Joomla!

Wednesday, Sep 08th

Last update:11:43:14 PM GMT

شاهکار مدیريتی؛ ریاست عمومی امنیت ملی به «لوی ریاست» تبدیل می‌گردد

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

nabil_amminyatmeli

 

در این روزها سر‌و‌صداهاي زيادي است که رييس جديد رياست عمومي امنيت ملي ـ به گفته‌ی خودش ـ دست به نوآوری و تغییرات در اين ارگان مهم امنیتي زده است؛ رییس جدید امنیت ملی، همزمان با جلوس بر کرسی ریاست یاد شده، طی فرمان رسمی به تمام کارگزاران و زیردستان خود، هشدار داده است که تمام نامه‌ها و سلسله‌مراتب اداری این ریاست، پس از این باید به زبان پشتو نوشته شود، نه فارسی. به این ترتیب، همه ناگزیر هستند که از این فرمان اطاعت کنند، وگرنه با آنان برخورد جدی صورت خواهد گرفت.

این در حالی است که تا پیش از این، این ریاست به نام ریاست عمومی امنیت ملی و به دو زبان رسمی کشور، یعنی زبان فارسی و پشتو یاد می‌گردید. هرچند که تغییرات اداری و مدیريتی در هر ساختاری یک امر طبيعی است؛ اما تغییر نام یک نهاد دولتی، هیچ دردی را دوا نخواهد کرد. تا کنون در هیچ جای جهان دیده نشده است که مدیران به منظور بهبود در مدیریت ملی و برای رسیدن به اهداف ملی و برای بهتر کار کردن اجزای کاری یک ساختار و هماهنگی اجزای یک مدیریت در جهت کل ساختار، از تغییر نام همان تن‌واره کار خود را آغاز کرده باشند. تغيير نام در یک مدیریت، یک حرکت بسیار سلیقه‌ای، فردی و در نهایت، کاری است که از جانب گروه ویژه یي طرح می شود.

در حالی که ساختار سیاسی، جغرافیای انسانی، طبيعی، تاریخی و نهادهای مدیريتی افغانستان، همه ضرورت به تغییرات دارد؛ اگر قرار باشد که با تغییردادن نام یک نهاد و یک مدیریت و یا یک ریاست و یک وزارت، مشکلات حل شده و گره‌های کور کشور باز گردد، ابتدا باید این تغییرات را از نام افغانستان شروع کرد؛ اگر نام‌ها مشکل‌آفرین هستند، باید با صداقت گفت که نام افغانستان با این جغرافيای تکه و پاره اش، همواره مشکل‌آفرین و مانع وحدت ملی، برابری انسانی - اجتماعی، برابری اقلیتی و سد محکمی بر سر راه توسعه‌ی پایدار در کشور بوده است. پس چرا نام افغانستان را جوانمردانه تغییر نمی دهند، که بعد نوبت به تغییرات ديگر برسد. هرگاه مشکلات کلان حل گردد، اینها (تغییر نام‌ها) مشکلاتی هستند که خود به خود حل می‌شوند.

تغییر دادن نام‌ها بر مبنای سلیقه‌های گوناگون شخصي و گروهي در این چند سال، یک فرصت تاریخی و طلایي دیگر را که با تحمل هزاران مشکلات، به وجود آمده است را از میان می‌برد؛ به دليل همین حرکات فرمایشی سلیقه‌ای به نُه سال سردرگمی رسیدیم و کلاف مشکلات اجتماعی ما با وجود پیچیده بودن، باز از نو پیچیده‌تر گردید.

