
از زمانی که قبایل افغان بر یک بخش خراسان بزرگ تسلط یافتند و پسان ها نام ساختگی افغانستان را بر ساحه تحت تسلط خود نهادند، این سرزمین روی خوشی و آرامی درست را ندیده است. دو صد و شصت سال فاجعه پشت فاجعه و مصیبت دنبال مصیبت از چهار سو بر سر مردم ما ریخته است. کشتار، غارتگری، جنگ های مداوم، ظلم، استبداد، ستمگری، بی عدالتی، فقر، پسمانده گی و هزاران سیاهروزی و بدبختی دیگر دامنگیر مردم بوده است. از برکت حاکمیت دوصد شصت ساله ای پشتونسالار، افغانستان امروز یک کشوری است که در میان همه کشور های جهان مقام اول را در همه بدی های قابل تصور کمایی کرده است. افغانستان مقام اول را در تولید و قاچاق هیروئین و چرس دارد، مقام اول را در فقر و مرض دارد، مقام اول را در فساد اداری دارد، مقام اول را مافیا سالاری دارد، مقام اول را در بی نظمی و بی قانونی و بی ثباتی دارد. افغانستان در واقع یک کشور بی دولت و بی سر و سامان است که هیچ چیز آن به یک کشور به مفهوم واقعی آن نمی ماند.
یک سکتگی کوتاه در حاکمیت مطلقه ی پشتونی در جریان جنگ ضد روسی رو نما گردید، اما پس از خروج روسها، چه هنگامی که طالبان را ساختند و به قدرت رساندند و چه پس از برافتیدن طالبان از قدرت برنامه ای را که دولت پاکستان و امریکا و انگلیس روی دست داشته اند، این بوده است که حاکمیت مطلقه ی پشتونی را باز سازی و احیا کنند. در هشت یا نو سال گذشته، با شتاب عجیب در همین راستا کار های چشمگیری انجام شده است و به ظاهر قسمی به نظر می رسد که پروژه ی احیای حاکمیت پشتونی با موفقیت به پیش می رود. اما مساله این است که با تمام این کارها، هیچ گونه امنیت و ثبات و پیشرفت در افغانستان پدیدار نشد و وضع به حد نهایی بحرانی و ملتهب و نا امید کننده میباشد. دیدن این وضع باعث شده است که برخی از صاحبنظران و کارشناسان غربی طرح های جالب دیگری را به میان کشند که از آن جمله طرح تجزیه و طرح از میان بردن افغانستان می باشد.
ما طرح فدرالی ساختن افغانستان را از سالها به این سو و همچنان طرح انتخابی بودن والی ها و کاهش نظام متمرکز ریاستی را در این پسین ها زیاد شنیده ایم و روی آن ها صحبت کرده ایم. اما باید گفت که طرح های دیگری هم از جانب هموطنان ما پیشکش شده اند. چندی قبل ما شاهد آن بودیم که آقای لطیف پدرام از سپردن بخش های جنوبی افغانستان به طالبان و ایجاد یک نظام طالبی ( در صورتیکه خواست مردم پشتون همین باشد) در جنوب آشکارا سخن گفت. همچنان ما شاهد بودیم که در رسانه ها، مساله ای تجزیه ی افغانستان به دو کشور جداگانه نیز از طرف خود هم میهنان ما مطرح گردید و نقشه هایی را هم که افغانستان تجزیه شده را نشان می داد در تارنما ها مشاهده کردیم. کسانی هم از وطنداران ما بودند که انحلال افغانستان را به مثابه یک راه حل رفع بحران منطقه مورد بحث قرار می دادند. اما این طرح ها و نظریه های تجزیه و انحلال، مورد توجه قرار نمی گرفت.
در چند روز پسین ما دیدیم که یکی از سیاست مداران امریکایی به نام " رابرت بلک ویل " سابق سفیر امریکا در هندوستان، طرح تجزیه ی افغانستان به دو کشور را در میان گذاشت و توجه بسیاری از رسانه های همگانی و مردم جهان را به خود جلب کرد. رابرت بلک ویل گفت که جنوب افغانستان به طالبان داده شود که خودشان در آن حکومت دلخواه خود را تشکیل دهند و کابل و بخش های غرب و شمال و مرکز و نواحی از شرق افغانستان به صورت یک کشور از جنوب جدا گردد و یک دولت جداگانه داشته باشد.
