خانه » اندیشه » دین شناسی » قرآن نمی سوزد

قرآن نمی سوزد

qurann

 

اگر قرآن عظیم الشان را یک شی مادی و جسم فزیکی بپنداریم، که متشکل ازاوراق، نوشته ها، پوش و قطع و صحافت است، بدون شک این شی مادی مانند اشیای دیگر هم مانند خودش آسیب پذیر و نابودشونده است؛ ولی اگر قران را یک قدرت بزرگ معنوی، ناشی از کلام الهی بپنداریم، این قدرت بافنابیگانه بوده وآسیب را نیز نمی شناسد، همانگونه که خداوند(ج)جاویدان و فنا ناپذیر است، پس چیزی که آسیب پذیر نباشد توهین پذیر و بطلان پذیرهم نمی تواندباشد، چون توهین برآن نمی چسبد و آسیبی هم به آن نمی رساند. چیزی که جای تاسف فراوان دارد اینست که توده های کثیری از مسلمانان و از جمله مردم کشورما، نقش، جایگاه، رسالت و وظیفه قران را به عنوان آخرین کتاب آسمانی و مورد ایمان و اعتقاد خویش آنگونه که ایجاب مینماید درک نکرده اند و یا اگر درک نموده اند و ارونه فهمی هاوکج فهمی هایی دربر داشت ها و نحوه برخوردشان با قران وجوددارد. این مسلمانان فکرمیکنند، که بانابودی وسوزاندن یک جلدقران کریم بوسیله غیرمسلمانان وپیروان ادیان دیگر باهرانگیزه یی که باشدعظمت وقدرت پایندگی قران کاسته شده وخطربزرگی متوجه آن میگردد، که این برداشت بسیارسطحی، کودکانه وحتی جاهلانه است .اگرچنین میبودقرآن نمی توانست هزاروچهارصدسال دوام بیاورد، چون درین زمان طولانی جلدهای فروا نی ازقران بنابرعوامل گوناگون ازبین رفته اند، که این به هیچ وجه معنی ازبین رفتن قران را نمیدهد.

بیاییدببینیم که بحث آسیب شناسی قران چقدرمیتواندمطرح باشدودقیقاًدرکدام حوزه شایان مطالعه وقابل بحث میباشد.وقتی ازین رهگذرواردبحث آسیب شناسی قران میشویم درمیابیم که حوزه مطالعه وپیگیری این بحث هماناجمعیت چند ملیاردی مسلمانان جهان است نه جامعه غیرمسلمان وادیان دیگر.این بحث به زبان ساده به این سوال اساسی پاسخ میدهد، که قران درکجا، توسط کی وچی چگونه آسیب میبیند؟ چندنکته اساسی را قبل ازپیگیری بحث آسیب شناسی قران بایدنگفته نگذریم، چون این نکات پیوندعمیق به این بحث داشته وبه نحوی مولفه های آنچه آسیب های قران خوانده میشودرا تشکیل میدهد.

اول اینکه سیرتاریخی اعتقادوعمل اسلامی همواره ازعدم توازن رنج برده است، به بیان دیگراعتقادبه قران وعمل بربنیادآن موازی ومساوی تاایندم نیامده است وساده اینکه کفه اعتقاد همواره برکفه عمل سنگینی نموده ومیزان لازم را درین خصوص برهم زده است.این بسیارواضیح است که برای سلامت وپایداری دین وبرای عملی شدن احکام قرانی وهمچنان برای کامل شدن اسلامیت فردی واجتماعی تنهااعتقاد کافی نیست، بلکه لازمه اکمال آن عمل اسلامی براساس هدایت قران است، که این امریکی ازمولفه های مهم آسیب پذیری قران به حساب میرود.این وضعیت نامطلوب جامعه اسلامی را دردام اعتقادخشک ومحض گرفتارنموده وآنرا ازبارارزشی عمل سبک وتهی گردانیده است. شرایط امروزی جهان اسلام بابحران های بزرگی که داردایجاب میکندکه مطابق هدایات قران عمل صورت گیردوزندگی مسلمین درسایه پیروی از قران ازتمام مصایب وبحران ها درامان باشد، درغیرآن همین اعتقادخشک وخالی که بسیارفریب دهنده هم هست هم قران وهم مسلمانان را نابودمیکند، چه رسدبه اینکه غیرمسلمانان ودشمنان قران دست به کارشوند.

دوم اینکه کم فهمی، کج فهمی، وحتی نفهمی قران به اضافه استفادهای غیردینی ازآن ووسلیه قراردادن آن برای رسیدن به مقاصدسیاسی، نظامی واهدافی که شرعاًًجوازنداردآسیب دیگریست که برقران واردمیشود.قرایت های گوناگون وتفاسیرمتضادازقران هم گاهیکه درکناراین مشکلات می ایستدکاررامشکل ترمیسازد.

