Joomla!

Thursday, Sep 09th

Last update:11:12:12 PM GMT

مصاحبه اختصاصی جاودان با احمد ولی مسعود: آمرصاحب به «روح بزرگ» تبدیل شده بود

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

walimassoud_mf

 

بمناسبت نهمین سالگرد شهادت احمد شاه مسعود قهرمان ملی افغانستان، سایت جاودان مصاحبه ای را با محترم احمد ولی مسعود، رئیس بنیاد شهید مسعود، ترتیب داده، که رؤوس مطالب آن به شرح ذیل تقدیم میگردد:

احمد ولی مسعود در برابر سوالیکه مردم راجع به شخصیت احمد شاه مسعود اظهارات متعددی نموده اند، شما او را چگونه شناختید و معرفی میکنید، فرمودند:

خوب، در ارتباط به شخصیت آمر صاحب شهید همان طور که گفتید اظهارات متعددی صورت گرفته است: کسی او را شخصیت نظامی و بعضی هم او را شخصیت سیاسی، کسانی هم او را «ستراتجیست خوب» و دیگری او را «ژرف بین»، که به عمق مسائل متوجه می شد و تعدادی هم او را شخصیت دینی و اخلاقی خوانده اند. تمام ابعادی را که مطرح کرده اند بنظر من همه درست اند. آنچه که من در باره شخصیت آمرصاحب شهید می خواهم اضافه کنم، اینست که او از «کالبد خاکی» بیرون شده بود. در کالبد خاکی کسانی محصور و محبوس میمانند، که منافع کوچک مادی و شخصی و گروهی... وغیره، آرزوهای کوچک برای شان اهمیت میداشته باشد و دور آن میچرخند. ولی آمرصاحب شهید دیگر از قالب خاکی بیرون رفته بود، آرزو ها و انگیزه های درونی او دیگر در کالبد خاکی جور نمی آمدند. کسی که از قالب خاکی بر آید، او دیگر بزرگ میشود، آزاد شده، به اشراق میرسد. شخصیت های بزرگ جهان ما همه همینطور بوده اند، مثلا: ابراهیم لنکن در امریکا، گاندی در هندوستان، نیلسون مندیلا در افریقا، ماداکوی در اطریش و نتگهل در انگلستان همه دارای روح بزرگ بودند. اگر  آمر صاحب شهید را با آنها مقایسه کنیم، مشترکات زیادی را بین شان می بینیم. خلاصه عرض کنم که احمد شاه مسعود شهید دیگر به «روح بزرگ» تبدیل شده بود.

وی علت مبارزه و مقاومت استثنایی سه دهه ای احمد شاه مسعود را وجود «انگیزه درونی» خوانده، افزود که انگیزه میتواند بیرونی باشد ویا درونی، انگیزه بیرونی میشود که بیاید و برود اما انگیزه درونی اهداف بزرگ را در قبال داشته و استوار باقی میماند. خودشناسی باعث خودانگیختگی درونی می شود. آمرصاحب شهید در طی 30 سال جهاد و مقاومت خود، 23 سال آنرا دوامدار و بدون وقفه مبارزه کرده است. در دنیا مبارزین زیادی بوده که طولانی مبارزه کرده اند، اما مبارزه ی شان بی وقفه نبوده است. این تنها آمر صاحب شهید بود که در طول 30 سال جهاد و مقاومت، 23 آنرا بدون وقفه در سنگر جهاد و مقاومت سپری کرده است. آمر صاحب از درون انگیزه گرفته بود.

ایشان در مورد رشد و تکامل شخصیت سیاسی شهید مسعود افزود که در ابتداه ی مبارزات، شهید مسعود جوان بود، و مسائل دینی و عقیده ای، عقب مانی کشور و غیره ناملایمتی های آن دوران، وی را  بطور طبیعی وادار ساخت تا به مبارزه آغاز کند. شهید مسعود، برخلاف بعضی اظهارات، در آن زمان هیچ وابستگی به کدام گروه یا حزب سیاسی نداشت. در مرحله ی بعدی مبارزات، وی به مسائل کلان ملی پرداخت تا یک چهار چوب سیاسی برای افغانستان طرح شود. در این مرحله، موضوع های بزرگی مثل وحدت ملی، عدالت اجتماعی، مسئله استقلال افغانستان، دیموکراسی و انتخابات، خود کفائ افغانستان... وغیره را مطرح کرد. وقتی کسیکه در سطح ملی چنین فکر میکند، یقینآ که در بعد شخصیتی فراتر از مرز ها فکر میکند. هشدار جهانیان از خطر تروریزم، نشان می دهد که وی دایه و فکر بشریت را نیز داشت.

همچنان وی ادعای مخالفین سیاسی مسعود را، که گویا فرجام جهاد و مقاومت مسعود راه را برای تسلط غرب در افغانستان معیی ساخت، نفی کرد، گفت که رویداد های که بعد از شهادت آمر صاحب و دیگر شهداء رخ داده، مربوط به «بازماندگان» می شود. شهید مسعود و دیگر شهداء مسئولیت خود را در مقابل خدا، وطن و مردم انجام دادند.

وی در پاسخ بر پرسشی که اگر مسعود تا هنوز زنده می بود، سیاست کشور ما کدام شکلی را بخود می داشت، گفت: تحلیل این مسئله خیلی مشکل است. چیزی را که میتوانم بگویم، اینست که  از چند چیز آمرصاحب قطعآ نمی گذشت، که آنها عبارت اند از: مسئله استقلال افغانستان، مسئله که افغانستان را به افغانستان می خواست، حضور نیروههای خارجی مورد تائید او نبود- حتی در بدترین مرحله مقاومت تنها طرفدار «حمایت معنوی»  بود، به این معنی که آنها اعلان کنند، که کی حق است و کی باطل، بالای پاکستان فشار سیاسی بیاورند تا از مداخله در امور افغانستان دست بردارد. اگر آمرصاحب زنده می بود، حالا ما شاهد تغییرات فاحشی در سیاست کشور می بودیم.

وی عملکردهای نیروهای خارجی را در افغانستان، بر اساس دیدگاه فرمانده مسعود نقد کرده، گفت: ما به یک استراتیژی درست ضرورت داریم که برای منافع ملی افغانستان و مردم باشد، نه به استقرار نیروی خارجی. بگذارند که مردم یک نظام مردمی را برای خود تشکیل دهند. آنها در افغانستان نه نهاد سازی می کنند، نه پارلمان را تقویه می کنند، نه احزاب سیاسی را، ... در اصل هیچ کاری را نمی کنند. نیروی خارجی نمیتواند که مشکل افغانستان را حل کنند.

