خانه » خبر و دیدگاه » عوامل بی اعتمادی ملی در حکومت وحدت ملی

عوامل بی اعتمادی ملی در حکومت وحدت ملی

 

در تضاد با عملکرد و اجراات حکومت وحدت ملی اپوزیسیون ها و ائتلاف های زیادی ساخته شده مانند شورای حراست و ثبات افغانستان، جبهه نوین ائتلاف نجات افغانستان، جنبش روشنایی، جنبش رستا خیز تغییر و از سوی دیگر همزمان روز گذشته محفلی که در بلخ برگزار شده بود در ننگرهار نیز شورای دیگری علیه حکومت وحدت ملی اعلان موجودیت کرد حالا میخواهم عواملی که اکثریت مردم از حاکمیت موجود رضایت ندارند چیست برجسته سازم  .

۱-بی کفایتی، قانون گریزی، بی تفاوتی، پارتی بازی و دروغ بافی در درون حکومت وحدت ملی باعث شده تا مردم نسبت به دولت بی اعتماد بوده به مخالفین بیشتر علاقه نشان دهند.

 ۲-به گذشت هر روز کشور ما در یک وضعیت ناهنجار ، نا امن و به میدان تقابل بین نیرو های خارجی و کشورهای متخاصم مبدل می گردد . مردم از فقر ، عدم امنیت ، رشوه واختلاس در رده های مختلف حکومت از بالا تا پائین ، رنج می برند. واضح  دیده می شود که در حاکمیت ارادهء برای رفع این همه بدبختی ها بصورت جدی و فراگیر وجود ندارد . با گذشت هر روز بحران فراگیر شده میرود بدون تردید حکومت نیز نظاره گر این وضعیت نا هنجار است.

 ۳-بحران در یک کشور انتخاب همه گزینه هارا برای سیاسیون بمنظور نجات و خروج از بحران توجیه مینماید. بحران امنیت و همه بحرانها نا رضائیتی مردم سر چشمه أصلی این بحرانها ست.باید مردم راضی شوند وامنیت تأمین گردد تا جلوی همه نا بسامانیها ونا رسائیها گرفته شود.

۴-هر چند عوامل بحران در کشور بیشمار است اما از همه مهم تر بی عدالتی بطور عام بد ترین عامل نا رضائیتی مردم میباشد، در ضمن باید بپذیریم که نا بسامانیهای کنونی زاده یک عامل ویا چند عامل کلی نیست بلکه بسیاری از مؤلفه ها وعناصر نقش خودرا درزایش بحران تا گسترش آن دارند

* نقش رهبری حکومت در بحران آفرینی.

*کادر های کم تجربه.

* اثر منفی قوانین ونحوه نا درست تطبیق پالیسی ها.

* نقش بعضی از رسانه ها واستفاده منفی از دموکراسی.

* عمل نکردن در تطبیق عدالت انتقالی.

* کم سوادی توأم با اختلافات دیرینه قومی.

* نقش همسایه ها در بی ثباتی افغانستان.

* تنفر آفرینی توسط مخا لفین.

۵-سیاست دولت نیز باعث بحران کنونی است.سیاست مبهم جنگ وصلح با مخالفین سیاست دو پهلو با همسایه ها وخارجی ها همه مسائل اند که مردم نمیتوانند راه راست را از کج فرق کنند ویا بین دوست ودشمن فرق قائل شوند .

۶-قوانین نیز بحران آفرین است: قوانین افغانستان از جمله قانون اساسی بحران مشروعیت میباشد قانونی که هم از جامعه سنتی حمایت میکند وهم از دموکراسی غربی اینها با هم تناقض دارند .

۷-در بعد نظامی: نیرو های خارجی در موردوضع الجیشی وسوق الجیشی خود دقت نکردند. یعنی قرار گاه های عمده باید بجای شهر ها در نزدیکی سر حدات وضع می شد وجریان عبور ومرور افراد القاعده داعش طالب ومخالفین را نظارت میکردند ودر پهلوی آن نیرو های افغان را هم در همان نقاط دور ونزدیک به مرز تر بیه میکردند. لذا در مورد جا بجای قرار گاه ها ونحوۀ عملیات باید دقت میشد .

۸-در بخش اقتصادی: حکومت باید اقتصاد را کنترول کند لا اقل مالیه مورد نیاز را از کمپنی ها اخذ کند اما دولتی که ادارات زیر دست وافراد خودرا کنترول کرده نتواند بازار آزاد را هر گز کنترول کرده نمی تواند .

