Saturday, Mar 13th

Last update:02:22:55 PM GMT

سايت‌هاي ضد اخلاقي در افغانستان فيلتر مي‌شود

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

blockwebsites

وزراي فرهنگ و مخابرات افغانستان عصر روز گذشته در يك نشست خبري مشترك از ايجاد محدوديت به منظور جلوگيري از گسترش پورنوگرافي و مفاسد اخلاقي در سايت‌هاي اينترنتي خبر دادند.

"سيد مخدوم رهين " وزير اطلاعات و فرهنگ افغانستان در اين نشست خبري با بيان اين كه برخي به منظور استفاده شخصي با پخش صحنه‌ها و تصاوير گمراه كننده و قمار، نسل جديد افغان را با خطر مواجه ساخته‌اند، گفت: به منظور جلوگيري از اين خطرات، با همكاري وزارت مخابرات از دسترسي به اين گونه سايت ها جلوگيري خواهد شد.

وي تاكيد كرد: وجود اين گونه سايت ها بدتر از تهاجم فرهنگي است و به منظور جلوگيري از آنها به زودي نرم افزارهايي را وارد خواهيم كرد.
رهين با اطم?نان دادن به رسانه‌هاي افغانستان كه اين اقدام، سانسور اينترنتي نيست و مغاير با آزادي بيان نخواهد بود، افزود: در هر جامعه‌اي اصول اخلاقي خاصي وجود دارد كه هيچ ارتباط با آزادي بيان ندارد.

"اميرزي سنگين " وزير مخابرات و تكنولوژي افغانستان نيز در اين نشست خبري گفت: با همكاري وزارت‌هاي دادگستري و فرهنگ، به زودي نرم افزارهاي را براي مسدود كردن سايت هاي فاسد وارد افغانستان خواهيم كرد.

پارلمان افغانستان نيز بارها خواهان ايجاد محدوديت در پخش برخي از سريال‌ها در رسانه‌هاي تصويري افغانستان شده بود و دليل آن را مغايرت آنها با فرهنگ افغانستان و جلوگيري از اشاعه فساد ذكر شده بود.

برخي رسانه هاي افغانستان نگران هستند كه اين اقدام وزارت فرهنگ منجر به ايجاد سانسور رسانه اي در اين كشور شود.

 


چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

shahnameh_ferdawsi

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما

که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟
خرد را فکندیم این سان زکار

نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟

به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت

از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند

به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم

برون سر از این بار ننگ آوریم

 


امروز زندگی را آغاز كن

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

water_movemet

 

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی...

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی...

امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!

امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن.

 

 

ترجمه از احمد شاملو


آخرین بروز رسانی مطلب در پنجشنبه ، 6 حوت/اسفند 1388 ، 22:31

دونگاه از خویی، به واصف باختری و شعری که از فردوسی نیست

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف


چند هفته پیش یکی از دوستان فمینیست ایرانی، داکتر مهناز بدهیان، بنابر خواهش داکتراسماعیل خویی فیلسوف و شاعر بزرگ و معاصر ایران ازمن خواست تا دردعوتی که برای خویی در خانه اش  ترتیب داده بود، منهم حضور داشته باشم، چون سالها با خویی پیوند دوستی داشته ام.

اسماعیل خویی از سوی دانشگاه استنفورد برای سخنرانی در مورد 'شعر معاصر ایران'  به کلیفورنیا دعوت شده بود.  اما آن شب  چند دوست نزدیک وی دراین خانه گردآمده بودند.

خویی نخست از من در مورد اوضاع سیاسی افغانستان پرسید و سپس انتقادی داشت بر نوشته ی نصرت الله نوح در مورد استاد واصف باختری، زیر عنوان"  باختری به اخوان ثالث پهلو می زند"  به این بهانه شوونیسم ایرانی ها  را به باد انتقاد گرفت و گفت: چرا نمی نویسند که اخوان ثالث به واصف باختری پهلو می زند! اشتباه باختری اینست که درزمان و مکان نامناسب  به دنیا آمده  است.  با تأسف که درکشوری  که جنگ همه ارزش های فرهنگی  وادبی  را واژگونه نموده است.

