خانه » خبر و دیدگاه » فاصله حرف تا عمل

فاصله حرف تا عمل

 

آنچه را که امریکایی ها در مورد سرنوشت جنگ و صلح در کشور ما میگویند نمیتوانم به آن باور نمایم ادامه ماموریت امریکایی ها در افغانستان مشکوک و ماجرا جویانه بنظر می رسد گرچه روز گذشته جنرال مک‌مستر، مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا گفته است کاخ سفید از پاکستان میخواهد تا  در بخش حمایت از گروه طالبان تجدید نظر نماید به گفته جنرال مک‌مستر گرچه پاکستان در مبارزه با تروریزم تلفات سنگینی متحمل شده اما برخورد آن کشور”گزینشی” بوده است.

مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری آمریکا گفته آقای ترامپ واضح ساخته که دیگر هیچ نوع حمایت از طالبان و سایر گروه‌های مرتبط برای دولت آمریکا قابل تحمل نیست. به گفته مشاور امنیت ملی امریکا دولت پاکستان در سال ۲۰۱۶ عملیات‌ “موثری” را علیه گروه تحریک طالبان پاکستان انجام داده، اما این کشور اقدامات قابل توجهی را علیه طالبان افغان و گروه حقانی که در پاکستان “پناگاه امن” دارند به عمل نیاورده است. این سخنان زمانی با رسانه ها شریک ساخته می شود که از استراتیژی جدید امریکا در مورد ختم جنگ در افغانستان هنوز خبری نیست چنانچه از چندین ماه بدینسو سیاسیون و آگاهان نظامی در افغانستان امریکا را به دلیل سیاست مبهم اش در مورد افغانستان به باد انتقاد میگیرند اکثری به این باور اند سیاست نا مشخص امریکا در افغانستان باعث ادامه جنگ در این کشور گردیده است.

افغانستان اضافه از  ۱۷ سال است که شاهد حضور نظامی امریکا و پیمان ناتو  در این سرزمین است، اضافه تر از یک صد  هزار نظامیان امریکایی  و هم پیمانان غربی شان در ظاهر بخاطر مبارزه علیه تروریزم آمده بودند اما حقیقت مبارزه علیه تروریزم هنوز در پرده ای از ابهام است با آنکه در این جنگ حدود چهار هزار عسکر امریکایی و اضافه تر از پنجاه هزار از نظامیان افغان کشته شدند وافغانستان بیشتر نسبت به گذشته  ویران گردیده مگر تهدید های ناشی از هراس افگنی و افراط گرایی همچنان پا بر جاست هراس افگنان نسبت به سال های ۲۰۰۱ الی ۲۰۱۵  از مردم افغانستان وکشور های دیگر زیادتر قربانی میگیرند.


۱۷ سال حضور نظامی در افغانستان ، امریکا را وارد طولانی ترین جنگ خارجی نمود وهنوز هم نشانه از ختم این جنگ به چشم نمی خورداگاهان سیاسی در افغانستان و کشور های منطقه به این باور اند که نبود یک راهبرد واضح ویا هم برنامه طویل المدت امریکا در قبال افغانستان باعث گردیده تا جنگ در افغانستان ادامه پیدا کند.
ادامه چنین یک وضعیت بازیگران دیگر را  که با ادامه حضور امریکا در منطقه منافع شان را باتهدید روبرو یافتند وارد میدان ساخت وافغانستان درگیر رقابت های جدی تر منطقه یی شده است. وضعیت نا هنجار موجود و نا آرامی های دایمی سبب شده  که روسیه و چین برای پر کردن خلاء وارد عمل شوند. جنگ تا هنوز به شدت ادامه دارد به یقین با گذشت هر روز موج جدیدی از خشونت گریبانگیر مردم افغانستان میگردد حمله به مساجد مکاتب  و نهاد های عام المنفع زنگ خطری است که با گذشت هر روز صدایش بلند تر می شود حمله بر شفاخانه چهار صد بستر ، حمله بر قول اردوی ۲۰۹ شاهین انفجار در چهاراهی زنبق حمله در مسجد باقر العلوم کابل حمله در مسجد جوادیه هرات یکی پی دیگری خیلی هولناک و تکان دهنده است.


تمامی این حملات با اولین سفر بین‌المللی دونالد ترامپ رئیس‌جمهور امریکا  به کشور های  شرق میانه و اروپا همزمان شد. در حالیکه گفته میشد مشکل  تروریزم محور اصلی دیدارهای آقای ترامپ خواهد بود.با وجود بیش از ۱۷ سال حضور نظامی در افغانستان و کشته شدن صدها نفر در چند ماه گذشته در افغانستان، ترامپ به ندرت درباره مشکلات افغانستان سخن گفته است.