اینکه چه نوع نظام سیاسی مورد پسند فرمانده مسعود در کشور بود، احمد ولی مسعود شرح داد: آمرصاحب از هیچ نوع نظام و مودل مشخصی  یاد نکرده، چون در افغانستان هیچ نظام موفق تجربه نشده بود. وی میخواست که افغانسان آزاد شود و بعدآ یک نظام سیاسی با مردم یکجا، که بر اساس وحدت ملی، عدالت اجتماعی، مسئله پارلمان و نماینده، ...  استوار باشد، تشکیل دهد. شهید مسعود خواهان نظامی بود که هم با خود و هم با جهان بیرون بتوان زیست.

ایشان در مورد ادعا شماری از مخالفین که فرمانده مسعود را منحصر به یک ولایت، ملیت و سمت میدانند، چنین گفت: آمرصاحب در این مورد گفته ی معروف دارد، میگفت که کسانیکه که مسئله قوم و سمت را مطرح می کنند، در آسیاب دشمن آب می اندازد. و به باور آمرصاحب، پیشفرض وحدت ملی، عدالت اجتماعی بود. از نظر شخصیتی، انسان وقتی که روح بزرگ داشته باشد، قادر است که مسائل را بزرگتر ببیند، فراتر از مرزها بی اندیشد. پس چنین ادعا در مورد شهید مسعود کاملا نادرست است.

رئیس بنیاد شهید مسعود در مورد عملکرد ها و دستاوردهای بنیاد مسعود مختصرآ چنین گفت: فعالیت های بنیاد در محدوده امکانات بنیاد صورت گرفته، و گفتنیست که بنیاد مسعود تنها تکیه بالای امکانات داخلی دارد. در حوضه فرهنگی، بنیاد فعالیت های گسترده ای را انجام داده است، که میتوان از چاپ 100 عنوان کتاب، ایجاد کتابخانه ها، راه اندازی کنفرانس ها، هفته نامه ها، ... یادآور شد. در سال آینده قرار است که پروژه بزرگترین کامپلکس (ساختمان) فرهنگی در سطح کشور در جوار مقبره آمر صاحب تکمیل گردد. در بخش صحی، بنیاد مسعود  7 کلینیک در جنوب کشور دارد، که سالانه 20000 مریض را رایگان تداوی می کند؛ در بعضی از ولایت دیگر کلینیک های سیار هم وجود دارد؛ همه ی کلینیک ها با کارمندان مجرب، وسایل مدرن و امروزی مجهز اند. در قسمت ساختمانی، امداد های هم صورت گرفته که میتوان از کمک در ساختن پل، بند برق، سرک،.. نامبرد. در بخش تعلیم تربیه، بنیاد مسعود دارای چندین مکاتب هست؛ بزرگترین مکتب بنیاد در ولایت تخار، که داری حدود 5000 محصل دختر و پسر با 60 معلمان مجرب است، قرار دارد. همچنان مکاتبی در ولایت کابل، مزار، و پراوان نیز بناء یافته اند. در ولایت پنچشیر یک مکتب مسلکی و میخانیکی ایجاد شده، که تا فرصت آموزش را برای آنانیکه امکانات دخول در دانشگاه را ندارند، فراهم شود. بدبختانه بنیاد مسعود در جهت تبلیغات و باز تاب کارکردهای گسترده ای خود تا هنوز سهل انگاری کرده است.

در فرجام، ايشان اوضاع سیاسی کشور را تحت بررسی و تحلیل قرار داده، گفت: افغانستان دچار مشکلاتی فراوان است؛ این مشکلات چندین لایه دارند. امکان ندارد که یک فرد به تمام مشکلات برسد. اما در کشور ما تنها یک تیم می خواهد که همه چیز را بدست داشته باشد، تا بتوانند بگویند که ما حکومت می کنیم، امکانات داریم. اصلا فرهنگ سیاسی در کشور وجود ندارد، یا بسیار ضعیف است. تاکید ما بر این بود که نسل جوان پیشتاز شود. بطور نمونه میتوان از "طرح صلح با طالبان" نامبرد. دولت کرزی می گوید که ما با طالبان مذاکره می کنیم. ما ضدیت با اصول صلح نداریم. مردم افغانستان جهاد کردند، مقاومت کردند، حالا طالبان با یک تعداد «انگشت شماری» در داخل از ضعف دولت استفاده کرده، در صدد امتیازگیری هستند. ما نمیتوانیم که ارزش های جهاد و مقاومت، و حتی دستاوردهای دهه اخیر را در راستای یک نظام دیموکراتیک، قربانی طالبان کنیم. باید پیش ازینکه با آنها معامله کنیم، بدانیم که چه چیز را ما «می گیریم» و چه چیزها را آنها از ما «می گیرند». دولت برای کسانیکه همواره مردم ما را می کشند، امکانات سیاسی، مالی، لوجستیکی مهیا می کند، بخاطر اینکه آنها با کرزی یک قوم، سمت، ملیت مشترک دارند. مردم باید هوشیار باشند که دولت کرزی افغانستان را داخل «یک فاجعه» می سازد. چرا دولت در مقابل فساد و مواد مخدر مبارزه جدی نمی کند؟  چرا در برقراری عدالت اجتماعی هیچ اقدامی صورت نمی گیرد؟ چرا با مخالفین سیاسی (اپوزیسیون) دولت مذاکره نمی شود؟ ما جنبش "تغییر و امید" را تاسیس کردیم تا بتوانیم که برای مردم ما یک امید خلق کنیم، و تغییر در قاعده بازی سیاسی کشور بیاوریم. کسانیکه سالیان متمادی دولت را نقد کرده بودند، شعار های عدالت اجتماعی، داشتن صدرعظم، انتخابی شدن والیان،.. را می دادند، در انتخابات از ما حمایت نکردند، رفتند بسوی مقام دولتی، کسب وزارت، امکانات و منافع شخصی خود. آنها همه حالا پشیمان هستند، و افغانستان هم در همان حالت بد خود قرار دارد. تنها یک نفر می خواهد حکومت کنند، دیگر ها باید تماشاچی باشند و بس. کرزی می خواهد که از طریق دکتاتوری حکومت کند. ببینید که حتی پادشاه های مقتدر افغانستان نتوانستند که افغانستان را از آن طریق کنترل کنند، چه رسد به فرد کرزی. وقت دکتاتوری گذشته است و این یک خواب و خیال است.

مصاحبه را هم می توانید بشنوید:

آخرین بروز رسانی مطلب در پنجشنبه ، 18 شهریور 1389 ، 11:10

مسعود، بزرگمردی که استاده جان داد

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

massoud_smile1

 

نه سال قبل درست در همین روز مردم افغانستان یکی از بهترین فرزندان مبارز و آزادی خواه خود را از دست داد. ترورزم بین المللی با برنامه های شوم و ضد انسانی خویش پلان شهادت این قهرمان ارجمند وطن ما را با سرنگونی آسمان خراشهای نیویارک، در یکروز وشاید هم بالای یکمیز طرح، و هر دو را موفقانه یکی پی دیگر عملی ساخت: احمد شاه مسعود پیشوای آزادی مردم افغانستان بشهادت رسید و آسمانخراشهای نیویارک سرنگون و بخاک برابر گشتند. در دنیا زنگ خطر بصدا در آمد و موجی از اضطراب و سراسیمگی کره ای خاکی مارا فرا گرفت. بی مناسبت نخواهد بود که با شهادت ابر مردی چون مسعود کره خاکی ما بلرزش آید.