واصف باختری بی هيچ مجامله، پيشوای بزرگ شعر معاصر و بزرگترين اديب  وادبيات شناس افغانستان است.

خویی، ازمن  مصرانه خواهش نمود، تا همراه با وی به دیدن استاد باختری به لاس انجلس برویم.

سپس بررسی مرا به شعر استاد واصف باختری فرا خواند، اما  من چون شمس آرینفر توان بررسی شعر باختری را در خود نمی دیدم٠

"بررسي شعر واصف باختری، نه تنها در توان نگارنده نيست كه تاهنوز هيچ استادی درين زمينه جرأت قلم وقدم را برخويش نداده است. باختری استاد قلم وبزرگ عروض درزمان معاصر است وكسی درين زمينه برشعر او سخني ندارد، باختری استاد مسلم ادبيات وواضع واژه ها وتعبيرهای نوی درزبان دری است كه امروز فراوان دانشيان، آنها را به كار می برند. وهنوز كسی به مرتبه زبان فاخر وفخيم او نرسيده است.

گذشته ازهمه، باختری استاد مسلم نسل معاصر شاعران است كه برهمگان حق استادی دارد. اما نگارنده، يافت و وبرداشتی را كه ازكليت محتوی سروده های واصف باختری دارم، اينجا عنوان می نمايم، آنچه را كه درسروده های استاد باختری دريافته ام، حتی تغزلی ترين وعاشقانه ترين سروده هایش، تبلوريست از درد، فرياد وعصيان.

نگاهی به اشعار وآفريده های واصف باختری نيز، اين ويژه گی را بر می تابد. درهمه آفريده های او يك درد پنهانی، آشكاراست٠
واصف باختری درجوانی وقتی به سياست گرایيد، منادی عريان همين درد واندوه بود. استعمار، بيدارگران وظالمان را به نفرين می گرفت واز دردمردم ورنجبران بلاكشيده سخن می ‌گفت."

نگاه دوم: هنگام صرف غذا،  بهروز وثوقی هنرپیشه ی مشهور سینمای ایران از اسماعیل خویی پرسید که چرا عباس میلانی در کتابش از پنجاه شاعر معاصر ایران نام برده است، منای احمد شاملو.

خویی گفت: " شاملو شوونیسم ایران را می کوبد، ممکن برای شوونیست ها تحمل نا پذیر باشد.

سپس من از آقای خویی پرسیدم که ایرانی های ساکن امریکا این شعر فردوسی را شعار  می دهند " چو ایران نباشد تن من مباد"  باز چرا خود از ایران بیزار و درگریز اند؟

شاعر فیلسوف گفت: این شعر از فردوسی نیست، من قدیمی ترین شهنامه را دارم که این شعر مزخرف در آن نیست، همان طوری که در دیوان حافظ و مولانا چند شعررا بنام آنها  اضافه کرده اند، در شهنامه نیز این شعر را شوونیست ها افزوده اند که هیچ محتوای انسانی ندارد،  چو ایران نباشد تن من مباد     بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

ایران نباشد یعنی چه؟ ایران کجا می رود؟ با همین خاک  و سنگ ملیارد ها سال بوده وملیارد ها سال دیگر هم  هست. باز مزخرف گویی دیگر که اگر ایران نباشد، " بر این بوم و بر زنده یک تن مباد" ، یعنی تمام انسانها زنده مباد به خاطر خاک و سنگ.

ایران هست!  اما دوملیون تن ایرانی از ایران  به امریکا فرار کرده وهرگز هم به ایران برنمی گردند؟!"

