Saturday, Mar 13th

Last update:02:22:55 PM GMT

ازدواج‌هاي اينترنتي خير است ‌يا‌ شر؟

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

women-computer

در قديم، مراسم خواستگاري رسم و رسوم خاصي داشت. مادر پسر به چند تن از زنان فاميل، مي‏سپرد كه اگر دختري با شرايط مناسب سراغ دارند به او معرفي كنند.

پس از مدتي يكي از اين زنان دختري را انتخاب و به‌همراه يك يا چند نفر از زنان خانواده داماد سرزده به خانه او مي‏رفتند تا دختر را ببينند. در جامعه سنتي زن و مرد قبل از ازدواج همديگر را نمي‌ديدند و اين بزرگترها بودند كه براي آنها تصميم مي‌گرفتند.

البته امروز هم هستند جواناني كه همديگر را نديده تصميم به ازدواج مي‌گيرند؛ حقيقت فقط شكلش فرق كرده است. ازدواج‌هايي كه جرقه آشنايي‌شان توسط كليدهاي حروف‌نگاري كامپيوتر زده مي‌شود.

اينترنتي شدن روابط اجتماعي در جامعه امروز و استفاده از وسايلي همچون اينترنت جزو لاينفك زندگي افراد شده  و در واقع دنياي جديد شيوه نويي را براي زندگي مي‌طلبد. از همين‌رو زندگي نسل جديد با نسل گذشته متفاوت شده است.

ازدواج اينترنتي يكي از پديده‌هاي جديدي است كه افراد به‌راحتي وارد سايت‌هايي مي‌شوند و شروع به دوستيابي و گفت‌وگو (چت)‌ با افراد ناشناس مي‌كنند.

طبق آمار اداره‌كل مطالعات اجتماعي و بررسي‌هاي اجتماعي ناجا، 63 الي 68 درصد چتروم‌ها در اختيار جوانان قرار دارند خصوصاً جوانان ايراني كه حتي گوي سبقت را از مردم امريكا و كانادا هم ربوده‌اند. ازدواج در اينترنت اولين بار در كشور فرانسه و حومه‌هاي شهر پاريس مطرح شد و در كشور ما هم موضوع دوست‌يابي رايانه‌اي و گاهي ازدواج اينترنتي از حدود 2-3 سال پيش در بين عموم رواج پيدا كرد.

تا جايي‌كه چندين سايت نيز در اين مورد به‌وجود آمده و اقدام به عضويابي كرده؛ اما آنچه مهم است عواقب و مشكلاتي است كه پس از عضويت يا مراجعه به چنين سايت‌هايي در بين جوانان به‌وجود آمده است.

مدير‌كل فرهنگي و تربيتي سازمان ملي جوانان ایران در اين‌باره مي‌گويد: از آنجا كه انتخاب همسر مناسب بنيادي‌ترين مبناي تشكيل زندگي است و شيوه سنتي، ديگر پاسخگوي مناسبي براي اين تصميم مهم نيست با نگاهي كوتاه به دنياي اينترنت و تفحصي كوتاه در فضاي سايبر متوجه مي‌شويم اينترنتي شدن روابط اجتماعي در جامعه امروز ايران به طرز ناباورانه‌اي بيان كننده اين واقعيت است كه دوستي‌ها در دنياي مجازي به شكل نگران كننده‌اي در حال تبديل شدن به يك فرهنگ پذيرفته شده است.

روند قابل قبول تر در غرب

مجيد اميدي- مديركل فرهنگي و تربيتي سازمان ملي جوانان شهركي ایران معتقد است: در غرب ارتباط از طريق اينترنت تقريبا روند تاييد شده و قابل اطمينان را طي مي‌كند و طرفين پس از اين‌كه تصميم به ازدواج گرفتند شرايط خود را صادقانه بيان كرده و با هم ازدواج مي‌كنند.

اما چون در كشور ما اين فرهنگ وجود ندارد، آنچه در چت‌روم‌ها بيان مي‌شود اكثرا دروغ است  و  اين دروغ‌ها باعث فروپاشي خانواده پس از ازدواج مي‌شوند چرا كه طرفين بعد از ازدواج واقعيت‌هاي فرد مقابل را از نزديك مي‌بينند.

