خانه » خبر و دیدگاه » حکومت افغانستان و فشار های چند گانه

حکومت افغانستان و فشار های چند گانه

afghanistan_flagg

عملکرد هشت ساله حکومت آقای کرزی واضحا نشاهنده این است که این حکومت از توانایی های لازم برای مقابله ونابود کردن مخالفان مسلح خود{طالبان وحزب اسلامی} و قناعت دادن اپوزسیون سیاسی در امر همکاری با حکومت در مراحل مختلف ناتوان است.

اراده ای ضعیف رهبری حکومت افغانستان در مبارزه با طالبان وپیشنهادات یکطرفه دولت باعث روحیه دادن به نیروهای مسلح مخالف دولت بخصوص طالبان و شکستاندن روحیه نیرو های امنیتی دولت شده است.

از طرف دیگر مهم ترین اپوزسیون حکومت که فعلادر محور داکتر عبدالله کاندید رقیب حامدکرزی قرار دارند ونیروهای هودار انها دارای  انگیزه در مقابله با طالبان هستند، نیز حکومت ریس جمهوری کرزی را دارای مشروعیت  نمیدانند واز همکاری با حکومت در در عرصه های مختلف  با وجود بعضی تلاش های بین المللی دوری کردند.

مهم ترین محور های فشار بر حکومت آقای کرزی که موجودیت یک دولت مفید ودارای برنامه لازم در شرایط جنگ  وعبور از بحران جنگی ویاجوابگو بودن حکومت معتقد به دموکراسی را نزد مردم ونمایندگان مجلس تحت سوال جدی قرار داده است این ها اند.

۱: امنیت سراسری

مهم ترین دغدغه حکومت های بعد از بحران ایجاد ثبات وامنیت است که مشکل روز افزون امنیتی حکومتی به رهبری آقای کرزی را دچار مشکلات عدیده ای در عرصه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی وادامه زندگی شرافتمندانه برای مردم ودر مرحله حساس که به برگذاری کنفرانس مهم لندن که ده روز بیشتر به برگذاری آن نمانده ساخته است. حمله طالبان به چند اداره مهمی در مرکز کابل دلیل روشنی ادامه بحران امنیتی وسیر قهقرایی نزولی آن میباشد که عملا دستگاه های امنیتی را به ناکامی  روبرو کرده است. مجلس نمایندگان تااکنون چند بار به دلیل افزایش مشکلات امنیتی مسولین  سکتورامنیتی را به مجلس فرا خوانده ومورد پرسش قرار داده اند.

دلایل زیادی را مخالفین سیاسی حکومت آقای کرزی در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸مطرح نمودند که بی کفایتی وزراء دفاع وداخله و بی بر نامه گی  انها در مهار جنگ وتامین امنیت سراسری را شامل میشود، همچنان مخالفان حکومت وزارت داخله را نیز از متهمان سازماندهی تقلب های انتخابات ریاست جمهوری سال۱۳۸۸ میدانند.

نیرو های های امنیتی افغانستان دارای انگیزه وتجربه کافی برای مقابله با طالبان نیستند وطرح مذاکره با طالبان که بار ها از طرف ریس جمهور واعضای حکومت مطرح و هر بار از طرف طالبان رد وحکومت تحت رهبری آقای کرزی را دست نشانده خوانده اند، به بی روحیه گی نیروهای رزمی دولتی افزوده است.

ایجاد انگیزه در مقابل طالبان کار آسانی نیست گروه که خود را دانشجویان مدارس دینی میخوانند، نیرو های تحت امر احمد شاه مسعود شهید دارای انگیزه های مبارزه علیه طالبان بودند که بشکل منظم دلایل وتیوری های ایجاد طالبان برای انها شرح میگردید وعملکرد طالبان در کشتار مردم شمال نیز بر این انگیزه افزوده بود که از طرف اقای کرزی کاملا خلع سلاح وخانه نشین شدند.