پی آمد این وارخطائ و بیتابی جهانی و نبود پیشوای آزادی ما این شد که: بجای پاکستان که مرکز تربیه، تجهیز وصدور ترورزم است، افغانستان میدان جنگ بین ترورزم بین المللی به رهبری نامرئ استخبارات پاکستان و قوتهای بین ا لمللی به رهبری واضح ایالات متحده امریکا، قرار گرفت. و در نتیجه هزاران هموطن معصوم و درد دیده ما و صدها تن جوانان امریکائ و اروپائ چه با حمله واسکتهای انتحاری و چه بمهای جابجاشده در کنار سرک و چه بمباری مواضع لشکر جهل و ظلمت، توسط نیروهای هوای قوای بین ا لمللی، بخاک و خون کشیده شدند. شهادت عروسان و دامادانیکه حین برپایی جشن عروسی شان با جمعی از دوستان و نزدیکان شان توسط بمباردمان طیارات امریکا وهمچنان کشتاروحشتناک و بیرحمانه جوانان لغمانی ما که بخاطر بدست آوردن لقمه نانی عازم خارج کشور بودند، توسط اجیران استخبارات پاکستان، از جمله د لخراشترین آنها بحساب می آید. پی آمد دیگر آن همانا نهادینه شدن فساد و رشوه و نفاق و بی اعتمادی است که توسط گردانندگان مزدور، بیرحم، فاسد و بیکفایت چرخ قدرت و اداره دولتی بر مردم داغدیده ما تحمیل گردیده، که بخش عظیمی از اقشار مردم ما را مستاصل کرده است.

سوال بوجود خواهد آمد که چرا مسعود از میان هزاران شهید و مبارز این کشور جای خاص و پر درخششی را در آسمان کشور ما دارد؟ جواب آنر ادر نیت پاک و عمل نیک و عزت و «روح بزرگـ» این مرد اسطوره ای میتوان پیدا کرد. او بحیث رهبر اصلی و طبیعی مردم افغانستان و پاسداراصلی عزت و استقلال کشور در دشوار ترین لحظات تاریخ کشورما خود را به اثبات رساند. او با تشکیل جبهه ملی برای نجات افغانستان تمام نیروهای مجاهد و مبارز کشور را زیر یک پرچم یعنی بیرق استقلال و عزت افغانستان جمع نمود و خردمندانه رهبری کرد و در نتیجه نگذاشت که افغانستان «نوکر نوکر» و یا بعبارت دیگر به یکی از صوبه های پاکستان تبدیل شود. او در مقابل اظهارات اخطار آمیز قدرتهای خارجی که گویا به پیشروی های طالبان میدان دهد، با ایمان کامل و استواری بی مانند گفت: اگر به اندازه کلاهم خاکم بماند در آن استاد شده و برای استقلال و سربلندی کشورم میجنگم. این جواب دندان شکن، صریح وتاریخی اوالهام بخش تمام آنانی اند که خودرا وارث اصلی این سرزمین مید انند. افزون بر آن که او خود را منحیث رهبر طبیعی کشور ما افغانستان در عمل به اثبات رساند، از خصائل بی نظیر دیگری نیز برخوردار بود که دیگر شخصیتهای برجسته و رهبران کشور ما از آن طور کافی برخوردار نبودند؛ که در اینجا طور موجز ببکتعداد آن اشاره میکنم:

ریشه در مردم داشتن

او در میان مردم زیست داشت، مثل مردم خود غذا میخورد و مثل مردم خود استراحت داشت. او از مردم آموخت و بمردم آموختاند. او در یافت که مردم افغانستان خیلی پاکدل و صادق بوده و قابل اعتماد کامل اند. او از مردم بمنظور استفاده شخصی خویش هرگز استفاده نکرد، مثلیکه یکتعداد از رهبران مذهبی و سیاسی مردم اغواء نموده، از مردم جهت بر آورده شدن اهداف شوم نفسانی و گروهی شان استفاده ابزاری می کنند. بنابر خصلت مردم دوستی که در روح بزرگ او نضج یافته بود، او هرگز و هیچوقت اغازگر جنگهای داخلی نبوده و درمقابل جنگهای که منبع خارجی نداشته، هیچوقت عکس العمل قاطع نشان نداده، بلکه از هر وسیله ممکن استفاده بعمل آورده است تا جنگ و برادر کشی صورت نگیرد. اما زمانیکه ثابت گردیده است که دست اجنبی در پس این تنش و آشوب میباشد، در آن صورت بوده که بخاطر حفظ استقلال وطن و حفظ امنیت مردم مردانه استاد شده، جنگ حق بر باطل را پیشبرده و باغیان تحریک شده، از طرف اجانب را ضربت زده است. و این یکی از وظائف شرعی و قانونی او منحیث وزیر دفاع افغانستان نیز بوده است.

 وطندوستی

حب وطن در جوهر و ذ ات او عجین شده بود. و اینرا او نه در لفاظی و نه درشعار، بلکه در عمل به اثبات رساند. او از آغاز تا فرجام در افغانستان زیست و برای استقلال و عزت وطن مردانه و استوار رزمید. او خواهان احترام متقابل در مناسبات با کشور های خارجی بود و در پیرامون مسائل مربوط به افغانستان هیچگاهی گوش به اجانب نداده، بلکه حرف آخررا بر بنای منافع وطن باصراحت وسربلندی خودش زده است. از آنجائیکه منبع تمام مشکلات وطن ما، ریشه در خارج دارد. بنابرهمین خصلت او است که در پهلوی سایر خصال ممتاز او مردم افغانستان او را به مقام پیشوای خویش پذیرفته اند.

رشد صعودی شخصیت 

اینکه شخصیت او با گذشت زمان و کسب تجارب قوس صعودی را پیموده است، بینظیر بنظر میرسد. بسیاری از شخصیتهای وطن ما در جوانی دارای غرور واستواری خاصی بودند، ولی در آخر باکسب مسئولیت رهبری در مقابل تلاطم و زیروبم روزگارو فشارهای وارده از داخل و خارج تاب نیاوردند، یا گوش بفرمان اجانب شدند و یا در جال خود خواهی و یا امراض دیگر پیچیدند، که در فرجام شخصیت شان سیر نزولی پیدا کرد. اما درمورد مسعود بزرگ وضع چنین نبوده است. او ازهمرزمی با برادران اسلام آغازو بمرور زمان با اندوختن تجارب از زندگی وکار و پیکارعملی، برقراری حکومت مردم توسط مردم را یگانه راه علاج برای حل مشکلات کشور اعلان کرد. که برقراری حکومت مردم توسط خود مردم، خود قلهء شامخ آرزوهای تمام مبارزین جهان میباشد.