او در ادامه مي‌گويد: نگاه پسران به مقوله همسريابي اينترنتي صرفاً نوعي سرگرمي است. اما دختران از شيوه همسريابي اينترنتي براي انتخاب همسرِ مناسب استفاده مي‌كنند. اميدي يادآور مي‌شود: اگر جنبه آگاهي بخشي اين وسيله ناديده گرفته شود و با نگاهي احساسي و همراه يا ناآگاهي، فرد بخواهد همسرش را از طريق اينترنت برگزيند و نقش اينترنت در تشكيل خانواده بر پايه احساسات، بنا شود، اينترنت را نبايد در انتخاب همسر استفاده كرد اما اگر اين وسيله بر آگاهي و آشنايي بيشتر طرفين ازدواج بيفزايد،كار بسيار پسنديده‌اي است.

ورود اينترنت به جوامع در حال توسعه‌اي همچون ايران در كنار تمام محاسن و نوآوري‌هايي كه به دنبال داشته داراي جوانب منفي و آثار سويي نيز است. اميدي در اين‌باره مي‌گويد: اين نوع ارتباط زماني مي‌تواند به يك آشنايي سالم تبديل شود كه با بلوغ هيجاني هر دو فرد، نظارت موسسات ذي‌صلاح در اين امر و استفاده از متخصصان و مشاوران در حوزه‌هاي ديني و ازدواج همراه شود.

از طرفي اگر ‌خانواده‌ها خيلي بدبينانه به اين وسيله ارتباطي نگاه كنند قطعا فرزندانشان به شكل ديگري آسيب خواهند ديد چرا كه اينترنت واقعيت روز جامعه ماست و نمي‌توانيم اين واقعيت را انكار كنيم اما اين سخن نيز به آن معنا نيست كه فرزندمان را در برابر ابزارهاي جديد تنها رها كنيم.

گفته مي‌شود 80 درصد دانشجويان در معرض خطر اعتياد به اينترنت قرار دارند كه بيش از 14 درصد آنها بيش از 20 ساعت در هفته زمان شان را در فضاي مجازي و اينترنت مي‌گذرانند. در كشور ما هنوز فرهنگ استفاده مناسب از چنين فضايي وجود ندارد.
اما صحبت‌هاي مهشيد شريف مشاور امور روان شناسي و رفتار اجتماعي نيز در اين‌باره شنيدني است.

او مثبت يا منفي بودن اين مدل ازدواج را بستگي به ديدگاه و طرز فكر طرفين مي‌داند و در ارتباط با نكات مثبت آن مي‌گويد: در اين مدل از ازدواج فرد خود فعالانه در جستجوي جنس مخالف شركت مي‌كند به‌همين دليل بايد به درجاتي از خودشناسي برسد و شخصي را پيدا كند كه به خصوصيات او نزديك باشد. حاشيه‌هايي كه در ازدواجهاي سنتي وجود دارد در اين مدل كمتر‌ ديده مي‌شود و معمولا بدون تشريفات صورت مي‌گيرد.

او اشاره‌اي نيز به نكات منفي آن دارد مانند: زبان جديدي كه در آن كلي‌گوئي‌ها گفته مي‌شود و شناخت‌ها نسبت به هم كامل نيست و از طرف ديگر برداشت‌ها و مقصودها درست منتقل نمي‌شود همچنين افراد براي درك يكديگر از تصوير‌سازي ذهني استفاده مي‌كنند و با يك دنياي انتزاعي روبه‌رو هستند. در اين مدل ازدواج‌ها نيز ديگران حضور ندارند و فرد به تنهايي تصميم مي‌گيرد.

به‌جاي ترويج ازدواج طلاق را كاهش دهيم

جعفر اردبيلي عضو هيات علمي دانشگاه و مدير موسسه امين ایران نيز با اشاره به اينكه در ازدواج‌هاي اينترنتي  شخصيت دوم و سوم افراد بروز مي‌كند مي‌گويد: در اين مدل، قبل از ازدواج لايه پنهان شخصيت ديده نمي‌شود و بعد از آن شخصيت واقعي رو مي‌شود كه مشكلاتي را براي افراد در زندگي زناشويي به‌وجود مي‌آورد.

