کنونی جهان نیز ناشی ازتأثیر گذاری همین انقلاب سومی (الکترونیک) و انتقال پر تنش آن خواهد بود.

جنبش زنان و نهضت چهره کشایی

در افغانستان  از جنبش نهضت نسوان و پا کشایی این طبقه به مکتب و مدرسه و دانشگاه حدوداً نیم قرن میگذردهر چند در زمان   امان الله خان این جنبش با کشادن چهره ملکه ثریا و چند بانوی سرشناس دیگر به نمایش گذاشته  شد اما بزودی از اثر نا آرامی ها و بر چیده شدن نظام  امانی این نهضت  نیز خاتمه پذیرفت که بعداً در زمان  محمد ظاهر شاه «که تاریخ دقیق آن بیادم نیست شاید سال ۱۳۳۸مسئله کشف حجاب یا آزادی زنان نگرانی عجیبی را در میان مردم سبب شدو شایع بود که در جشن استقلال آن سال همه قریه دار ها ملا امامان ، مامورین دولت ، معلمین با خانم های شان در مراسم جشن اشتراک میکنند، البته زنان با چهره باز باید ظاهر شوند.) [۲] و همانطور هم شد. این نقطه آغاز  چرخش نهضت زنان در افغانستان  بانوان را توانمندی بخشید تا در مدت کمی در دستگاه های اداری ، آموزشی ، حقوقی اشتراک نمایند که موجودیت هزاران متخصص ، دکتر وانجنیر و محقق علوم انسانی و طبیعی از جنس بانوان در افغانستان مؤید این ادعا میباشد .

اشتراک بانوان در چالش هاو تعارض ها

زنان با مردان یکسره روزگار پر تنش سی و اند ساله را  یکجا تجربه کردند و همه نوع محرومیت های را که به نسل موجوده  افغانستان تعمیل شده بود بار آن را بردند و بدوش کشیدند . و اما نباید  فراموش کرد که  زنان در انتقال تمدن جدید  که با تعارضات و تنش ها  بحرانها و نا آرامیهای عمیق  ومخاطرات زیادی  در مقایسه با دورانهای  قبل همراه میباشد سهیم هستند . نشانه های این انقلابات که سر آغاز آن از افغانستان شروع شده است و کلیه جوامع اعم از کشور های پیشرفته را یکجا در اینجا جمع کرده است سر انجام این تنش ها از محدوده افغانستان بدر شده و همۀ جوامع را در بر خواهد گرفت . علمای روانشناسی جامعه چنین بشارت میدهند که  در پی این بی نظمی ها  و آشوبها جامعه انسانی  تر و دیموکراتیک تر  که نه آرمانشهر است  و نه  هم ضد آرمانشهر بلکه «ارمانشهر عملی  است که نه بهترین و نه  بدترین  دنیای ممکن  بلکه  دنیایی است  هم تحقیق پذیر  و هم بهتر از دنیایی  که پشت سر گذاشتیم ظاهر خواهد شد» [۳]

الوین تافلر تعارضات قدیمی را  در چار چوب تازه اینطور تحلیل کرده  و پرده  از تعارضات جدید ی بر میدارد  که در محدودۀ  وسیع تر و پر اهمیت تر  زندگی ما را تحت تأثیر دارند که این تعارض  بین مدافعین تمدن صنعتی و باز مانده های از تمدن کشاورزی که در روستاها ی برخی از کشور های انکشاف نیافته مانند  (افغانستان که در اکثر جا ها  هر دو تیپ حرکات  اعم از فیودالی و بورژوازی با هوا خواهان تمدن جدیددر تعارض بمشاهده میرسد) و هوا خواهان تمدن جدید  که بنظر تافلر  بزرگترین اوج سیاسی  زمان ما را تشکیل میدهد  که سر آمدان قدرتمند جوامع  سرمایه داری و سوسیالست و فئودالی را بمعارضه و چالش می خواند.

