خانه » خبر و دیدگاه » پاکستان افغانستان باید ها و شاید ها

پاکستان افغانستان باید ها و شاید ها

نزدیک به یک ماه می شود که پاکستان دروازه تورخم و بنادر دیگر را بروی مردم افغانستان بسته است نه تنها افغانستان بلکه پاکستان نیز از بستن دروازه ها خسارات هنگفت را متحمل شد هفته گذشته محمد حنیف اتمر مشاور شورای امنیت با سرتاج عزیز مشاور سیاست خارجی پاکستان در لندن با حضور داشت نماینده امنیتی انگلیستان ملاقاتی داشتند گفته می شود که این ملاقات دست آورد های نیز داشته و دور از امکان نیست که بزودی ها دروازه تورخم و سپین بولدک یکبار دیگر بروی مراجعین باز شود پاکستان در حال حاضر با در نظرداشت این حرف که گویا امریکا میخواهد علیه پاکستان تعذیرات اقتصادی و ضع نماید انگلیس ها میخواهند دوست دیرینه خود پاکستان را به هر قیمت که شده از تعذیرات که علیه شان وضع خواهد شد نجات دهد به باور من بدون تضمین بین المللی وتعهد که پاکستان به شورای امنیت ملل متحد بسپارد که دیگر در امور افغانستان مداخله نمیکند اعتماد به پاکستان عاقلانه نخواهد بود چون همه میدانیم پاکستان که از جمله مستعمرات انگلیس بود در سال ۱۹۴۷ میلادی بعداز جنگ جهانی دوم انگلیس ها برای پاکستان مکتوب آزادی تحفه دادند واین مولود از همان روز های نخستین پیدایش خودبنای ماجرا جوئی را گذاشت.این طفل نو تولد  دومرتبه بر هند حمله کرد. که در هردو مرتبه با شکست های روبروگردید وپاره های مهمی از پیکرش را بنام پاکستان شرقی یعنی  بنگلدیش کنونی از دست داد.از آن تاریخ ببعد این “مولود مشکل آفرین”  در صدد برآمد تاباخت های خجالت آور خود را در تخریب افغانستان تا مرز تجزیه  جبران نماید. با پیدایش این کشور در سیاست خارجی افغانستان مسـاله یی بنام “پشتونستان” رقم خورد که مایه تمام تنش ها و کشمکشهامیان دوکشور وبد بختی های ناشی از این سیاست شد.وافغانستان از سالهاست که در آتش  فتنه این دلقک استعمار یعنی پاکستان میسوزد.

* پیشینه تاریخی روابط افغانستان وپاکستان:

* پیشینه تاریخی روابط افغانستان وپاکستان از پیشینه تاریخ روابط افغانستان وانگلیس سر چشمه میگیرد، بناءاگر ما خواسته باشیم پیشینه تاریخی روابط افغانستان وپاکستان را مورد مطالعه قرار دهیم نخست باید به گذشته روابط افغان وانگلیس نگاه انداخته شود، مشکلات را که افغانستان با همسایه شرقی خود دارد از بازی های استعماری  به ارث مانده است. مثلا  انگیزه های  جنگ اول افغان وانگلیس که دران وقت انگلیس به بهانه حفظ سرحدات هندوستان از خطر روسها برافغانستان لشکرکشیدند و آن را از قندهارتاکابل و جلال آباد در جنوب هندوکش اشغال نمودند(۱۸۳۹)، ولی درسال ۱۸۴۱ با قیام ملی مردم افغانستان روبرو شدند و تمام قشون انگلیسی  پس از تخلیه وفرار ازکابل در بین راه کابل- جلال آباد به استثنای یکنفربنام داکتر برایدن کاملا از پا در آمدند. هر کس میداند ریشه های این دشمنی انگلیس بزودی  نمی خشکد در ادامه همین دشمنی وکینه توزی بود که انگلیس ها چهل سال بعد از حمله اول ، برای بار دوم برافغانستان حمله کردند(۱۸۷۹)وبازهم به سرنوشت مشابه تجاوز نخستین خود روبروشدند. ایشان بخاطر جبران شکست های نظامی  در افغانستان در آخرین بازی سیاسی زخم نا سور را در پیکر افغانستان گذاشتتند ونا مش را خط نا میمون دیورند نام نهادند. وافغانستان را برای همیش دردام کشمکش های سیاسی ومحرومیت های اقتصادی انداختند. که تا هنوز آگاهانه این بد بختی دوام دارد.

