خبر و دیدگاه

به مناسبت زادروز زردشت بزرگ

ششم فروردين (حمل) زادروز زردشت منجى يكتاپرست (١) و فرزند فرزانهء بلخ مى باشد.
در “خرابات مغان “نور خدا می‌بینم
این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم
هردم از روى تو نقشى زندم راه خيال
با كه گويم كه در اين پرده چه ها مى بينم
حافظ
همان كه به پيروانش گفت :
“سخن ها را بشنويد و با انديشه روشن درآنها بنگريد و راهي را كه بايد در پيش گيريد، براي خود برگزينيد”
گاتا ها زردشت
او در نيايش خود در برابر آفريدگار چنين مى گويد :
” هنگامی که تورا با نیروی خرد و اندیشه ژرف جستجو کردم و با دیده دل به تو نگریستم،دریافتم که تویی سرآغاز و سرانجام همه چیز،تویی سرچشمه خرد و اندیشه و تویی آفریننده راستی پاکی و داور و دادگر همه کردارهای مردمان”

راستى ما چقدر در باره ى او مى دانيم ؟
دشمنى و دوستى ما با او از دانش و تسلط ما بر مكتب فكرى او سرچشمه مى گيرد يا برخواسته از جهل و خرافات نسبت به او و آيين اوست ؟
آيا ما تا حالا حد اقل يك بار با تفكر و تأمل و تحقيق “گاتاها ” سروده ى شخص زردشت را خوانده ايم ؟
آيا “اوستا “؟را كه تركيب تمام اديان موجود در “ايران تمدنى /فلات خراسان “قبل از اسلام رايج بوده است ، مطالعه كرده ايم ؟
اصلاً هيچ رفته ايم بصورت تطبيقى قران مجيد را با ديگر كتب آسمانى و گاتاها مطالعه بكنيم ؟
متأسفانه در اين روزها بر اين فرزند فرزانه وپاكنهاد بلخ تير ستم و جفا از هر سو بطرف او رها مى شود …
انگار در سرزمين جهل و نفرت و انتحار و تعصب و تحجر و ترور و وحشت ، از ديوار كوتاهتر از ديوار زردشت نيست !
هركسى هر فساد و رذالتى انجام مى دهد فحش و ناسزايش حواله به زردشت مى شود .
وقت ايكه مى بينم حتى تحصيل يافتگان جامعه هنوز نمى دانند كه در آئين زردشت هيچ كسى آتش را نمى پرستد و آتش به عنوان منبع نور و روشنايى مورد احترام است و نه پرستش ! به جهل عمومى جامعه نسبت به تمدن ، فرهنگ و تفكر تاريخى ما بايد اشك بريزيم .
متأسفانه سپهر جهل در جامعه ى ما چنان حاكم است كه حتى نام زردشت يك تابو به حساب مى آيد !؟
نبايد ايمان ما به خداوند چنان در تزلزل و ترديد باشد كه علم و آگاهى نسبت به تمدن و تاريخ و هويت و فرهنگ گذشته ى ما باعث سقوط ان شود .
ايمان جاهلانه ثمره يى جز جهل و جمود و انحطاط و خشم و خشونت ببار نمى آورد.
جوانان عزيز !
حافظهء تمدنى خود را مرور كنيد، هويت و تمدن و تاريخ سرزمين تان را هميشه بياد داشته باشيد.
هيچ مصيبتى بالاتر و فاجعه يى عظيم تر از اين نيست كه مردم يك سرزمين تاريخ و تمدن شان را فراموش كنند و ندانند كه داراى چه هويت و تمدنى بوده اند !
شرم آور و ننگين است كه از ميان صد ها رسانه كه از بامدادان تا شامگاهان در پخش فلم هاى مستهجن هندى، موسيقى مبتذل و برنامه هاى سخيف با هم مسابقه دارند،يكى هم به ذهنش خطور نكند كه امروز زاد روز زردشت فرزند پاكنهاد و صاحب كتاب و آيين راستى و درستى و پرهيزگارى مى باشد.
از ديگران گله يى نيست ، اما اينكه شبكه هاى تلويزيونى وابسته به زادگاه و آرامگاه زردشت (٢٢)(بلخ ) فرزانه فرزند خود را فراموش مى كنند بايد بر جهل خود اشك بريزند !
هيچ از خود پرسيده ايد؛چگونه بود كه عصر طلايى تمدن اسلامى در بلاد خراسان شكل گرفت؟
از ابن سينا و بيرونى تا امام ابوحنيفه و فارابى و مولانا و…از اين جغرافيا برخاسته اند؟
زيرا اينجا يك پس منظر تمدنى بود.
يك گذشته علمى و معنوى وجود داشت .