هنوز گپ بر سر تجزیه افغانستان بود که چند روز بعد از گفتار آقای ویل، یکی از روزنامه نگاران امریکایی به نام " جک کلی " در نشریه ی " پتزبورگ پوست گازت " به تاریخ یازده هم جولای 2010، طرح نابود کردن افغانستان را در میان گذاشت.
جک کلی، در مقاله ای تحت عنوان " افغانستان را باید نابود کرد" نخست به این مقوله مشهور که " افغانستان گورستان امپراتوری هاست" اشاره می کند و می نویسد که: "واقعیت این است که افغانستان «پای پاک دم دروازه ی امپراتوری ها» بوده است. سر زمینی که اکنون افغانستان خوانده می شود، توسط اسکندر بزرگ، کوشانی ها، ساسانی ها، چنگیزخان، تیمور لنگ، مغول ها و دزد ترکمن نادرشاه و انگلیس ها، بدون کدام مشکل تسخیر شد."
در مقاله آمده است که افغانستان یک مخلوق استعماری است که توسط انگلیس ها در قرن نوزده هم به حیث یک منطقه ای حایل در میان امپراتوری روسیه و هندوستان تحت تسلط انگلیس ساخته شد. همان طوری که استعمار در افریقا و شرق میانه کشورهایی را به صورت مصنوعی به وجود آورد ، انگلیس مردمان کاملا متفاوت و بیزار از همدیگر را در یک جا با هم انداخت و کشوری به نام افغانستان را اختراع کرد.
جک کلی اشاره می کند که با وصف موجودیت اقوام مختلفی چون تاجیکان ، هزاره ها ، اوزبیک ها ، ایماق ها ، بلوچ ها ، ترکمن ها و غیره ، که اکثریت مطلق شان به زبان های دیگری غیر از پشتو صحبت می کنند ، انگلیس افغانستان را به مثابه یک امپراتوری پشتون خلق کرد که توسط گروه های قومی دیگر با بیزاری به سویش نگریسته می شد . نویسنده می گوید که امروز نیز ما همان تلاش انگلیس را ادامه می دهیم و کوشش داریم که یک دولت مرکزی قوی را به دور رئیس جمهور افغانستان حامد کرزی بسازیم . صرف به دلیل اینکه او یک پشتون هست . ما فکر می کنیم که حامد کرزی به خاطر بی کفایت بودن و فاسد بودنش از محبوبیت برخوردار نیست ، در حالیکه اگر تنها به خاطر همین پشتون بودنش هم که باشد حامد کرزی در میان تاجیک ها ، اوزبیک ها و دیگران محبوبیتی نخواهد داشت.
جک کلی می نویسد که: "با ادامه دادن همان کارهای استعماری انگلیس ، ما بر ضد منافع خود عمل می کنیم. زیرا ، طالبان تقریبا به صورت کل پشتون ها می باشند و " اتحاد شمال" که ما را در بیرون راندن طالبان در سال 2001 کومک کردند تقریبا همه از اقوام دیگر تشکیل شده بودند." بهترین کاری که از نظر نویسنده ی مقاله به نفع همگی است این می باشد که اختراع استعماری «افغانستان» را از میان ببریم و بگذاریم که جمعیت های قومی مختلف به ملت های اصلی خود در ماورای مرزهای کنونی، از جایی که انگلیس آنها را بریده بود، باز وصل شوند.
جک کلی می افزاید که: "افغانستان و تاجیکستان 750 مایل مرز مشترک دارند. بگذاریم که هشت میلیون تاجیک های افغانستان با شش میلیون تاجیک های تاجیکستان که یک مسلمان سیکولار و دوست امریکا برآن حکومت می کند، وصل گردند.
افغانستان و ترکمنستان 450 مایل مرز مشترک دارند. بگذاریم که نهصد هزار ترکمن های افغانستان با 4.9 میلیون ترکمن های ترکمنستان بپیوندند.
افغانستان و اوزبیکستان 85 مایل مرز مشترک دارند. بگذاریم که 2.5 میلیون اوزبیک افغانستان با 28 میلیون اوزبیک در اوزبیکستان یکجا شوند.