حدود نه سال می‌گذرد که روغن چرخه‌ی ساختاری - مدیريتی دولت افغانستان را فساد اداری، ناکارگی و کارشکنی، کژکاری کارگزاران امور در هر سطحی از پایین تا به بالا، کارشکنی توان‌سازمانی و... تشکيل می‌دهد. تا کنون همه، از مردم عوام تا مدیران کل، وزیران و کارگزاران کلان دولتی، فساد و ناکارگی مدیریت را به عنوان یک هنجار طبيعی در پیشبرد امور کشورداری پذیرفته‌اند؛ پس اگر تغییر به وجود می‌آید، باید از اینجاها آغاز گردد، نه از تغییر نام‌ها که تأثير خاصي هم بر مدیریت کشور ندارد.

با توجه به تغییرات و تحولات سیاسی است که ساختار و گونه‌های مدیریت سیاسی در یک کشور دستخوش تغییر می‌گردد؛ زمانی که نخبگان سیاسی و مدیران کارگزار تغییر می کنند، طبيعی است که مدیر بعدی با شیوه‌ی متفاوت‌تر از گذشته وارد کار مي‌شود.

در کشورهایي که مدیریت زمان و فرصت‌ها ی کاری، هنوز در یک رابطه‌ی منطقی با هم تعریف می گردند، تصمیم‌گیری و تدوام منطقی کار در ساختار، بستگی به برنامه‌ی بلندمدت آن مدیریت دارد، نه به تغییر کارگزار و شخص؛ در این نوع کشورها تصمیم گرفتن و کار کردن، نسبت به کشورهای فقیر و جهان سومی آسان است؛ یعنی یک مدیر، توانایی و خلاقیت خود را در مدیریت فعال به نمایش می‌گذارد، نه با تغیيراتی که برخاسته از سلیقه‌ی فردی باشد. برخلاف، در کشوری همچون افغانستان که هنوز به دلایل عدم هماهنگی میان وسیله و هدف و همچنان شناسايی فرصت‌های مناسب، کارگزاران امور يا درگیر مسایل جزيی و غیر منطقی هستند، یا اینکه روزها و سال‌ها فرصت های اساسی و زودگذر را صرف دست‌یابی به اهدافی واهیی مانند تغییرات نام می‌کنند.

در برخی از کشورهای دیگر مانند ژاپن، تمام سنجه‌ها صرفاً توانایی و نحوه‌ی کارآمدی یک مدیر در گزار کارش به هدف است؛ یعنی هرچه که یک مدیر بتواند مدیریت خوب کند و به هر میزانی توانایي اش را برای رسیدن به هدف تعریف شده به مصرف برساند، به همان اندازه نيز پاداش می‌گیرد. در ساختاری که هیچ‌گونه هدف ملی و واقعی وجود نداشته باشد و برخلاف، سلسله‌مراتب اداری با نام و نشان افراد و سلیقه‌ها گره خورده باشد، هر کارگزاری محق است تا برای خودش و برای رسیدن به هدف خود، نوعي وسیله را برگزیند؛ به همین دلیل است که هدف‌های متفاوت، وسیله‌های متفاوت را می‌طلبد و وسیله‌های متفاوت نیز منجر به هدف‌های متفاوت می‌گردد.

تفاوت یک کارگزار با کارگزار دیگر در یک ساختار بی‌هدف، در اعمال سلیقه‌ی فردی اش برای رسیدن به هدف است؛ زیرا هر کسی برای رسیدن به هدف سلیقه‌ای خود می‌اندیشد، نه به آن هدفی که ساختار تعریف کرده است؛ و هر کارگزار هدفی را دنبال می کند که تنها برای شخص او مطلوب باشد؛ برای همین است که وسیله‌ی متناسب را جستجو می‌کند. در ساختار مدیریتی و سلسله‌مراتب اداریی که هر کارگزار بر مبنای سلیقه‌ی فردی خود می‌تواند هدف و وسیله را تعیین کند، به همان اندازه کار دشوار می‌گردد.

