Joomla!

Wednesday, Sep 08th

Last update:11:43:14 PM GMT

تجزیه‌ی افغانستان آسیب پذیری سامانه‌ی امنيتی کشورهای منطقه

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
afghanistan_map2

 

چند سال پیش یک نهاد امریکایی در يك اثر تحقیقی، برآیند پیش بینی خود را به کاخ سفید اعلام کرده و خطوط قرمزی را فراروی سیاستگذاری ایالات متحده ی امریکا و سیاست خارجی این کشور در سطح بین المللی روشن ساخت. در برآیند این پیش بینی آمده بود که دولت پاکستان با توجه به مشکلات داخلی و از همه مهمتر اینکه در اثر شدت و تداوم مشکلات اقتصادی، تجزیه می گردد. جالب توجه اینکه در این پیش بینی يادآوري شده بود که پاکستان به جای اینکه تجزیه شده و به دولت های کوچک تقسیم گردد، بخشي از آن را ایران و بخشي دیگر را هند تصاحب کرده و در گستره ی دولتدارای و حاکمیت ملی شان می افزایند.

همزمان با این پیش بینی ها امریکا نسبت به آینده ی خود برآشفته شده و خود را ناگزیر به عمل پیشگیرانه می دید، که با حمله ی تروریستی به مرکز بازرگانی جهانی در نیويورک این زمینه فراهم گردید كه در صورت لزوم از فروپاشی پاکستان و الحاق اجزاي آن به هند و ایران جلوگیری کند. این پیش بینی ها، نخستین پیش بینی در سیاست خارجی امریکا نبود، نخبگان و مغزهای پخته ی کاخ سفید، چه فردی مانند هانتینگتون، فوکویاما، برژنیسکی، هانری کسینجر و موسسات تحقیقاتی امور بین المللیی چون مرکز مطالعاتی راند، ایالات متحده را با مشکلات احتمالی بین المللی در آینده رو به رو می دیدند.

این مراکز و این افراد و عقل های پخته ی کاخ سفید، پیش بینی هایي را کرده بودند که گویا روسیه ی امروزی به 12 دولت کوچک دیگر تقسیم می شود، و پاکستان از هم می پاشد؛ بنابرین ایالات متحده باید تا آن زمان دست به اقداماتي مي زد که به طور حسابی منافع امریکا در سایر نقاط جهان از جمله خاورمیانه تأمین مي شد. همین بود که سیاستگذاران امور بین المللی امریکا، طرح خاورمیانه ی بزرگ را با ویژگی های از قبل تعیین شده، برای این کشور پیشکش کردند. این اقدامات امریکا در چندین سطح قابل اجرا بود: نخست اینکه در خاورمیانه یک زمینه و یا یک بهانه يی باشد که امریکا به بخشي از این منطقه ی بزرگ دسترسی پیدا کند؛ دوم اینکه پس از اقدام نظامی باید روند تقویت مردم سالاری در این کشورها با همکاری دولت های همکار با ایالات متحده، آغاز گردد؛ سوم اینکه دولت های بزرگ به چندين دولت کوچک تجزیه شده و نظام های جدیدی به وجود آید که با سیمای غیر از گذشته ی خود باشند.

در این طرح، به وجود آمدن دولت های کوچک از دامان دولت های بزرگ و نظام های شاهی، می توانست مدیون تلاش های ایالات متحده باشد؛ بناً از گستره و قلمرو و قدرت برخی کشورها کاسته شده و به گستره و حاکمیت دولت های کوچک افزوده می شود. به احتمال زیاد در این طرح، هیچ دولتی نابود نمی شود، مگر اینکه کوچک و کم قدرت تر از گذشته گردد.

از همان نخستین روزهای رسانه ای شدن این طرح کلان ایالات متحده در قبال خاورمیانه ی بزرگ، نخستین دولت اسلامیی که علیه این طرح دست به مخالفت زد، دولت ایران بود؛ دولت ایران با عملی شدن این طرح، امنیت خود را از دست رفته می دید و از سوی دیگر، ایران به چندین کشور دیگر تجزیه می گرديد؛ و اگر به چندین کشور هم تجزیه نمی شد، با تجزیه ی کشورهای همسایه ی آن، تهدیدات امنیتی متوجه ایران نيز می شد.