او ضمن بيان اين مطلب كه اين افراد سعي مي‌كنند آرزوهايشان را بيان كنند نه واقعيت موجود در زندگيشان را، ادامه مي‌دهد: اينترنت يك ابزار است و اگر از آن به شكل صحيح استفاده شود مي‌تواند مانند هر ابزار ديگري مفيد باشد.  اردبيلي موسسات همسريابي معتبر را مفيد مي‌داند چرا كه به اعتقاد او در اين موسسات علاوه بر دختر و پسر، مشاور متخصص نيز حضور دارد و تصميم‌گيري براي ازدواج 3 طرفه است و كار به شكل كارشناسي جلو مي‌رود.

او با اشاره به اينكه به‌جاي بالا بردن آمار ازدواج بايد سعي شود آمار طلاق پايين بيايد مي‌گويد: با هر ازدواج ناصحيح و طلاق، هر خانواده حدود 70 ميليون ريال به خاطر هزينه ازدواج متضرر مي‌شود كه نهايتاً اين زيان باعث هدر رفتن اموال كشور  و در مجموع  معادل دو ماه و نيم پول نفت يعني 12 ميليارد دلار  مي‌شود بنابراين بهتر است ازدواج‌ها به شكل صحيح صورت گيرد كه منجر به طلاق نشود.

 

برگرفته از همشهری

 


بهداشت و سلامت جسمی کودکان

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

children-in-kabul-afghanistan

چه  نکاتی در مورد بهداشت و سلامت جسم  کودک هایز اهمیت است؟

در باره سلامت طفل باید این موضوع  را توجه داشته باشیم که این مسئله یک مسئله کلی است یعنی شامل سلامت جسمی و روحی طفل می شود.این را هم باز مجددآ عرض کنم خدمت تان که این سلامتی طفل از زمانی شروع میشود که دو حجره پدر و مادر با هم ملحق میشود و نطفه تشکیل میگردد و این خودش از شگفتی های عالم خلقت است و از آنجایکه این دو حجره بسیاری از خصوصیات جسمی و روانی پدر و مادر را به نطفه منتقل میکند پس سلامت پدر و مادر اهمیت بسیار زیادی پیدا میکند چون پایه زندگی و سلامت طفل از آن زمان گذاشته میشود. بیبینیم که چه باید یک مادر مخصوصآ بکند چون مادر 9 ماه این جنین را در بدن خودش حمل میکند،تغذیه میکند و اینکه خیلی اهمیت دارد به سلامت جسم خودش بپردازد.

در  صورت عدم صحت مادر در دوران بارداری  چه خطرات می تواند  متوجه سلامت طفل  باشد؟

در علم طب متوجه شدند که بعضی ار مواد شیمیائی و ویتامین ها وقتی در بدن مادر کم می شود یک مشکلات مادرزادی در طفل یعنی در جنین بوجود میاورد که این خیلی وقت ها تا آخر عمر با آن طفل همراه است بنابرین وقتی می گویم سلامت طفل می بینیم که ازینجا اهمیت پیدا میکند .مثلا یک ماده ایست به اسم اسید فولیک (اسید فولیک یا فولات و یا ویتامین B9 جزو ویتامین های گروه B می باشد این ویتامین محلول در آب است ، در بدن جمع نمی گردد و از طریق ادرار دفع می گردد) که این در واقع یکی از ویتامین ها است و بدن این ماده را احتیاج دارد برای ساختن حجرات سرخ خون ،مواد شیمیائی مغز،DNA بدن و ماده مهمی در مایع نخاع است و این ماده اسید فولیک ضمنآ برای پیشگیری از یک مقدار نواقص در سیستم نخاعی اطفال است در امریکا از هر هزار فرزندیکه بدنیا میاید یکی شان این ناراحتی های سیستم نخاعی را دارند. این را متوجه شدند خانم هایکه این اسید فولیک  را در دوز  توصیه شده می خورند ناراحتی های مادرزادی را تا 50 در صد کم می میکند و چون این سیستم نخاعی فرزند در چهار هفته اول بارداری  درست و بسته میشود باید زودتر شروع به خوردن این اسید فولیک بکنند و این هم به صورت قرص هایست مانند قرص های بارداری ضمنآ غذای های است که این اسید فولیک در ایشان زیاد است مثل سبزیجاتیکه برگ سبز دارند،پالک،سریالها،پیاز و جگر مرغ این ماده را دارند. یا اینکه همیشه به خانم های جوان که تصمیمی به بارداری دارند توصیه می گردد که این ماده اسید فولیک را حتمآ بخورند. چیز های دیگر مثلا کافیین که در قهوه ،نوشابه های غیر الکولی خیلی هایشان کافیین دارند. این ها هم اگر زیاد نوشیده شود باعث سقط جنین و کم بود وزن میگردد و مشکلات دیگر را نیز بوجود میاورد(مسلمآ الکول و مواد مخدر که به طریق اولا مضر هستند) اثرات سوۀ الکول در سلامت جنین یک مسئله اثبات شده ای است و بسیار تآثر آور است . براینکه در تمام دوران این زندگی طفل ادامه پیدا میکند این اطفال در آینده مشکلات یادگیری پیدا می کنند،حرف نمی زنند ،تمرکز فکری نمیتوانند پیدا کنند. مشکلات زیادی دارند خیلی ازین جوانان که در زندان ها هستند وقتی به عقب بر میگردیم می بینیم که مادر های شان مشکلات الکول و مواد مخدر داشته اند .