در یک مدیریت فعال کارا، یک برنامه‌ی بلندمدت می‌تواند هدف واقعی باشد؛ تغییر نام در هیچ مدیريت فعالی جزء هدف آن مدیریت به حساب نمی‌آید. به جای اینکه ساختار مدیريتی وجوه مشترک، توانایی‌های کارکردی، تجربیات افراد کارا و توانا و شایسته، هدف یگانه و ملی و... را به وجود آورد، حالتی به وجود می آورد که می‌توان آن را قبض ساختاری در مدیریت ملی خواند. اكنون مدیريت افغانستان در این چندسال تحولات سیاسی پسین یا پسا طالبان، به گونه‌يی به وجود آمده که به جای اینکه روحیه‌ی همگرایی را با استفاده از مدیریت سالم و منطقی به وجود بياورد، روحیه‌ی واگرایی و نا سالم را میان افراد و کارگزاران و هدف به وجود آورده است؛ بعد از این، افرادی که با سلیقه‌های فردی و غیر مدیريتی به کار گماشته می‌شوند، می‌خواهند که از خود نوآوری مدیريتی داشته باشند و به دیگران نشان دهند که مدیریت با رهبری تازه‌ی خود برای رسیدن به هدف، راه‌های منطقی را دنبال خواهد کرد. در کشور ما این ابتکارات، محدود به تغییر نام یک مدیریت است؛

یا اینکه ساختمان مديریت رنگ فیزیکی عوض می کند، یا اینکه مبلمان یک مدیریت نو می‌شود و یا اينکه این مبلمان با توجه به سلیقه‌ی مدیر جدید، از جای قبلي خود به جای دیگري گذاشته می شود، و یا هم مبلمان این دفتر و فلان اتاق از جانب راست به چپ، و از چپ به راست جا‌به‌جا می گردد، و سپس این نوع حرکت را، نوآوری و ابتکار و تغییرات اصلاحی می‌نامند.

باید گفت تا زمانی که پدیده‌یي به نام ملت، با زمینه‌های هویتی و تاریخی مردم افغانستان شکل نگیرد، هرگز ساختاری ملیی به وجود نمی آید که در آن، همه حول یک هدف واقعاً ملی بچرخند؛ چنان که اکنون این وضعیت بر حکومت و ساختار دولتی ما حاکم گردیده است؛ زیرا نه ملت و نه سازمان بزرگی به نام دولت ملی وجود دارد كه هدف آن، برخاسته از خواسته‌های مردم این سرزمین باشد. تغییرات جزيی و نمایشی، هیچ دردی را دوا نخواهد کرد، مگر اینكه رسیدن به یک مدیریت سالم و هدف مشترک ساختاری را هزینه‌بر و زمان‌بر می کند. اکنون تغییر نام امنیت ملی، به هیچ عنوان كار مفيدي نیست؛ بل تنها یک ضربه‌ی اقتصادی برای این ریاست است و بس.

 

 برگرفته از: روزنامه ی ماندگار 

نظرات (19)

