خانه » خبر و دیدگاه » ملالی جویا، شهامت بلند برقامت اندیشه فقیر

ملالی جویا، شهامت بلند برقامت اندیشه فقیر

Malalai_Joya

ملالی جویا نام شناخته شده در افغانستان و در رسانه های غربی میباشد که درجریان تدویر لویه جرگه استراری باسخنان کوتاه وآتشینش سرخط خبر دررسانه های بین المللی گردید وبه شهرت جهانی رسید. سخنان تند ملالی در آن لویه جرگه اوج خشم بعضی از رهبران جهادی را برانگیخت اما حمایت مستقیم زلمی خلیلزاد سفیر وقت ایالات متحده امریکا درافغانستان، از ملالی سبب گردید که این خشم تا حدودی فروکش نماید و او باتن سلامت به زادگاهش ولایت فراه برگردد. ملالی جویا بعد ازآن رفتار خبرساز، به دلیل اوضاع حساس افغانستان وتوجه جامعه بین المللی نسبت به حوادث آن، کم کم به سوژه ماندگار خبری تبدیل گردید وتااینکه دراولین انتخابات پارلمانی، از ولایت فراه به مجلس نمایندگان راه یافت. ملالی جویا قبل ازورود به مجلس نمایندگان سرگرم فعالیت های خدمات رسانی درعرصه فرهنگ وصحت عامه در زادگاه خود بوده است که نماد دلبستگی وعلایق او به مردم میباشد. اما حضور او درمجلس نمایندگان به پشتوانه احساسات گرم و مهارناپذیری که درپیوند باحوادث وپدیده های سیاسی دارد، از او چهره ی یک زن شجاع، باشهامت، خطرپذیر، و ماجرا آفرین اما فاقد دانش وفهم سیاسی ارائه کرد. او دراین مدت هرازگاهی از رسانه های داخلی و یا بیرونی  باهمان جملات یک نواخت وتکراری تیغ تند حملاتش را بر پیکر جنگسالاران فرو می برد وحضورغرب را درافغانستان تجاوز میدانست اما بدون اینکه خود طرح وتفکری برای بهبود وضعیت موجود داشته باشد.

آخرین رفتار جنجال برانگیز وخبرساز ملالی جویا، تشبیه کردن مجلس نمایندگان به طویله بود که به دلیل این تشبیه عضویت اودراین مجلس به تعلیق درآمد. اما او تلاشهای زیادی را ازمجراهای داخلی وبیرونی به کار بست تا به قول خودش دوباره وارد آن طویله گردد ولی این تلاشها کارساز قرارنگرفت. ملالی جویا درنقش یک سیاست مدارهمیشه خواستار خروج نیروهای غربی از افغانستان بوده است اما هیچ گاهی از گزینه ی دیگر، برای تامین امنیت چیزی نگفته است. اودراین اواخر، کتابی را به نام ( زنی درمیان جنگسالاران)  به چاپ رسانده است که درآن افغانستان را کشوراشغال شده معرفی کرده است ولی دارای تاریخ پر افتخار دانسته است که همواره علیه اشغال جنگیده است. اما درمتن حاضربصورت فشرده وبه دورازهرگونه اغراض  وپیشفرض،  بن مایه تفکر ملالی جویا مورد بحث قرار میگیرد تا دیده شود که درپشت این شهامت خطرپذیر چیزی به نام تفکرو اندیشه نهفته است یانه!

تاریخ افغانستان با جنگ، قتل عام، نسل کشی، خون وخیانت رقم خورده است و نخستین کسی که نام افغانستان را براین سرزمین اطلاق کرد، درهندوستان دریای خون جاری کرد وتمدن ارزشهای مدنی یک ملت را باخاک یکسان کرد. از آن  به بعد، جغرافیای این سرزمین همواره ازخون مردمانش رنگین بوده است و استبداد درتسلسل فاجعه برانگیزش این سرزمین را برای ساکنان آن به جهنم بدل کرده است. هرگاه به این واقعیت ایمان بیاوریم، این واقعیت را نیز به راحتی میشود پذیرفت که وضعیت امروز افغانستان نتایج رفتارحاکمان دیروز این سرزمین است که برای تحکیم پایه های قدرت شان، ازسرهای مردم کله منار ساخته اند. قتل عام مردم هزاره توسط امیر عبدالرحمن، تاراج مردم شمالی توسط سپاه نادرشاهی، دو رخداد خونین درتاریخ این سرزمین اند که بسیاری از نابسامانی های امروز را باید دراین دو بستر مورد دقت وتحلیل قرار داد. اما برای ملالی جویا تاریخ افغانستان از سال ۱۳۵۷ خورشیدی و باکودتاه حزب دموکراتیک خلق افغانستان آغازمیگردد و کسانی که دراین سه دهه چرخه ء بحران را چرخانده اند عاملین مصیبت وسیاه بختی مردم افغانستان دانسته میشود.