با این حال، هیچ یک از آرزوهای امریکا در رابطه با عملی شدن طرح خاورمیانه ی بزرگ عملی نگردید، و به آن دستاوردهای مورد نظر خود در افغانستان و عراق نرسید؛ بنابرین به همین دلیل است که می خواهد طرح تجزیه ی افغانستان عملی گردد؛ اما چنانکه در چند مورد ایالات متحده برای پیاده کردن برنامه های خود نتوانست بدون توافق کشورهای همسایه ي افغانستان عمل کند، بحث تجزیه ی افغانستان نیز بستگی به خواست ها و منافع ملی کشورهای منطقه و همسایه ي این کشوردارد.

تجزیه ی افغانستان از چندین منظور برای کشورهای همسایه ی افغانستان، آسیب رسان است: از لحاظ جغرافیایی، فرهنگی و امنیتی. همسایه های افغانستان مانند ایران که با افغانستان فرهنگ و زبان و تاریخ مشترک دارد، با به وجود آمدن یک دولت قومی در همسایگی آن، داری یک مرز شکننده خواهد شد و هر نوع خطر برای ایران از جانب افغانستان به دور از احتمال نخواهد بود. پاکستان نیز از تجزیه ی افغانستان نمی تواند سود زيادي ببرد؛ اولا پاکستان با وجود داشتن اختلافات مرزی با افغانستان، همواره به دنبال عمق استراتژیکی خود در خاک افغانستان است، و در صورتی که در این منطقه دولت جدیدی به وجود آید،

زمینه برای شکل گیری دولت قومی در دو طرف خط دیورند بیشتر می گردد؛ بنا بر آن، پشتون های پاکستان با پشتون های افغانستان یک دولت نيرومند را می سازند؛ در آن صورت، دیگر برای پاکستان مشکل است که آشکارا عمق استراتژیک خود را در افغانستان و یا در دولت تازه تأسیس حفظ کند. سوم اینکه در صورتی که افغانستان به دو بخش جنوبی و شمالی تقسیم گردد، آنگاه قلمرو روسیه از لحاظ امنیتی به افغانستان شمالی نزدیک تر می گردد؛ این نزدیکی روسیه به جغرافیای افغانستان، بیشتر به سود هند تمام می گردد تا پاکستان. در مجموع، به این نتیجه می رسیم که تجزیه ی افغانستان اگر برنامه ی ایالات متحده ی امریکا باشد، در صورتي عملی می گردد که کشورهای همسایه ی افغانستان آن را به نفع خود ببینند؛ در غیر آن، همانند برنامه های ديگر نا تمام خواهد ماند.

نظرات (10)

...
سلام
بنده در تجزیه افغانستان بسیار زیاد خوشحال میشوم،
تا بتوانیم به در آرامش صلح و صفا ذندگی نمایم ، همه کشور ها از تکنولوژی حرف میزند ولی افغانستان فاشیزم هنوز هم در فکر قدرت سمبولیک است ،