...
از قبیله چی های اشتر چران که عادت با تعفن سرگین خود و ولینعمت خود یعنی اشتر و گاو دارند تفسیر وتغیر حهان را نمیتوان انتظار دیگر غیر اینها داشت
ابرار احمد , ژوئیه 26, 2010
...
"سالیکه نیکو است، از بهارش پیداست"
اولین اجرآت رئیس امنیت ملی افغانستان که حذف نام فارسی این سازمان باشد، نمایانگر سه چیز میتواند باشد:
1- این شخص متعصب است. تعصب چنان ذهن و روان اورا پیچانده است که تحمل نام فارسی برای این تشکیلات را ندارد.
2-این شخص بدول آنانی میرقصد که دامن زدن نفاق را در کشورما یگانه راه موثر برای رسیدن به اهداف شوم خویش میدانند. که سردسته این کار خاینانه همانا استخبارات پاکستان میباشد.
3- یا هردوی آن یعنی هم متعصب و هم مدد کار پاکستان.
بنا ئا سپردن این پست مهم با شخصی دارای چنین اوصاف بهیچصورت مصلحت نمیباشد.
سمندر , ژوئیه 26, 2010
...
آقای آرین پور : این موضوع آنقدر هم مهم نبوده که شما یک مقاله بزرګ و وقت تانرا برباد کردید...........
آیا امرالله صالح نام ( د ملی امنیت لوی ریاست) را تحمل کرده میتوانست؟ هر ګز نی........ حالا رییس فعلی نیز ریاست امنیت ملی را تحمل کرده نمیتواند..........
تیمور , ژوئیه 26, 2010
...
لین کار تیم . فاشیستی کرزی نشان میدهد که این چقدر پست هستن فکر میکنند با یک تغیر نام میتوانند مشکل روحی جسمی شان حل کنند . و با زبان که این ها تکلم میکنند زبان نا مکمل است .
جای بسیار جالب است که تمام نامه‌ها و سلسله‌مراتب اداری این ریاست، پس از این باید به زبان پشتو نوشته شود، نه فارسی زبان که تکلم اش تکمیل نباشد باز میشود که کار اداری این ریاست را به پشتو نوشت شود ... امکان ندارد
اگر از زبان پشتو فازس را جدا کنیم بر زبان پشو چیز نمیمانند.
خراسان بزرک , ژوئیه 26, 2010
...
به تیمور جان باید گفت که امرلله صالح یک مرد آزاد مستفل بود نه مزدور .....
این کس که در این جا آمده است یک از جاسوس های پاکستانی های شیطان میباشد
دشمن پاکستانی ها در منطق فارسی زبان های ازبک ها هزاره ها میباشد . و به پاکستان تحمل کردن بسیار مشکل است در کشورمان این سه قوم حکومت کنند .به این خاطر از مزدور های خود استفاد میکنند یک از ان این رییس امنیت ملی است
آقا شمالی , ژوئیه 26, 2010
...
راه حل این کشور یک چیز است تچزیه است دیگر راه حل نیست ما چورمیایم مگر این طایفه پشتو چورنمیاید با مردم ما ............
تجزیه تجزیه تجزیه تجزیه تجزیه حل این کشور است .................
که ما از شر این پست ها مزدور پاکستان خلاص شویم
آرین , ژوئیه 26, 2010
...