منکه دوسال پیش در یکی از نوشته هایم  زیر عنوان " تکاپو برای قبایل گمشده "  چنین دیباچه یی شبیه سخن اسماعیل خویی نوشته بودم که : کوه های سر بفلک، رود های خروشان، دریاهای آرام و پهناور،  جنگلهای انبوه، ملیارد ها سال  قبل از پیداش انسان بوده است وملیاردها سال دیگر هم خواهد بود، اما انسان این موجود حقیر چون ذره ی ناچیزی بر پهنای گسترده ی جهان می آید و لحظه ی مختصری چون جرقه یی می درخشد و خاموش می شود ومیمرد.  اما انسان برای همین خاک وکوه وسنگ وبیابان چه مرزهایی نمی کشد؟  چه  نژاد هایی نمی تراشد و چه خونهایی نمی ریزد؟  وچه افسانه های جعلی برای دربند کشیدن انسان دیگری نمی بافد. کوهها ی سر بفلک دریا ها و خاک وسنگ شاهد شقاوت انسان است که می آید به آتش می کشد، می درد، می کشد و قلب فرزند مادری را می شگافد وخون جوان وگرمش را روی خاک و سنگ و کوه و مرز می ریزد ومی رود، برایش ارزش کوه وسنگ وچوب بالاتر از ارزش خون انسان است!

من استغاثه می کنم که دره ها وسنکها، سیراب از خون انسان شده اند، خاک این سرزمین انبار ازآتش وباروت است مرزبانان تبار می سازند و قبیله وقوم، مرز بندان ایدولوژی و نژاد می آفرینند ومرز شکنان فریاد بر می دارند  که انسان محکوم به زیستن دراین جهان است، ناگزیربا حجم تنش  باید دریک نقطه زمین بیایستد و زندگی  کند، نمی شود از کره خاکی بیرونش افگند و یا درفراسوی مرزهای ابدیت تبعیدش کرد و خاک را به نام بابا ی یک قوم  وقبیله سجل کرد و گفت " دا زمونژ بابا وطن! " کدام بابا؟  کدام وطن ؟  کدام خاک؟ ،خاکی که چون میراث بابا هرروز خرید وفروش می شود؟ وطنی که پراز ماین ها وپرازگودالهای سگنسار زنان است؟ خاکی که پرازگورهای بی نام ونشان، پرازاجساد جوانانیست که در پولیگونهای پلچرخی زنده زنده زیر خاک شدند؟ وطنی که پراز تن ظریف، کوچک و نا شگفته کودکانی است که درزیر بمباردمان اشغالگران روسی وامریکایی و انگلیسی جان سپرده اند؟ وطنی که پراز پیکر خشمگین زنان خود به آتش کشیده یی است که با قلب سوخته زیر خاک خفته اند؟ وطنی که پر از سنگر های سرد وخموش دیروز وسنگر های گرم و خونین امروز وفردا است، خاکی که میدان جنگهای فردای امریکا و انگلیس با  چین وهندوستان خواهد بود، خاکی که پرازکشتزارهای افیون برای تباهی بشریت است، خاکی که پراست از سلاح بدوشان مافیای جهان ؟ وخاکی که آبستن فلسطین دیگری است در بستر زمان؟

پس از آن شب خواستم دونگاه خویی، بزرگترین شاعر و داکتر فلسفه را که در انگلستان به گونه یی تبعیدی به می برد با نگاه خودم بازتاب بدهم.

 


آخرین بروز رسانی مطلب در يكشنبه ، 9 حوت/اسفند 1388 ، 09:40

"عيد نوروز" بين المللي شد

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

nawroz

 

قطعنامه روز بين المللي نوروز با اجماع اعضاي سازمان ملل به تصويب رسيد و به اين ترتيب نوروز به عنوان يک مناسبت بين المللي به رسميت شناخته شد.

اين قطعنامه توسط نمایندگان ایران، آذربايجان، افغانستان، تاجيکستان، ترکيه، ترکمنستان، قزاقستان و قرقيزستان به عنوان کشورهايي که نوروز را در سطح ملي گرامي مي‌دارند، آماده شده بود. هندوستان، آلباني و مقدونيه نيز پيش از راي گيري به جمع بانيان قطعنامه پيوستند.

فعاليت هاي مربوط به اين قطعنامه از مهر/میزان ماه سال جاري و پس از توافق در مورد متن اين پيش نويس قطعنامه ميان کشورهاي ياد شده آغاز شد.

