Joomla!

Wednesday, Sep 08th

Last update:11:43:14 PM GMT

تجزیه بالفعل افغانستان

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

clerg_paddy_blackwill_afgmap

 

در مورد آینده افغانستان با توجه به شایعات خروج امریکا در 2011 دیدگاه ها و نظریاتی مختلفی در غرب مطرح شده است و یکی ازین نظریات تقسیم افغانستان به شمالی و جنوبی است که توسط سفیرسابق امریکا در هند آقای بلک ویل بمثابه یگانه راه نجا ت از خشونت ها در جنوب مطرح شده است. هر چند این طرح برای اولین بار توسط نک کلگ رهبر حزب لبرال دموکرات و معاون فعلی نخست وزیر بریتانیا در حکومت ائتلافی و پدی اشداون یکی از سیا ست مداران کهنه کار بریتانیا و عضو حزب لبرال دموکرات در سپتمبر سال 2009 در روزنامه گاردین بحیث پلان Bمطرح شد، اما حالا به نظر می رسد که با قوت گرفتن تصور شکست غرب در افغانستان و تسلیمی افغانستان به طالبان در تحت حمایت پاکستان درین روزها طرفداران نظریه تجزیه افغانستان نیز قوت بیشتر گرفته است.

اما در داخل افغانستان برخی ها با این نظریه آشنایی ندارند و یا آنرا جدی نگرفته اند. صرف یک عده ای محدودی با آن واکنش نشان داده اند. در مورد اینکه آیا این طرح چقدر عملیست و یا نیست، آینده نشان خواهد داد، اما قبل ازهمه لازمست که بطور کامل با متن این نظریه آشنا شد.

drharoonamirzadaبه نظر می رسد راهبرد اداره اوباما در جنگ با شورشیان در افغانستان به شکست روبروست. تجزیه افغانستان به شمالی و جنوبی بحیث یک واقعیت بهترین انتخاب موجود برای ایالات متحده امریکا و متحدین آن به عنوان بدیل می تواند باشد.

بعد از ارزیابی راهبرد اداره امریکا در مورد افغانستان در ماه دسمبر ایالات متحده امریکا باید زمانبندی خروجش را از افغانستان توقف بدهد و قبول کند که طالبان بطور حتمی مناطق مستحکم تاریخی پشتون نشین در جنوب افغانستان را اشغال می نمایند. اما واشنگتن باید مطمئن شود که شمال و غرب افغانستان به تندروان طالبی تسلیم داده نشوند. امریکا از قوت های هوایی و نیرو های ویژه در کنار آرتش افغانستان و ملت های همسو استفاده نماید.

دوستداران راهبرد ضد شورش در اداره اوباما شاید با این نظریه مخالفت کنند. آنها شاید استدلال کنند که در تطبیق تجزیه افغانستان بسیار پیچیده گی ها وجود دارد.
شاید کسی چنین تصور کند که پیامد های تجزیه افغانستان برای امریکا ناگوار تمام می شود. اما واقعیت اینست تجزیه افغانستان بهترین نتایج برای منافع ملی حیاتی امریکا در عرصه سیاست داخلی خواهد داشت. دلایل زیادی درین زمینه وجود دارد:

حتا رییس جمهور اوبا ما یک و یا دوسال دیگر را هم در راهبرد کنونی خود به افزاید شاید بازهم کدام موفقیتی بدست نیاورد. با آنکه امریکا حملات گسترده در مناطق جنوبی افغانستان داشته ، ولی نتوانسته است طالبان را تضعیف کند و به دور میز مذاکره وادار سازد. این واقعیت دارد که پشتونهای افغانستان یک گروه متحد و یک دسته نیستند ولی آنها در برابر خارجی ها متحد هستند و طرفدار تفوق طلبی پشتون ها بر دیگران هستند.

رییس سیا لیون پانیته در 27 جون سال جاری گفت:" ما کدام نشانه ای راکه طالبان حقیقتاً حاضر به مصالحه باشند، سلاح های خود را تسلیم نمایند، از القاعده جدا شوند، و یا بخواهند یک بخشی از جامعه باشند ،ندیده ایم، مگر اینکه آنها معتقد به این شوند که امریکا برنده است و آنها محکوم به شکست هستند. من فکر میکنم در حال حاضر تعقیب مصالحه معنادار با آنها بسیار مشکل است." 

ایالات متحده امریکا با اشغال نظامی و با نادیده گرفتن تاریخ ، بافت قبیلوی، زبان، سنت ها، رفتار و ارزش های محلی نمی تواند از طریق مهندسی اجتماعی در آینده نزدیک حمایت یک تعداد زیاد پشتونهای افغانستان راکه موفقیت راهبرد ضد شورش وابسته به آنان دارد، بدست بیاورد.

 رییس جمهور افغانستان حامد کرزی عمیقاً یک حکومت فاسد را اداره می کند و مثل طالبان بد نام است. هیچ نشانه ای از بهبود در آن دیده نمی شود و افغانستان هیچ گاهی در تاریخ خود حکومت نیرومند مرکزی نداشته است. تلاش های جامعه جهانی که جای ملت سازی توسط غرب را پشتون سازی(افغانی سازی) ملت بگیرد به شکست خواهد انجامید. ما از ارتش ملی افغانستان انتظار شکست دادن طالبان را برای سالهای نزدیک نباید داشته باشیم.