دوستان درود بر شما ! من دراین باره مقصیر اصلی آقای مارشال فهیم را میدانم واین مرد تسلیم طلب آیا توان این را نداشت که حد اقل این ریاست را در اداره ای فرزندان آزاد اندیش ضد پاکستانی نگهمیداشت؟ از ماست که بر ماست...پاکستان آهسته آهسته کارش را میکند ومزدورانش را به آسانی به صحنه می آورد وریشه ای دیگران را با بی شرمی بر میکند وآن اهدافی را پی گیری دارد که در زمان طالبان وحشی تحقق بخشیده بود. حذف زبان فارسی دری وجاگزینی زبان قبیله وبسیار غریب وفرهنگ سوخته ی پشتو به جای آن. تمام ادارات کلیدی در انحصار قبیله گرایان قرار گرفته واقای فهیم با غرش بیگانه پرستانه زبان کی گشاید وهمسنگران خویش را تهدید میکند که این حکومت چرس وبنگ را کسی نمی تواند با چک چک سقوت دهد. وای بر ما که همیشه خوی غلامی داریم. روشنفکران اندیشمند ، بر شما است که پیرامون مسایل حاد امروزی بیشتر بیندیشید ودست اهریمن قبیله وپاکستان قلابی را از گلوی این میهن واین مردم خلاص نمایید ، در غیر آن هر اعمال پاکستان سردمدار خواهد شد وسرنوشت فرهنگی واقتصادی وملی این سرزمین را به آسانی رقم خواهند زد. هوشیار باشیم ومنبعد بر اشخاص مانند مارشال پول وفا ومردم گریز باورنداشته باشیم واز خود بحوشیم وخود را با فرهنگ فرهی بیامیزیم واز راه مبارزه فرهنگی قبیله بازان را بدون شک به زانو در خواهیم آورد.
مرا ننگ باشد برآن زندگی.........که سالار باشیم کنیم بندگی..
نیک اندیش , ژوئیه 26, 2010
...
این ابتکار اوغانی و مدیریت جدید در ریاست امنیت ملی ویا ( دملی لوی ریاست)چند معنی دارد
اول - اینکه ریاست امنیت ملی را از وجود ګفت خود شان ، فارسی وانان ،تصفیه کند تا جلو ګیری از اطلاع رسانی فارسی زبانان به همزبانان شان شود
دوم - اینکه چون دستګاه اداری و امنیتی دولت تحت فرمان و اداره ای آی آس آی پاکستان قرار دارد لازم میدانند تا جهت اطلاع رسانی زبانی را انتخاب کنند که آی اس آی خوبتر مکالمه میکند
سوم -زمینه سازی برای تجزیه ای اوغانستان است که اقوام غیر پشتون نظر تجزیه ای اوغانستان را استقبال میکنند
چهارم اینکه حریف آنقدر نا لایق است فکر میکند این عمل یک ابتکار اداری است و پشتون سازی یک ریاست هم یک لیاقت کاری و ابتکار اداری محسوب میګردد( آوغان دګه)
و ازین نوع معانی مختلف....
کوهپایه , ژوئیه 27, 2010
...
این بهترین نوکران ISI میباشند که در طول تاریخ بدون جنایت، وطنفروشی چیزی دیگر انجام نداده اند. این قوم فاسد رقاصه های پاکستان میباشند. این فوم بی فرهنگ که در کنار گاو و گوسفند و شتر خواب و خوراک دارند چه گله.
ARA , ژوئیه 27, 2010
...
قافله سر چپه شود خر لنک در قطار اول میشه، آیا کرزی که به جرم جاسوسی به پاکستان گرفتار شده بود فعلاً ریس جمهور نیست؟ گپ واضع است، بازی را درست دارند و هر کاری که بخواهند میکنند. هر کار هدفم از خیانت و غلامی و وطن فروشی چرا جز خیانت و نوکری در فطرت این قوم چیزی دیگری وچود ندارد. هر چه فریاد بزنیم هیچ کس فریاد ما گوش نخواهد داد، بجز اینکه رهبران و سیاستمداران خود ما اقدام نمایند.

