خانه » دیدگاه ها - اجتماعی » آیا درسال جاری جذب محصلان جدیدالشمول در موسسات تحصیلات عالی قناعت بخش خواهد بود؟

آیا درسال جاری جذب محصلان جدیدالشمول در موسسات تحصیلات عالی قناعت بخش خواهد بود؟

tahsil

 

در افغانستان هیچ  پروسۀ  عاری از مشکلات و چالش نیست، سه دهه جنگ ونابسامانی  باعث شده است که چرخ رشد وانکشافات جامعه  بسیار به کندی  حرکت نماید که این موضوع   درسایر امورات کاملا محسوس و قابل درک است،  فراگیری علم و دانش برای نسل جوانان  نیز ازاین امر مستثنی نیست ،  سال تعلیمی ۱۳۸۹ با همه فرازو فرود های آن  سپری گردید وبار دیگر حدود بیش از یکصدهزار جوان بخاطر راه یافتن به موسسات تحصیلات عالی با امید و آرمان های زیادی لحظه شماری دارند. اما این امیدواری ها زمانی به یاس ونا امیدی مبدل میگردد که عدم پذیریش ظرفیت درموسسات تحصیلات عالی به آن پاسخ منفی میدهد. سکتور معارف درسال جاری شاهد به آتش کشیدن مکاتب ومدارس دربعضی مناطق و مسموم شدن دانش آموزان  در برخی ولایات  ازجمله پروان، کابل وکندز بود ، این اتفاقات ناگوار یکی پی دیگری  به وقوع پیوست،  به همین اساس  سال ۱۳۸۹ درپهلوی دیگرامورات جامعه،  درعرصۀ معارف نیز عاری از خطرات و مشکل نبوده است، اما با وجود این همه مشکلات باز هم رقم  بالایی از فرزندان وطن، تدریسات ثانوی خویش را به پایان رسانیده اند که قرار برخی گزارشات ارقام آن بیش ازیکصد هزار تن خوانده شده است،  همۀ  فارغان مکاتب، خواهان  شمولیت درموسسات تحصیلات عالی کشور جهت ادامه تحصیلات عالی هستند و دیده میشود که درمراکزتدریسی آماده گی های  کانکور تعداد زیادی جوانان غرض شمولیت درامتحان کانکور دراین مراکز تحت آموزش قرار دارند.

ازسوی هم قرار است روند اخذ امتحانات کانکور به زودی آغاز گردد،  ولی دقیقا معلوم نیست که امسال چه تعداد ازفارغان صنف دوازدهم به موسسات تحصیلات عالی  کشور جذب میشوند زیرا همه ساله تعداد زیادی متقاضیان شمولیمت درنهادهای تحصیلات عالی بی نتیجه باقی میمانند وبه همین لحاظ سرنوشت جوانان تازه فارغ صنوف دوازدهم بابی سرنوشتی مشابه روبروست. درسال گذشته حدود بیش از هشتاد و هشت هزار فارغ صنوف دوازدهم جهت شمولیت در موسسات تحصیلات عالی ثبت نام نموده بودند  که بعداز سپری شدن امتحانات کانکور چهل  وسه هزار تن (۴۹ فیصد)   درموسسات تحصیلات عالی جذب شدند،  ومتباقی ۵۱ فیصد دیگر آنان بنابر عدم ظرفیت پذیریش از فراگرفتن تحصیلات عالی بازماندند وشاید تعدادی ازاینها به موسسات تحصیلات عالی خصوصی رجوع نموده باشند،  اما رقم زیادی از فارغین صنف دوازدهم درطول نه سال گذشته از شمولیت در دانشگاه های کشور محروم مانده اند که این موضوع یکی از مشکلات بزرگ اجتماعی درکشور تلقی میگردد، با آنکه نهادهای مسوول دراین راستا تلاش های نموده اند اما این اقدامات درمقایسه به رقم متقاضیان تحصیلات عالی متناسب  نبوده است،به اساس آماری که به نشررسیده است حدود بیش ازنصف فارغین صنوف دوازدهم از ادامه تحصیلات بازمانده اند که راه حل وبیرون رفت ازین  معضل بزرگ  مستلزم اقدامات لازم وهمه جانبه میباشد که باید به آن اولویت داده شود  تا جوانان کشور ما از نعمت تحصیل محروم نگردیده بتوانند با راه یافتن درموسسات تحصیلات عالی در رشته های دلخواه خویش تحصیل وبرای فردای جامعه افراد مستعد وآگاه بارآیند.