انتخاب مسولین امنیتی میتواند نقش مهمی در برگرداندن امنیت وسرکوب طالبان داشته باشد ،وزراء دفاع وداخله فعلی هردو ریکارد ناموفق درین امر داشته اند، ریس حکومت وبعضی از کشور های غربی با اسرار زیاد انها را دوباره به این مقام ها انتخاب نمودند ودر مجلس نمایندگان برای بدست اوردن رای اعتماد به ایشان حکومت با تلاش زیاد موفق به عبور انها از فلتر مجلس شد.اکنون سوالات  زیادی در ذهن هر شهروند وجود دارد که چگونه کشور های غربی وریس جمهور کرزی با اشتیاق زاید الوصفی این دووزیر ناکام راکه در بر گرداندن امنیت حتی به مرکز کشور توفیق نداشتند دوباره انتخاب کردند؟

درین میان از عملکر ودستاورد های ریس عمومی امنیت ملی نمایندگان مجلس و رئیس حکومت بار ها یاد آوری نموده است.

نا بودی تروریستان و طالبان مسلح در نقاط اصلی(نطفه) امر مهمی است که حکومت افغانستان انرا در گفتگو های سیاسی مطرح کرده است و نیروهای امنیتی دولت عملا بدان نپرداخته اند، بطور مثال ولایت هلمندیکی از مراکز عمده طالبان است درین ولایت ۹۰۰۰ نیروی بریتانیایی وحدودی ۳۰۰۰ نیروی امریکایی وتعداد زیادی نیروهای اردو وپولیس ملی متمرکز اند، چه دلیلی وجود دارد که این همه نیروهای موفق نشده اند تا هلمند را از وجود طالبان پاکسازی کنند؟

این سوال است که در ذهن هر شهروند افغانستانی خطور نموده باشد ، قسمیکه یک سال قبل ازیکی ازفرماندهان سابق شنیدم که می گفت: (اگر دولت هزار میل اسلحه سبک وسنگین در اختیارم بگذارد واز لحاظ لوژستیک هم اکمال نماید در سه هفته هلمند را از وجود طالبان پاکسازی می نمایم) تعداد زیادی از شهروندان در نحوه مبارزه نیروهای افغان وبین المللی مشکوک اند ولی از نظر من بی روحیه بودن وبی برنامگی در نیروهای امنیتی افغان وجغرافیای صعب العبور وکوهستانی نیروهای بین المللی را زمینگیر  نموده است.

۲. نقش شرکای بین المللی جنگ

افغانستان کشور توسعه نایافته، فقیر ودارای جغرافیا ، فرهنگ وعنعنات متفاوت از کشور های غربی است که مشکلات زیادی را برای نیرو های بین المللی ببار آورده است بویژه مناطق جنوب وجنوبشرق که اکثرا باشندگان آن از اقوام پشتون اند که آنهادارای فرهنگ وعنعنات سختگیرانه ای اندکه دربسا موارد با قوانین افغانستان سازگاری ندارند و باشندگان این مناطق محل مناسب برای سرباز گیری وحمایت های قومی طالبان محسوب میگردد.

عدم بر نامه مشترک نیرو های نظامی بین المللی وافغانستانی در عملیات های نظامی که باعث تلفات غیر نطامیان شده اند ،دلیل عمده ای است برای ناراض بودن مردم واستقبال بیشتر از مخالفان دولت، تلفات غیر نظامیان در اثر حملات نیروهای ناتو در سال ۲۰۰۹ یکی از نقاط اختلاف وباج گیری ریس جمهور از شرکای بین المللی وی بحساب میرود.

در سال های پسین طالبان با براه انداختن حملات انتحاری گروهی وماین گذاری در کنار جاده ها سال های پرتلفات را برای نظامیان ناتوثبت کرده اند که طبعا کشته شدن عساکر ناتوباعث فشار های خانواده ها ومردم در غرب به حکومت های متبوع شان شده است که مکرر از دولت های شان خواهان خروج عساکر شان از افغانستان شده اند.

هزینه های جنگ تا اکنون که به چند بلیارد دالر رسیده است بهای بزرگ است که کشور های اعضای ناتو بویژه امریکا وبریتانیا ومالیه دهندگاه بقیه کشورهای عضو ناتو دارند انرا به با تلاق تشبیه می نمایند که دران گیر مانده اند وراه های خروج از انرا جستجو میکنند.