از کابل جان
احمد , ژوئیه 29, 2010
...
دوست عزیزم احمد جان!
شکی نیست که کشور عزیز ما افغانستان طی سه دهۀ اخیر با یک جنگ کاملاً تحمیل شده دست و پنجه نرم میکند. ما و شما باید بخاطر اداء دین مادر وطن دست به کار شویم تا هرچه زودتر وطن عزیز خویش را از دسایس بیگانگان نجات داده و به سوی تعالی و ترقی سوق دهیم.
نمیدانم که شما آگاهانه یا ناآگاهانه چنین مینویسید. هیچ کشوری با تجزیه پیشرفت ننموده است. ماو شما مثالهای زیادی را در طول تاریخ پیش رو داریم که کشورهای زیادی از جنگهای طولانی داخلی مؤفق بدر شده اند و راه پیشرفت و تعالی را در پیش گرفته اند. همین ایالات متحدۀ امریکا یا به اصطلاح یکه تاز جهان امروز تا سالهای اخیر قرن نزده گرفتار جنگ داخلی بود مگر توسط رهبران کاردان و وطندوست از جنگ به صلح رو آورد.
امید وارم از این حالت یأس و نا امیدی برون شوی و بخاطر کشور و مردمت دست بکار شوی. خداوند یار و مددگارتان
عزیز فرخاری
عزیز فرخاری , ژوئیه 29, 2010
...
بهترین راه برای نجات ملیت های با فرهنگ غیر پشتون فدرالیزم بود که نظریه پردازان فاشیسم پشتونی از آن تفسیر تجزیه ی کشور کردند و فدرالیسم را یک اژدهای هفت سر معرفی کردند و به خور مردم کم سواد و بی سواد دادند، تا بدان وسیله حاکمیت قرون وسطایی خود را نگه دارند و ملیت های دیگر به رشد و بالنده گی نرسد٠ ملیت های غیر پشتون ٢۵٠ سال از تمدن بدور در چمبره ی بدویت قبایل وحشی دست و پا زدند که امروز نیاندارتالهای طالب بیانگر فرهنگ این تبار است٠ به نظرمن پیش از آنکه هویت زبانی، تباری و فرهنگی ملیت های دیگر را ا نابود کنند، تجزیه یگانه راه نجات ملیت دیگر از ستم حکومت های قبیله یی است
ثریا بهاء , ژوئیه 30, 2010
...
تجزیه ای اوغا نستان چندین مسئله را با خود دارد، چند تایش این است:
اول اینکه تجزیه ای اوغانستان ولو بهر شرطیکه باشد بنفع اقوام محروم وتحت ستم پشتون بد جنس میباشد امید وارم که ازین
حاکمیت فاشیستی نجات حاصل ګردد
دوم اینکه اګر اوغانستان تجزیه ګردد پا کستان نیز تجزیه میګردد که پشتون های پا کستان و اوغانستان حکومت پشتونخواه خود را تشکیل میدهند تا بهمان زندګی حیوانی خود ادامه دهند و باقی نقاط پاکستان را با مرکز اتمی اش به هند واګزار میګردند که تشویش جهان رفع ګردد
ولایات شمال کشور ایجاب سیستم فیدرالی را میکند تا مردمش به شکل انسانی اش زندګی نمایند
این پیشنهاد فیدرالی در سال های ۹۲ الا ۹۶ از طرف جنرال دوستم صورت میګرفت که از جانب رهبران اقوام غیر پشتون دران سال ها پزیرفته نشد بخصوص مسعود شهید دران شرایط چنین پیشنهاد را شدیداً رد میکرد
اکنون همه شرایطتش مساعد است دلیلی هم ندارد که چنین پیشنهاد رد ګردد تنها مشکل درین است که رهبران اقوام غیر پشتون چیزش از طرف حکومت ترور و تریاک خریداری شده و چیزش هم به کرایه ګرفته شده تا حکومت نا مشروع را مشروع جلوه دهند و منا فع شخصی شان تامین ګردد
درین مورد با مردم غیر پشتون باید صحبت ګردد، روشنګری صورت ګیرد و زهنیت داده شود
کوهپایګان , ژوئیه 30, 2010
...
به آقای فرخاری مینویسم اینکه : آقای فرخاری شما در نوشته ای تان فرموده اید که (هیچ کشوری با تجزیه پیشرفت نه نموده است)
شما لطف کرده بفرمایید که در طول ۲۶۰ سال که دارای حکومتی واحد با تمامیت ارضی در کشور تان بودید چند در سد پیشرفت کرده اید که با تجزیه شدن عقب میمانید یقین دارم که تاکنون مردم بعض مناطق فرخار موتر را ندیده اند
این نظر استعمار زده ای تان هر ګز بنفع مردم بینوای تان نخواهد بود
شکر با صواد استید روشنتر بیندیشید تا مردم تان از شما نفع بردارد
خوش باشید
کوهپایګان , ژوئیه 30, 2010
...
من فکر میکنم که تجزیه افغانستان به نفع غرب نخواهد بود. برهان این خواهد بود که اگر فرضا" تجزیه صورت گیرد، مناطق شمال و غرب بمثابه یک بفر زون، از گزند غرب به همسایه های شمالی و غربی ما عمل خواهد کرد. روشنتر بگویم این تجزیه بنفع کشورهای اتحادشوروی سابق و ایران خواهد بود تا بکشور های غربی. چراکه خصوصیت باشندگان این مناطق چنان است که خودرا یکسره بکشور بیگانه بخاطر منافع قومی و شخصی تسلیم نمیکنند. فقط این مردم باکشورهای خارجی بر مبنای منافع ملی متقابل برخورد مینمایند. تاریخ این امر را بوضاحت گواهی میدهد.
سکندر , ژوئیه 30, 2010
...
برادر عزیزم ! عزیز جان فرخاری