در کشور ما نیز که توجه دنیا را به اهمیت نظم و تحکیم صلح کشانیده است این نکته واضح میگردد که بی نظمی و  تصادف در تکامل  و تکوین  پدیده ها معطوف میگردد، به این معنی که  با برسی  نظریه های جدید  و تکان دهنده  در این کشور از همین حالا یک تعارض وسیع در مقابل عمل کرد کشور های که در  اینجا استقرار یافته اند موجود میباشد . یک پژوهشگر و متفکر بلژیکی بنام  پریگوگین «یک بینش تازه ای را در زمینه تکامل  ارائه میدهد  که بکمک آن می توان  از میان آشفتگی های موجود  و هرج و مرجی که  مردم را زمین گیر کرده است  به جستجوی  نشانه های بدیع  نظم  و تکامل فردا را شناخت و به آن پرداخت.» [۴] زیرا قسمیکه تجربه های تاریخی نشان میدهد هر گز تمدن جدید نتوانسته است به آهستگی و احتیاط جای تمدن قدیمی را بگیرد بلکه همیشه با جنگها و نا استواریها درب شهر ها را کوبیده و در فرجام چیز نوی را در خرابه های آن به جهان به ارمغان  آورده است که نظیر آن را در جنگ جهانی دوم که حدوداً چهل الی پنجاه ملیون  کشته جاه گذاشت می بینیم که اروپای فاخر بعد از جنگ را به ارمغان آورد.

این موج تازه که با نا آرامیهای انباشته در اکثر  کشور ها ی عقب مانده است  در اکثر کشور های پیشرفته بشکل رکود های عظیم اقتصادی ظاهر گردیده است که تکانه های آن بمراتب بالای کشور های غربی تأثیرات  ویرانگر جا گذاشته  است .این عقیده انسان را به چیزی بالاتر از اشراق  به آینده  نوید میدهد ، که ثمره  تجزیه و تحلیل  درخشان و تازه نیرو های  است که تمدن ما را تشکیل میدهد . قسمیکه ما می بینیم این هرج و مرج موجوده باعث این میگردد که ما را برای یک انتقال صلح آمیز  به جامعه معقولتر  و خردمندانه تر  با احتراز از  مخاطرات  گوناگونی  که این انتقال بهمراه دارد ،  به فردا آماده میسازد؛ ولی یک چیز  نباید فراموش گردد که در همۀ این گیر و دار ها و هرج  و مرج در کشور که  زاده تبدیل فرهنگ کهنه به نو است زنان از سی سال به اینطرف نقش فزاینده داشته و همه گونه مرارتهای را که این  هرج و مرج  ایجاد میکند دیده و تجربه کرده اند . زنان که در بر اندازی شوروی   سهم اساسی داشتند در این  تعارضات  شوهران و فرزندان و خانه ها و مأمن خود را از دست دادند و یکجایی با شوهران شان  ویا بصورت انفرادی آواره گردیدند و یا در داخل کشور مجبور به کوچ کشی های اجباری شدند که تلفات  زنان در این هرج و مرج ها کمتر از مردان نمی باشد .

حق زنان در اشتراک میدانهای سعی و تلاش

و اما همین که جامعه بکار بانوان نیازمندی پیدا کرد زنان در اکثر شئون  مادی سهم خود شان  را گرفتند ،چرا که :«زنان در میدانهای کار و تلاش و مسایل اقتصادی  نیز حق شرکت  و در همه این زمینه هاحقوق همسان با مردان دارند  زیرا قرنها پیش از انکه اروپا به زن حق  مالکیت بدهد  اسلام به زنها این حق را داده است، زیرا از نظر اسلام زنان میتوانند کار کنند در خانه یا بیرون از خانه و مالک محصول  کار خویش باشند ، ارث ببرند و ارث بگذارند، و بهر نوع  تلاش سازنده اقتصادی دست زنند.سرمایه داری کنند و به تاسیس مدیریت های پر در آمد در نظام اقتصادی و اداره کشوری، در امور حقوقی و قانونی  دست یازند. این  همه مسائلی است که در فقه اسلامی مطرح  گردیده و قوانینی است که  در متن تعالیم اسلامی قرار دارد.» [۵] اکنون زنان در تجارت ، صنایع ، مدیریت ، بانکداری ، مهندسی ، اداره عامه ، موسسات حقوقی و قضای، آموزش و پرورش در مدرسه ها و دانشگاه ها و حتی منحیث اعضای مجلس نمایندگان  در کشور مشغول کاراند زیرا روشنترین موضوعات در اسلام، جانبداری اصولی از رشد علم و گسترش آموزش و دانایی در سطح  جامعه  ، بدون فرق و تمایزی میان افراد و طبقات و اجناس میباشد. آیات قر انی در این مورد بسیار گویا است و تعلیمات  پیغامبر اسلام جناب محمد (ص) مشعر بر آن است که گستردگی  عمیق بر ضرورت رشد شناخت و عقل گرایی آنان، تاکید کرده است و از همین سبب است که پیغامبر گرامی اسلام طلب علم را بر هر مرد و زن مسلمان واجب امر کرده است و کلمه مسلم که در نفس حدیث آمده است «مسلم» اسم جنس است که شامل مرد و زن  میشود.چون کلمه مؤمن و سایر کلمات که در قرآن   تکراراً آمده است که این موضوع تردید نا پذیر میباشد.