سوم اینکه اختلافات میان مذاهب مختلف اسلامی وبروزخشونتبارآن، غیرمسلمانان وکسانیراکه درصددتضعیف مسلمانان اندجرات وفرصت میدهدتابرنامه هاییرابرضدجهان اسلام اجرانمایند.بهتراست درینجا موضوع استخراج مفکوره انتحارازعقیده اسلامی توسط گروه های تروریست را موردبحث قراردهیم، که چهره دنیای اسلام رامخدوش مینماید. این گروههاکه فلسفه های وجودی شان بسیارپیچیده بوده وبه سرچشمه های منافع واسترات‍‍ژی های کشورهاوحلقات معین درمنطقه وجهان منتهی میشود، اسلام وقران را به شکل توجیه پذیرموردسواستفاده قرارمیدهندونیازهای خودرابرای انجام این کاردراحکام دینی وقرانی نشان میدهند. این بسیارخطرناک وتکان دهنده است، زمانیکه یک گروه میخواهدبیشتروبهترازدیگران خودرامعتقدومسلمان نشان بدهدوبرنامه هایی رااجراکندکه تنایج آن برنامه ها درنهایت امربه نفع دین نه بلکه به نفع دشمنان دین تمام شود.

حال بایدبه این نتیجه رسیده باشیم، که زمینه های آسیب رسانی به قران فقط وفقط درحوزه کشورهای اسلامی ومسلمانان جهان محتمل است وبس . منطقی نیست که این آسیب هارادرمیان غیرمسلمانان ببینیم چون دربین آنهانه قران وجوداردونه اعتقادبه آن، پس چگونه میشودفکرکردکه آنهامیتوانندبه قران آسیب برسانند؟همچنان منطقی نیست که ازغیرمسلمانان ونیزکسانیکه برای تضعیف مسلمانان کاروبرنامه دارندتوقع داشته باشیم که مانندمسلمانان به قران حرمت داشته باشند. تصمیم یک کلیسای کوچک درامریکامبنی برسوزاندن قران یک تصمیم سیاسی واستراتژیک است که مربوط همان گروههای ماموربرای تضعیف اسلام میباشد. مابایدباواقع بینی وتحمل عقلانی بدانیم، آنچه راکه بنام قران درامریکامیخواهندبسوزانند، آن چیزخودقران نیست بلکه پوش، نوشته وکاغذاست یعنی یک شی است که خواهدسوخت ؛ولی روح، مغزومعنویت قران جای دیگریست .

 

مولاناجلال الدین محمد بلخی، عارف، شاعروفیلسوف بزرگ اسلامی میگوید:

مازقران مغزرابرداشتیم   =     پوست رابادیگرا ن بگذاشتیم

شما اگریکمقداربادام وچهارمغزراپوست کنیدکه قابل ملاحظه باشدبه یقین که پوست آنرابرای سوزاندن هم استفاده میکنید.

چون درکشورماازمغزوروح قران آگاهی کمتروجودداردبدان جهت مردم یکسره به جسم قران چسبیده اندوبه آن اعتقادوحرمت دارند؛البته به اضافه اندک پراگنده های معلوماتی، که بطورناقص اززبان ملاامامان شنیده اندوبس.پس بی جهت نیست که سوزاندن یک جلدقران یک حادثه کلان به نظرمیرسد.اگربرخوردخودراباقران تحلیل کنیم میبینیم که سراسرهوش وهواس مادرپی حفاظت فزیکی قران است نه حفاظت ازمعنی ومفهوم آن .وقتی قران رامیبینیم که محفوظ دربین چندین پوش درتاقچه خانه مان قراردارد، خودراخرسندوخدارا ازخودراضی احساس میکنیم واسلامیت خودراهم کامل؛ولی ازمعنی آن چیزی نمیدانیم. درهمچویک حالت بودن ویانبودن قران درنزدما باهم تفاوت ندارد.داشتن قران درخانه منطقاً نمی رساندکه مامسلمان هستیم گاهی اتفاق می افتدولازم است که کتاب های دیگرآسمانی هم درخانه موجودباشد، پس آیااین نشاندهنده اعتقادمابه چندین دین است؟

وقتی ازقران درک درست موجودباشد، عمل مامطابق به قران باشدوفهم مادقیق باشدوهیچگاهی هم احکام قران فراموش مانشود، درآن حالت اگرقران منحیث یک شی ویک جسم درتاقچه خانه ماهم موجود نباشدبسیارمهم نیست، چون قران همیشه ودرهمه حالت درذهن انسان است وهیچگاهی نمی سوزدوگردخاک هم نمی گیردوپوش بسیارهم کارندارد. قران برنامه عمل مسلمانان، مبداقانون مسلمانان وچراغ هدایت است.مهم اینست که این برنامه، این هدایت واین قانون فهمیده شودوهمیشه درخاطرانسان باشدومطابق به آن عمل شود.وقتی یک مسلمان به این کارموفق شددیگربه جلدوجسم قران نیازندارد، چون اووقران باهم حل میشوندویکی میشوند.