بیشتر از سه دهه جنگ را که در افغانستان شاهد هستیم ، همش غرور همین فاشیست های دولتی مان است که همه من میگوید در این کشور هیچگاهی هم ما نگفتیم و پس هر ملیت و هر هویت حق دارد تا به شکل آزاد ذندگی نماید ،
ولی در افغانستان که بیش از 50% به زبان دری فارسی تکلم میشود ، سرود ملی یا سرود قومی فقط به زبان پشتو ، واه چی نظر دارید ، بانک نوت های مان همه به زبان پشتو نوشته ، و به همین شکل بیش از 90% فورم ها یا اوراق مهم دولتی که اعتبار بزرگ در جهان دارد به زبان پشتو ، چرا ،
اخر چرا ، من این کشور ما نمیشود ، بخاطر همین فاشیست های تریاک فروشان است ،
افغانستان سه راه حل منطقی دارد ، یک نفوس شماری سراسری و تقسیم حکومت و دولتداری نظر به فیصدی قومیت ،
دوم ، تبدیل نام افغانستان به خراسان یا کلمه که دیگر به کدام قوم تعلق نداشته باشد همه به یک نام یاد شویم ، نه تاجک و ازبک و هزاره و پشتون وغیره وغیره ،
سوم ، تجزیه افغانستان ، به شمالی یا جنوبی یا به همسایگان ،
برادرم عزیز جان
خدا کند که تحقیقات خود را از 50 سال قبل افغانستان اغاز و به 20 سال بعد توجه داشته باشید
برادر کوچک شما
احمد از کابل جان
احمد از کابل , ژوئیه 30, 2010
...
من با نظر احمد جان از کابل موافق میباشم. خداکند که برادر ما عزیز جان فرخاری موضوع را عمیقا درک نموده باشند. من که هم زاده اصیل شهر کابل میباشم. تحصیلات عالی خود را به سویه ماستر در پولیتخنیک کابل تکمیل نمودم. آرزو داشتم که برای ملت زجر دیده ام مصدر خدمت شوم. اما شرایط نامساعد در کشور مجبور به ترک وطن شدم. در پاکستان ده سال در موسسات غیر دولتی کار نمودم و اکثر اوقات در داخل ولایات کشور مصروف دیدن پروژه های ساختمانی ِ زراعتیِ، تعلیم و تربیه و غیره بودم. درآن جریان ولایات مختلف را (شمال، جنوب، شرق و غرب را دیدم. لعنت خداوند بر خاندان ظاهر و کاسه لیسان وی (کرزی) که در طول چهل سال حکومت حتی یک تشناب برای رفع معذرت در مرکز کابل نساخته بود. در چهل سال حکومت فقط مصروف عیاشی در دره پغمان، سالنک، کاریز میر و غیره بود. در ولایت تخار ده متر سرک قیریزی نشده بود. در ولایت بدخشان مردم با موتر آشنایی نداشتند، در ولایت قندهار مردم هنوز هم مانند قرون وسطی زندګی دارند. اګر معلومات زیاد تر میخواهید من حاضر هستم که از ولایات دیګر نیزبرای تان جنایات این قوم فاشیست تحریر نمایم. برادران چرا مخالف تجزیه و یا سیستم فدرالی هستید. بګذارید که بعد از این هیچ کس قسم طفیلی زندکی نکند. هر کس باید زحمت بکشد و به اندازه استعداد خود بهره ګیرد. پشتون هم باید زحمت بکشد و مانند دیګر اقوام کشور عرق بریزد و نان بخورد . نام کشور باید مورد تجدید نظر قرار ګیرد، سرود ملی باید تجدید نظر شود، نفوس شماری عادلانه صورت ګیرد، اګر قوم پشتون مخالف این نظریات است باید برادران ما دست به اقدامات جدی بزنند و از زبان بدل نمودن کرده بهتر است کوچه بدل نمایند یعنی تجزیه شود. بګذار پشتونها به سبک قرون وسطی که خوش هستند زندګی نمایند. زنده باد خراسان.
ARA , ژوئیه 31, 2010
...
تنهای راهی که می توان افغانستان را نجات داد ، وامنیت و ثبات رد در منطقه بوجود آورد در تجزیه افغانستان به دو بخش شمالی و جنوبی است. 263 تجربه جنک؛ خون ریزی، برادر کشی، جنک اقوام علیه اقوام؛ مذهب علیه مذهب ، دین علیه دین ، اسلام علیه اسلام کافی است تا بدین نتیجه برسیم که این کشور مانند سایر کشورهای دیگر در اروپا، آسیایی میانه ، یوگسلفیای سابق، تیمور شرقی و بمنظور جلو گیر از ریختن بیشتر خونهای ناحقدرین سرزمین ، ثبات وتوسعه اقتصادی و جلوگیری از مداخلات بی رحمانه وبی شرمانه وننگین همیشگی پاکستان از طریق مزدوران خویش و تکه داران دین ومذهب ، این کشور باید تجزیه گردد.