هرچند که پشتون ها درپیوستن به دیگر پشتون های آن سوی مرز کنترول خود را بر دیگر اقوام از دست می دهند، اما شاید بسیاری از 13 میلیون پشتون های که در افغانستان به سر می برند ترجیع دهند که با 27 میلیون پشتون های پاکستان بپیوندند، یا تحت حاکمیت دولت پاکستان و یا به صورت یک دولت جدا گانه ای پشتون. پاکستان خودش هم یک اختراع استعماری انگلیس است که زیر سیطره ی پنجابی ها قرار دارد. ( ا)
در قرن نوزده هم استعمارگری یک تفکر و کردار بد و منفی بود. اینکه ما امروز در قرن بیست و یکم کشورهای مصنوعی و اختراع شده ای استعمار را هنوز هم با همان دلایل و منطق کهنه پاسداری کنیم ، نه تنها که دیوانگی و جنون است بلکه یک کار غیر اخلاقی و شرم آور نیز می باشد."
اینکه نظریه پردازان کشور های دیگر در مورد افغانستان چه میگویند ، برای ما اهمیت حیاتی ندارد . اما ، مهم این است که حاکمیت و ستم دو صد و شصت ساله ای قومی در افغانستان و تلاش های شوم و خائنانه ی برتری طلبان و عظمت جویان پشتون در شرایط کنونی ، کشور را واقعا به طرز وحشتناکی به سوی تجزیه و انحلال کشانده اند.
تمام این کشمکش های و جنگ های زرگری که گروه های مختلف پشتونی به راه انداخته اند ، یکی شان تگ می شود و دیگر شان تگمار ، به خاطری است که همه قدرت و حاکمیت و دولت دربست در اختیار شان قرار داده شود و هیچ کسی هم بازخواست نکند که بر سر مردمان دیگر چه بلاها را می آورند . در هشت یا نو سال گذشته تا همین امروز ، هنوز جنگ و جنجال ظاهری در میان خود پشتون ها است و مردمان غیر پشتون در مناطق مختلف افغانستان ، بدون جنگ زنده گی می کنند، اما مشکل اصلی و جنگ واقعی هنگامی شروع خواهد شد که حاکمیت پشتون ها قایم شود و نیرو های خارجی خود را کنار کشند . موضوع می ماند در بین پشتون ها و اقوام دیگر که به هیچ صورت و به هیچ قیمت حاضر به پذیرش حاکمیت تک قومی پشتون نمی باشند.
از طرف دیگر ، مردمان غیر پشتون در افغانستان ، واقعا از درجا زده گی، جهالت، سرتنبگی، واپسگرایی، تمدن ستیزی، وحشی گری و دهشت افگنی مردمان قبایلی که رهبری شان به دست گروه های تاریخ زده ای چون طالبان، حزب گلبدین حکمتیار، گروه حقانی و افغان ملتی ها و سورخلقی های نفرین شده است، بسیار به تنگ آمده اند و کاسه ای صبر شان به لب رسیده است. دو صد و شصت سال مردم در زنجیر تعصب و جهالت قبیله بسته بود، دیگر کسی نمی خواهد که دو صد سال دیگر منتظر بماند که قبایل به سوی ترقی و تمدن روی آورند و کشور فلاکت زده ی افغانستان از این وضع شرم آور بیرون گردد و به کاروان کشور های متمدن جهان بپیوندند.
سخن کوتاه، مساله بر سر این است که زنده گی کردن با عزیزان پشتون در یک کشور ، تحت این شرایط غیر منطقی و غیر انسانی، دیگر برای مردمان غیر پشتون نا ممکن شده است. یا باید برتری جویان و عظمت طلبان پشتون از مرکب شیطان پایین بیایند و دیگر هوای حاکمیت مطلق و یک قومی خود را از سر بدر سازند و با دیگران در چهارچوب یک نظام همه قومی و باز و فدرال گونه زنده گی کنند و تفکر متعجر و تاریخ زده ای پشتونولی و کوچیگری و طالبی خود را برای خود نگهدارند و بگذارند که مردم و کشور به سوی ترقی و بهروزی برود ، یا اینکه افغانستان به سوی تجزیه و از همپاشیده گی و اضمحلال خواهد رفت.