با آنکه تعداد فارغین صنف دوازدهم همه ساله از سایر ولایات کشور افزایش می یابد ولی دراکثرولایات کشور نبود دانشگاه ها ومراکز تحصیلات عالی مشکل بزرگیست که فرا راه پیشرفت وترقی نسل جوان قرار دارد،  این خود یکی از دلایل عمده درمحرومیت جوانان ازتحصیلات عالی پنداشته میشود ،  زیرا اکنون تنها دربرخی ولایات مهم کشور، دانشگاهای دولتی وغیر دولتی فعالیت دارند و دربعضی ازین  ولایات دانشگا ه های موجود مجهز با همه امکانات مدرن عصری نیست که بتواند پاسخگوی نیازمندی های متقاضیان باشد. دور ماندن  جوانان ازتحصیلات عالی، تاثیرات  ناگوار وخیلی ها منفی را درسایر امورات  جامعه دارد، ازجمله افزایش افراد بیکار نمونۀ بارز این موضوع است.

با این وصف این مشکل در نهایت درد آورست که جوانان کشور ما بعد از سپری نمودن دوازده سال آموزش دورۀ مکتب بازهم با سرنوشت نامعلوم روبرو میباشند  که این وضعیت به فردای جامعه نوید خوبی نیست ، زیرا اگر یک بخش عظیم جامعه از نعمت  فراگیری علم و تحصیل باز میمانند ودرضمن زمینۀ کار واشتغال نیز برای شان فراهم نیست، نتیجۀ این معضل  زنگ خطریست که دلالت برمشکلات بزرگ وعدم پیشرفت جامعه دارد.

این بخش جوانان که از را ه یافتن درنهادهای تحصیلات عالی بازمانده اند  با مشکلات بزرگی دست وگریبان اند که فوقا به آن اشاره شد،  ولی مشکلات جوانانی را که درنهادهای تحصیلات عالی  جذب میشوند نیز نباید دست کم گرفت،  زیرا زمانیکه محصلان از یک ولایت به دانشگاهای دیگر معرفی میشوند ، نبود لیلیه  ازجمله مشکلات ابتدائی است که فرا راه این جوانان قرار دارد. پس به هر صورت سرمایه گزاری روی سیستم تحصیلات عالی ازجمله نیازمندی های اساسی جامعۀ ماست که باید درصدر اولویت های کاری دولت قرارگیرد، انکشاف متوازن دراین زمینه یک امر مهم تلقی میگردد، پس دولت باید با درنظرداشت این اصل که تعلیم وتحصیل از جمله نیازمندی های مبرم واساسی نسل جوان است ،  دراین راستا با یک برنامۀ بزرگ وفراگیر ملی اقدام نماید.

درنخست باید  به ایجاد دانشگاه ها درسایر ولایات به ویژه درولایات دور دست کشور که عمدتاً مردمان  فقیر وبی بضاعت درآنجا زنده گی میکئند، اقدامات خاص صورت گیرد،  تا زمینۀ تحصیل برای نسل جوان درسایر ولایات کشور مساعد گردد، درغیرآن صفوف بیکاران طویل تر ومشکلات همه روزه بیشتر خواهد شد زیرا موفقیت تنها زمانی میتواند بدست آید که نیروی جوان با سلاح علم ودانش درامرمبارزه برای پیشرفت وترقی جامعه آماده گردند. 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com