وای بر حال سایر اقوام غیر کوچی که نماینده گان و رهبران شان مانند سمبول بی حرکت و بی برکت نشسته اند. و گداشته اند که هممه فارغین لیسۀ وطنفروشی بالای کرسی قدرت نشسته به ترتیب همه وطن را در اختیار پاکستان قرار میدهند.

کوچی ها مانند اینکه همیشه در هر گوشه و کنار (دشت، کوه، کنار دریا {کناراب}، پس کوچه، کنار ذباله دانی ها ......) زنده گی میکنند و در هیج نوع زمین و جایدادی دایماً ساکن نیستند، ازینرو نه قدر خانه را میدانند و نه قدر وطن، و فطرتاً قدر عزت، آبرو و وطن که به مصابۀ مادر است، را ندارند و به بسیار بی شرمی و سر خمی غلامی پاکستانی ها که تا هنوز هم بطور کامل مسلمان نیستند را قبول میکنند.
آ.آ , ژوئیه 27, 2010
...
این این یک عمل فاشستی است به نظر من پشتونیزم در افغانستان به اوج خود ریسده و ما باید جلو اینطور عمل های خاینانه, و زبان پرستی را بگیریم. تغیر نام یک نهاد دولتی هیج گونه تغیری در بهبود امنیت افغانستان ندارد.
ایوبی , ژوئیه 28, 2010
...
هنوز هم دست به الاشه نشسته ایم و تماشا می کنیم می گویند او فارسی زبانان در انجای*** تان درخت ریشه کرد و سبز و ارتفاعه اش هم به ثریا کشید خنده کنان به تماشا می نشینیم و می گویم خدا مهربان هست می گویم و در سایه اش می نشینیم پروا ندارد ازین بیشتر چاپلوسی و بی خودی بس هست که مبادا باز بهای بیشتر خواهیم پرداخت این که سر فلم هست بیاد داشته باشید این قوم پشتون در بین خود که قبیله جنگی دارند ولی در مقابل اقوام دیگر وقتی احساس کمی و یا خطر می کنند از پشتون تکنوکرات شان گرفته تا غرب زده ها و حزب اسلامی ها و خلقی ها گرفته همه طالب صفتی همان فکر قرون وسطی ای را دارند که اصل شان هست چون با اشتر یکجا بزرگ شده اند کینه اشتری دارند قوم انتقام جو و فرصت طلب هستند در دیسکو های غرب نشه هستند ولی از حاکمیت طالبان شان که خبر می یافتند با دوستان چرکستانی شان متایی بخش می کردند ای فرزندان رستم و کاوه آهنگر و ای نواده گان فردوسی خیام کجایید چرا خواب برده خفته اید بپابخزید و سرنوشت تان را به دست خود بگیرید نگذارید که هر مفعولی برای تان تعین مسیر و شیوه زندگی بکند به امید روزی که دین خویش را با فراست ادا کرده باشیم وگر نه با ذلت زیستن ننگ خواهد بود و تاریخ بر ما لعنت خواهد فرستاد و فرزندان و نوداده گان ما در چشم دنیا خوار وذلیل خواهند بود مثل امروز هستیم بنام این قوم یاد می شویم (افغان) باور کنید وقتی بیرون از مرز می شوید وقتی شمارا افغان صدا می زنند فکر می کنید که با ما کدام عمل زشتی صورت گرفته و احساس حقارت می کنید
آدم از بی بصری بندگی ادم کرد
گوهری داشت نذر قباد و جم کرد
یعنی در خوی غلامی ز سگان پست تر است
من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد
داد پور
داد پور , ژوئیه 28, 2010
...
ضرورت به اين همه تمتراقها نبود كه اين مطلب را اين قدر بزرگ جلوه داده شود بنآ هر چي باشد تصميم حود آقاي جناب ريس است......
اسدي , ژوئیه 28, 2010
...


یقینا که تقیر نام یک جیز در محتوا و معنای همان چیز میتواند هیچ اثری نداشته باشد ویا اینکه میتواند کاملا در تضاد با معنای و محتوا قرار بگیرد. و گاهی هم تغیر نام یک پدیده و یا هر چیزی در دراز مدت در تغیر محتوای همان چیز اثر گذار خواهد بود.این اثر گداری میتواند مثبت ویا منفی باشد که وابسته به هدف فبل از قبل تعین شده خواهد بود. از چنین شیوه ها بعضی سیاست مداران زیرک مخصوصا در کشور های غربی به خاطر شکست دادن دشمن وحریف خود استفاده میکنند.

چنانچه که ما میتوانیم مشاهده کنیم که , طالب در حقیقت یک واژهء است که مربوط به اسلام و مسلمانان میگردد. اما استفاده از نام طالب در مورد کسانی که استبداد , خشونت, جهالت , تاریکی وغیره اعمال وکردار زشت محتوا و خصوصیت ایشان است از طرف کشورهای سرمایه گذار در منطقه در سال های اخیر مورد استفاده قرار گرفته است. به خوبی معلوم میشود که با استفاده ازین نام سرمایه گذاران چندین هدف دراز مدت دارند. یکی اینکه تا بتوانند ضربهء به همان واژهء طالب حقیقی که مربوط به اسلام و محتوای اسلام مشود بزنند . دوم اینکه در کل تصویری از اسلام بکشند که خلاف محتوای آن است. سوم اینکه تروریزمی را که محتوای خود همین کشور های سرمایه گذار است را نیز در مسلمانان انعکاس دهند و مردم خود را از چنین تصویر ی بترسانند.