افزون بر آن ارتش و آی اس آی پاکستان با تعقیب اهداف برتری طلبانه و دشمنی با هند نشان داده است که هیچ تصمیمی به پایان دادن طولانی به حمایت خویش از طالبان افغان بحیث ابزار بازی ندارند و افغانستان واقعاً مستقل را قبول ندارد.

بدون تردید راهبرد دراز مدت و کوتاه مدت زمانبندی امریکا غیر عملیست. نبود پیشرفت در تامین امنیت در بخش اعظم مناطق پشتون نشین افغانستان قبل از فرا رسیدن زمان خروح امریکا در جولای 2011 روشنتر خواهد شد. اما هواداران طرح خروج بیشتر توجه به بهای شکست می کنند نه به صلح پایدار. پرسش اساسی اینست که گام بعدی چیست؟ اگر ستراتیژی امریکا در 12 ماه آینده نتایج دلخواه ندهد دستگاه سیاست پردازی امریکا شش طرح بدیل را آماده خواهند ساخت:

1. برخلاف نبود درون مایه ای پیوند منافع حیاتی امریکا در افغانستان واشنگتن این راهبرد ناکام را ادامه خواهد داد و یا به تعهداتش " کاهش دوچندان" خواهد داد.

 2. اداره اوباما به منظور کاهش خشونت ها در جستجوی راه های دیگری مثل ایجاد دولت ائتلافی با طالبان خواهد شد. کرزی حالا این راه را تعقیب می کند و اما این تلاش ها حالت تاریک پشتون ها را در صحنه جنگ تغییر خواهد داد و یا سازش نا پزیری آنها دوام خواهد یافت؟. طوریکه پنیته می گوید وقتی شما معتقد هستید که برنده هستید پس مذاکره بخاطر چه؟

3. تلاش صورت خواهد گرفت که بخشی مناطق پشتون نشین افغانستان حفاظت شود یعنی در یک بخشی افغانستان جنگ ادامه یابد بخشی دیگری آن در صلح زندگی کند. این بدان معنا خواهد بود که تلفات امریکایی ها و ناتو در جنوب دوام خواهد یافت. این همچنان به طالبان این اجازه را می دهد( مثل ویت کانگی ها در شمال ویتنام- جنگ 25 ساله امریکا در ویتنام) نیروهای خود را متمرکز سازند و پشتونهای محلی را مورد ترس و ارعاب قرار دهند. در هر صورت این بازی صرف می تواند خروج امریکا از افغانستان را بطور اجتناب ناپزیر به تعویق به اندازد.

 4. معاون رییس جمهوری امریکا جو بایدن قبل از تصمیم راهبرد اوباما مشورت می داد که از جنگ با طالبان در مناطق محلی پرهیز شود. بجای آن صرف در حفاظت از کابل و قندهار مرکز قدرت طالبان دفاع صورت بگیرد. هم چنان طالبان با پول و شامل ساختن در حکومت کرزی تشویق شوند و با جنگسالاران محلی بجای حکومت مرکزی کار صورت بگیرد.

5. خروج سریع از افغانستان می تواند به فاجعه عظیم برای امریکا تمام شود. اول جنگ داخلی سر تاسری در افغانستان شروع خواهد شد و با اشغال افغانستان توسط طالبان زمینه مداخلات همسایگان افغانستان درین کشور مساعد خواهد شد و افغانستان و تمام منطقه را بی ثبات خواهد ساخت.
این می تواند بگونه دراماتیک باعث تحریک و تشویق تندروان اسلامی در پاکستان شده و سرنوشت سلاح اتمی پاکستان زیر سوال خواهد رفت. و این حالت می تواند روابط ستراتیژیک میان امریکا و هند را نیز تضعیف نماید. افزون بر آن این می تواند برنامه های ناتو را زیر ضربات قرارداده و شاید اعضای ناتو را به این اعتقاد برساند که سازمان مذکور دیگر هر گز از محدوده خویش پا را فرا تر نگذارند. این به نوبه خود باعث تقویت و گسترش آیدیولوژی تندروی اسلامی بر علیه ارزشهای لبرال در هر گوشه جهان شود. بعد از آن این می توان به مثابه شکست ستراتیژیک رهبری جهانی امریکا نزد دوستان و هم فکران تلقی شده و پیامد های مخرب آن برای سالها دوام خواهد یافت.

6. یا سیاست سازان امریکا یک طرح بهتر و واقعبینانه ای را برای افغانستان تدوین خواهند نمود که شانس برای موفقیت داشته باشد. این طرح عبارت از تقسیم با لفعل افغانستان است که توسط امریکا و نیروهای هوایی ناتو ، نیروهای ویژه و آرتش ملی افغانستان بحیث متحد بین المللی حمایت شود.

بعد از سالها اشتباه امریکا در مورد افغانستان هیچ راهی زود، ساده و بدون مصرف که از باتلاق کشنده جاری نجات یابد، وجود ندارد. اما با وجود این همه مشکلات تجزیه افغانستان بهترین پیشنهاد موجود برای امریکا بجای شکست ستراتیژیک خواهد بود.