تاجیک و پشتون و اوزبیک و هزاره و دیگران در صورتی می توانند در کنار هم و در صلح و صفا زنده گی کنند و کشور خود را به سوی شگوفایی ببرند که همگی از حقوق و امتیازات مساوی برخوردار باشند و هیچ قومی احساس محرومیت و سرکوفتگی نکند. با طرح های فاشیستی و کهنه و با بی منطقی های طالبان و افغان ملتی ها و سورخلقی ها و دیگر هواداران مانیفست «دویمه سقوی» ، افغانستان از بحران بیرون نخواهد شد. اگر افغانستان همین امروز در بحران به سر می برد و میلیارد ها دالر پول کومک های خارجی به غارت میرود و هیچ دردی از درد های مردم دوا نگشته است، اگر افغانستان به یک کشور بی در و بی دروازه و کاروانسرای خارجی ها تبدیل شده است، اگر افغانستان در تولید هیروئین شهره آفاق گشته است، اگر افغانستان مرکز دهشت افگنی شده است، اگر جنگ و مصیبت در افغانستان پایان نمی یابد، اگر افغانستان تجزیه شود و اگر افغانستان بکلی منحل شود، مسوولیت عام و تام آن به گردن همان گروه های پشتونی است که از بی منطقی، لجاجت، جهالت، خود بزرگ نگری، برتری جویی و انحصارکردن حاکمیت سیاسی دست بر نمی دارند و میخواهند که همان بابایی و سرداری و حکمروایی سابق شان احیا گردد و همه مردمان دیگر غلام و رعیت ایشان باشند.
_____
پینوشت :
( 1 ) ارقامی را که جک کلی در مورد نفوس اقوام مختلف ساکن در افغانستان می دهد، قابل اعتماد نیست و بر کدام سرشماری درست و علمی و کامل استوار نمی باشد. در افغانستان هرگز نفوس شماری درست نشده است و هیچ کس نمی تواند به درستی بگوید که هرقوم در افغانستان چه تعداد نفوس دارد. به ویژه در قسمت نفوس پشتون ها همیشه دروغ های شاخدار گفته شده است. این یک دروغ بسیار بزرگ و تاریخی است که پشتون ها را به نام قوم " اکثریت " در همه جا تبلیغ کرده اند. اگر فاشیست ها و برتری خواهان پشتون بگذارند که یک سرشماری درست و بیطرفانه و تحت نظارت سازمان های معتبر جهانی در افغانستان صورت گیرد، دروغ شاخدار شان برملا می شود و ثابت خواهد شد که نفوس پشتون ها کمتر از تاجیکان است نه بیشتر از آنها. بگذریم از این که تعداد پشتون ها در مقایسه با مجموع نفوس تاجیکان ، هزاره ها ، اوزبیک ها و دیگران ، خیلی کم و ناچیز است. دروغ اکثریت بودن پشتون ها را انگلیس ساخت ، بعد خود شان آن را میلیارد ها بار به تکرار نوشتند و گفتند و بر دیگران قبولاندند که پشتون ها در افغانستان اکثریت می باشند.
این هم اصل مقاله ای " جک کلی " به زبان انگلیسی: Get rid of Afghanistan
نظرات (28)
...
اقوام غیر پشتون میتوانند درصورت تجزیه زیر چتر زبان پارسی باهم زندگی مسالمت آمیز داشته باشند.
...
ن ن از کابل
...
...
هر پسری وقتی جوان شد و مرد شد باید زن داشته باشد( اگر صحت جسمی و روانی اش خوب باشد) و این زن حتما خواهر کسی می باشد!
و یا شاید هم خودت از همان تاجک های بی خبر از دنیا در یگان مدرسه درس طالبی خوانده اید؟
و چون اکثریت ملا های مدرسه ها آن کار دیگر را درحق طالب ها می کنند، طالب های بیچاره هرگز مرد نمی شوند و به فکر حور ها خودشان را منتظر نگه می دارند!
...