شیر مادر چه تفاوت های  با شیر های خشک  و یا فارمول های  غذائی کودک دارد؟

شیر مادر که یکی از مهمترین غذا برای فرزند است در قدیم اکثر مادران به فرزندان شان شیر می دادند بعدآ شیر خشک را ترجیح می دادند که البته دادن شیر خشک هم در موقع خودش بحرحال مهم است ولی جای شیر مادر را نمیگیرد. در 30 تا 35 سال قبل خیلی مود شده بود که دیگر شیر خشک می دادند ولی الان در سال های اخیر مجددآ اهمیت شیر مادر مطرح شده و حالا در جهان غرب بسیار تشویق به دادن شیر مادر میکنند حتی موسسات تشکیل شده که مادران را می توانند تلفون کند و سوالات شان را  راجع به شیر شان حل نمایند. مثلا در 20 سال گذشته در هر 5 مادر در امریکا 4 نفر شان شیر خشک میدادند ولی الان در سال های اخیر از 5 مادر فقط یک مادر شیر خشک می دهد یعنی خیلی اهمیت دارد و راجع به تفاوت های شیر مادر و شیر خشک اولآ این شیر مادر تنها شیریست که این طبیعت وجود بدن را درست کرده برای این فرزند به خصوص ،پروتین و چربی اش قابل هضم تر است و ویتامین های آن به مقدار صحیح وارد می گردد ولی یک چیزی خیلی مهمتر این است که مقدار از مصوئنیت هایکه مادر در مقابل امراض مختلف در طی دوران زندگی اش پیدا کرده این ها از طریق شیر به فرزند منتقل میگردد ولی شیر خشک هیچ گاه این کار را کرده نمیتواند. همچنین احتمال حساسیت در فرزندان کمتر میشود و یک نقطه مهم دیگر اینکه با دادن شیر مادر ارتباط بین مادر و فرزند تقویت میگردد و یک حالت ارتباط روحانی بین هر دو ایجاد میشود.

پیشگیری از بیماری های گوناگون  برای اطفال:

یک مسئله خیلی ها مهم موضوع رعایت نظافت است یعنی طفل باید از آن ابتدا در نهایت نظافت و لطافت نگهداری شود چون این تمیزی هم از نظر بدنی موثر است و هم در روح او تائثیر می گذارد. موضوع دیگر البته موضوع واکسیناسیون است. بشر با پیشرفت علمش توانسته جلو بعضی از مریضی ها را بگیرد و این پیشگیری از مسائیل مهم است به همین دلیل است که تعداد کودکانیکه در سالهای اخیر از بیماری های واگیر ازبین میرود به مراتب کمتر شده البته یکی ان همین دلیل واکسیناسیون ،پیشرفت بهداشت و کشف دارو ها برای مبارزه با این است.

 


در ولایت دایکندی، هزاران خانواده در معرض گرسنه‌گى قرار دارند

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

poorafghan

مسوولین محلى ولایت دایکندى می‎گویند که ۶ الی ۷ هزار خانواده در معرض گرسنه گی قرار دارند.