باید اعلام کنیم که ما نقش فعال ضربتی در افغانستان را برای سالیان پیش رو حفظ نموده و تسلط دایمی طالبان در جنوب را قبول نداریم، امریکا و متحدین آن می توانند نیرو های ضربتی شانرا از بخش اعظم مناطق پشتون نشین به شمول قندهار در ظرف چند ماه بیرون بکشند.
ما بدین وسیله جنگیدن و مردن در کوهستانات، دره ها و مناطق شهری جنوب ، جاییکه زیاد ترین کشتار ها در یک ماه سه برابردر طول سالهای جنگ رخ داده است، توقف بدهیم. ولی ما باید آنعده رهبران قبایل محلی پشتون را که تصمیم مقابله با طالبان دارند، حمایت کنیم.

بعد از آن ما باید از مناطق شمالی و غربی افغانستان که تقریباً بیشتر از 60 فیصد نفوس این کشور را تشکیل می دهند، دفاع کنیم. این مناطق به شمول کابل بطور غالب غیر پشتون هستند و آنها بطور گسترده به تلاش های امریکا علاقمند هستند.
سپس ما باید سیاست ما را روشن سازیم که اتکای نظامی خویش را به نیرو های سنگین هوایی و نیروهای ویژه که برپایگاه های القاعده در افغانستان و رهبران طالبان افغان راکه به آنها کمک می کنند، ضربت وارد نمایم. ما هم چنان باید به نیرو های طالبان که تاخت و تاز از خطوط افغانستان جنوبی به افغانستان شمالی می نمایند و یا از پناه گاه های تروریستان در خاک پاکستان می نمایند، حمله نماییم.

هر چند تحلیل و ارزیابی دقیق نیاز است ولی شاید ما از 40،000 تا 50،000 سرباز امریکایی در خاک افغانستان برای مدتی ضرورت داشته باشیم. ما باید حمایت تاجکان، هزاره ها و ازبک ها و حتا پشتونهای حمایت گر و هم چنان سازمان ناتو، روسیه، هند، ایران، شاید چین و دولت های آسیای میانه و امید وارم شورای امنیت ملل متحد را درین تلاش ها جلب نماییم.

  ما باید تربیت سربازان افغانستان را سرعت ببخشیم. ما باید به تلاشهای ملت سازی در شمال و غرب افغانستان وفادار باقی بمانیم و نه مثل پشتونهای که کمک های امریکا را با ستیزه جویی استقبال کردند و بطور سیستماتیک توسط طالبان جلوگیری شد.

 شاید زمانی فرا برسد که افغانستان صاحب یک ارتش ملی نیرومند شود و مناطق پشتون نشین [افغانستان جنوبی] را در زیر کنترول خود بیاورد.

این چنین تغییرات در راهبرد و اهداف امریکا در افغانستان می تواند بگونه ای دراماتیک تلفات نظامیان امریکا را کاهش بدهد و در نتیجه جلو فشار های سیاسی داخلی و خروج شتابزده را بگیرد. افزون بر آن این می تواند مصارف گزاف بزرگ نظامی را که حالا تقریباً هفت ملیارد دالر در ماه است، کاهش بدهد.

این همچنان به نیروهای امریکا این فرصت را خواهد داد که پس از سالها دو جنگ زمینی[عراق و افغانستان] سر حال بیاید. چنانچه احتمال دار با کم کردن تلفات ، متحدین ما برای مدتی طولانی در افغانستان شمالی باقی بمانند. هم چنان اکثریت همسایگان افغانستان را تشویق خواهند کرد تا از برنامه ثبات سازی افغانستان حمایت کنند و بدین ترتیب توانایی اسلام آباد مبنی به صدور تروریسم و تضعیف نقش امریکا در جنوب را کاهش خواهد داد.

افزون بر آن برای امریکا این امکان را خواهد داد که بالای چهار مسئله مهم برای منافع ملی اش تمرکز نماید. رشد قدرت چین، برنامه هستوی ایران، تروریسم اتمی [پاکستان] و آینده عراق.

بدون شک مشکلاتی معینی درین رویکرد وجود دارد:

طالبان با سر و صدای بلند اعلام پیروزی خواهند نمود و وضع موجود[ تجزیه با الفعل افغانستان] را قبول نخواهند نمود و اراده ما را بطور متداوم خواهند آزمود. شاید خشونت های محدود برای مدتی قابل پیش بینی به ویژه در جنوب دوام کند. پشتون های افغانستان باری دیگر به بستر تروریسم جهانی تبدیل خواهند شد و پیامد های خطرناک آن شاید صرف با نیروهای ضربتی امریکا بر پایگاه مرکزی جاری القاعده در پاکستان قابل جلوگیری باشد.

در چهارچوب تجزیه با لفعل افغانستان آسمان پشتون های افغانستان[افغانستان جنوبی] با هواپیما های جنگی پیلوتدار و یا بی پیلوت نیرو های ائتلاف و حملات بر مواضع تروریستان و هم چنان اگر ضرورت باشد بر حکومت جدید طالبان در تمام ابعاد آن تاریک خواهد شد. مقامات ملکی طالبان مثل والی ها، شهردار ها، قاضی ها و مالیات گیرندگان هر صبح که از خواب بیدار شوند به این تشویش خواهند بود که آیا شب زنده از دفاتر شان پس به خانه خواهند آمد و یا خیر.