يك تاريخ شكوهمند و پر از معنويت و مملو از اخلاق وجود داشت ….
ما بايد گذشته اى تمدنى و هويت فرهنگى خود را بشناسيم
هر قدر دانش شما فربه تر و پربار تر گردد، ايمان شما عميق تر و جهان بينى شما گسترده تر مى شود.
شما كه شعار هويت و تمدن سر مى دهيد و هى صغرا كبرا مى كنيد كه فرهنگ و هويت ما چه شد؟
اين ها كه فقط در شاهنامه خلاصه نمى شود؟
چند بار رفتيد اوستا را ورق بزنيد كه بلاخره چه است در آنجا؟
چند بار رفتيد گاتاها را بخوانيد و دقت نماييد؟
چند نوبت با دقت مثنوى را خوانديد و شاهنامه را باز كرديد؟
از ايمان جاهلانه پرهيز نماييد ، زيرا ايمان جهلاء به اندازه سطح يك استكان است لاجرم با بال مگسى از طهارت مى افتد!
اما ايمان ابن سينايى اقيانوس است و درياى خروشان، چند گله سگ هم فى المثل شنا كنند نجس نمى شود!
متأسفانه امروز اسلام با تعصب هژمونى عربى در هم آميخته و خصومت عصر جاهلى عرب برعليه تمدن (خراسانى ) تا بحدى خصمانه است كه حتى فقيه خرد گرا و آزاده ى خراسان امام ابوحنيفه را هم بر نمى تابد.
اكنون زمان يك نوانديشى و بازبينى معرفت دينى ما فرارسيده است و بايست ما با فهم فلسفه و پيام اصلى دين اسلام رسوبات جاهلى عربيت را براى هميشه طرد كنيم و قرائت ما بايد قرائت اعتدال و پلوراليزم دينى باشد .
ايمان آگاهانه ابن سينا مى آورد!
ايمان آگاهانه بيرونى و مولانا و خوارزمى مى اورد.
ايمان جاهلانه ملا عمر و حكمتيار و طالب تحويل جامعه مى دهد!
جوانان عزيز اين اندرز معنوى و مملو از اخلاق و انسانيت كه زردشت به فرزندش نموده است بدقت بخوانيد.
(” کسی که بر قلب خود غلبه نکرد بر هیچ چیز غالب نخواهد شد.
چنان رفتار کن با دیگران همانطوری که توقع داری که دیگران با تو رفتار کنند.
آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر.
کسی را فریب مده تا دردمندنشوی
با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
راستگو باش تا استقامت داشته باشی
متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
دوستدار دین باش تا پاک و راست
مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوى
روح خود را به خشم و کین آلوده مساز و هرگز ترشرو و بدخو مباش
ای پسر من نیکوکار باش نه بدکارزیرا زندگانی انسان جاوران نیست و هیچ چیز از کردار نیک جاويدانه نيست .
همیشه در همه حال و همه جا توکل به يزدان داشته باش.
قبل از جواب دادن تفکر کن.
با فرومایه و ترسو و خشمگین و حسود مشورت نكن .
با مست و نادان و ابله و بد کار و بد دهن و حسود و بخیل مهمان و هم خوراک مشو.”)
و با ابياتى چند از حكيم ابوالقاسم فردوسى نوشته را به پايان مى رسانم .
چو یک چند گاهی بر آمد بر این
درختی پدید آمد اندر زمین
از ایوان گشتاسب تا پیش کاخ
درختی کشن بیخ و بسیار شاخ
همه برک او پند و بارش خرد
کسی کز خرد برخورد کی مرد
خجسته پئی نام او زرتشت
که اهریمن بد کنش را بکشت
بشاه جهان گفت پیغمبرم
ترا سوی یزدان همی رهبرم

پاورقى
١١/ «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ ﴿سوره‌ی حج آیه ی ۱۷﴾»

٢/ «سپاهی زتوران بیامد به بلخ
که شد مردم بلخ را روز تلخ
همه بلخ پر غارت و کشتن است
وز ایدر تو را روی برگشتن ست
شهنشاه لهراسب در شهر بلخ
بکشتند و شد روز ما تار و تلخ
وز آن به نوش آذر اندر شدند
رد و هیربد را همه سر زدند
ز خونشان فروزنده آتش بمرد
چنین بدکنش خوار نتوان شمرد»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا