خانه » خبر و دیدگاه » آقای رئیس جمهور غنی پروژه تاپی چه شد

آقای رئیس جمهور غنی پروژه تاپی چه شد

بند سلما با عشق و علاقه فراوانی افتتاح شد آغاز کار بند کمال خان در نیمروز نیز تصاویرش چوک های شهر کابل را پر کرده است از پروژه کاسا 1000 که خیلی ما به آن دل بسته بودیم تا هنوز خبری نیست گرچه افغانستان از چندی بدینسو در تلاش است  تا با توجه به کشف منابع هیدروکربنی خود در راستای خودکفایی گام بردارد، اما نیاز این کشور به منابع انرژی همچنان بسیار است که سالیان زیادی را دربر خواهد گرفت.
        
واقعیت این است که نیاز افغانستان به دریافت انرژی از خارج، از گذشته های دور خیلی زیاد بوده است. اما اخیرا چینی ها سرمایه گذاری در بخش نفت و گاز در منطقه شمال افغانستان کرده اند که ظاهرا کم کم به سطحی می رسد که تا حدی مشکلات محدود از گرد و نواحی خود را حل نماید. 
به باور من  آن چیزی که در حال حاضر از همه مهم تر در مورد افغانستان مطرح است، طرح تاپی است که در واقع گاز ترکمنستان را از طریق افغانستان به پاکستان منتقل کند و از آن جا به هندوستان نیز منتقل شود. این موضوع بحث جدیدی نیست، هر چند که از مدت هاست این مسئله مطرح است و از زمانی که طالبان هم در قدرت بودند و شرکت یونیکال تصمیم گرفت که این طرح را عملیاتی کند، این مسئله در طول 17 سال گذشته نیز همچنان مطرح بوده خوشبختانه سال گذشته. روسای جمهور پاکستان و افغانستان و ترکمنستان رسما قرارداد تاپی را امضا کردند. امید می رفت بر اساس این قرارداد افغانستان در سال های آینده در وضعیت بهتری به لحاظ سوخت که بتواند از این خط دریافت کند و هم حق ترانزیت را که باید دریافت نماید. شاید از این زاویه، بتوان گفت که افغانستان به آینده امیدوارکننده تری به لحاظ سوخت نسبت به گذشته رو به رو خواهد شد با آن هم همچنان به نظر می آید که نیاز به نفت و گاز در خارج از افغانستان زیاد است .


همه میدانند افغانستان در این مدت در جنگ بوده است. در زمانی که افغانستان در جنگ است، سوخت آن عمدتا متصل به قاچاق بنزین و نفت و گازی از ایران و کشور های دیگر وارد گردیده است. در سطح محدودتری از کشورهای حوزه خلیج فارس هم نفت دریافت می کرده است که آن ها هم از کانال هایی بیشتر از طریق وسایط نقلیه از ایران به افغانستان منتقل شده است. ولی در کل نیازهای افغانستان بالاتر از این حدی است که بتوان با موتر و تانک های نفت کش مشکلات آن را برطرف کرد و یا از طریق قاچاق بتوان به این نیازها پاسخ داد. به همین دلیل قیمت ها در افغانستان خیلی بالاست و انگیزه برای قاچاق چیان وجود دارد و خود افغان ها در این رابطه فعال هستند. به فکر  من اگر استراتزی روشن تری زمامداران ما داشته باشند، شاید بتوان از طریق قراردادهای مشخصی با کشورهای نفت خیز از جمله ایران، قزاقستان فدراتیف روسیه و عربستان سعودی نیازمندی های خویش را در دراز مدت برطرف کنیم .  اما در مورد قرار داد تاپی علل کافی به نظر من وجود دارد. افغانستان می خواهد با بستن این قرارداد نشان دهد که امنیت در مسیر راهی که از خاک افغانستان عبور می کند، وجود دارد و نیروهای امنیتی افغانستان این توان را دارند که هر نوع کارشکنی را که احتمالا گروه های مخالف انجام بدهند، جلوی آن را بگیرند و در بلند مدت از این خط لوله حفاظت کند. دولت افغانستان این پیامی است که می خواهد به دیگران بدهد که نگرانی هایی را که گفته می شد افغانستان نا امن است و مناطق جنوبی و شرقی که خط لوله از آن عبور می کند، تغییر کرده است. این نکته نسبتا مهمی است که وجود دارد. نکته دوم این است که به هر حال وقتی شرکت های بزرگ بین المللی در این قضیه درگیر شوند و کشورهایی مانند پاکستان و هند که نیاز به سوخت دارند، درگیر این مسئله شوند( شاید احساس آقای اشرف غنی این است که خود درگیر شدن پاکستان به روند صلح کمک می کند ) احتمالا پاکستان تشویق می شود که طالبان را ترغیب به آمدن به پای میز مذاکره کند. چون اگر در شرایط جنگی باشد و نا امنی وجود داشته باشد، در زمان لوله کشی ممکن است مشکلاتی پیش بیاید و پاکستان یا هندوستان نتوانند از مزایای این خط لوله استفاده کنند. بنابراین به نظر می آید که از این زاویه هم آقای اشرف غنی این انگیزه را داشت که این قرارداد را امضا کند. به اضافه وقتی با پاکستان وارد معامله می شوند، این انتظار را نیز دارند که پاکستان دخالت هایی را که تاکنون گفته می شد از گروه های مخالف دارد، آن دخالت ها را نیز انجام ندهد.ولی متاسفانه مداخله ادامه دارد چون پاکستان دفاع از دهشت گری را نسب به تحقق پروژه تاپی بهتر میداند و با گذشت هر روز امید ها و باور های که با این پروژه بسته شده بود برباد می شود عوامل دیگری نیز در پیچ و خمی این پروژه نهفته است . 