بنده فکرمیکنم که قران درجایی میسوزد، که سوزعمل قرآنی درسینه معتقدین آن خاموش شده باشد، نه درجاییکه نه اعتقادبه قران وجودداردونه اراده عمل مطابق آن .یعنی قران فقط دربین مسلمانان میتواندزنده بماندومیتواندهم نماند.بازهم قابل تاکیدمیدانم که قران واقعی عمل کردن مطابق به آن است وبه صحنه آوردن وقابل دیدولمس ساختن آن .نه یک اعتقاد نادیدنی وغیرقابل لمس. فقط عمل قرانی میتواندحضورقران راملموس سازدوگرنه قرانی وجودنخواهدداشت.

برمیگردیم به کسانیکه بابه بازی گرفتن اعتقادمحض مابه قران هرازگاهی مخل اوقات مامیشوندوازعکس العمل های غیرمنطقی مابهره برداری مینمایند.آنهامارامانندکودکان به خشم می آورند، بعداًمی نشینندوازبرخوردهای مالذت میبرندومیخندند.مااین بازی آنهارادرقضیه نشرکاریکاتورهای که به حضرت محمد(ص) نسبت دادندبه وضاحت دیدیم وحالادرقضیه سوختاندن قران میبینیم ودرآینده هم خواهیم دید.درحقیقت آنهابسیارباقدرت وبه راحتی این بازی ها راانجام میدهندوجهان اسلام راطوری که میخواهندمعرفی نموده ونمایش میدهند.بنده میخواهم به تمام هموطنان خویش اطیمنان بدهم که قران هیچگاهی نخواهدسوخت ؛امابه شرط اینکه مامنحیث مسلمانان وپیروان قران آنرادرزندگی خودپیاده کنیم. خداونددرقران حفاظت قران راتضمین کرده است وگفته است، که قران خودش ازخود حفاظت میکندوبطلان راهم نمی پذیرد.

درسوره الحجر، آیه نهم چنین میخوانیم :

ترجمه :

“(هرآیینه)مافروفرستادیم قران راو(هرآینه )مااورانگهبانیم.”

این آیه میرساندکه قران به دلایل زیادی که ذکرآن ازحوصله این مقاله بیرون است کتاب ماندگاریست که توان زیستن بسیارراداردومانندکتاب های زمینی نیست.بناً قران باجوهربی مانندی که داردخودش ازخودش محافظت میکند، معنی آن اینست که قران توان وقابلیت جذب پیروان جدیدرادرهرحالت ودرهردورزمان داراست وهمین ویژگی استک که قرآن رادربرابرهرگونه فراموشی، گزندوبطلان معافیت همیشگی میبخشد.

درسوره حم السجده، آیه چهل ویکم چنین میخوانیم:

ترجمه:

“و(بتحقیق)این نصیحت(قران)کتابی است نادر”عزیزالقدر” نمی آیدباو باطل ازپیش روی آن ونه ازعقب آن فرستاده شده است ازحکیم ستوده “

این آیه درمورد بطلان وتحریف ناپذیری قران بحث میکند. بایدگفت که انگیزه، دلایل، منطق وزمینه خوب یک برخوردعقلانی بامخالفان قران درخودقران وجوددارد، که بایدازآن درمواقع لازم استفاده لازم صورت گیرد. مادرقضیه کاریکاتورها به منابع ودارایی های خودصدمه رسانیدیم نه به آن خبرنگاردانمارکی ودرقضیه تصمیم کلیسا نیزبرخوردخوب نداریم .این هاهمه ازیک نقص بزرگ، ازیک بحران عدم آگاهی، ازیک جاهلیت مدرن، ازیک نفهمی غیرقابل دفاع وازیک درماندگی دربیابان پندارهای نادرست حکایه میکند.این وضعیت میرساند، که ماضعیف وناتوان هستیم ودربرابردسایس ومانورهای دیگران مشت به تاریکی میزنیم ودرعین حال خوشحالیم که کارخوب میکنیم . به امیدروزیکه قوی وداناباشیم.

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com