گروه قوم گرا همرا با باداران پاکستانی شان رها نمایم ، امروز یک از جنرال های پاکستانی اعلام نمود که وقتی حمله قندهار شروع میشود که ما بگوم یعنی پاکستان ، مگر سوال در اینجا است هموطنان عزیز از این کرده دست اندازی آشکار دیگر چه باشد و از طرف دیگر هم در این وطن ما خو ریس جمهور نداریم که به رای و قوت مردم امده باشد ورنه شخص اول حکومت یعنی ریس جمهور در جواب این سخن یک پاکستانی دال خور باید جواب دندان شکن بدهد . دوستان باید بدانید اگر در این کشور رهبری درست تا حال در این 9 سال که نیروهای بین المللی در در این جاه حضور دارند میبود ، باور کنید که تا حال کدام پاکستان نمیبود ، اما چون در این جاه این غلام پاکستانی ها در رس قدرت بوده است و به جز تفرقه پراگنی کار دیگری نکرده است چون این شخص غلامی را در سرشتش دارد ، و ظرفیت کار و ابتکار کاری را ندارد و با یک معامله دوباره به قدرت تکیه زده است . خدا جزای این خاین و امسال انها را بدهد.
و سلام از طرف ن ن از کابل
...
تشکیل یک خانواده سالم و تربیت سالم میتواند یک جامعه سالم را بنیان گزار باشد اما شهوت پرست ها در همچون جامعه نمیتوانند جایگاهی خود را داشته باشند و منفور میباشند.
در واقع کسانی رو به دشنام و حرف های پوچ و ناسزا میاورند که از منطق و دانش خبری ندارند و میخوهند با این حرکت های بیهوده خود را قانع بسازند.
...
من فکر میکردم که تو شاید یک انسان معتصب فهمیده باشی ولی نمیدانستم که تو یک شخص جاهل و پیشه مرده گوی راهم داری، اگر تو در باره دختران مردم فکر بد داشته باشی مثلی که داری پس خواهر و سایر اعضای فامیلت را در کدام بازار به نمایش و لیلام بگذار؛ بیغیرت و بیناموس
...
تو باید بدانی که تمام افغانها تاجک، ازبیک و هزاره مثل بعضی ها که غلام های حلقه به گوش ایران، هند، فرانسه ، روسیه و سایر ممالک شیطانی اند نیستند، و هیچگاهی موضوع تجزیه افغانستان را تائید نخواهند کرد، شماها که بقایا چتلی مقاومت و پروتوکول ها و مسولین چور و چپاول استیند حالی میخواهید که گناهان خویش را در مفکوره های شیطانی تان پنهان کنید ، به والله قسم که یک روز محکمه میشود انشالله
مردم غیور افغانستان پی تاجک ، ازبیک ، پشه یی ، هزاره ، پشتون و سایر اقوام هیچ گاهی نمیخواهند که از هم بپاشند و روزی خواهد رسید اشخاص مثل لطیف پترام که ااز اسمش هویداست که چوچه حرامی ایران است خود را دار بزند قبل ازینکه در دست افغانها بی افتد
...
بچو اوس خو ما ته مالوم شول چه ته یو داسی با غیرت پختون یی او نورو ته دغیرت سبق ورکه یی!!!
تاته چنگه پته شول چه زه مرده گاویم؟
ضرور ته هم یو خه با غیرته پختون مرده گاو یی!
نو په درناوی مرده گاوه پختون با غیرته وروره!
پیشور کی خو تاسی خلک مرداری..........
...
حالا توقع داری که جناب لطیف پدرام تخلص شان را به یگان پتنگ و یا لونگ و یا کدام صدای گوز تبدیل کند از ترس اینکه مبادا شما کثافات ایشان را ایرانی خطاب نکنید. برو بچو یک ذره تاریخ بخوان. تاریخ واقعی ، نه کتاب های که در بازار قصه خوانی پیشاور چاپ می شوند. فارسی گویان همه شان جز ملت پارس بوده اند و به نیرنگ و حیله امپریالیزم تجزیه شده اند.
...
اگر یک کمی ارزش می داشتی از طریق همین وبسایت پیدا می کردمت و در پیش چشم زن و اولادت کون می کردم خودت را(به زن و اولادت صد احترام)!
...
دیدی که با شنیدن حقیقت کونت به سوزش آمد:
شکر الحمدلله مسلک مردگاوی در پشتونها موجود نیست اگر باشد هم شاید یک رگش غیر پشتون باشد آن هم از طرف مادر
ولوننگین اگر تو غیرت داری شماره ات را بریم بته باز مه بریت زنگ میزنم و خودت را ملاقات میکنم باز دیده خواهد شد که کی ....؟
...