کرزما 

او صاحب کرزمای بی نذیر بود. ریشه این کرزما از «حب وطن» و «حب مردم» که در نیت پاک و عمل نیک او نضج یافته بود، نهفته میباشد. پیروان او او را منحیث پیشوای کمک شده از آسمان می پنداشتند و بدین باور دستورات او را منحیث دستور برحق مبتنی برمشیت الاهی دانسته و بی دریغ به مرحله اجرا قرار میدادند. بر بنای همین کرزمای او بود که او توانست در دشوارترین و حساسترین لحظات تاریخ کشور ما جبهه ملی برای نجات افغانستان را مشتمل از مجاهدین و رزمندگان تمام ملیتهای برادر کشورعزیز ما اعم از ازبک، پشتون، تاجک، هزاره و سائرملیتهای ساکن وطن، تشکیل دهد و داهیانه رهبری نماید. 

اعتماد به نفس

او بخود باور و ایمان قوی داشت که در راهی که میرود راه عزت افغانستان و راه آزاد زیستن و باعزت زیستن مردم افغانستان است، این راه حق است؛ و هیچ چیز او را از طی استوار و بیوقفه این راه پرافتخار اما پر از خم و پیچ و پستی وبلندیهای فراوان، بازمانده نمیتواند. بحق که اوچنین کرد، او دراین راه استوار و بی وقفه راه رفت و در این راه استاده جان داد و ماندگار شد. 

ترورزم جسد این بزرگمرد را از ما گرفت، اما اهداف و آرمان بزرگ او که عبارت از «حفظ و ارتقای عزت افغانستان» و «تامین سعادت مردم »آن است، برای هر یک از شهروندان صدیق این سرزمین جاودانه باقیمانده است.

پیروز و زنده باد آنانیکه در راه پیروزی اهداف والای مسعود (رح) قهرمان ملی کشور ما، فداکارانه میرزمند.

آخرین بروز رسانی مطلب در پنجشنبه ، 18 شهریور 1389 ، 10:44

راهبرد جدیدی برای افغانستان پیشکش میشود

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

AfghanistanMap_flag

 

چار شنبه هشتم سپتمبر در "بنیاد امریکای جدید" گروپی متشکل از شخصیتهای اکادمیک، رهبران موسسات بازرگانی و سیاستگذاران، به نام "گروه مطالعه ی افغانستان" گزارش خود را تحت عنوان "مسیر تازه ی پیشرفت: باز اندیشی راهبرد امریکا در افغانستان" رسماٌ منتشر میکنند.

آنها زیاد ترین قسمت سال گذشته را به امید آن باهم ملاقات کردند تا نقشه ی یک مسیر تازه ی پیشرفت را برای آنچه که به زودی طولانی ترین جنگ امریکا خوانده خواهد شد، بکشند. گزارش که تاریخ ترتیب آن شانزدهم اگست درج شده است، در دوازده صفحه ترتیب شده است که شامل است بر پیشگفتار، تشریح مختصر وضعیت کنونی افغانستان، تحلیلهایی از منافع امریکا، مخارج جنگ و اشتباهات در راهبرد موجود. و اما اساسی ترین بخش گزارش را طرح پنج ماده ای یی تشکیل میدهد که برای برونرفت از وضعیت موجود پیشنهاد میشود. در قسمت آخر فهرست و ترکیب چل و شش نفره ی اعضای "گروپ مطالعه ی افعانستان" درج شده است، اما فقط پیشتر از آن بخش جالبی گنجانیده شده است که مختص شده به پاسخ به پرسش های احتمالی ای که افسانه های تخیلی توصیف شده اند.

در بخش مربوط به منافع امریکا میخوانیم: "هدف اصلی (این کارزار نظامی) تامین امنیت و سرفرازی امریکاست. در زبان عملی معنای آن ممانعت و عقیم ساختن حمله ی مستقیم بر خاک امریکا و تامین طولانی مدت سلامت اقتصادی ایالات متحده است. یک اقتصاد سالم بنیاد قدرت ملی و متضمن توانمندی ما برای اعاده ی نظم جهانی و حفظ ارزشهای ماست." راپور همچنان ادامه پیدا میکند "امریکا براین اساس باید از دادن یک تعهد بی انتها به افغانستان اباء ورزد." از نظر این کارشناسان منافع ایالات متحده در افغانستان در دو نقطه ی حیاتی ستراتیژیک خلاصه میشود:

- محدود ساختن حملات موفقانه ی تروریستی علیه ایالات متحده. در زبان عملیاتی معنایش جلوگیری از تبدیل شدن افغانستان به پایگاه امن برای تروریستهاست تا توانایی القاعده برای تنظیم حملات علیه ایالات متحده مخدوش شود.

- جلوگیری از پخش کشمکش افغانستان و بزر تخم بی ثباتی در جاهای دیگر به ویژه آسیای میانه. چنین نابه سامانی سر انجام ثبات پاکستان و در نتیجه تاسیسات هستوی آنرا با خطر مواجه میسازد.

 و اما طرح پیشنهادی:

۱ - تاکید بر تقسیم قدرت و اصلاح سیاسی

ایالات متحده باید یک پروسه ی سیاسی ای را که بر محور غیر متمرکز ساختن قدرت در داخل افغانستان تنظیم شده باشد تسریع ببخشد و یک توازن شراکت قدرت در بین تمام طرفها را تشویق کند. بر اساس قانون اساسی موجود افغانستان رییس جمهور یک قدرت بی حساب در تعین مقامات محلی و صدها مقام دیگر دولتی دارد. برای یک شروع مناسب به پارلمان افعانستان باید صلاحیت تایید مقرریهای مهم داده شود، شورای بخشداریها (ولسوالیها) انتخابی شوند، صلاحیت های بودجوی غیر متمرکز شوند و نماینده گان انتخابی ولایات در تصامیم سطح ملی بودجه وی سهیم کرده شوند.

 ۲- محدود ساختن و سرانجام قطع عملیاتهای محاربوی در جنوب افغانستان و کم کردن حضور نظامی امریکا در این مناطق حضور امریکا باعث رادیکالیزه شدن بسیاری پشتونها شده که خود منجر به نفرگیری بیشتر به نفع طالبان شده است.

۳- تداوم تمرکز بالای القاعده و امنیت داخلی نیروهای ویژه، امکانات استخباراتی و دیگر مقدورات نظامی امریکا بر تلاش خود در نشانه گرفتن نطفه های شناخته شده ی القاعده در منطقه دوام دهند. این نیروها توانایی آنرا دارند که این گروه ها را حتا در حالت تغیر مکان مورد پیگیری قرار دهند. گروپ تحقیق باورمند است، مفید خواهد بود که وزنه ی بیشتر انداخته شود تا از پارچه شدن گروه های افراطی بهره ی مناسبی گرفته شود، مأمولی که در صورت کاهش حضور نظامی امریکا میسر شده میتواند.