دیگر غار های کوه پناهگاهان آنها نخواهند بود که از آنجا به کار های شان رسیدگی کنند. با گذشت زمان بعضی شورشهای ضد طالبان حامی تروریسم در قلمرو تحت حاکمیت طالبان را نیز می توان انتظار داشت.

احتمالاً پاکستان مخالفت با تجزیه افغانستان کند. مخالفت اسلام آباد ساده نخواهد بود؛ زیرا راهبرد نظامیان پاکستانی طوری عیار ساخته شده که به مجرد عقب نشینی نیروهای امریکا از افغانستان، آنها [در چهار چوب عمق ستراتیژیک شان] افغانستان را تحت نام طالبان اشغال کنند. در واقع باید اسلام آباد را قناعت داد که آنها باید به کمک امریکا طالبان پاکستانی و افغانی را شکست بدهند تا جلو تجزیه خود پاکستان گرفته شود.

در مناطق غرب و شمال افغانستان[افغانستان شمالی] ناقلین سابق پشتون بحیث ستون پنجم فعال خواهند بود. کرزی و همدستان او بدون شک با تجزیه افغانستان مخالفت خواهند نمود و ممکنست که وی بیش ازین[ بحیث رییس جمهور افغانستان شمالی] در قدرت باقی نماند. هند بخاطر ترس از تسلط مجدد پاکستان در جنوب افغانستان شاید واشنگتن را تشویق کند که ضربات زمینی خود را در افغانستان جنوبی برای سالیان طولانی ادامه بدهد.

حقوق بشر در مناطق تحت کنترول طالبان بخصوص برای اقلیت ها خیلی وحشتناک خواهد بود. با ایجاد ائتلافی از کشور های همفکر و برای دست یابی به این راهبرد برای تهران در عرصه دپلوماتیک خیلی مایوس کننده خواهد بود.
حتا با همه این چالشها قبولی تجزیه افغانستان به مراتب بهتر از انتظار کشیدن شکست راهبرد خروج خواهد بود که باعث شورش های سیاسی داخلی و شاید هم عقب نشینی کامل مصیبت بار نیروهای امریکا از افغانستان شود.

واشنگتن نباید زمانی دست به تغییر اهداف و راهبرد خود بزند که خونهای بیشتر و ثروت های هنگفت در تلاشهای بی ثمر در میان پشتون های افغان از دست برود و دشمن مدعی شود که ما ابرقدرت امریکا را مثل شوروی سابق مجبور به فرار از افغانستان ساختیم.

 

____

برای مطالعه اصل مطلب در زبان انگلیسی به اینجا اشاره کنید

نظرات (24)

...
مقالۀ تازۀ آقای بلک ویل را در همین رابطه بخوانید:

America must give the south to the Taliban

Financial Times
By Robert Blackwill
July 21 2010

In spite of the commitments made at Tuesday’s conference on the future of Afghanistan in Kabul, the current US counter-insurgency strategy (Coin) is likely to fail. The Taliban cannot be sufficiently weakened in Pashtun Afghanistan to coerce it to the negotiating table. America cannot win over sufficient numbers of the Afghan Pashtun on whom Coin depends. President Hamid Karzai’s deeply corrupt government shows no signs of improvement. The Afghanistan army cannot stand up to the Taliban for many years, if ever. Pakistan’s military continues to support its Afghan Taliban proxies. And the long-term Coin strategy and the far shorter US political timeline are incompatible.

President Barack Obama has promised to review the administration’s Afghanistan policy in December. After this review the US should stop talking about exit strategies, and accept that the Taliban will inevitably control most of the Pashtun south. Instead Washington should move to ensure that north and west Afghanistan do not fall too, using for many years to come US air power and special forces – some 40,000-50,000 troops – along with the Afghan army and the help of like-minded nations. Such a de facto partition would be a profoundly disappointing outcome to America’s 10 years in Afghanistan. But, regrettably, it is now the best that can realistically and responsibly be achieved.

This week media reports suggested another approach gaining favour: negotiation. But as CIA director Leon Panetta said recently about Taliban behaviour, why would they negotiate in good faith, if they think they are winning? Some instead think the US should withdraw all of its military forces over the next year. But that would be a major strategic defeat for the US and its partners, with negative global repercussions for many years to come.

Equally wrong-headed are those arguing the US should stay the course, no matter how long it takes. The CIA now thinks there are barely 50-100 al-Qaeda fighters left in Afghanistan, facing 100,000 US troops. The original Afghan objective was to destroy al-Qaeda, not fight the Taliban. That has largely been accomplished.

Even if the Afghan Taliban invited al-Qaeda to join them in greater numbers, the estimated 300 or so al-Qaeda fighters in Pakistan moving across the border would not substantially increase the threat. Is it worth an indefinite ground war, and thousands more US and allied casualties, to try to prevent that happening? The US can attack al-Qaeda on both sides of the border in any case.

Others worry the Taliban would not adhere to the rough boundaries of such a de facto partition, and would seek to reconquer the entire country. But US and allied military might and growing Afghan army capabilities could stop that from happening. Indeed, without such a long-term US military presence, a renewed civil war is probable. With such a commitment, it is unlikely. Small islands of non-Pashtuns in the south and east would be an unfortunate but unavoidable consequence, as would the comprehensive violation of women’s rights in Taliban territory. But the US could still assist those Pashtun tribal forces that wish to resist the Taliban.