تا چی وقت شما خواهان فرهنگ دیگران در کشور استید یکتان خود را وابسته به کشور فاسد ایران دیگرتان خود را وابسته به کشور چرکستان ( پاکستان ) و دیگرتان خود را وابسته به دیگر کشور میگیرید
از این حرف های بی فایده و فحشا دیگر چیزی به دست نمی اید بیدون اینکه خود را به جهانیان نشان بدهیم که همه چیز از ما گرفته شده حتی غیرت افغانی ما هم
بسیار جای شرم است برای همه یی تان
...
غیرت افغانی چیزی بود روی کاغذ و هرگز وجود خارجی نداشته !
وقتی ظاهرشاه خان پشتون ها را که خود ها را وارثان غیرت افغانی می پندارند، به شمال نقل دادند، می دانی ظاهر خان لعنتی به مردم عام که اهتراز داشتند چه گفت؟ " این ها غیرت دارند و وقتی شوروی ها اگر حمله کنند، این ها دفاع خواهند کرد"
صرف نظر از اینکه ظاهر خان مردم بومی شمال را به کوه ها راند، هستی و دارایی های شان را به شکل بی باکانه اش از بین برد، طبیعت زیبای شمال را زیر پای اقوام "باغیرت" جنوب خراب کرد، مردم یوغور را وفرهنگ دست نخورده شان را از بین برد و......
.......
........
و می دانی وقتی شوروی ها به افغانستان حمله کرد و اشغال نمود کی ها دفاع کردند و کی ها مانند برق سر و کله شان از کمپ های مهاجرین در آن سوی مرز در پاکستان پیدا شد؟
تو حتما نه می دانی و یا هم خودت را به بی خبری می زنی تا این حماقت های "غیرت افغانی " را به خورد یگان نوجوان بی خبر از دنیا بدهی!
اولین کسانی هم که بعد از حمله شوروی و اشغال به پاکستان متواری شدند همان پشتون های با "غیرت " بودند! مثلا کمپ شمشه تو، کمپ جلو زی، کمپ ........
...
تا جایکه سروی نشان میته یا خو خودت پسر حرامی ظاهر شاه هستی و یا احمد ظاهر به همین علت میخواهی پشت پشتونها تبلیغ بد میکنی
یک کمی پند بگیر آدم شو ..... همین پشتونهاست که تو امروز ولوننگینوف نیستی
...
چرا از پاکستان نامی نمی بری؟
یا شاید هم خودت پاکستانی استی و در این هشت سال گذشته در ارگ ریاست جمهوری درس فارسی را برایت یاد داده اند؟
نام یوغور به خیالم که مانند غرش ابر بهاران بدن ضعیف و عقل ناقص ات را به لرزه انداخته است؟
نترس بچو آن یوغور های بیچاره سال هاست که در کوه پایه ها پراگنده شدند، زمین های شان غصب، و به شما پاکستانی های فارسی گوی از طرف همان ظاهر شاه که حالا خودت او را بد و بیراه می گویی، بخشش شد!
زمین های که در کندز به شیر خان تحفه داده شد و.........
..................
ولی ارواح کودکان بی گناه آن یوغور های هنوز هم گوش های سیاه شما سیاه دلان را کر می کند و از همین جهت افرادی چون تو به بد وبیراه و دشنام رو می آوریدو هذیان گویی می کنید یک کمی چرس بزن برای اعصاب ات خوب است!
دیگر اینکه حالا برای بنده معلوم شد که خودت همان افغان، لونگین ، Pure Pathan، و صد نام دیگر داری
حالا برای من یک آدم با یک کمی عقل سلیم بگوید که حرامی ظاهر خان و احمد ظاهر لغمانی تو استی یا کسی دیگر؟
...