به گزارش پژواک، سلطان علی ارزگانی والی دایکندی ضمن بیان مطلب فوق، اظهار داشت که این تعداد فامیل‎ها بر اساس سروی کمیته حالات اضطرار ولایت دایکندی در ولسوالی‎های کیتی، سنگ ‎تخت، اشترلی، میرامور و شهرستان تشخیص شده‎اند.

وی گفت: در مجموع  از یک هزار تا یک‎ هزار و سه صد خانواده با قلت مواد غذایی مواجه‎اند؛ اما هفت هزار فامیل وضعیتی دارند که نیاز بیشتری به مواد غذایی دارند.

ارزگانى افزود که این خانواده‎ها اکثراً کسانی‎اند که به علت سردی هوا نتوانسته‎اند خرمن‎های گندم خود را پاک نمایند و گندم‎های شان زیر  برف که در خزان بارید بود، مدفون شده‎ است.

وی گفت: «اگر به این خانواده‎ها کمک صورت نگیرد، احتمال تلفات انسانی را نمى‎توان رد کرد.»

در همین حال، مهدی موحدی، رییس زراعت ولایت دایکندی نیز در این مورد اظهار می‎دارد که امسال ٣٠ درصد حاصلات در ولسوالى‎هاى سنگ ‎تخت، اشترلى و خدیر زیر برف شده است.

وی گفت که حاصلات گندم در دایکندی، سالانه به چهل هزار تن  می‎رسد، در حالی که جمعیت این ولایت به هفتصد هزار تن تخمین‎زده می‎شود و این حاصل برای این جمعیت کفایت نمی‎کند.

حاجی محمدایوب ملک‎نژاد، رییس هلال احمر دایکندى نیز از این وضعیت ابراز نگرانى کرده، اضافه می‎کند که علت مواجه شدن مردم با کمبود مواد غذایى، نبود کار است و مردم براى شش ماه (خزان و زمستان) بدون درآمد در خانه‎های‎شان، بیکار می‎مانند.

این در حالی است که قرار بود، در فضل خزان امسال، کمک‎های کمیته حالات اضطرار به شش ولایت آسیب‎پذیر از جمله دایکندی صورت گیرد، اما مسوولین دایکندى می‎گویند که تا حال هیچ کمکی به این ولایت نرسیده است.

 


'شش میلیون نفر به کمک غذایی نیاز دارند'

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

winter_kabul_getty

سازمان ملل متحد می گوید بیش از شش میلیون نفر در افغانستان به کمک های غذایی نیاز دارند که نیازمندی حدود سی هزار نفر تن از آنها بسیار شدید است.

به گفته سازمان ملل متحد، این افراد عمدتا در مناطقی زندگی می کنند که برفباری های پیهم، راه های منتهی به مناطق شان را مسدود کرده است.

این سازمان همزمان گفته است که رساندن مواد غذایی به خانواده های نیازمند که در مناطق نا امن جنوب و شرق افغانستان زندگی می کنند، از چالشهای عمده ای در برابر سازمانهای امدادرسان خواهد بود.

افغانستان از کشورهای فقیر به شمار می رود و بازگشت میلیونها نفر از پناهجویان افغان به کشورشان ظرف سالهای اخیر، به این مشکل افزوده است.

مشکلات اقتصادی بسیاری از خانواده ها در افغانستان، عمدتا در فصل زمستان شدت می گیرد؛ فصلی که در آن برفباری ها بیشتر راه ها را می بندند و کشت و کار نیز که از منابع عمده درآمد برای خانواده های روستایی افغانستان است، از رونق می افتد.

صدها سازمان داخلی و خارجی در افغانستان مشغول امدادرسانی به خانواده های فقیر هستند، اما برنامه های موثری که بتواند در دراز مدت از فقر کاسته و زمینه های کاریابی فراهم کند، وجود ندارد.

منابع سازمان ملل متحد در کابل می گویند، هر سال برای کمک رسانی به خانواده های آسیب پذیر در افغانستان، به بیش از هشت و نیم میلیون دلار نیاز است و آنها منتظرند تا این پول از کمک های جامعه جهانی تامین شود.

عوامل و انگيزه هاي خشونت عليه زنان

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

afghan_woman_veil

اخیراً از سوي دفتر يوناما به همكاري كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان، در ولايت پنجشير سمينار آموزشي اي زير عنوان «خشونت عليه زنان» تدوير گرديده بود كه حدود 30نفر از جمله متنفذين و فرهنگيان، از ولسوالي هاي مختلف اين ولايت در آن اشتراك داشتند.