بردوبار
بردوبار , اوت 02, 2010
...
موضوع تجزيه افغانستان، که امروز از دهن سفير امريکايى در هند صداى جدايى طلبانه را مى شنويم امريکايها ازين که شکست خوردند و در مقابل مجاهدين سربکف اسلام وکشور به زانو در آمدند ميخواهند در آخرين رمق حياتشان نعره هاى نشنليزم وجدايى طلبى را عنوان کنند و افغانها را به اقوام و قبايل واحزاب وسمت هاى گوناگون تقسيم نموده تا خود امريکايها سرخود را بسلامت ببرد زيرا امريکايها ميدانند که در اثناء خروج قواى شان شايد حوادث خطرناک صورت بگيرد. بخاطر جلو گيرى از تلفات شان دراثناى عقب نشينى ميخواهند تاجيکها را بضد پشتون ها و پشتونها را بضد هزاره واز بکها وترکمنها و ديگر اقوام کشور تحريک نمايند تا افغانها درگير جنگ داخلى بى معنا گردند.
و بارديگر از طرف همسايه گان افغانستان اين کشور جنگزده اشغال شود و ما در گير جنگ سوم آزادى شويم برادران وخواهرانيکه از طريق شبکه معلوماتى انترنت اراء منفى را ابراز مينمايند خواهشمندم آنها اشتباه نکنند و به تقسيم افغانسان وپارچه شدن آن خوش نشوند زيرا که اين دسيسۀ ابرقدرتهاى شيطان وهمسايه هاى بى رحم وناجوانمرد ماميباشد ، بيائيد که يکى ديگر را در آغوش گيريم، من يک پشتون افغان ومسلمانم و سوگند ميخورم که هر تاجيک وازبک وترکمن هزاره ونورستانى وبلوچ وايماق نور چشم من است وزيبائى کشور مادر همين اقوام زيبا وبرادر وخواهر ميباشد اگر در افغانستان يک قوم ميبود چندان مزه اى نخواهد ميداشت .
اما مسئله حکومت وحکومت دارى قابل تشويش نيست .
هر تاجيک خدا پرست وميهن دوست وهر پشتون خدا پرست و وطن دوست ميتواند کشور ما را برادر وار اداره نمايد وعدالت اجتماعى را قايم کند وبه همه اقوام وقبايل احترام کنند وحقوق ايشان را باتساوى بدهند به هيچ کس وهيچ قوم و به هيچ اهل زبان ظلم صورت نگيرد افغانستان از صد ها سال به اينطرف جايگاه همه اقوام مذکور بوده و ان شاءالله تا ابد ميباشد و ما افغانهاى مسلمان و ميهن دوست بايد نگذاريم خارجيها نزديک ودور مارا پارچه پارچه نمايند بيائيد انتخابات سرتاسرى نماييم وهر قوم وهر قبيله مطابق ميل شان زعيم ورهبر خود را انتخاب نمايند که بايد دوصفت عمده را داشته باشد مسلمان باشد و آزاد
عبیدالله.حنيف , اوت 14, 2010

نظر خود را وارد کنید

کوچکتر | بزرگتر

busy
آریان پور افخمی