Wider threats to the region should be taken seriously. An irredentist “Pashtunistan”, and perhaps the fracturing of Pakistan, could happen. Ironically, the Pakistan military is making such a development more likely through its support for the Afghan Taliban. But why should the US be more concerned about the territorial integrity of Pakistan than the country’s General Ashfaq Kayani and his colleagues? Indeed, the spectre of de facto partition in Afghanistan might even produce the change of heart in the Pakistani military’s attitude to the Afghan Taliban that successive US administration have failed to achieve.

Henry Kissinger has observed that: “For other nations, utopia is a blessed past never to be recovered; for Americans it is just beyond the horizon.” With its many flaws, de facto partition is hardly a utopian outcome in Afghanistan. The overriding virtue of this concept is only that it is better than all available alternatives.

The writer was US ambassador to India, and a deputy national security adviser under George W. Bush
Sami , ژوئیه 23, 2010
...
........خوب این برادان یاغی و وحشی پشتون ادم شدنی نیستند ! اینها از رسم رواج قرون وسطایی جدا شدنی که نیستند! پس بیاد که بگذاریم شان ! و سایر ملیتها راه و خط مرزی به خود تعین سازیم !!!
aryan , ژوئیه 23, 2010
...
سلام همه صلح اندیشان تاریخ و جهان
پلان نیک هست دست شان درد نه کند خداوند موفق و پروز باشند از جناب فهیم محقق دوستم و همه این سیاست مداران و قدرت به دستان مایوس شدیم و جناب داکترصاحب عبدالله ارزو مندیم که بسیار به جرئت زیادو بد.ن هرگونه خوف و هراس با این سیاست مداران امریکایی ارتباط گرفته و هر چه زودتر این پلان میمون را عملی نمایند تا انکه هم برادران پشتون 25% و هم غیر پشتون 75% یک زنده گی ارام و خوش داشته باشیم و حقیقت این است که بالای برادران پشتون ما ظلم بزرگ صورت گرفته است که انها باوجود نفوس زیاد شان در پاکستان که زیادتر از 30 ملیون است زبان خاص فرهنگ خاص حق نداشته باشند که یک کشوری مستقل داشته باشند ما اینرا تایید میکنیم که اینها هم حق دارند که کشور داشته باشند مستقل باشند متحد باشند مثلی دیگر انسان ها منحیث برای شان دنیا احترام قایل باشند ولی اینها زور خود را بالای مردم مظلوم بهسود ازمایشت میکنند اینها راه را گم کرده اند میخواهند که پشتونستان را در سرزمین دیگران تشکیل بدهند که این امکان پذیرنیست من از اقای اسمعیل یون و دیگر سیاست مداران پشتون که خداوند برای شما همه چیز را که به دیگران اعطا فرموده به شما هم داده است خاک نفوس زبان فرهنگ مردانه وار مبارزه کننید و حق تان در جای اش و ازکسیکه خورده اش بگیرید و بگزارید که مردان خراسان زمین کمی راحت کنند که ما به دانشمندان نوین چون مولولانای بلخی ابن سینا خواجه عبدالله فارابی بیرونی های جدید ن یاز داریم از طب کمیا فزیک جبر و صدها علوم دیگر پس مانده ایم ما به امام بخاری ترمذی ابوحنیفه نیاز داریم فقط روی خدا را ببیند و از ما دور شوید که مرض تان ساری است و بر ما واجب است که از این برادران چون تیر دور باشیم
ایا همین قسم نیست , ژوئیه 23, 2010
...
مقاله خوب است من تا جاي فكر كنم كه همينطور خواهد
شد كًرجه ما هميشه داد أز يك ملت بودن را ميزنيم ولي هيج وقت يكجا نبوديم اين اًمريكاي ها هر جه خواستن
كردن .بعضي ما افغانها يا أز هوشياري وطن فروش شديم يا از جاهلي يك زربولمسل مشهورانكًليسي است اول جدا كن بعد حكومت  
امين حكيمي أ لندن , ژوئیه 23, 2010
...
سلام فكر كنم كه طرح ششم كه شما حدس ميزنيد درست باشد يك سخن مشهور انكًليسي است كه ميكًن جدا كن وحكومت كن . ما افغان ها اكًر هوشيار بوديم (بإسواد) در مقابل ماديات وطن را ميفروشيم اكًر جاهل بنام مذهب از ما استفاده غلط ميشود . بنا ًً اًمريكا دولار بيشمار دارد وكشور همسايه ملاهاي بيحساب
٩٠ فيصد افغانستان بيسواد وبنفع ملا ها ١٠ فيصد ديكًر
غلام علقه بكًوش دولار امريكا ما بأيد أز بزركًان ما همين جز تجزيه افغانستان كه راه حل ساده بنظر ميرسد توقع بيشتر نداشته باشيم
امين حكيمي از لندن , ژوئیه 23, 2010
...