استاد ابوالاحرار رامزپور كه مربي اصلي اين سمينار بود، هدف از برگزاري آنرا در پنجشير وقوع چند حادثه تكان دهنده اي عليه زنان مانند قتل و خودسوزي خواند كه در خلال يك سال گذشته در چند ولسوالي اين ولايت اتفاق افتاده است.

مسئله خشونت عليه زنان يكي از مسايل عمده اي است كه در چند سال اخير از سوي نهادهاي مختلف داخلي و خارجي به خصوص كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان و وزارت امور زنان، عنوان شده و هزاران مورد خشونت را در ولايات مختلف افغانستان تا حال درج نموده اند كه برخي از آن مورد پيگرد قانوني قرار گرفته و برخي ديگر به دلايل مختلف، به حال خود باقي مانده است.

اين مسئله با وجود آنكه از سوي قشر مذهبي و بسياري از مردم كه زندگي غير شهري دارند در حد يك دسيسه ي سياسي تلقي گرديده كه به زعم آنها توسط برخي كشورهاي غربي در افغانستان سازمان داده مي شود اما واقعيت اينست كه خشونت در جوامع سنتي دنيا، نه تنها عليه زن بلكه بالاي تمام اقشار مستضعف، به انواع گونه گون آن صورت مي گيرد.

در اين هم شكي نيست، مووسساتي كه از خشونت و ساير مسايل مربوط به زنان شعار مي دهند و در اين راستا فعاليت مي نمايند، در عقب ْآن، برنامه سياسي اي هم، برمبناي منافع خويش دارند. عده اي از مردم كه آگاهي كامل از مسايل اجتماعي اسلام وقوانين مدني افغانستان ندارند، در مقابل اين مسايل، حساسيت نشان داده و آنرا كاملاً غير قابل قبول مي دانند.

شركت كنندگان در سمينار مذكور كه تقريباً نمايندگي از ولايت پنجشير مي نمودند عوامل و انواع خشونت عليه زنان را به رنگ هاي مختلف آن در اين ولايت يادآوري نموده و راه هاي حل مشخص براي كاهش آن تعيين نمودند كه با استفاده از اظهارات آنان اين مطلب را تهيه و در خدمت خوانندگان گرامي قرار ميدهم.

1- فقر و بيكاري:

فقر و بيكاري دو مرض اجتماعي عمده اي اند كه از سالهاي متمادي بدينسو، مردم افغانستان در گوشه و كنار مختلف اين كشور از آن رنج مي برد و يگانه عامل آن جنگ مي باشد. خانواده هاي فقير كه در عين وقت مردان وزنان در آن بيكار بوده و وظيفه مشخص ايشان تبصره روي مسايل محلي و اموري است كه در قريه اتفاق مي افتد،‌ فكر و هوش آنان را محدود ساخته و ناخودآگاه در باره مسايل جزيي اي تحليل هاي گونه گون مي كنند وساعات زيادي از وقت خود را در آن صرف مي نمايند. اين تحليل هابيشتر به جنبه منفي گرايي متكي بوده و هريك در تلاش آن است تا نقطه منفي اي را به سطح محل دريابد و چند روز روي آن تبصره نمايد.

اين امر مشابه به دنياي رسانه هاي امروز است كه از تمام نقاط جهان معلومات به دست آورده و آنرا پخش مي كنند با اين تفاوت كه در آنجا فعاليت مطابق قانون صورت مي گيرد و در اينجا بدون در نظر داشت قانون.

رويدادها به سطح محل در مناطق اطراف، توسط زنان تحليل و تجزيه و دست به دست گرديده و از طريق زنان به مردان رسيده و در ميان اعضاي خانواده روي آن تبصره هاي منفي صورت مي گيرد. اين گفتگو در ميان اعضاي خانواده به اخلاق اسلامي آسيب رسانيده و با گذشت زمان، سبب فروپاشي نظام خانوادگي مي گردد.

قرآن كريم، بزرگترين مصدر اسلامي، در آيات متعدد با الفاظ كوبنده و اسلوب خاصي مسلمانان را از اين نوع گفتگو و تبصره هاي منفي در باره ديگران منع نموده و آنرا غيبت و از گناه هاي كبيره مي خواند.