ملالی جویا تاهنوزازاین واقعیت غافل مانده است که مصیبت وسیاه بختی مردم افغانستان ریشه در تاریخ افغانستان دارد وجنگسالاران هم کسانی اند که تاریخ این سرزمین را باخون نوشته اند وبناهای بزرگترین تمدن انسانی را برزمین ریخته اند. ملالی جویا، جهادمردم افغانستان را دربرابر تجاوز روسها و همچنان مقاومت مردم را دربرابرهجوم پاکستان وتروریزم بین المللی به اهانت میگیرد و کسانی که این نبردمقدس را درسخت ترین شرایط رهبری کرده اند، جنگسالارمینامند. اما او هیچ گاهی سر درگریبان تفکر فرونبرده است که اگرمقاومت وشهامت این دلیرمردان نمیبود، تسلط طالبان برتمام افغانستان قایم میگردید و جامعه بین المللی هم ناگزیر یکی ازپس دیگری نظام طالبان را به رسمیت می شناخت وآنگاه ملالی جویا اگرآتش هم از زبانش شراره میکشید، محکوم اسارت وسرنوشتی بود که طالبان برای زنان افغانستان ترسیم کرده بودند.

ملالی جویا شهامت بلند دارد، احساس زیبا وقشنگ دارد اما او قدرنشناس است. نمک میخورد ونمکدان را به بازی میگیرد. همه میدانند که نظام موجود افغانستان و آزادی نسبی که برای اظهار اندیشه ونظر فراهم گردیده است و همچنان زمینه های که برای شرکت زنان درجامعه بوجود آمده است، ازبرکت توجه و حضور جامعه بین المللی درافغانستان میباشد. اگرنظام طالبان سقوط نمیکرد، اگر جامعه بین المللی درافغانستان حضور نمیداشت، ملالی جویا این همه مسافرت های دور ودراز بین المللی را درخواب هم نمیدید. ملالی جویا اخلاقا باید مدیون و سپاسگزار حضورغرب درافغانستان باشد که درسایه این حضور سنگین فرصتی فراهم آمده است که اومی تواند از طریق هرتریبون فریاد اعتراضش را به گوش مردم برساند.

اما اگر قرارباشد که عوامل وزیرساخت های نابسامانیهای سیاسی واجتماعی درافغانستان شناسایی گردد، حوادث ورخدادهای این سرزمین باید دریک تسلسل تاریخی مورد دقت وتامل قرارگیرد. آنچه که بعد از هفت ثور ۱۳۵۷ اتفاق افتاد تافته جدا بافته از تسلسل استبداد وسایرحوادث ورخدادهای این سرزمین نیست. فرهنگ خشونت پروروسنت های طالب فآفرین ازتبعات بحران سه دهه اخیر نمی باشد که منظومه فکری ملالی جویا را شکل بخشیده است. این سنت وفرهنگ درامتداد تاریخ این سرزمین ازبسترحاکمیت سیاسی ترویج گردیده است و برای بقای حاکمیت به مصرف رسیده است.

نگارنده تا آنجاییکه به صحبت ها ومصاحبه های ملالی جویا گوش سپرده است، هیچ گاهی نشنیده است که ازمظالم تاریخی، جنایات استبداد، فقرفرهنگی و همچنان از گزینه های جدید برای پاسخ گفتن به نیازمندیهای معاصرافغانستان سخن گفته باشد. شاید به همین دلیل باشد که او اغلب موردتوجه و عواطف قلمی اعظم سیستانی وبعضی قلم بدستان قبایل قرا میگیرد زیرا او بیگانه با حوادث ورخدادهای تاریخی دراین سرزمین میباشد وبه همین دلیل انتشارصدای اعتراض او بهترین وسیله برای پوشاندن جنایات تاریخی دراین سرزمین میباشد. تردیدی نیست که ملالی جویا صادق ودلبسته به سرنوشت مردم است اما این صداقت ودلبستگی بدون آگاهی تاریخی ازیک طرف کارساز وگره گشاه نیست و از طرف دیگر اورا وسیله ی قرار میدهد دردست وارثان استبداد که با بزرگ ساختن او برجنایات تاریخی استبداد پرده آویزند.