مطلب بسیار جالب و خواندنی است. ما هم میخواهیم مانند مردمان جهان مترقی دیگر در فضای صلح و آرامی زندگی کنیم. پشتون های افغانستان و زمامداران پاکستان هز گز نمیخواهند که در افغانستان صلح و ثبات بیاید. برخلاف تاجکها، ازبکها، هزلره ها، ترکمنها و دیگر اقوام ساکن این کشور (غیر از پشتون) خواهان پیشرفت، تمدن، ترقی و صلح مسباشند. یگانه راه علاج و آرامی در کشور ما تچزیه میباشد که ما را از شر این مکروبها و سرطان نا درمان نجات بخشد. پشتون های فاسد و پاکستانیهای خون آشام هر گز خواهان آمدن صلح در کشور نمیباشند. ما از ملل متحد و دیگر کشور های صلح دوست تمنا داریم که در این راستا ما را مانند یوگوسلاویا سابق کمک کند تا هر چه زودتر جلو این بدبختی ها گرفته شود. پشتون ها همیشه ضد پیشرفت، تمدن، و ترقی میباشند و طرفدار چور، چپاول، غرتگری، وحشت، ترور، خشونت و دیگر عوامل غیر اسلامی، غیر انسانی، غیر اخلاقی میباشند. زنده باد صلح در سراسر جهان، پاینده باد افغانستان شمالی.
ARA , ژوئیه 23, 2010
...
این طرح مورد حمایت بیش از 70 در صد مردم افغانستان قرار خواهد گرفت.
WATAN , ژوئیه 23, 2010
...
مطلب بسیار جالب و خواندنی است. ما هم میخواهیم مانند مردمان جهان مترقی دیگر در فضای صلح و آرامی زندگی کنیم. پشتون های افغانستان و زمامداران پاکستان هز گز نمیخواهند که در افغانستان صلح و ثبات بیاید. برخلاف تاجکها، ازبکها، هزلره ها، ترکمنها و دیگر اقوام ساکن این کشور (غیر از پشتون) خواهان پیشرفت، تمدن، ترقی و صلح مسباشند. یگانه راه علاج و آرامی در کشور ما تچزیه میباشد که ما را از شر این مکروبها و سرطان نا درمان نجات بخشد. پشتون های فاسد و پاکستانیهای خون آشام هر گز خواهان آمدن صلح در کشور نمیباشند. ما از ملل متحد و دیگر کشور های صلح دوست تمنا داریم که در این راستا ما را مانند یوگوسلاویا سابق کمک کند تا پشتونها را از ما جدا کند تا حکومت خود را داشته باشند و دیگر اقوام حکومت خود را. کاسه صبر لبریز شده دیگرطاقت و توانایی نیست که همرای این پشتونهای فاسد زندگی نمایم. ضرب المثل عام است که میگویند از زبان بدل کردن گرده کوچه بدل کردن بهتر است. همه ملل دنیا میدانند که این پشتونهای فاسد باعث همه این بدبختی ها در کشور میباشند . . پشتون ها همیشه ضد پیشرفت، تمدن، و ترقی و طرفدار چور، چپاول، غارتگری، وحشت، ترور، خشونت و دیگر عوامل غیر اسلامی، غیر انسانی، غیر اخلاقی میباشند. زنده باد صلح در سراسر جهان، پاینده باد افغانستان شمالی (خراسان).
ARA , ژوئیه 23, 2010
...
میتواند یک راه حل باشد.
کبیر , ژوئیه 23, 2010
...
افغانستان شمالی نی امین جان . زنده باد سرزمین خراسان
عبادالله , ژوئیه 23, 2010
...
چی فکر میکنید ایا کسی است که راضی باشد خاک اش تقسیم شود قوت اش تضعیف گردد صدای رصین و طنین انداز اش دراین جهان مملو از هیاهوکه تنها و تنها صدای زورمندان قابل شنیدن است به صدای لرزان مبدل گردد که اصلا قابل شنیدن نباشد ؟
پس اگر کسی به چنین حالت حاضر میگردد به یقین که انگیزه ها و دلیل های را دیده شنیده و زنده گی کرده است که باعث مرگ اش میشود باعث نابودی میراث نیاکان و اجداد اش مشود حق اسم نهادن کودک نوزاد اش را از دست اش میگیرند هویت شخصی قومی و ملی اش جعلی ثبت میشود و ایا این را فکر کرده ایم که هویت شخصی قومی و ملی را کی به ما بخشش نموده است {وجعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا} خداوند به صراحت که هیچ نوع لبس دران وجود ندارد بیان میکند { ما شما انسان هارا گردانیدیم و تقسیم کردیم ملت ملت و قبیله قبیله تا انکه یک دیگر را بشناسید} بعد از شناسایی معلوم است که با خوبان نزدیکیت مکنیم و از بدان دوری میجویم میدانید که این چیزگران بها را خداوند به ما بخشیده است این یکه تازان فرعون صفتان به قصد جنگ با خداوند برخاسته اند و حتی این بخشش الهی را از دیگران سلب میکنند ایا همین قسم نیست؟ ایا همین قسم نیست؟
وچیزی دیگر اینکه ایا این خاک را از قبل تجزیه نشده ؟ ایا سرحد ما در دهلی و اطراف تهران و ماورای نهر نبوده ؟ ایا وحدت خاکی که ما داریم {نه وحدت ملی قسم که زمزمه میکنند} مقدس تر از خون صد ها هزار انسان که مسلمان هم هستند است؟ ایا اسو الله نه گفته که حرمت خون یک مسلمان نزد خدا وند با ارزش تر از هدم کعبه است ؟
ایا همین قسم نیست , ژوئیه 23, 2010
...