آنچه تجربه نشان داده است، انسان هايي كه طور معمول غيبت نموده و گاهي مرتكب تهمت، دروغ و سخن چيني مي شوند، نشاط و تحرك روحي را از دست داده و يك نوع خشكي و خشونت در طبيعت آنها حاكم مي شود كه در نتيجه، سبب برخورد هاي غير سالم در ميان اعضاي يك خانواده مي گردد؛ پس طبيعي است كه در اين برخوردها مردان با استفاده از حاكميت خويش در خانواده و نيروي فزيكي طبيعي اي كه دارند، اقدام به ضرب و شتم و غيره عليه زنان مي كنند. اگر زنان و مردان مصروفيت سالم در جامعه داشته باشند و فرصت كمتر به نشست و برخاست هاي بيهوده كه سبب ضياع وقت آنها هم مي شود، داشته باشند، پيش بيني مي شود كه از خشونت عليه زنان در محيط خانواده جلوگيري شود.

2- بي سوادي و عدم آگاهي از مسايل اسلامي و قوانين نافذه كشور:

محروميت طبقه اناث از نعمت خواندن ونوشتن و سواد كافي در افغانستان كه سبب عدم آگاهي از بسياري مسايل انساني و اسلامي گرديده يكي از عوامل عمده و اساسي اي است كه در بيشترين موارد باعث خشونت عليه زنان مي گردد.

زنان و مردان بي سواد كه توان مطالعه و دسترسي به منابعي را ندارند تا از حقوق يكديگر در فرهنگ اسلامي و قوانين مدني كشور آگاهي يابند، مسير زندگي شان طور طبيعي به جانب منفي تغيير نموده و هردو تحت تأثير عواطف و احساسات نفساني خويش حركت مي كنند. انسانهاي عاطفي همواره يك زندگي ناهمگون داشته و در هرقدم تصميمي اتخاذ مي كنند كه لحظه يي بعد از آن پشيمان مي شوند.

برخلاف، زنان ومرداني كه از مسايل اسلامي و قوانين مدني كشور آگاهي دارند، وقتي در خانه اتفاقي مي افتد كه احتمال خشونت را در پي مي داشته باشد، يا از خوف خدا خشم خود را فرو مي برند و جانب مقابل را مورد عفو و بخشش قرار مي دهند ويا هم، از بازداشت و مجازات حكومت حذر مي نمايند.

در اين زمينه نهادهايي كه در عرصه جامعه مدني فعاليت مي نمايند، از همه بيشتر مكلف اند تا برنامه هاي سازنده يي براي بلند بردن سطح آگاهي مردم از طريق راه انداي سمينارهاي آموزشي، محافل و كنفرانس هاي دوامدار در سطوح مختلف محلي داشته باشند.

3- وابستگي مفرط به سنت هاي ناسالم محيطي:

يكي ديگر از عوامل خشونت علي زنان در جوامع عقب مانده و سنتي مانند افغانستان، وابستگي و گرايش بيش از حد باشندگان آن به سنت ها و تقاليدي است كه در بسياري موارد با دين سازگاري نداشته و از گذشته ها به جا مانده است. سنت هاي فرهنگي اي كه از گذشته به ميراث مانده در جامعه ي سنتي ما بدون در نظرداشت اينكه تا چه حد با دين و قوانين نافذه مدني كشور رابطه دارد، به دليل اينكه از اجداد و نياكان، به ما رسيده، از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد.

اگر مسئله ازدواج را در مناطق مختلف افغانستان بررسي نماييم، به خوبي خواهيم دريافت كه گذشته از مساله ايجاب و قبول تمام مراسمي كه در يك عروسي از سوي فاميل هاي عروس و داماد صورت مي گيرد، نوعي خريد و فروش دختر است كه ميان دو پدر انجام مي شود.