در حالی که آمریکا و دیگر اعضای ناتو در حال بررسی اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان برای حمایت از نیروهای امنیتی این کشور بودند، موضع سخت‌گیرانه ترامپ علیه دیگر اعضای ناتو مشکلات این کشور را افزایش داده است چند قبل دونالد ترامپ از دیگر اعضای ناتو درخواست کرده بود تا هزینه‌های دفاعی خود را افزایش دهند. علاوه بر این نیز نبود رویکرد روشن و کلی واشنگتن درباره افغانستان نیز بر مشکلات این کشور افزوده است.
اگرچه روسیه و چین تلاش می‌کنند تا خلاء موجود را با ایجاد مذاکرات بین طالبان و کشورهای منطقه پر کنند، ولی با وجود این تلاش‌ها پیشرفتی حاصل نشده است، به ویژه اینکه آمریکا از حضور در این مذاکرات خودداری کرده است، اگر چه رهبران افغانستان به این باور اند که بزودی استراتیژی حکومت ترامپ در مورد افغانستان که نقطه ای مهم آن فشار بر پاکستان خواهد بود اعلان میشود با آن هم تا هنوز  سیاست آمریکا در قبال افغانستان در وضعیت نامعلومی قرار دارد. ادامه خشونت و حملات طالبان و همچنین موضع نامشخص آمریکا در مذاکرات، اجازه موفقیت به تلاش‌ها برای ایجاد صلح افغانستان را نمیتواند کارا سازد. متاسفانه ادامه جنگ و خشونت سال‌هاست در افغانستان ادامه دارد در حالیکه قوت های مسلح افغانستان اضافه تر از سه سال بدینسو مستقلانه کوله بار جنگ را بدوش دارند با آن هم تمام گروه‌های ذینفع در این کشور به این باور اند که نیروهای افغان به تنهایی آمادگی کافی برای مقابله با طالبان را ندارند. علاوه بر این پیامد خروج جزئی و آموزش نیروهای افغان توسط نیروهای آمریکایی نیز به بهبود این وضعیت کمکی نکرده است، بنابراین آمریکا که بنظر می‌رسد در قبال افغانستان به فراموشی رفته است، باید از این فراموشی خارج شده و این حقیقت را قبول کند که بدون روشن کردن موضع خود در افغانستان، قادر نخواهد بود پیشرفتی در وضعیت کنونی این کشور ایجاد کند.


حرف از سیاست مبهم امریکا در قبال افغانستان در حالی به میان میاید که این کشوردر حال بررسی وضعیت نظامی افغانستان است  که بعد از اتمام این بررسی ها  در موردعزام  نیروی بیشتر نظامی به افغانستان تصمیم گرفته خواهد شد در همین حال مقام‌های ارشد آمریکا توصیه کرده اند که رییس‌جمهور ایالات متحده چندین هزار سرباز به افغانستان اعزام کند. اما پژوهشگرانی چون «استیفان والت» و «مایکل اوهانلون» استدلال می‌کنند که ایالات متحده باید این سربازان را در قالب یک استراتژی مشخص اعزام کند. نه بدون یک سنجش دقیق
در حال حاضر چهار استراتژی باید در افغانستان انجام شود که شامل دولت‌سازی، مصالحه، مهار و پایگاه‌سازی است. دولتهای «جورج  بوش» و «باراک اوباما» در مورد این چهار استراتژی همواره تردید داشتند و این باعث شد که هیچگاه یک استراتژی مشخص در این زمینه نداشته باشند. به عقیده من ترامپ باید این چهار استراتژی را ارزیابی کرده و قبل از اعزام سربازان بیشتر به افغانستان یک استراتژی منسجم را اتخاذ کند.
حفظ سربازان آمریکایی در افغانستان تنها برای حمایت سیاسی از حکومت وحدت ملی
برای پیروزی در مقابل طالبان، دولت مرکزی افغانستان باید از ثبات نسبی برخوردار باشد، این استراتژی شامل ایجاد تقویت نیروهای امنیتی و نهادهای حکومتی، خواهد بود؛ به‌طوری که آن‌ها «قادر به ایستادن روی پای خود» باشند و بتوانند طالبان را شکست دهند.
فرضیه اصلی این راهبرد بر این مبنا است که یک دولت مرکزی قوی در افغانستان می‌تواند سازمان‌های تروریستی را از بین برده و نگذارد آن‌ها تهدیدی علیه ایالات متحده بوده یا در سراسر آسیای جنوبی و مرکزی گسترش پیدا کند.


با تقویت دولت مرکزی سربازان آمریکایی مستقر در افغانستان تنها به مشاوره و آموزش نظامیان افغان خواهند پرداخت و تضمینی برای حمایت سیاسی از این دولت خواهند بود.
اگاهان سیاسی و نظامی به این باور اند ، امریکا به دلایل که نزد خود دارد سیاست واضح  و روشن را در  فبال افغانستان اتخاذ نکرده  حتا روند تجهیز نیروهای دفاعی  افغان را با کندی به پیش میبرد  وتا زمانیکه به این وضعیت خاتمه بخشیده نشود وتا زمانیکه حضور هدفنمد نظامی خود را برای کشور های منطقه بخصوص روسیه و چین توضیح ندهد نمیتوان ، بهبود وضعیت را انتظار داشت. در چنین وضعیتی که هیچ کس نمیداند استراتیژی آینده امریکا با چه ارزش ها و معیار های تدوین خواهد شد اما فدراتیف روسیه نیز آرام ننشسته است روسیه در تلاش است تا منافع اش را در افغانستان، یعنی در کشوری احیا می‎کند که به نام قبرستان امپراطوری‎ها شهرت دارد.