۳. نقش اپوزیسیون دولت

نیرو های مقاومت علیه طالبان در سال های۱۹۹۷الی۲۰۰۱ اکنون به اپوزسیون فعلی دولت در محور داکتر عبدالله  نامزد پیشین ریاست جمهوری که حکومت رئیس جمهور کرزی را نا مشروع میداند واز حمایت ریس جمهور سابق وریس جبهه ملی پرفیسور ربانی برخوردار است تجمع نمودند ، فرماندهان سابق این گروه که دارای تجارت مبارزه با اتحاد شوروی وقت وطالبان اند الان خلغ سلاح وخانه نشین میباشند در مبارزه ای نیروهای دولتی وبین المللی با طالبان مانند دیگر شهروندان کشور به دیده شک مینگرند ودلیل اصلی ناکامی این نیروها را بی تجربه گی در جنگ های پارتیزانی ونداشتن انگیزه لازم برای ازبین بردن تروریست هاو طالبان مسلح می دانند.

آقای داکتر عبدالله در برنامه ریاست جمهوری خود(تغیر وامید) مردمی نمودن قدرت وسپردن صلاحیت به مردم را عنوان نمود وهمچنان به تعریف دکترین امنیت ملی پرداخت که میتواند برای هر شهروند نظامی وعادی مولد انگیزه ودفاع از قلمرو افغانستان در برابر طالبان وتروریستان گردد.

سکتور های امنیتی حکومت افغانستان متاسفانه تاهنوز تعریف دقیقی از دکترین امنیت ملی که سطح مطبوعات طرح واز پشتیبانی مردم برخوردار باشداعلام ننموده اند که بتواند مولدی برای انگیزه در مقابله با طالبان ، حمایت و همکاری مردم گردد.

حملات انتحاری طالبان بروز دوشنبه مورخ ۱۸جنوری۲۰۱۰ بر قلب شهر کابل که در پنجصدمتری محل کار ریس جمهور انجام شد چراغ قرمز را برای مسولین دولت در قوای سه گانه روشن نموده ودال بر شکننده بودن اوضاع امنیتی کشور است که دشمن صلاحیت نفوذ وحمله را در حساس ترین نقاط شهر دارا میباشد.

از جانب دیگر حمله روز دوشنبه طالبان وشهادت پنج نفر ومجروحیت هفتادویک تن از شهروند به شمول نیروهای امنیتی جواب دقیقی است که طالبان به پشنهادات یکطرفه وبدون شرط(حتی پذیرش قانون اساسی) ریس جمهور کرزی مطرح وخواهان حذف نام رهبران انها از لست سیاه ملل متحد شده بود، دادند.

مهم ترین بخش و نوآوری در برنامه پنج سالانه آقای کرزی در انتخابات ریاست جمهوری گذشته مذاکره و صلح با طالبان  که به مردم در جریان کمپاین انتخاباتی خودوعده داده بود که آنرا امکان پذیر میسازد و در اولیت کاری وی قرار داشت که عملا نا ممکن وناکام گردید.

طالبان به هیچ وجه گروه نیستند که پذیرای صلح وحکومت مدرن که در ان از دموکراسی ،حقوق وآزادی های بشروزنان حرفی باشد بپیوندند پس برای حکومت لازم است که در برنامه های خود تجدید نظر نموده وگفتمان ملی را برای  بر قراری امنیت عامه راه اندازی نماید.

استعفای مسولین ناکام در دموکراسی های جهان خیلی معمول است مسئولین که نتوانند ازعهده امور به درستی بدر آیند شرفتمندانه استعفا میدهند واین امر از هر زمان دیگر اکنون در افغانستان دموکراسی پذیر شده است همچنان تغیر در سیستم دولتی یعنی انتخابی شدن والی ها وحکام ومسولین امنتیتی میتواند گام مهمی در راستای تامین امنیت ونابودی طالبان وبر قراری امنیت سرتاسری باشد.

 


دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com