در بسیاری از آموزش ها چون آموزش اصول و اعتقادات ، واحکام شرعی که زنان باید بدانند ، اذن شوهر  نیز شرط نیست ، چون دیگر اعمال تکلیفی  که منع  شوهران در آن تأثیری ندارد  و از همین سبب است که پس از ظهور اسلام ، و برداشتن موانع علم آموزی از سر راه همه به ویژه این قشر ، زنان در میدانهای علم  و آموزش گام نهادندو چندی نگذشت که زنانی آگاه و دین شناس  پدید آمدند و بمقامات بالایی در آگاهی و دانش رسیدند.

زنان در مشارکت  سیاسی

«اسلام از نظر شخصیتی نه یک مورد نه دو مورد بلکه در موارد متعددبرای زن و مرد شخصیت مساوی قایل شده است ، به این اساس  ،اقرار زن ، قضای او ، مرجعیت او ،رهبری او ،وکالت او، وزارت او و ریاست جمهوری او همه پذیرفته شده و مسلم است . زیرا مرز دانش و علم زن و مرد ندارند . دلیل عمده این ادعا  ارزش  صداها روایت حدیثی است که از حضرت عایشه صدیقه (رض) خانم  پیغمبر اکرم (ص) در صحیحین آورده شده و هر کدام آن دارای اسناد کامل میباشد که دلیل  قوی ای در سهم گرفتن زنان در امور  و شرایع میباشد. زنان در صدر اسلام  با شوهران شان یکجا در جنگ ها  اشتراک میکردند بار ها پیغامبر اکرم  یکی از زنان خود را در  جنگها باخود میبردند و این کاری بود که  یاران  پیغمبر نیز انجام میدادند  چنانچه زنانی بودند که در جنگ ها به مداوای مجروحین می پرداختند و آنها را مداوا میکردند و به  مجاهدین آب  آشامیدنی و غذا فراهم میکردند . همین اکنون در بیت الله العظیم در مناسک  حج  به صد ها هزار زن و مرد مناسک حج را یکجا و پهلوی هم ادا میکنند و پهلوی هم نماز میگذارنددر حالیکه از نژاد ها و سر زمینهای  مختلف میباشند و به  طواف و  صفا و مروه می پردازند به ترتیبی که اگر رو پوش زن به رویش  تماس پیدا کند  به او دم واجب میگردد و زنان با روی  گشاده در خانه خدا  مراسم حج را بجا می آورند که یک پیام روشن  در مورد  همسویی زن با مرددر یک پردۀ نهایت عفاف و تذکیه روح و نفس  میباشد. بنا بر آن خانه نشینی و گوشه گیری مطلق  زنان که در قرون بعدی پدید آمده و تاریخ آن بحرم ساهای امیران برمیگردد،هرگز هم آهنگ به سیره پیغمبر و یاران وی نمی باشد . زیرا «تشریع همیشه تابع تکوین است و مقنن اسلام،احکام را بر اساس مفاسد و مصالحی که در تعلق خود آنها است واجب و حرام می شمارند، زیرا حقیقت انسانیت انسان به بدن مادی  وی نیست بلکه انسانیت را نفس ناطقه  که یک مرحله بالاتر و والا تر از مذکر و مؤنث بودن است  تشکیل میدهد . زیرا حقوق زن و مرد مشترک و متساوی اندو هیچگونه تفاضلی از این حیث بین  آن وجود ندارد ، مگر در جا هایی که حقوق قسماً به زن تعلق می گیرد و یا بمردکه در اثر آن وظایفی بمیان می ایدو واجباتی فراهم می آید  و اصلاً طبیعت قانون گذاری در حقوق مشترک است و اصل اولیه در قانون گذاری اشتراک حقوق است.

