خانه » طنز » رهــبر محــبوب ملــت

رهــبر محــبوب ملــت

 
 
العجب ! برای محــافظــت عکــس هــای رهــبر محــبوب ملــت به ســیم خــار دار و نگهــبان تفنــگدار نیــاز اســت.
برای اینکه سو تفاهمی ایجاد نگردد و عنوان این نوشته کسانی را به غلط فهمی نکشاند من اول درین رابطه یک داستان جالبی را برای خوانندگان گرامی حکایت میکنم :
میگویند در روز مولود شریف در زیارت شاه دو شمشیره ولی چنان ازدحامی وجود داشت که دیگر کسی به اراده فردی خود در داخل زیارت قادر به حرکت یا سکون نبود و به هر طرف که سیل جماعت مردم او را تیله میکرد به همان سمت کشانده می شد و فقط هر کسی در تلاش آن بود که تا از زیر پا شدن و شکستن قبرغه هایش توسط فشار زایرین جلو گیری کند.
درین میان شخص نحیف البنیه و به اصطلاح مردم قاق روده چون اشرف غنی وجود داشت که حتی نفس کشیدن نیز برایش خیلی مشکل شده بود و از بخت بد او قبل از آمدن به زیارت در خانه یک چاینک چای سبز هیل دار نیز نوش جان کرده بود.
درینجا زمانیکه فشار مردم از چار طرف به انتها رسید مثانه وی دیگر تاب نیاورده و محتوی آن در بین زیارت خالی شد ، مردم که متوجه این حالت شدند همه به خشم با مشت و لگد بسوی او حمله ور شده و می خواستند به جرم اهانت به مکان مقدس روز فرخنده را بر سر آن بیچاره بیاورند.
اما حریف نه تنها مانند اشرف غنی نحیف البنیه و قاق روده بلکه مانند او خیلی زرنگ و عوام فریب نیز بود که به صدای بلند فریاد :
او مردم صبر کنید و از برای خدا و همین زیارت بمن اجازه بیردی گفتن را بدهید تا نشود که خدای ناخواسته بازهم دستان تان به خون فرخنده دیگری به ناحق آلوده گردد !
مردم برای لحظه از مشت و لگد زدن او دست کشیده و با چشمان از حدقه بیرون برآمده بسوی وی با تعجب و نا باوری نگریسته گفتند :
بگو بی پدر ملعون برای شاشیدن در صحن مطهر زیارت چه دلیلی می توانی داشته باشی ؟
مرد به گریه افتاده و با گلوی پر از بغض فریاد زد که :
ای مسلمانان من از مدت سه روز تا حال سخت شاشه بند بودم و امروز خاص برای دریافت شفا اینجا آمدم که شاه دو شمشیره ولی حاجتم را برآورده ساخته و مرا شفا داد.
مرد همین بگفت و از هوش برفت و مردم باز هم بسوی او حمله ور شده و لباسهایش را توته توته کردند و هر کس کوشش داشت اگر بقدری سر انگشت هم پارچه بدست آورد و آن را به عنوان تبرک با خود به فامیل و اقاربش به ارمغان ببرد.
حالا هم که برای نگهداری و محافظت عکس های مجاهد بزرگوار برادر حکمتیار در کابل به محافظین مسلح و سیم خار دار نیاز است اما نه ازین بابت که خدای ناخواسته مردم  کابل از سر دشمنی و خصومت یا نفرت و انزجار قصد پاره  کردن عکس های او را داشته باشند بلکه عکس های مجاهد بزرگوار برادر حکمتیار هم به مانند لباس آن مرد برای مردم به شی متبرک تبدیل شده که هر کسی کوشش بخرچ میدهد تا یک توته آن را به هر نحوی شده بدست آورده و از آن برای شفای خیلی درد ها و برآورده شدن بسا آرزو ها استفاده کند.
به یقین  که  مقام و مرتبت برادر حکمتیار در نزد خداوند یکتا اگر از شاه دوشمشیره ولی بالاتر نباشد پائین تر که به هیچ صورت نیست چونکه افضل المجاهدین حکمتیار از روزیکه دست چپ و راستش را شناخته شمشیر اسلام از غلاف بیرون کرده آنقدر خون در راه اسلام ریختانده که اگر شاه دوشمشیره حیات دوباره نصیب گردد و صد سال دیگر عمر کند و اینبار بجای دو شمشیر با چار شمشیر به قتل و کشتار کابلیان بپردازد در اخیر یک دهم خون را که حکمتیار در راه اسلام ریختانده او موفق به ریختنش نخواهد شد.
با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

پاسخ بدهید

ابراز نظر

Your email address will not be published.

ارسال

Copyright © Jawedan.com