پاکستان خو دشمن اصلی و اشکار ماست اینرا هر افغان میداند، ولی از ایران هند روسیه تاجکستان فرانسه و غیره که بزرگان خودت غلامان حلقه به گوش ایشان اند بترس که خطرناک تر از پاکستان استند، دین ایمان عقیده تانرا خریده ، اگر باور نمی کنی برو در ایساف و میدان بگرام ببین که کیها در موتر های شیشه سیاه دختران افغان را در مقابل چند دالر بفروش میرساند، باز بیا و در تپه وزیراکبر خان ببین که مهمان خانه های ضیا مسعود و ربانی چی افعال را انجام میدهند با کمی پیشتر برو ببین که مهمان خانه های که در چورپور جور شده از کیها است و چی کار ها در آنجا صورت میگیرد
شرم کنین زمین ها را غصب کردید ، به ناموس مردم تجاور کردید، موقف های دولتی که برایتان داده شد مثل ضرار مقبل که قالین های وزارت داخله را دزدید بعد از اینکه بی شرمانه از وزارت برکنار شد...... دیگه چقدر مثال برایت بدهم .... و اگر بیشتر بگویم شاید سرت را بخاطر وژدانت پاین کنی در صورتیکه غیرت شرم و ننگ داشته باشی
من یک نام دارم و هیچ گاهی بنام دیگری نظر خودرا نه نوشتیم و از شما واری مردم کثیف و بی حیا ترسی ندارم و نمی ترسم اگر باورت نمی آید جایش را تو تعین کن من آنجا می آیم و از نزدیک همرایت صحبت می کنم . اگر غیرت داری پس بگو
...
اینجا موضوع ترس از تو و یا ترس از من مطرح نیست.
اینجا موضوع حق گفتن است. حالا مهم نیست که صدای حق از هر گلو بیرون آید.
نمی دانم که خودت چرا این طور فکر می کنی که آنهای را که نام برده ای بزرگان من استند؟
و یا شاید هم خودت هر که را هم عقیده خود دیدی و یا شنیدی خوب فکر می کنی و هر که را خلاف عقیده خود دیدی و یا شنیدی فکر می کنی پیروان اشخاص اند که خودت در بالا از چند تن آنها نام برده ای مانند ضرار مقبل ویا کسانی دیگر که هنوز خودت و امثال خودت از آنها ترس داری و نمی توانی از آنها نام ببری .
دیگر اینکه بنده اصلا غیرت ندارم و الحمدالله در امورات روزمره از عقل کار می گیرم و نه از غیرت!
غیرت خوغیر از این خاصتا برای انسان های چون تو و اقوام و قبایل شما نعوذ و بالله نازل شده است و دیگران به فکر کوچک خودت از غیرت بی بهره استند!
و تا زمانی که خودت سر عقل نیایی این غیر ممکن است تا صحبتی در کار باشد!
والسلام و علیکم ورحمه الله و برکاته
...
۱- تو از کدام حق حرف میزنی آیا چور و چپاول زمین های مردمِ، از کشتن مردم بیګناه، سو استفاده از موقف های دولتی و سایر مسایل دیګر به والله قسم است که اګر تو از حق صحبت میګردی پس هیچ ګاهی هم تمام مردم پشتون را توهین نمی کردی باوجود اینکه خوب میفهمی که ۵ انګشت یک رقم نمی باشد ولی باز هم از روی عقده مندی خاص که به پشتونها داری نظریات خودرا مثل منافقین و شیطانها ارسال میکنی
۲- کسانی را که من از ایشان نام برده ام فکر نمی کنم که بزرګان تو اند این یک حقیقت است که بزرګان تو اند زیرا اینها به سویه نهایی مردمان پست و جنایت کار اند تو خو هیچ ګاهی از ایشان یاد آوری نکردی هیچ ګاهی در باره ایشان نظر منفی ندادی پس از این معلوم میشه که خودت با پشتو مشکل داری و این مشکلت انشاالله هیچ ګاهی هم رفع نخواهد شد انشاالله
۳- میګن کسی که غیرت ندارد اصلاْ هیچ مسلمان شده نمی تواند زیرا خداوند متعال خودش یک ذات غیرتی است پیامبران و اصحابش غیرتی بودند ، کسیکه غیرت نداشت هرچه اعضای فامیلش کرد میکند کسی که غیرت نداشت امکان دارد که ناموسش با مرد غیره خانه آمده و بګوید که این بای فرند من است پس در صورت غیرت نداشتن چی خواهد کرد آیا عقل همین است که برایش بګویی مشرم از معرفت شما بفرماید اطاق خواب در خدمت شماست همین است عقل..... اګر به واقعیت که غیرت نداشته باشی خو افسوس به حال ات مګر نی من باور کامل دارم که هر افغان غیرت دارد اګر سک یا هندو افغان هم باشد
بیا از عقل تیر شو زیرا انسان عقل اش کامل نیست خلا دارد اګر غیرت داشتی پس عقل هم داری زیرا کسانیکه عقل دارند غیرت هم دارند و کسانیکه عقل ندارند غیرت هم ندارند
امید که خودت از عقل کرده غیرت را ترجیح بدهی
به امید اینکه اصلاح شوی
...