 ۴- تشویق توسعه ی اقتصادی از آنجاییکه کشور های نیازمند وفقیر به ماشین تولید تروریزم، مواد مخدر، ترافیک انسانی و انواع دیگر فعالیتهای غیر قانونی مبدل شده میتوانند، لذا باید تلاشهای اصلاح و آشتی با تلاشهای بین المللی برای توسعه اقتصادی هماهنگ ساخته شوند، مانند:

- رجحان دادن افغانستان برای توسعه ی تجارت باایالات متحده ی امریکا، اروپا، چاپان و غیره

- تشوبق کمپنی های بین المللی برای سرمایه گذاری در ساختارهای اقتصادی محلی و ملی افغانستان

- فراهم سازی سوبسیدی ها، قرضه ها، و همکاری های تخنیکی برای زارعین محلی (مخالف کوکنار)، شرکت های ساختمانی و صنعتگران.

- تشویق و واگذاری (زون های ویژه ی بازسازی) برای کمپنی های داخلی و خارجی جهت تولید اقلام صادراتی. این زونها میتواند تدابیر اختصاصی مالیاتی، دسترسی به سطح بالای امنیتی و امکانات زیربنایی را عرضه کنند.

- حمایه بنیاد های اقتصادی زنان

- جستجوی راه های قانونمند کردن تولیدات خشخاش

 ۵- جذب سهامداران ملی و بین المللی یک تلاش همه جانبه ی دیپلوماتیک و بین المللی برای تضمین بیطرفی افعانستان و رشد و تحکیم ثبات محلی صورت گیرد. باوجود تفاوتهای بینهایت اساسی میان دولت های همسایه مانند هند، پاکستان، چین، ایران و سعودی؛ همه ی آنها در یک منفعت با هم سهیم اند و آن عبارت است از جلوگیری سقوط افغانستان به دامان یکی از این قدرتهای منطقه ای و ناکامی متداوم سیستم دولتی در افغانستان که منجر به صدور بی ثباتی به دیگران میشود.

 در بخش نتیجه گیری گزارش آمده است که ایالات متحده نباید افغانستان را رها کند ولی از راهکار موجود خود باید صرفنظر کند. وادار کردن به صلح توسط قوه کارایی ندارد. یک حضور بلند مدت و پرخرج ممکن است منافع امنیتی امریکا را در خطر بیندازد برجای اینکه تامین کند. گروه تحقیق به این نظر است که امریکا باید اهداف نسبتاً کمی را که موازی با منافع اصلی امریکا باشد و هم امکان پیشرفت در آن موجود باشد دنبال کند.

 

 


 

_____________ 

منابع :

The Afghanistan Study Group .۱

www.afghanistanstudygroup.com

http://www.thewashingtonnote.com  .۲

Afghanistan Study Group- Director -Matthew P. Hoh .۳


آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 17 شهریور 1389 ، 12:30

مارشال فهيم: دشمنان افغانستان توان جنگهاي جبهه يي را از دست داده اند

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

nadiafazel_marshal

 

مارشال قسيم فهيم معاون اول رياست جمهوري افغانستان درجمهوري فدرالي آلمان است. با توجه به اوضاع جاري افغانستان وانتخابات پارلماني که قريب دوهفته بيشتر بدان نمانده است، ناديه فضل خبرنگار راديو دويچه وله گفت وشنود تلفوني اي با ايشان داشته است:

 دويچه وله:محترم مارشال فهيم معاون اول رياست جمهوري افغانستان. باتوجه به وضع نا امن افغانستان وگسترش نا امنيها،  دوهفته بيشتربه انتخابات پارلماني افغانستان نمانده است. آقاي داکترعبدالله عبدالله ازجناح مخالف حکومت درمورد شفافيت انتخابات ابرازنگراني کرده است. آقاي کرزي رئيس جمهور افغانستان ازاتخاذ تدابيرويژه اي براي برگزاري انتخابات سخن به ميان آورده است. شما چه فکرمي کنيد، دولت چقدرقادراست چنين تدابيري را عملي بسازد؟

 مارشال فيهم: به تناسب گذشته ها وضعيت امنيتي ، در مجموع در افغانستان خوب است. نيرو هاي امنيتي افغاستان، نيروهاي دفاعي افغانستان، در همراهي با آيساف در وضع بهتري قرار دارند.دشمنان افغانستان تا هنوز توان جنگهاي جبهه يي کلان را از دست داده اند؛ فقط به ماين گذاري ، ترور، انتحار و چنين مسايلي دست ميزنند.طبعيست که هنوز دشمن وجود دارد واحتمال چنين رويداد ها  در چنين وضعي ممکن است.اما در خصوص تدابير براي انتخابات پارلماني، همانگونه که آقاي کرزي گفته اند، منهم تأکيد دارم و هم مطمئن هستم که برنامه ويژه اي را که در نظر است، يقين دارم که انتخابات پارلماني به بسيار خوبي انشاءالله انجام ميابد و مشکلات بسيار کلاني سر راه نخواهد بود.

 دويچه وله: شما پيشتر اشارت کرديد که وضعيت درافغانستان تاحدي رضايت بخش است. اما تقريباً هيچ روزي نيست که درافغانستان خبرانفجار وانتحاري نباشد. درچنين وضعيتي نيروهاي مسلح بين المللي ضرب الاجلي را براي آغاز خارج ساختن نيروهاي شان ازافغانستان تعيين کرده اند. ايالات متحده امريکا سال 2011 را براي اين منظور تعيين کرده است. به نظرشما نيروهاي ارتش وپليس افغانستان تاچه حدي اين امکان را دارند که تا يک سال ديگر درتامين ثبات افغانستان کارآ باشند؟

 مارشال فيهم :در ارتباط با توانمندي و ظرفيت نيروهاي دفاعي و امنيتي افغانستان ، نيروهاي امنيتي افغانستان اين تصميم را دارند.به هر حال افغانستان کشور مردم افغانستان است و مردم افغانستان خود ايشان بايد قادر شوند که امنيت خودرا خود تامين کنند.مسووليت نيروهاي بين المللي اين است که در قسمت تجهيز، تعليم، و تربيه نيروهاي امنيتي افغانستان نقش فعال خودرا بازي کنند.

به هر پيمانه که اين نيروها در تجهيز و تربيه نيروهاي افغانستان بهتر کار بکنند، به همان پيمانه اين ظرفيت وجود دارد که نيروهاي امنيتي افغانستان آمادگي خودرا بگيرند.