هیچ فرد عاقل ، آ گاهء ودل سوز به وطن هر گز هم طرفدار تجزیه وکوچک شدن خاک خویش نه می باشد. در فارسی یک صرب ا لمثل داریم ، که می گویند آب تا گلو بچه زیر پا. زمانیکه وطنت را صرف بنام یک قوم مسمی کنند ، زمانیکه جبراٌ هویتت ر مسخ کنند وبگویند این جا اوغان ستان است و هر کس ازین اوغان ستان است ، اوغان است. ازبک ، هزاره ، تاجک، ترکمن وغیره اقوام این خاک باید بحاطر خوشی قبیله خود را اوغان بگویند. زمانیکه در وطنت ترا نگذارند به زبان مادری ات حرف بزنی، به زبان مادری ات حرف زدن جرم باشد وبرایت دستور بدهند که دانشگاه مگو پوهنتون بگو ، زبانت را بارسی مگو دری بگو فارسی گفتن جرم پنداشته شود. زمانیکه تاریخ ، فرهنگ و افتخاراتت را جبراٌ از بین ببرند وبه جای آن فرهنگ زبان وتاریخ جعلی خودرا جا گزین نمایند. زمانیکه برای پیشزفت مملکت وتأمین عدالت از سیستم فدرالی حرف بزنی ، ترا خاین به وطن و خاک قلمداد نمایند و با ا لآخره زمانیکه در قرن 21 هنوز هم قبیله گرایان متعصب خواهان ادامهء سیاست های جابرانهء وظا لمانهء سیاه ترین چهره های تاریخ چون عبد ا لرحمن خان سفاک ، نادر خان غدار ، هاشم خان جلاد و محمد گل خان مهمند شوونیست باشند ، ایا برای پایان بخشیدن همهء این نوع مظالم تجزیه یک گزینهء مناسب نه خواهد بود؟
محمد , ژوئیه 23, 2010
...
آقای فرانسس وندریل, نماینده سابق سازمان ملل و اتحادیه اروپا برای افغانستان, هم از طرح واگزاری جنوب به طالبان حمایت کرده و ادامه عملیات جنگی را جنوب بیهوده میخواند. اینجا بخوانید

http://www.guardian.co.uk/world/2010/jul/19/taliban-talks-obstacles-peace-deal-aghanistan
Ghaznawi , ژوئیه 23, 2010
...
من فکر می کنم با ترک نمودن قوای خارجی از افغانستان ، افغانستان خود به خود شکل تجزیه را به خود می گیرد اما این وظیفه ایمانی اسلامی انسانی و فرزندی مایان است که سرزمین خود را حفظ نمایم . ایران و پاکستان از مردن و از بعین رفتن افغانستان آنقدر خوش هستند که هیچ اندازه ندارد ! حالا این وظیفه ما است که ملا عمر و گلبدین را هرچی عاجل تر روی میز مذاکره بنشانم یا اینکه به هر ترتیب که می شود این دو شخص را بخاطر نجات افغانستان از بعین برد تا دست باز پاکستان را برای همیشه کوتا نمود
عاشور , ژوئیه 23, 2010
...
کشور جدید "پتانستان" یعنی افغانستان جنوبی را با ترور و تریاک آن برای آقایان اسماعیل یون, نبی مصداق و داکتر زیرکیریار, یعنی پیشنهاد کننده گان طرح دویمه سقاوی, مبارک میگوییم.

اینها که از طالبان وحشی, این سگهای زنجیری پاکستان, بخاطر پاکسازی سایراقوام حمایت میکرده اند, مسؤل اینهمه نفاق و بد بختی و عقبگرد تاریخی درین سرزمین هستند.

