خانه » دیدگاه ها - اجتماعی » دگرآزاری مشکل روانی است؟ درنگی به آزار های اجتماعی

دگرآزاری مشکل روانی است؟ درنگی به آزار های اجتماعی

 

زنی که در زیر گرمای آفتاب و یا شدت باران در کنار جاده به انتظار موتر ایستاده است، دختری می خواهد که جاده ای را بپیماید، زنی که طفلی در بغل دارد و به سختی راه می رود، و حتا پسری که بی خیال سرش را پایین انداخته و در حالی که کتابی به دست دارد، همه و همه از نیش زبان دیگرآزاران در امان نیستند.

امروز بیشترین مشکلات اجتماعی همانا اذیت و آزار های خیابانی است که به شکل فزاینده ای توسط بسیاری از پسران و حتا دختران صورت می گیرد.

در سابق این پدیده منفی تنها در میان پسران جوان دیده می شد؛ اما امروز دامن دختران و حتی کودکان را نیز فرا گرفته است. بسیار دیده شده است که پسری دختری را مورد اذیت زبانی و حتی لمس کردن قرار داده است و دختری پسری را به باد پرزه (حرف های لا ابالی) گرفته است و یا کودکی زنی را که سه برابر از خودش بزرگ تر می باشد، حرف های زشت می زند.

جالب این است مردانی که خود مادر، همسر، خواهر و دختر دارند؛ اما گویا در موقیعت آزار رسانی و ایجاد مزاحمت به یک زن فراموش می کنند که خود شوهر، پدر و یا برادری زنی دیگری نیز هستند. و عکس این موضوع را نیزباید به دخترانی که به این عمل مبادرت می ورزند نسبت داد.

فرشته یکی از کارمندان دولت می گوید: که او بارها در خیابان ها مورد اذیت و آزار زبانی پسران و حتی مردان ریش سفید قرار گرفته است. او می گوید امروز کم تر جوانی پیدا می شود که به این عمل مبادرت نورزد.

اما این تنها دختران نیستند که از اذیت و آزار پسران شکایت دارند، بلکه محب الله یکتن از باشندگان کابل می گوید: روزی دو سه دختر در کنار جاده ای ایستاده بودند و موترش را دست دادند و همین که آن ها سوار موترش شدند به آزار و اذیت او پرداخته بودند و حرف های از جنس عشقی و شوخی ارایه می کردند. محب الله می گوید که بعداً او ناچار شده است تا قبل از این که آن ها را به مقصد برساند از موترش پیاده کند.

این گونه عملکرد ها در این اواخر دامنه وسیعی در میان جوانان پیدا کرده است. قبلاً این عمل در اماکن عمومی جاده ها در میان عوام صورت می گرفت، اما امروز حتا در اماکن فرهنگی نیز انجام می پذیرد. آرش جمالی محصل سال سوم دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل می گوید: در این اواخر این پدیده مضحک در داخل دانشگاه نیز سرایت کرده است که اکثراً پسران، دختران را با اشاره و پرزه پرانی ها دست می اندازند. اما او اذیت و آزار دادن پسران را به وسیله دختران کمتر خوانده است.

او دلیل این گونه عملکردهای منفی را ضمن ده ها مشکل دیگر از قبیل فقر فرهنگی، فقر اقتصادی، یکی هم در محدودیت های روز افزون دادگاه عالی کشور مبنی بر فاصله ایجاد کردن بین این دو جنس مخالف دانسته و می گوید: هرقدر فاصله ها و دوری ها میان دختران و پسران ایجاد گردد به همان اندازه آن ها حساس تر می شوند.

چون اگر به یک کار محدودیت وضع و ممانعت صورت گیرد به همان اندازه انسان نا خود آگاه به آن کشانیده می شود. او به این باور است که همنشینی ها به شیوه خواهر و برادر کنارهم یک نیاز طبیعی است. او می گوید که همین حالا در دانشگاه روز تا روز این محدودیت ها توسط افراد امنیتی و پولیس افزوده می شود.

از جانب دیگر این نگرانی ها به وجود آمده است که این عملکرد جوانان یک نوع ناخوشایندی روانی بوده و حتا در آینده به یک نوع بیماری مضمن روانی نیز مبدل گردد.

دکترسید نجیب الله جاوید معاون شفاخانه صحت روانی کابل می گوید: کسی که باعث اذیت و آزار دیگران می شود و یا به وسیله الفاظ، اداها و کردارها سبب رنجش طرف می گردد و خود از این حالت لذت ببرد، یقیناً روان سالم ندارد؛ چون امکان دارد این گونه اشخاص در بعضی از حالات به شکلی از تکالیف شدید روانی مبتلا باشند و این را می توان یک ناخوشایندی روانی قلمداد کرد.