۹-نقش اندیشه های قومی وعقائد سنتی مردم واختلافات میان اقوام هم نقش خودرا در ایجاد زمینه های بحران دارد. باید در مناطقی که مردم آن زیر تاثیر شعار تبلیغ مفتیان پاکستانی شده اند تنها نیرو های امنیتی داخلی استخدام شده وهم زمینه آشتی بین اقوام جستجو گردد .

۱۰-نقش کشور های همسایه در ایجاد بحران کم نیست.ایران بخاطر نفوذ مذهبی وجلوگیری از پیروزی آمریکا در افغانستان هر چه در توان دارد انجام میدهد. پاکستان جمع عربستان سعودی قطر امارات متحده اهداف مشخص خود را دارد در مورد پاکستان برعلاوه اهداف مغرضانه دیگر خصومت پاکستان با هند ولاینحل ماندن خط دیورند بردوام بحران افزوده است.

۱۱-مردم ضعف نظام را بوجود فساد در بدنه سیستم  واداره مربوط میدانند اما آنچه به نظر من بد تر از فساد بساط حکومت را جمع نموده همانا تبعیض وبیعدالتی در کشور است که اسباب مأیوسیت ودلسردی مردم را نسبت به دولت فراهم ساخته وآهسته آهسته مردم را در کنار مخالفین قرار داده است . با در نظرداشت این همه مشکلات تا زمانیکه حمایت خارجی ها از حاکمیت موجود برقرار باشد هرگز این حکومت سقوط نخواهد کرد.

 

راه حل :

۱.با تطبیق عدالت ویا قانون پذیری قابل حل است. عدالت در عرصه مشارکت سیاسی ،عدالت در تشکیلات اداری، عدالت وتوازن در تطبیق پروژه های باز سازی وانکشاف ملی،

۲.حکومت باید به هر شکلی که می شود رهبری خود را متحد و یک پارچه بسازد که دیگر سوالی مطرح نگردد که کدام وزیر به کدام جهت تعلق دارد و مربوط کیست.

۳.رئیس جمهور اعتماد از دست رفته را با طرح و استراتیژی های جدید دوباره احیا کند.

۴.گرچه خارجی ها  انتظار بهبود وضعیت فعلی حکومت وحدت ملی را ندارد با آن هم تلاش صورت گیرد تا در پهلوی ایجاد اعتماد ملی اعتماد بین المللی را نیز گسترش یابد.

عمر صمد، به این باور است که حکومت وحدت ملی روی قواعد توافق شده عمل نمی کند و با موجودیت اختلافات و جنگ روی قدرت، حکومت وحدت ملی به یک حکومت غیر متحد مبدل شده است.

  1. رهبری حکومت وحدت ملی با درک از وضعیت پیش آمده خود را وفق داده، و با محدودیت های سیاسی حاکم، انعطاف پذیر باشد. با گزینه های مختلف باید روی استحکام این حکومت، روابط افغانستان با خارج و جلب اعتماد مردم بر حکومت وحدت ملی، کار شود.

۶.آقای غنی باید مشی های خود را برای مردم واضح سازد تا موقعیتش را بین مردم افغانستان و جامعه جهانی بهبود بخشد. از سوی دیگر آقای غنی باید شک و تردید ها و نگرانی های را که موجب افزایش موارد غیر قابل پیش بینی میشود از میان بردارد. حتی به حریفان سیاسی خود  اطمینان دهد که موقف آنها محفوظ است. من میدانم که افزایش حملات طالبان، تلاش ها برای مذاکره با طالبان، کشمش های سیاسی با پاکستان و عدم اراده سیاسی باعث شده است تا حکومت افغانستان قادر به انجام تعهدات خود نگردد. اما مردم اعوام این حقیقت را نمیداند . 

  1. به باور من مذاکرات صلح یک حربه است نه یک هدف. اگر مذاکرات صورت نگیرد گزینه بهتر ایجاد ظرفیت هاست که باید روی آنها زیادتر کار شود .

نوت : وضعیت آنچه که آرزو است آنطور نیست باید رهبری ریاست جمهوری هرچه عاجلتر جهت جلو گیری از بحران به وجود آمده گام های موثر و عملی بردارد . به عقیده من هر قدر بحران فراگیر تر شود فاجعه آن نیز جبران نا پذیر تر میشود .

پاسخ بدهید

ابراز نظر

Your email address will not be published.

ارسال

Copyright © Jawedan.com