همدغه د غیریتیانو د غ..... زور دی چی نن ته په دی وطن کی ژوند کوی که نه نو نوم به دی یا خرکوس سنګ یا کوسوف وی!!!
...
"په دی وطن کی ژوند کوی"
خندا می رازی داسی غیرتی خبروته!
کوم وطن؟
دا خو دمونگ او تاسی وطن نه دی
مونگ او تاسی ته اجازه ورکر شوی ده چه صرف یو تذکره زان ته واخلو مگر دیو آزاد سری غوندی هیچ دول حقوق نه لرو.
نورو پر دی وطن باندی دبلو نورو سره خبری هتری کوی او خپل سبا او دبچیانو سبا ته فکر کوی، مونگ او تاسی خو صرف دلته ژوند کوو صرف په نامه!
دراتلونکی مسایل پریگدوراتلونکو نسلو ته ...
همدا اوس خلک دلته دیوی مری دودی دپاره سوال کوی، کور نشته چه حتی کیژدی هم نشته دملیونو خلکو دپاره ، دصحی خدماتو خبرو خو پریگدو هغو ته چه په دی امورا ت کی یو اندازه مسلکی وی او سلگونو نورو ضروری شیان چی نورو هیوادو کی خلکودپاره نن سبا تیار او آماده دی، دوی ته ضرورت هم نشته چه حتی پرباندی سوچ وکی!
زما په خیال خو تاته داسی ضروری شیانو د نورو له خوا ورکول کیژی......دا دی چی ستاسو محترم غین ستاسو په لاس کی نه ، بلکه تاسو محترم خوله کی زای نیولی ده!
...
...
پس معلوم میشود که نه تو درس استی اولی و نه هم تو دومی و از همه اولتر ایمان خویش را قوی بسازید و علم و دانش بیاموزید تا جواب پاکستان و ایران را با مشت های علمی و ایمانی بدهیم البته سایر کشور ها ی را که قصد دست درازی و نیت شوم دارند. و هر کشوری که با ما خوبی کند دست دوستی و صداقت بدهیم ولو اگر نامسلمان هم باشد در صورتیکه در دین ما بی غرض باشد.
با ا





از این نظریه جدید خیلی خوشم آمد:
وقتی یک پارچه معین با تعداد معین از نفوس به یکی از کشور های منطقه داده شود، طبعا بعد از مذاکرات و توافقات طرف ها(کشور های همسایه فعلی افغانستان )صورت خواهد گرفت و خود آنهای که از کشور فعلی جدا می شوند، کاری زیادی نباید انجام بدهند زیرا آنها تابعیت نو خواهند گرفت و اطاعت از مسوولان کشور که به آن ضم گردیده اند خواهند کرد.
خیلی مفکوره به جا و منطقی است.
مثلا: پشتون ها تابعیت پاکستانی خواهند گرفت و یا هم با قبایل آزاد و پشتون های آن طرف خط دیورند یک کشور دلخواه شان را تشکیل خواهند داد و هرچه که دل شان بخواهد بکنند. آن وقت آنها نخواهند توانست به بهانه بی امنیتی فقط بنشینند و تماشا کنند و کاری را از پیش نبرند.
ما که از تاجیک های متولد کابل استیم امیدواریم که یا ضم تاجیکستان شویم و از نعمت های فراوان آنجا خصوصا آن دوشیزه های نغز بهره ببریم و یا هم ضم ایران شویم و آن دختر خانم های ........واه واه
پشتون های را که من می شناسم و آنها خیلی روان فارسی صحبت می کنند بیایند با ما و بگذارند وطنداران جاهل خود را که بروند به طرف پختونخواه!