 دويچه وله: با وجود نگراني هايي در آستانه انتخابات پارلماني افغانستان ،  همچنان در نظر است  جرگه صلح براي آشتي با طالبان برگزار شود. اين درحالي است که  بخش هاي بزرگ مردم  مخالف برگشت دوباره رژيم طالبي هستند. به نظر شما آيا  امکان آن  وجود دارد که همين جرگه صلح نتيجه لازم را  در پي داشته باشد؟

 مارشال فيهم:شما ميدانيد که هر دولت و هر رياست دولت در تأمين امنيت و آوردن صلح در کشورش ، مسووليت دارد.بناءًَ بايد از راه و طرق مختلف تلاش کند که در وطن خود صلح را بياورد.تشکيل جرگه صلح در افغانستان ،  خود نشان دهنده اين بود که مردم افغانستان صلح ميخواهند، شانزده صد نفر با يک صدا جمع شدند وهمه از اکناف و اقشار مختلف وطبقات مختلف ، همه با يک صدا خواهان صلح بودند. در نيتجه در آنجا فيصله شد که براي تداوم جريان صلح در افغانستان شوراي عالي صلح تشکيل شود.

دولت افغانستان خودرا مکلف ميداند که اين شوراي عالي را تشکيل بکند، از اين شورا حمايت بکند و اين وشورا پروسه صلح را به پيش ببرد. مکلفيت اين شورا نيست که بايد طالب ها مجبور شوند و صلح کنند؛ ولي مکلفيت اينرا دارند که به حيثت يک ارگان مهم دولتي ، در قسمت زمينه سازي براي صلح و آرامش تلاش و سعي خودرا بکنند.

 دويچه وله : آقاي معاون رئيس جمهور، ازشرکت شما دراين گفت وشنود متشکريم.

 مارشال فهيم: ازشما هم تشکرمي کنم.

آخرین بروز رسانی مطلب در سه شنبه ، 16 شهریور 1389 ، 23:39

آرمان مسعود و بازرگانان دین و سیاست

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

armane_massoud

 

شعار زیر در سنبله 1383 (سپتمبر 2004) ، که در سایت فارسی بی بی سی انتشار یافت ، در سومین سالگرد شهادت احمد شاه مسعود در وادی پنجشیر زادگاه او و نخستین پایگاه جهاد و مقاومت دوران مبارزه و مجاهدت موصوف نگاشته شده بود. در وادی پنجشیر که صد ها تن از جوانان و حتی پیر مردان آن به فرماندهی مسعود داو طلبانه جان دادند. در این وادی و خارج از آن که صدها تن از خانواده ها، فرزندان خود را تحت فرمان او علی رغم احساس خطرمرگ به قربانگاه فرستادند. اما سه سال پس از نبود احمدشاه مسعود شاید از سوی یکی یا جمعی از آن مجاهدان دوران جهاد و مقاومت در زادگاه او نگاشته می شود:

مسعود شهید!

سودا گران آرمانت سیاه روی باد!

آنچی که از خواندن این شعار به ذهن می رسد این پرسش است که آرمان مسعود چه بود ؟ و سودا گران آرمان او کیها اند ؟ پاسخ به این پرسش ها را چگونه میتوان یافت؟

massoud_thinkingهر چند هفته ی گذشته در آستانه ی نهمین سالگرد شهادت احمد شاه مسعود بر سر مزار او رفتم و به وادی پنجشیر سر زدم در مسیر راه چشمم به این شعار نخورد. آما پس از 9 سال شهادت مسعود، آیا هنوز چنین شعاری را در زادگاه آن راد مرد آزادی و پایداری مطرح می کنند؟ اگر در سومین سالروز شهادت احمد شاه مسعود فردی یا جمعی از مجاهدان و یاران او آرمان مسعود را تحقق نایافته دیدند و برای سوداگران آرمان او رو سیاهی طلب کردند ، آیا در نهمین سالروز شهادت وی آرمان او تحقق یافته است؟

صالح محمد ریگستانی از همسنگران احمد شاه مسعود در کتاب "مسعود و آزادی " می نویسد که:

«مسعود سی سال عمر خود را وقف این چهار آرمان کرد:

اسلام،

افغانستان،

مردم،

و آزادی!»

هر چند تذکر این چهار آرمان به عنوان آرمان سی سال مبارزه ی احمد شاه مسعود کلی گویی است و هر کسی می تواند آن را توجیه و تفسیر مختلف و متفاوت کند ، اما اگر از اسلام به عنوان آرمان مسعود ، تحقق ارزش های اسلامی چون : عدالت اجتماعی، تقوی سیاسی، امتناع و اجتناب از نواهی و پایبندی به اوامر دینی باشد، آنرا به خصوص در میان شماری از یاران و همسنگران وارث جهاد و مقاومت او کمتر میتوان مشاهده کرد . از همین جهت است که سه سال پس از شهادت وی در زادگاه و مرکز جهاد و مقاومتش به سودا گران آرمان او نفرین روسیاهی می شود.

اگر احمد شاه مسعود سی سال عمر خود را برای افغانستان مستقل و آزاد صرف کرد که مردمش در این کشور آزاد و آرام   باشند ، در امن و رفاه به سر برند و در سایه ی یک نظام عادلانه و سالم سیاسی زیست نمایند ، هنوز 9 سال پس از شهادت او افغانستان و مردمش از این آرمان فاصله دارند.

سی سال مبارزه و پایداری احمد شاه مسعود توام با سختی ها و دشواری های طاقت فرسا بود؛ برغم آنکه او در این مبارزه ی طولانی و دشوار اشتباهات زیادی داشت.

سختی های احمد شاه مسعود در دوران مقاومت علیه طالبان و القاعده بیشتر از سالهای دیگر بود . امروز در افغانستان یش از چهل کشور دنیا نیروی نظامی دارند و در حمایت از دولت افغانستان به رهبری حامد کرزی علیه همان نیروهای می جنگند که 9 سال قبل احمد شاه مسعود به تنهایی می جنگید. مسعود در آن سالها تن به تمام سختی های مبارزه داد تا روزی دنیا حقانیت او را درک کنند و بپذیرند. او امید وار بود تا در چنین فرصت و روزگاری به آنچی دست یابد که آرمانش را می ساخت . اما وقتی آن فرصت رسید دیگر مسعود زنده نبود . و در نبود او وارثان و مدعیان راه و مقاومتش به آرمان وی پشت کردند.