از روزي كه دختر براي پسري نامزد مي شود، تمام مصارف بالاي خانواده داماد است؛ در حالي كه اگر با اندكي دقت، از ديدگاه دين مقدس اسلام به آن نظر بيافگنيم، دختر و پسر دو جوان مسلمان از دوخانواده مسلمان اند كه بدون هيچ گونه تفاوتي در انسانيت، با هم عقد نكاح نموده اند؛ همانطوري كه خانواده پسر در مورد آينده فرزند خويش مي انديشد، خانواده عروس هم بايد بيانديشد؛ بلكه براي خانواده عروس ايجاب مي كند كه نسبت به جانب مقابل، مصارف بيشتر را در ساختار زندگي نو براي اين دو به دوش بگيرد؛ به دليل اينكه دختر نسبت به پسر از لحاظ نيروي فزيكي ضعيف تر بوده و در زندگي معمولاً عوايد كمتر مي داشته باشد. اما برعكس آن، دختر از روزي كه عروسي مي كند حق مالكيت آن كه بعداً روي آن بحث خواهيم كرد، سلب مي گردد، حق تصميم گيري و نظردهي را در هيچ امري ندارد، زماني كه اعضاي خانواده جمع مي شوند، هريك مانند بزرگواري به مسند خويش تكيه مي زند و زن بايد مانند كنيز دست خريدي خدمت نمايد و در نزد دروازه گوش به فرمان بنشيند.

همانطور، وظايفي كه در داخل خانه براي زنان واگذار گرديده مانند لباس شويي و ظرف شويي، آشپزي، صفاكاري و تنظيف، ‌تربيه طفل و غيره از جمله اموري اند كه در گذشته ها وقتي كه خريد و فروش انسان رايج بود، بالاي كنيز ها انجام مي دادند.

فرهنگ اسلامي چنين نيست؛ پيامبر بزرگوار اسلام از لحاظ شخصيت و مردانگي از همه برتر بود، اما عايشه صديقه در مورد وي مي گويد:‌ مانند مردي عادي مي زيست؛ لباسهايش را كه پاره مي شد، خود مي دوخت، و كفش هايش را خود ترميم مي كرد وهمانطور كارهاي خود را بالاي شخص ديگر انجام نمي داد.

در فرهنگ اسلامي زنان و مردان بايد به طور يكسان در تمام امور خانه مشاركت داشته باشند؛‌ براي هيچ يكي، اين برتريت ثابت نشده كه بالا بنشيند و ديگري پايين؛ هيچ يكي نمي تواند بالاي ديگر به خاطر انجام كار شخصي خويش تا وقتي كه عذر معقول نداشته باشد، فرمان دهد. هريكي مكلف است تا از لباسشويي و ظرفشويي و آشپزي گرفته تا كارهاي بزرگتر، يكديگر را همكاري نمايند.

تمام زشتي هاي اخلاقي اي كه امروز جامعه ما را مي آزارد، برخاسته از همين وابستگي هاي مفرط و بيش از حد به سنت هاي محيطي اي است كه در گذشته هاي تاريخ از سوي ظالمان و ستم پيشه گان تاريخ ايجاد گرديده است. انسانهايي كه در واقعيت امر، هويت انساني اي از خود نداشته و هويت انساني ديگران را هم سلب نموده اند.

4- توقعات بيش از حد اقارب شوهر از عروس خانه:

همين سنت هاي ناسالم محيطي سبب گرديده است تا عروس جديدي كه به خانه آورده مي شود، از يك طرف پدر و مادر شوهر، از سوي ديگر برادر و خواهر شوهر بالاي آن ادعاي آن را نمايند تا به خدمت هريك جداگانه رسيدگي كند؛ در عين زمان، بايد براي شوهر مانند كنيز دست خريد خدمت كند. خانواده شوهر بدين باور است كه از بودجه خانه كه در آن همه سهيم اند، بالاي عروس مصرف شده است، پس بايد در خدمت همه يكسان باشد. عروس هم بدون اينكه آگاهي اي در مورد حقوق خود و ديگران داشته باشد، نهايت تلاش مي كند تا به خدمت همه رسيدگي كند اما گاهگاهي كه كار بالاي وي فشار مي آورد مورد ضرب و شتم و توهين از طرف هريك قرار مي گيرد.

اين توقعات خانواده شوهر برخاسته از حاكميت سنت هاي ناسالم محيطي است كه كاملاً با فرهنگ اسلامي در تضاد بوده و از گذشته ها به جا مانده است. برخوردهاي نادرست و انتظارات بيش از حد توان از عروس گاهي سبب مي شود كه بعضي از زنان دست به خودكشي و خودسوزي بزنند.

 


صفحه 1 از 4