موضوع دیگری که ملالی جویا درهرمصاحبه ومنبرش سخت به آن می پیچد، خروج نیروهای ناتو وامریکا از افغانستان است؛ درست چیزی که پاکستان باتمام توان وانرژی برای تحقق چنین امری تلاش میورزد. پاکستان ازقاعده های مختلف بازی بهره می گیرد تا غربیها را به بیرون رفتن از افغانستان متقاعد سازد ویک بار دیگر مثل روزهای پایان جنگ سرد، برسرنوشت افغانستان فرمان رانده وبرای مردم افغانستان نظام سیاسی تعیین کند. هرچند که پاکستان باتوجه به شکافهای عمیق اجتماعی و رشد روزافزون بنیادگرایی خیلی خطرناکتر ازافغانستان برای غرب تصورمیگردد، اما باآن هم اگر نیروهای غربی قبل از توانمند شدن نیروهای امنیتی افغانستان این کشور را ترک نمایند، پاکستان با دست باز و امکانات بیشتر میتواند باسرنوشت این کشور بازی نماید. اما ملالی جویا وقتی که از خروج نیروهای غربی ازافغانستان سخن میگوید، یا این واقعیت را درک نکرده است ویا اینکه آگاهانه برای منافع پاکستان عرق می ریزاند که درهردو حالت فریاد اعتراض او ازحضورغربیها درافغانستان درجهت منافع طالبان وپاکستان تعبیر میگردد. حکومت طالبان با دخالت مستقیم ایالات متحده امریکا سرنگون گردید. حالا هم نیروهای ائتلاف بین المللی درافغانستان دربرابرتهدید طالبان و تروریزم بین المللی می جنگند. پس اگر ائتلاف بین المللی تجاوز گراند و جنگ طالبان  و حکمتیار دربرابر آنها، مبارزه دربرابر متجاوزین است، تلاشهای سیاسی ملالی جویا درجهت تائید موضع و تامین منافع  طالبان و حکمتیار صورت میگیرد که جنگ دربرابر نیروهای خارجی را جنگ دربرابر تجاوز معرفی میکنند. چشم حسود کور، اما چنین می نماید که ظرفیت سیاسی ملالی جویا خیلی کمتر ازآن است که بتواند اهداف وموضع سیاسی اش را تحلیل نماید یا اینکه خود آگاهانه در جهت منافع و آرزوهای استخبارات پاکستان تلاش میورزد.

طالبان همانگونه که درمدت حاکمیت شان نشان دادند، درگام نخست دشمن هزاره ها و درگامهای بعدی دشمن تاجیک وازبک میباشند. درصورت بازگشت طالبان برقدرت سیاسی، اولین اقدام آنها  حذف اقوام غیرپشتون از مدیریت سیاسی و نقاط حساس استراتیژیک خواهد بود  که متاسفانه ملالی جویا نیز برای این پروسه انرژی مصرف میکند.

حالا فرض را براین بگذاریم که همین فردا نیروهای ناتو وامریکا ازافغانستان بیرون میروند، اماگزینه ی که خلاء امنیتی را دراین کشور پر نماید چیست؟ همه میدانند تازمانی که نیروهای امنیتی دولت افغانستان توانایی تامین امنیت را نداشته باشند، بیرون رفتن نیروهای ناتو وامریکا، جا خالی کردن برای طالبان میباشد که حتی به رغم حضور نیروهای بین المللی دامنه های نا امنی رو به گسترش میباشد. اما ملالی جویا ازخروج فوری نیروهای غربی سخن میگوید بدون اینکه بگوید خلاء امنیتی را با کدام گزینه ی میشود پرکرد وچه گونه میشود کشور را ازتهدید طالبان نجات داد؟ ملالی جویا انتقاد میکند. انتقاد خوب است وازمظاهر دموکراسی است. اما انتقاد زمانی سازنده است که طرح وگزینه ی جدیدی برای بهترشدن وضعیت موجود ارائه گردد تاهمگان بدانند که این نقد واعتراض ماهیت سازندگی دارد.

اما انتقاد ملالی جویا بیشتر شباهت به گریه های کودکانه دارد که فقط از شدت عواطف صورت میگیرد.

همانگونه که اشاره شد، مرور بررفتار وگفتارملالی جویا این واقعیت را روشن ومحرزمیسازد که او زن باشهامت، شجاع، خطرپذیر است اما متاسفانه این شهامت وشجاعت مثل لباس گرانبهایی می ماند که براندام اندیشه فقیر پوشانیده  شده باشد. ملالی جویا اگرازفقر اندیشه بیرون آید میتواند مصدرخدمات خوب وارزشمند دراین سرزمین گردد. اما او اگر همین ملالی باقی بماند، فریادهای طنین اندازش قبل ازاینکه صدای محرومیت زنان افغانستان باشد، درخدمت منافع دشمنان افغانستان قرا خواهد گرفت و پرده ی برای پوشاندن جنایات تاریخی دراین سرزمین خواهد بود همانگونه که اشاره رفت.

 


دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com