او در پاسخ به سوالی که آیا اگر فردی به آزار دیگران مبادرت ورزد، بیم آن نمی رود که این به یک بیماری مضمن روانی تبدیل شود؟ گفت: شاید این گونه افراد بیماری روانی داشته باشند که دست به این کار می زنند؛ اما اگر این یک بیماری و یا اختلال روانی باشد باید حتمآ تداوی شوند چون بیم می رود که در بعضی حالات منتج به بعضی حالات شدیدی روانی شود.

او افزود که کسانی که به همین حالات دست می زنند و باعث اذیت و آزار دیگران می شوند کسانی اند که با فشار نرمال زندگی مقابله کرده نمی توانند و از نقطه نظر اجتماعی در انزوا به سر می برند.

دکتر فرید انوری یکتن دیگر از دکتران شفاخانه روانی در پاسخ به سوالی که آیا کسانی که مورد اذیت و آزار دیگرآزاران به هرشکل آن قرار می گیرد، روان شان را متأ ثر نخواهد کرد؟ گفت: این پدیده به هرشکل آن که باشد منحیث یک فکتور نزد کسانی که بنیه مساعد برای تکالیف روانی داشته باشند اثر گذار می باشد. او به این باور است کسانی که مورد اذیت و آزار قرار می گیرند ناخوشایندی روانی از جمله پایین بودن اعتماد به نفس و حس حقارت نزد شان پدیدار می گردد.

از سوی دیگر چشم چرانی ها و پرزه رفتن و اذیت و آزار طرفین در اسلام نیزحرام شمرده می شود.

محقق محمد اعظم طارق عضو علمای اکادمی علوم افغانستان در این مورد می گوید: از دیدگاه دین مبین اسلام این عمل ناروا و حرام شمرده می شود. او افزود چون این یک عمل اخلاقی است بنابراین کدام حد و حدودی در دین اسلام برای مرتکب آن تعین نشده است؛ اما یک سلسله تعزیرات در نظر گرفته شده است. او تعزیرات را چنین بیان می کند: تعزیرات از سوی یک حاکم و یا دستگاه دولت می تواند مطابق به نیازهای شرایط، وقت و زمان بالای همچواشخاص وضع گردد.

او راه حل آن را ابلاغ از طریق رسانه های صوتی، تصویری و چاپی در رابطه به ساختار اخلاق، افراد، خانواده و اجتماع دانسته و می گوید که آن ها باید سعی کنند که تا این اعمال غیر اخلاقی و ناشایست را از جامعه ریشه کن سازند.

آقای طارق افزود که یکی از راه های دیگر برای ساختن اخلاق افراد و جامعه ضمن نقش خانواده ها برای اطفال از علمای دینی نیز در رسانه های جمعی استفاده صورت گیرد؛ چون آن ها می توانند که با وضع کردن هدایات، دساتیر و فرامینی برای ساختار اخلاق افراد، مثمر واقع شوند.

از سوی دیگرعین الدین معروف، استاد علوم تربیتی دانشکده روان شناسی دانشگاه کابل می گوید: تمام عمل انسان به دو قسمت تقسیم می شود، یکی کسبی و آموزشی که ازمحیط برخاسته و در وجود کسی تبارز نماید و یکی هم عمل ارثی است که از پدرو نیاکان به ارث برده شده باشد. اما کسانی که در اماکن عمومی و جاده ها به دختران آسیب زبانی می رسانند و یا توسط چشم چرانی آنان رامورد اذیت قرار می دهند، کسبی و آموزشی است. اما این که بگویم این عمل بیماری سادیسم باشد، محال است چون سادیسم یک بیماری است که ارثی بوده و سادیست ها همیشه گوشه گیر می باشند؛ چنانچه مزاحم های خیابانی چنین نیستند.

او انگیزه چنین عملکرد ها را ناشی از فقر اقتصادی و ازدواج های دیر رس دانسته، می گوید: هرانسان می خواهد به هرشکلی که باشد نیاز های خود را که به شکل عقده ای در وجود آن موجود باشد، رفع سازد.

گاهی وقت احساس کمبودی به شکل یک عمل غیر منطقی در انسان به وجود می آید مثلاً همین مزاحمت های خیابانی به دختران و پرزه رفتن به آنان از اثر همان کمبودی های اجتماعی در جوانان است.

او به این باور است که اگر جلو چنین نارسایی های جامعه گرفته نشود در آینده اکثریت جوانان به اثر عقده های به وجود آمده حالت روانی شان غیر نرمال خواهند شد.

هرچند تا به حال آمار دقیقی از افراد مبتلا به بیماری های روانی در افغانستان در دست نیست، اما یک سازمان غیر دولتی به اساس بررسی های که در سه ولایت از سی و چهار ولایت افغانستان انجام داده است نزدیک به «هفتاد در صد» از مردم به بیماری های روانی مبتلا هستند.

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com