نمیدانم که اینها چرا از تاریخ پند نمیگیرند و عوض نفاق افگنی بفکر تنویر قوم خود نمیشوند تا هر کشوری به نوبت از ایشان بحیث "کاندوم" استفاده نکند و در عوض در کنار سایر ملت ها از علم و پیشرفت بهره مند شوند.
داکتر بره کی , ژوئیه 23, 2010
...
هر بلائیکه سر افغانستان بیاید مسئول درجه اول آن کسانی اند که چرخ قدرت و اداره دولتی را بدست دارند. از اجرآت اقای کرزی هم بوی تجزیه افغانستان بمشام میرسد. بدول پاکستان رقصیدن و در پای اجیران استخبارات پاکستان (طالبان) افتیدن و با گلب ا لدین حکمتیار این قاتل مردم افغانستان و پاپی پاکستان همنوائ کردن، همه و همه شواهدی بر زمینه سازی تجزیه افغانستان میتواند بحساب آید. بر برادران پشتون ما است، که ضد گماشتگان اجنبی قیام نمایند و نگذارند که افغانستان ما پارچه شود.
سکندر , ژوئیه 24, 2010
...
هموطنان گرامی من ! تأسف میکنم که بخاطر تجزیه ی سر زمین مادری ات خوشحالی میکنی، بدون آنکه کف دست اجانب و برنامه های شیطنت آمیزچند دهه ی اخیر " سخاوتمندان" انگلیسی، امریکایی و پاکستانی را خوانده باشی ! منظور و مقصود این استعمارگران و چوچه سگان پاکستانی آنها از همان اوایل همین تجزیۀ افغانستان بود، ولی نمیتوانستند بدون مقدمه و یا بدون درامه بازیهای قبلی طرح رذیلانۀ شان را اعلان کنند. اکنون که کار را تا عمق رسا نیدند، غرض دریافت افکار، احساسات ، واکنش و نظرات افغانها و دیگران میخواهند طرح استعماری شان را از سوی مثلا آقای " بلک ویل" یا " جک " و یا . . . بیرون دهند.
هموطن عزیز! غافل مباش و پشتون ستیزی هم مکن که شیاطین داخلی و خارجی از همین نقطه سؤاستفاده ی میکند. درکشوری که صدها صال پشتون و تاجک و ازبک و هزاره و نورستانی و پشته و ایماق و هندو و . . . چون خواهر وبرادر زیسته اند، ممبعد هم میتوانند درکنار هم زنده گی کنند، اگرما همت کنیم دسایس، برنامه ها و رذالت های خودی و بیگانه را به موقع خنثی نماییم.
کریم , ژوئیه 24, 2010
...
تا زمانیکه پشتون ها درین جا باشند افغانستان روی آرامی را نخواهد دید تجزیه افغانستان به شمالی و جنوبی یک راه معقول برایم مردم این سرزمین است.قوم پشتون اصلاح شدنی نیستند وقتی به دو قسمت تقسیم شد آنها میدانند مناطق شان دلشان که خود را انتحار میکنند یا دیگران را. مردم شمال و غرب کشور به تمدن و پیشرفت ضرورت دارند تا حال این قوم فاشیست مانع همه پیشرفت و ترقی میباشد.
یک کار نیک و خوبی است خدا کند که جنبه عملی به خود بگیرد.
محمد گل از مزار , ژوئیه 24, 2010
...
ميكًن كه نام امنيت ملي را به لوي رياست تغير ميدهند
يعني جه اين بشتونها جرا اينقدر در مقابل فارسي
درد شان زور است كه تا جاي دست شان ميرسد در تغير
نامها دست ميزنند مركً بر فاشيزم
وطن دوست , ژوئیه 26, 2010
...
هر فرد افغان و مهاجر باید از تاریخ افغانستان آگاه باشد. ما افغان ها و پشتون ها مزدوران آی اس آی و ایران را از کشور خود لگد زده بیرون می کنیم. مرگ بر طالبان! مرگ به پاکستان! مرگ به ایران! زنده با لویه افغانستان!
anwar khan zadra,uk , اوت 03, 2010
...
هموطنان عزیز بیاید عا قلانه فکر کنیم ، از زمان که نام این مرز و بوم بزرگ خراسان توسط انگلیس ها به افغانستان و یک تعداد مردم جاهل و نادان تحت نام پتان و خان را ایجاد کردند دیگر این کشور روزی خوبی را ندیده است، این لقب خان را انگلیس ها به پشتون ها مانده است تا بتوانند توسط این نام تی خالی به اهداف شان برسد، و ما یگانه را معقول را در میبنیم که بیاید جنوب را به طالب ها پاکستانی به رهبری کرزی ملا ها ی چون عمر و گلو بدهیم و هر کسی هم که خوش داشته باشد میتوانند تحت سلطه انها بروند و هر کسی هم که میتواند تحت سلطه حکومت عاری از جهل و طالبی بیاید ، بگذارید که ببینم که این خان ها و پتان ها پاکستانی یگدیکر را چیطور با ترور و مواد مخدر و انتحاری از بین میبرند
و سلام
ن ن , اوت 04, 2010
...
راستی در وضعیت کنونی که سرزمین سوگ(افغانستان) قرار دارد ظرفیت شکل گیری هرگونه ارزش مشترک به شدت محدود شدنی است و هیچ درک مشترک از تاریخ این سرزمین میان اقوام پشتون و سایر اقوام وجود ندارد پس دلبستن به دوام این وضعیت و امید داشتن به روند ملت شذن کاملا پوچ و واهی معلوم میشود.
سید سیاوش , اوت 07, 2010
...
مولوی خراسانی :خراسان نام اصلی وطن ماست که تقریبأ2000سال به این نام یادشده است ومبارک است بخاطریکه حضرت رسول الله(ص) فرمودند(خراسان واحد من ثلاثه جنة فی الدنیا)
ترجمه:خراسان یکی ازسه بهشت دنیااست.
روی همین حساب است که مسلمانهای هند- باکستان-بنگلدیش-برماوغیره خراسان شریف میگویندوعراب هم بنوبه خود باظهورگسترده تابعین رسول(ص)ازخراسان مثل حضرت امام ا عظم(رح)وامامان دین مثل امام بخاری (رح)وامام حنبل(رح)وصدهاامام وهزاران مفسر, محدث,وفقیه دیگر که من فورصت نوشتن آنهارا ندارم چنین گفتند :(فان العلم فهم فرسان,ساداة,وعیان)ومن این لغیرهم.
بناأ اقوام مختلف این مرزوبوم این نام راگرامی می دارند واین نام مبارک راگام بزرگ بطرف وحدت ملی میشمارند.
عبدالله عرب , اوت 20, 2010
...
کارخوبیست به همه اقوام مبارک است بنظربنده این یگانه راه بیرون رفت ازمشکلات وجنگ محسوب میشود.
احمد- ظهری , اوت 27, 2010

نظر خود را وارد کنید

کوچکتر | بزرگتر

busy
رابرت بلک ویل