همان طور  که یک زن حق دارد در رشته پزشکی مرجع درمان بیماری و درمان باشد در مورد مرجعیت دینی و مرجعیت قانون گذاری نیزدر صورت که واجد صلاحیت های اصولی آن باشد میتواند مرجع فتوا و قانون گذاری باشد  روی همین اصل است که از مدت  چندین دهه به اینطرف در کشور ما بانوانی در مسایل فقه و حقوق و شناخت  حقوق  و قوانین   از رشته های شرعیات ، حقوق و اداره عامه اقتصاد ، انجنیری  و معدن، ساختمانی ، زراعت  و علوم الکترونیکی و غیره فارغ شده اند که اکثر این بانوان در  موسسات حقوقی  قضایی ، سارنوالی و  حتی  با توفیق یافتن در انتخابات در پارالمان  یا مجلس نمایندگان کشور راه یافته اند

علی رغم اینکه در پارلمان افغانستان  یک قسمت کوچک آن را نمایندگان زن  تشکیل  داده بود هیچ زن بی سواد و یا کمسوادی نظیر مردان ره نیافته بودند و بانوان با وجود اقلیت حضوری  ،  حضورشان در پارالمان افغانستان از رهگذر کار و پیکار اجتماعی محسوس و دارای کارایی  در امر دفاع و پالایش از قوانین  کشور بوده است و این بخاطر آن است که زنان  نخبه و با دانش که قبلاً تحصیلات دانشگاهی را به اتمام رسانیده اند و در  جامعه افغانستان  مصدر خدمت و مطرح بوده اند با یک کیفیت عالی و کمیت انگشت شمار، به پارالمان را کشودند که درخشش بی نظیری در امور  مجلس نمایندگان داشته اند. امید واریم که این مراتبه نیز زنان با احساس ودانشور کشور از طریق انتخابات آزاد  در پارلمان افغانستان را یافته و بتوانند از طریق  رای اعتماد  خویش  در کابینه آینده افغانستان بانوان بیشتری در کابینه راه یابند تا خدمات  محوری تری را که تکامل  و تکوین  پدیده های نو ظهور در میدانهای تکامل اجتماعی کشور به آن  نیاز مندی دارد با تصویب قوانین نافع که جامعه را بسوی رفاه همگانی خواهد برد توجه خویش را معطوف بدارند  تا در آزمونگاه زمان  این را ثابت سازند آنطوری که در صدر اسلام  زن دارای کار آیی و حقوق  بوده است اینبار نیز با پاکی و طهارت و تجربیات عالی مصدر خدمات گردند.  زیرا کتابهای سنت وسیره مشعر بر آن است که رابطه زن مسلمان با فعالیت سیاسی در صدر اسلام ، تصویری مطابقت با واقعیت های تاریخی در اسلام  حوزه های متعددو متنوع دارد و ورود زنان با صلاحیت را به تمام این حوزه ها  باز میگذارد و منتفی نمی داند.

امید بر این میرود که زنان نیز با ابراز شایسته سالاری ،برتری  کار و پیکار و صداقت عمل خود شان را در دستگاه های  مجلس پارالمانی به اثبات رسانیده از این دریچه  وطن را  و مردم را کمک و آباد سازند.

____


[۱] – نسا ، ۱۴/۱.

[۲] –  نسل ویرانگر ، قسمت  هجدهم ، نوشته  استاد محمد اسماعیل اکبر در  روز نامه نخست، ۱۱ جدی  1389 کابل.

[۳] – مقدم ای بر کتاب موج سوم اثر الوین تافلر ، توسط  شهین دخت خوارزمی ، چاپ  چاردهم نشر فاخته ، ۱۳۷۴.

[۴] – شهین دخت خوارزمی ] ص، هشت مقدمه موج سوم.

[۵] – آفرینش و تکامل زن ، نیلوفر آبی ،تیر ماه  1386 خورشیدی.

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com