در غیر آن در محتواوذات یک پدیدهء معقول و نیک با چنین اسم و القاب ها کدام تغیراتی رخ نخواهد داد.

به گفته مولانای بلخی:

تو بردر باغ گر نویسی "زنــدان"
آن باغ ازان نوشته "زندان "نشود

ویا مثال دیگری گفته شود که:

میتواند یک نام بطور مثال , نام دوشخصی که " حسن" باشد در معنی هردو کاملا متضاد باشد. پس "حسن" مهربان ,نیک و مومن با "حسن" ملحد , زشت کاره و پلید یقینا متفاوت است. بنا برین ما نباید به نام و نام گذاری و حرف وصورت اکتفا کنیم وبپیچیم.

مثال دیگری که مولانا بلخ میفرماید:

کار پاکان را قیاس از خود مگیــــر
گر چه باشد در نوشتن شیر شــــــیر

یقینا که در نگرش ظاهری "شــــــــیر " که عبارت از حیوان وحشی میباشد, یک چیز است و صد در صد شباهت دارد.
و همچنان " شــــــــــیر" که عبارت از غذای لذیز است با شیر حیوان در صورت یکی است. به همین طور انسان ها در طرز نکرش خود ویا به عبارت دیکر در محتوای فکری خود کاملا متفاوت هستند نه در صورت ظاهری خود.

پس مطلوب آقای رییس امنیت ملی که در افکارش است, بعدا میتواند محتوای تغیرات لفظی و ظاهری وی را نشان خواهد داد.


جمشید از ناروی , اوت 01, 2010
...
بلي اقاي اينجنير رحمت را شما ملت عزيز نمي شناسيد ايشان عضو فعال سازمان سي -اي-اي امريكا است كه درموسسات سازمان ملل متحد در ايران و



























ت

















ت





ملت شريف افغانستان اقاي اينجنير رحمت را نمي شنا سند وي عضوه فعال وجاسوس درجه يك امر يكا است كه قبلا در موسسا ت سازمان ملل در ايران وبا كستان كار ميكرد ودر حال حا ضر دلسوز قوم بشتون شده است كارخوبي كرده بايد نام افغا نستان هم تغيير كند واريانا شود همه اقوام بايد متحد شوند ونام اصلي اريانا را انتخاب كنند زنده وجاويد باد اريا نا كبير


َا



اكبردانش , اوت 02, 2010
...
كرزي اين مردك گمنام را ازكجا


































ژژژ
















كرزي اين مردك ديوانه را ارام كن در غير از ان ما جوانان دانشگاه كابل مظا هره خوا هيم كرد تا نام افغانستان نيز تغير كند



داود اسلام دوست , اوت 02, 2010
...
رحمت ريس امنيت ملي خودش جا سوس امريكا است لذا نا م افغا نستان بايد عوض شود نام قديم ان خراسان
غلام حسين , اوت 02, 2010
...
رحمت االله نبیل جاسوس سیا نبوده، بلکه جاسوس ای اس ای است.
fared az Belgium , اوت 03, 2010
...
افسوس به حال شما از مقرری رئیس امنیت ملی چند هفته نمی گزرد که باز وقت شما منافقین بالایش تهمت جاسوس را تاپه کردید
بنظر شما امرالله صالح باید برای ابدالابد رئیس میبود؟؟؟؟ نخیر ایشان هم چندان شخصیت ملی نبود اگر تاریخ ایشان مطالعه گردد وی هم رابطه قدیمی با امریکایی ها دارد.

شما ها کور خود بینا مردم هستید
لونګین , اوت 03, 2010

نظر خود را وارد کنید

کوچکتر | بزرگتر

busy
آريان پور افخمي