قضیه روشن است. هنوز نیروهای کمی آمریکایی ناتو در افغانستان هستند و یکی از اهداف اصلی آمریکایی ها از مطرح کردن خط لوله تاپی و عملیاتی کردن آن و خط ترنس کاسپین که انرژی قزاقستان را هم به ترکیه منتقل می کنند، این بود که ایران و روسیه را از مسیرهای انتقال انرژی خارج بکنند و اجازه ندهند که این کشورها در موقعیتی قرار گیرند که از خاک آن ها عبور کنند. آمریکایی ها هنوز این هدف را دارند و به نظرم می آید که هدف از گرفتن بخشی از افغانستان برای پیگیری خط تاپی در ارتباط با خط لوله صلحی که بین ایران و پاکستان و هندوستان است. لذا در حال حاضر نسبتا متوقف مانده است. و تحقق نخواهد یافت هر چند بعضی ها منتظرند که این تحریم ها به جایی رسد و قرار داد بین امریکا و ایران عملی شود و بتوانند این موضوع را عملیاتی کنند. ولی در هر حال آمریکایی ها فشار را بر افغانستان (برای این که ایران را در این معادله به شکل جدی وارد نکند) بیشتر کرده اند.  و افغانستان ناچار است که هم بسوزد و هم بسازد در کوتاه مدت، نه. زیرا با وجود کشف منابع نفت و گازی که چینی ها شناسایی کرده اند، آن قدر گسترده نیست که انتظارات و نیازهای آینده افغانستان را برآورده کند. افغانستان برای مدت ها نیازمند وارد کردن نفت و گاز است. لذا من فکر نمی کنم منابع داخلی تا جایی که تاکنون شناخته شده اند، آنقدر باشد که بتواند نیاز مندی های افغانستان را در کوتاه مدت بر طرف کند. 

من فکر می کنم اگر چینی ها تصمیم جدی داشه باشند که گاز ایران را به خاک خود منتقل کنند، از طریق افغانستان این کار را انجام نمی دهند. بلکه از طریق پاکستان گاز را به کشور خودشان منتقل می کنند که متحد اصلی آن هاست. اگر توجه داشته باشید 46 میلیارد دلاری که چینی ها می خواهند طی ده سال آینده در پاکستان سرمایه گذاری کنند، بخشی از آن خط اهنی از بندر گوادر به چین است که از طریق پاکستان و قره قوم خواهد بود و دیگری نیز خط لوله گازی است که احتمالا گاز ایران را که از شرق پاکستان به هندوستان و چین منتقل شود، با ایران به توافق برسند که هم امنیت آن منطقه را در بلندمدت برای انرژی ایران به عنوان دومین کشور صاحب گاز تامین کنند و هم در بلندمدت نیازهای چین را پاسخ دهد . از این دید افغانستان از نظر امنیتی نمی تواند مطلوب چینی ها باشد و به نظر نمی رسد که چنین کاری بکنند، زیرا گاز قزُاقستان و حوزه دریای خزر صرفه اقتصادی بیشتری برای چینی ها دارد تا گاز ایران و فاصله طولانی آن به عقیده من در کوتاه مدت افغانستان نه از پروژه تاپی صاحب نان و نمکی خواهد شد و نه از پروژه کاسا 1000 ، بند سلما نیز با چالش های دست وپنجه نرم میکند آینده بند کمال خان نیز بخیر باد. امیدوارم حکومت افغانستان آنچه که در توان دارد بخاطر به ثمر رسیدن پروژه تاپی پروژه کاسا 1000 بشمول بند کمال خان در نیمروز به کار ببندند در غیر آن افتتاح های نمایشی و گرفتن تصاویر رنگارنگ درد را دوا نمیکند .

پاسخ بدهید

ابراز نظر

Your email address will not be published.

ارسال

Copyright © Jawedan.com