این مانورهای زیرکانه روسیه شامل تماس با طالبان و رهبری یک تلاش جدید دیپلوماتیک برای برخورد با آینده افغانستان در حالیست که جهان هنوزهم در مورد ستراتیژی جدید واشنگتن برای افغانستان بی خبر است. با در نظرداشت تضاد و مخالفت های که بین روسیه و امریکا وجود دارد  اداره رئیس جمهور دونالد ترمپ در مورد اهداف اصلی مسکو مطمین نیست بعضی ها حرکت های قدرتمندانه فدراتیف روسیه در افغانستان همچنان عاقبت نگران کننده دیگری از تجدید و تاخیر در موقف گیری‎های واشنگتن تلقی می‎کنند. این درک یا دیدگاه در سطح بین المللی درحالی به شدت شکل می‎گیرد که امریکا تعذیرات تازه اقتصادی علیه روسیه و ایران  وضع کرده است  با در نظرداشت سابقه ماموریت که روسیه در افغانستان داشته شناخت و آگاهی که رهبری روسیه از وضعیت افغانستان دارد در حال حاضر در افغانستان “روسیه خلای را می‎بیند و تلاش دارد آن را پر کند، روسیه در هر جا دنبال فرصت‎ها می‎گردد تا بتواند نفوذش را گسترش داده و منافع اش را آزادانه دنبال کند و اتحادها و مشارکت‎های ایالات متحده را مهار سازد .

افغان‎ها منتظرند ببینند که آیا واشنگتن سربازان بیشتر به افغانستان میفرستد، ستراتیژی مناسب را در برابر حملات روز افزون طالبان و عقب گردی‎های قوای افغان اتخاذ می‎کند یا نه؟ از سوی دیگر امریکا به این باور است که مسکو با طالبان روابط برقرار ساخته آنها را همکاری میکند اما مسکو این ادعا را که گویا از طالبان حمایت تجهیزاتی می‎کند رد کرده‎است و می‎گوید، تماس‎هایش با طالبان فقط به تامین امنیت و تشویق این گروه تندرو به مصالحه با حکومت افغانستان متمرکز است، چیزیکه واشتگتن در آن در چند سال گذشته ناکام بوده‎است.گفته می‎شود روسیه در اصل، به جنگ افغانستان با نگاه متفاوت تر از غرب می‎نگیرد.روسیه اغلبا” فعالیت‎های امریکا در افغانستان را با اصطلاحات بازی بزرگ سال‎های ۱۸۰۰ ترسیم می‎کند، یعنی زمانی‎که روسیه و امپراطوری بریتانیای کبیر برای داشتن نفوذ در افغانستان و همسایه هایش رقابت می‎کردند و روی ترسیم موقف ستراتیژیک افغانستان با آسیا و شرق میانه تصمیم می‎گرفتند.

روسیه حال آهسته آهسته آغاز به این کرده‎است که طالبان را به حیث یک قوای محلی و یک شریک خود در جنگ علیه داعش ببیند، نه یک تهدید جهادیست بین‎المللی.

در حالی‎که روس‎ها از بی ثباتی افغانستان به دلیل نزدیکی با ساحه نفوذ خود نگرانی دارند، شاید مسکو با تلاش‎های اخیرش، خواهان بهتر ساختن موقف دیپلوماتیک اش و تقویت روابط در آسیا است. فشار روسیه به سمت شرق بعد از آن بیشتر شد که روابط مسکو به سبب الحاق کریمیای اوکراین با خاک روسیه و موضوع دخالت در انتخابات امریکا، با واشنگتن و غرب تیره شد.روسیه روابط قبلاً سرد اش با پاکستان را که میزبان رهبران طالبان است بهبود بخشیده و روابط پرتنش و همکاری‎های اقتصادی با چین را نزدیک ساخته‎است. مردم افغانستان از بی ثباتی در سرزمین خود مایوس اند، نه تنها افغان ها بلکه تمام منطقه عذاب می‎کشند . هنوز همه چیز در پرده ای از ابهام است باید انتظار کشید اما من باور ندارم بزودی این جنگ خاتمه یافته مردم افغانستان از مشکلات رهایی یابند چون جهت مهار کردن این وضعیت نه تدبیریست و نه مدیریست .

پاسخ بدهید

ابراز نظر

Your email address will not be published.

ارسال

Copyright © Jawedan.com