احمد شاه مسعود در سالهای مقاومت علیه طالبان تلاش کرد تا جبهه ی مقاومت را در عرصه ی داخلی و خارجی گسترش دهد و به نحوی اشتباهات دوران حکومت مجاهدین را در کابل که گرفتار خصومت و درگیری های تنظیمی و قومی شده بود ، جبران کند . او در این امر با موفقیت گام برداشت . رهبران و فرماندهان مختلف قومی و حزبی از محمد کریم خلیلی و حاجی محمد محقق هزاره تا عبد الرشید دوستم و جنرال ملک ازبک، عبد رب الرسول سیاف ، حاجی عبد القدیر، عارف نورزایی و حتی حامد کرزی پشتون را جمع کرد تا علیه طالبان – القاعده و تجاوز پاکستان جبهه ی مقاومت را افغانستان شمول بسازد . اما پس از شهادت او که اوضاع دگر گون شد و حکومت در کابل از طالبان به جبهه ی مقاومت انتقال یافت، وارثان جهاد و مقاومت او با انحصار و تصاحب کوتاه مدت چند وزارت خانه تلاش های وی را نقش بر آب کردند.

آنچی را که وارثان و مدعیان جهاد و مقاومت احمد شاه مسعود گام به گام در سالهای پس از سقوط طالبان و در درون حکومت کرزی انجام دادند تلخ تر و بد تر از نحستین اشتباه آنها در جهت تحقق آرمان مسعود بود . بد ترین و تلخ ترین خبط سیاسی آنها در زمان شکل گیری قانون اساسی جدید بود که تهداب نظام سیاسی افغانستان پس از سه دهه جنگ با حضور و حمایت وسیع جهان گذاشته شد . بسیاری از آنها در این زمان و سالهای پسین و تا اکنون   هر کدام به تنهایی با تشتت و تفرق و از راه معامله و مجامله  در صدد کسب منافع خود بر آمدند و از نام و خون احمد شاه مسعود در دسترسی به این منافع استفاده کردند . این منافع تنها به کسب ثروت افزون تر و کرسی   دولتی برای خود شان و بیشتر از آن برای نزدیک ترین اعضای خانواده و اقارب نزدیک شان محدود می شد.

اکنون در پیامد این وضعییت و 9 سال پس از شهادت احمد شاه مسعود در حالی که   آرمان او در جهاد و مقاومت تحقق نیافت و زحمات او در جهت شکل گیری جبهه ی مقاومت برای آزادی و عدالت اجتماعی در افغانستان متلاشی گردید، طالبان و القاعده دو باره در پشت خانه ها و سنگر های مقاومت مسعود  برای یک قتل عام وحشتناک اتراق کرده اند.

 


آخرین بروز رسانی مطلب در سه شنبه ، 16 شهریور 1389 ، 10:51

احمد شاه مسعود، فداکارترین چهرۀ جهاد و مقاومت

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

massoud_thinking1

 

ارزش‌گذاري نسبت به سمبل‌هاي جهاد، مقاومت و فداكاري، نشانه  بارز خودآگاهي ملي و ديني مردم مان  و آمادگي آنان در تداوم راه درخشان بسوي قله‌ هاي بلند  افتخار است.

شهادت نوعی از مرگ نیست بلكه صفتی از «حیات معقول» است. زیرا حیات معمولی كه متاسفانه اكثریت انسانها را اداره می كند، همواره خود و ادامه بی پایان خود را می خواهد، لیكن در حیات معقول ، فرد آن زندگی پاك از آلودگی ها كه خود را در یك مجموعه بزرگی به نام جهان هستی در مسیر تكاملی می بیند كه پایانش منطقه جاذبه الهی است. لذا شهید همواره زنده است و حیات و ممات او همواره صفتی است برای حیات طیبه و به مصداق آیه شریفه قرآن كه می فرماید: "و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاءُ عند ربهم یرزقون." (169 آ ل عمران)

ترجمه:و گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شده اند، مردگانی هستند، بلكه آنان زنده و در بارگاه پروردگارشان بهره مندند.شهید همواره زنده است و مرگ او در واقع انتقال از حیات جاری در سطح طبیعت به حیات پشت پرده آن می باشد. تأثیرات بعد معنوی آمر صاحب شهید بالای همه ابعاد زندگی ایشان خیلی برجسته و نمایان بود که آن را می توان در 5 مورد، اجتماعی،  اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی،  مختصرا بیان نمائیم:

1-  بالای بعد اجتماعی: شهید احمد شاه مسعود همیشه سخنانش را با حمد و ستایش  بر خداوند ( ج ) و فرستادن درود و صلوات  بر پیغمبر  گرامی اسلام  آغاز می نمود.

آیت های قرآنی را برای عدالت اجتماعی، محبت و عاطفه، جهاد و مقاومت و دفاع از ارزش ها ، در صفوف مردم  قرائت نموده و به ترجمه و تفسیر واقعی آن می پرداخت .

او تنها یکبار در زمان جهاد ، نظر به عوامل مختلف، سفر رسمی به پاکستان نمود که درین سفر با سیاست مداران داخلی و خارجی ملاقات نمود ، با دعوت  مهاجرین افغانستانی مقیم آن کشور، در گردهمائی های مختلف اشتراک ورزیده  و پیرامون مسائل مختلف، اذهان همه را روشن ساخت.

سیاست مداران پاکستانی، زیاد تلاش نموده بودند تا چهرهء احمد شاه مسعود را یک متعصب و  منحصر به یک قومی خاص نشان دهند و مردم قبائل در دو طرف خط دیورند  را انگیزه دهند تا در برابر او همه باهم، صف آرای نموده و از اوامرش اطاعت نکنند.

او چون ازین خیانت های سیاست مداران مکار پاکستانی آگاه بود تصمیم گرفت تا خودش به قبائل رفته و خیانت ها  ، تهمت ها و بهتان های آنان را برای مردم قبائل نمایان سازد.

او صحبت هایش را با آیات قرآن کریم استدلال می کرد و همه را به وجد آورده بود و همه ء مردم سخنانش را با نعره های تکبیر همراهی می کردند.

از جمله آیات قرآنی که به آن استدلال نمود:

بسم الله الرحمن الرحیم

حجرات : يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ    ﴿ 13 ﴾     جزء 26

ترجمه:

اى مردم ، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم ، و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید .در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست .بى تردید، خداوند داناى آگاه است.

حجرات : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ    ﴿ 10 ﴾     جزء 26

ترجمه:

در حقیقت مومنان با هم برادرند، پس میان برادرانتان  سازش دهید و از خدا پروا بدارید، امید که مورد رحمت قرار گیرید.

سوره حجرات آيه  9

( وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ )

ترجمه :

و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند ، ميانشان آشتی ، افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد ، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر بازگشت ، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که خدا عادلان را دوست دارد .

بعد از اشغال کابل توسط بیگانگان  و عقب نشینی  نیرو های دولت اسلامی افغانستان به ریاست  جلالتمآب پروفیسور برهان الدین ربانی به شمال کشور ، افغانستان عملا  وارد مرحله خطرناک تری در مسیری تاریخ پر  از طلاطم خود شده و تلا ش  های شبانه روزی در جهت  خارج ساختن بیگانگان از مناطق اشغال شده صورت گرفت که مقاومت بی نظیر مردم مان  در آن برههء از تاریخ ، همیشه قابل ستایش و تمجید  است.