اين متن توافق شده به شش زبان رسمي سازمان ملل ترجمه شده و در اختيار کشورهاي عضو سازمان ملل قرار گرفت.

پس از آن رايزني هاي گسترده اي با کشورها براي نيل به حمايت عمومي اعضا سازمان ملل از اين قطعنامه آغاز شد.

اين رايزنيهاي سي ام بهمن/دلو ماه به پايان رسيد و بدين ترتيب متن قطعنامه آماده معرفي و تصويب مجمع عمومي سازمان ملل گرديد و مجمع عمومي سرانجام در چهارم اسفند ماه قطعنامه «روز بين المللي نوروز» را در چارچوب ماده 49 در دستور کار خود قرار داد و تحت عنوان «فرهنگ صلح "به تصويب رسانيد.

اسحاق ال حبيب، سفير و معاون نمايندگي جمهوري اسلامي ايران، خاطر نشان ساخت که بزرگداشت نوروز در واقع تجسم يکي از اهداف متعالي سازمان ملل يعني تقويت صلح جهاني از طريق احترام به فرهنگ هاي ملي، ميراث فرهنگي جهاني و تنوع فرهنگي است.

وي اظهار داشت: نوروز تنها روزي در تقويم ها نيست نوروز فرهنگي عميق و ريشه دار است که با تمامي آداب و سنن خود هر سال اميد، صلح و خوشبختي را براي ميليون ها انسان در سراسر کره خاک به ارمغان مي آورد.

وی ادامه داد: از زمانيکه که نوروز نخستين بار در سرزمين پارس پايه گذاري شد و در سراسر اين قرنهاي طولاني که اين سرزمين خاستگاه اقوام و تمدنهاي گوناگون بوده است، نوروز به صورت زبان مشترک ميليون ها انسان در آسيا، شبه قاره هند، آسياي مرکزي، خاورميانه، قفقاز، بالکان، حوزه درياي سياه و بسياري از نقاط ديگر جهان در آمده است.

وي گفت: امروز بيش از 300 ميليون نفر نوروز را در سراسر جهان گرامي مي دارند.

بزرگداشت نوروز بزرگداشت ريشه ها، تاريخ و ارزشهاي تمدنهاي درخشان بشري است که در طول قرنها ارزشهاي انساني را منتقل ساخته اند.

آل حبيب اظهار داشت: ترويج و پيشبرد فرهنگ زندگي سازگار با طبيعت يکي ديگر از جنبه هاي نوروز است که همسو با بسياري از اهداف سازمان ملل است.

وي در پايان خواهان حمايت تمامي اعضائ سازمان از اين قطعنامه گرديد.

پس از آن مجمع عمومي به اتفاق آرا اين قطعنامه را به تصويب رسانيد.

اين قطعنامه در 17 بند مقدماتي و پنج بند اجرايي تنظيم شده است. بندهاي اجرايي اين قطعنامه به شرح زير هستند:

1- شناسايي اول فروردين/حمل (21 مارچ) به عنوان روز بين المللي نوروز؛

2- استقبال از تلاشهاي کشورهايي که نوروز را گرامي مي‌دارند در جهت حفظ و توسعه فرهنگ و سنت هاي نوروزي؛

3- تشويق ساير کشورها به آگاه سازي در مورد نوروز و سازماندهي مراسمي در بزرگداشت نوروز به طريق مقتضي؛

4- درخواست از کشورهايي که نوروز را گرامي مي‌دارند براي پژوهش پيرامون تاريخ و سنت‌هاي نوروزي با هدف انتشار آگاهي در مورد ميراث نوروز در ميان جامعه بين المللي؛

5- دعوت از کشورهاي علاقمند، نظام ملل متحد، کارگزاريهاي تخصصي ملل متحد بويژه يونسکو، صندوق‌ها و برنامه هاي ملل متحد، سازمانهاي بين المللي و منطقه‌اي و سازمانهاي غير دولتي براي شرکت در مراسم نوروزي.

 

صفحه 1 از 11