احمد شاه مسعود  و پروفیسور برهان الدین ربانی این را درک کرده بودند که باید صفوف مقاومت از وجود عناصر مغرض ، بی کفایت و سارق که تعداد شان اندک بود تصفیه شود تا مقاومت، ملی شود و مردم با اطمئنان کامل به پیروزی در صفوف مقاومت ، مبارزه نمایند.

قهرمان ملی مان در جمع مردم در سمت شمال سخنرانی نموده و با استدلال به آیت قرآن کریم مردم را برای تغیر وضع حاکم بر کشور تشویق نموده   و پیروزی این حرکت مردمی را بشارت داد.

او این آیت را با ترجمه و تفسیرش بیان نمود:

بسم الله الرحمن الرحیم

(ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم) (الرعد/11)

ترجمه:

بی تردید ، خداوند عوض نمي كند اوضاع و احوال مردمي را، تا آنكه آن مردم  خودشان به دست خویش اوضاع خویش را تغيير ندهند .

اين آيه اعم است ، هم شامل اين است كه قومي از نعمت و عزت به نقمت و ذلت برسند يا برعكس از نقمت و ذلت به نعمت و عزت برسند .

2- بالای بعد اقتصادی:

احمد شاه مسعود می فرماید:

"ما برای آزادی می رزمیم زیرا زیستن در زیر چتر بردگی پست ترین نوع زنده گی است.
برای حیات مادی همه چیز را میتوان داشت آب، نان و مسکن. ولی اگر آزادی ما برباد رفت اگر غرور ملی ما درهم شکسته شد واگر استقلال ما نابود گشت در آن صورت این زنده گی برما کوچکترین لذت نخواهد داشت"

- احمد شاه مسعود در اوج قدرت، بسیار زندگی معمولی و ساده  را اختیار کرده بود تا مبادا از همسنگرانش و مردم عادی افغانستان فرق پیدا کند و باعث  عدم خوشنودی پروردگار و فاصله مردم از او  گردد ، زهد اقتصادی او را از همه متمایز ساخت.

3- بالای بعد سیاسی:

او که اندک ترین میلی به مقام های تشریفاتی نداشت و  زمانیکه از طرف گلبدین  وعده داده شد که اگر احمد شاه مسعود از وزارت دفاع کنار رود او  از جنگ  و پرتاب  کور کورانهء راکت ها به  کابل دست می کشد و در دولت سهم می گیرد. ولی همه دیدند که احمد شاه مسعود به امید همین وعده ها از وزارت دفاع کناره گیری کرد ولی گلب الدین عهد و پیمان خود را شکست و به پرتاب راکت های کور عجولانه ادامه داد.

- او به شدت از دروغ نفرت داشت و بهتان بستن بر دیگران و تهمت زدن را حتی بر مخالفین سیاسی اش عار می دانست و در گفتن حقائق آنچنان شجاع و دلیر بود که از هیج قدرت نمی هراسید.

4- بالای بعد نظامی:

پیغمبر گرامی اسلام می فرمایند:

{لاتتمنوا لقاء العدو فإذا ابتليتم فاثبتوا}

"به تمناي رويا رويي با دشمن نباشيد، اما چون درگير شديد ثبات و استقامت نماييد".

زمانیکه اکثریت در حال فرار بودند و افغانستان در آستانه سقوط قرار گرفته بود و تمام امید ها و در ها بر روی  مبارزین راه آزادی بسته شده بودند  و از هرطرف ظلم ، ستم، جبر، تهدید، جهل ، تاریکی سایه افگنده  ومردم را به لرزه آورده بود و تا حدی که امید های همه نسبت به آینده کشوراز بین رفته بودند ،  دقیقا اینجاست که باز صدای بلند و پر اهتزاز و اطمینان بخشی احمد شاه مسعود ، از میان کوه ها و سخره های شامخ  و سربه فلک کشیده ، دشمنان را به لرزه می اندازد و این باور را دوباره در روان  مردم مظلوم مان ایجاد می کند که ما زنده هستیم و بخاطر استقلال و آزادی ، عدالت اجتماعی  هدفمندانه مبارزه می کنیم و هیچگاه درین راهی  بر حق ، خستگی احساس نمی کنیم و دشمنان مان راهشان باطل است و حق همیشه بر باطل پیروز است.

شهید احمد شاه مسعود در جمع مردم  و بخاطر بسیج ساختن دو باره آنان این آیت کلام الله مجید را قرائت ، ترجمه و تفسیر نمود.

بسم الله الرحمن الرحیم

( و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين ) ( آل عمران : 139 )

ترجمه:

سست نشويد و غمگين نگرديد كه شما برترين هستيد اگر مؤمن باشيد .

او توانست با ایجاد انگیزهء دوباره برای مردم،  توده های ملیونی را در برابر دشمنان وطن هماهنگ نماید که در میان این توده ها از همه اقوام و اقشار مردم افغانستان به مشاهده می رسیدند.

از جمله موفق بودن وی در عرصه نظامی را فشرده می توان در این نقاط جمع بندی نمود:

-  نهراسیدن و قرار داشتن در خطوط اول جبهه نبرد.

- داشتن محبت عطوفت و مهربانی بر همسنگرانش

- داشتن  استراتیژی درست و از قبل سنجیده شده در مقابل دشمنان

- بر خورد همراه با مروت و مدارا در مقابل اسیران جنگی داخلی و خارجی که باعث شد بسیار از اسیران رها شده دوباره حاظر بر جنگ در مقابلش نشوند.

5- بالای بعد فرهنگی:

پیغمبر گرامی اسلام می فرماید:

( طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه)

ترجمه:آموختن علم و دانش بالای هر مرد و زن مسلمان فرض است.

به شکل بسیار فشرده می توان از تلاش های آمر صاحب شهید درین راستا یاد آور شد.

- توجه وی به ساختن مکاتب و مدارس برای ذکور و اناث ، در نقاط تحت فرماندهی اش، درست در زمانیکه در دیگر نقاط افغانستان طالبان در های مکاتب و دانشگاه ها  را بر روی دختران بسته بودند.

- توجه وی به زیر ساخت های عام المنفعه  و تاکید وی برای براه انداختن و داشتن  جرائد و نشرات درست.

- مطالعهء متواصل و اشتیاق وی به فرهنگیان، ادباء  و شاعران از جمله حافظ شیرازی.

در آخر باید تذکر دهم که پیروی از مکتب شهید احمد شاه مسعود ، قهرمان ملی افغانستان  یگانه راهی است که می تواند کشور را به استقلال و آزادی، صلح و ثبات دائمی، برادری و اخوت  حقیقی هدایت کند.

 


آخرین بروز رسانی مطلب در سه شنبه ، 16 شهریور 1389 ، 23:38

صفحه 1 از 159