الف:- چرا انگلیس چنین کاری را انجام داد؟

انگلیس ها در این بازی دوهدف را دنبال میکردند اول  میخواستند پاکستان برای همیش پایگاه نظامی سیاسی آن باشد وبرای رسیدن به این هدف وابستگی دایمی پاکستان به انگلیس ها ضروری پنداشته میشد.همان بود که مرز بندی های پاکستان با افغانستان وهند را طور ترسیم نمود که برای همیش پر تنش باقی بماند. وپاکستان نیاز مند حمایت نظامی وسیاسی انگلیس ها باشد چنانچه فعلا هم همانطور است.  وهدف دوم آن این بود تا  افغانستان نیز نفس به راحت بکشد.

انگلیس در کشیدن خط دیورند بین افغانستان وهند بر تانوی آن وقت چندین هدف را دنبال نمود اینکه اول:- پشتونهارا از هم جدا ساخت. دوم:- تخم منازعه واختلاف را برای همیش در بین افغانستان وپاکستان بذر نمود. سوم:- اینکه افغانستان را در ظاهر آزاد ودر عمل به یک محاصره ومحبس طولانی انداخت چنانچه باکشیدن خط دیورند افغانستان را از رسیدن به راه های بحری محروم واز لحاظ اقتصادی وبندر های تجارتی برای همیش محتاج پاکستان ساخت ودلیل فقر ومحرومیت دوامدار در افغانستان نتیجه همین فیصله انگلیس است. اینکه افغانها همیشه در میدان سیاست بازنده اند حقیقتی است که تاریخ گواه آن است.

افغانها با ظاهر بینی ادعا دارند که آزادی واستقلال خودرا از انگلیس ها بدست آورده اند اما به این نقطه متوجه نیستند که انگلیس با تر سیم خط دیورند ایشان را در دامن مزدور خود یعنی پاکستان انداخته است. فعلا افغانستان هیچ بندر تجارتی با کشور های دنیا ندارد یعنی طور دائم در محاصره اقتصادی وسیاسی پاکستان قرار دارد.

ب:- فرصت تاریخی وچانس دیگر برای پاکستان:
اشغال افغانستان توسط شوروی سابق در دسمبر۱۹۷۹در واقع پاکستان را در خط اول جبهه متحد ایالات متحده آمریکا قرارداد.واورا قهرمان خط اول جنگ با روسها ساخت. درین مدت پاکستان استفاده أعظمی را به نفع خود کرد.رژیم نظامی پاکستان برای شکل گیری مقاومت افغانستان از میان اردوگاه های پناهندگان در اطراف خط دیورند دست باز پیدا کرد و کمک های آمریکا، عربستان سعودی ، اروپای غربی، چین و همچنان سرمایه های سخاوتمندانه شخصی اعراب کشور های خلیج را جمع آوری واجوره وار به گرو های اسلامی  مجاهدین وارد و خود توزیع نمود.

تجاوز شوروی وقت برافغانستان در دسامبر۱۹۷۹شرایط ملی وبین المللی را برای بهره برداریهای سیاسی ونظامی واقصتادی  پاکستان بیش ازپیش آماده نمود.حضور قشون سرخ در افغانستان در دهه ۸۰ قرن گذشته وسرارزیر شدن سیل مهاجرین افغان درپاکستان و رونق تنظیم سازی های جهادی و جلب کمک های مالی ونظامی کشورهای سرمایه دارغربی وعربی برای سازماندهی جنگ مقدس علیه اتحادشوروی سابق تحت نظرمستقیم سازمان استخبارات نظامی ISI آن کشور ، این امکان راهرچه خوبتر برای پاکستان فراهم ساخت.

بدون تردید این پاکستان بود که بعد از آن همه ویرانی درکشورما، گروه طالبان را تجهیز وتسلیح نموده باسهمگیری مستقیم سازمان استخبارات نظامی خود به کشورما گسیل داشت تا از این نیروهای متحجرو واپسگرا برای نیل به اهداف استرتیژیک خویش استفاده های ناروا بنماید. پاکستان میخواست تا اگر بشود تسلط طالبان رابرکشور قایم کند  افغانستان پس از۱۹۹۲ عملا” به بازارکالای پاکستانی مبدل شده بود.
ج:- أهداف پاکستان:
* پاکستان در راستای نیل به “عمق استرتیژیک” خویش زمانی مجاهدین افغان را در مقابله با شوروی وقت و بعداً طالبان را در مقابل مجاهدین حمایت کرد.  تلاش های پاکستان در افغانستان و تبدیل این کشور بحیث عمق استراتیژیک از طریق ایجاد حکومت طالبانی بیشتر کاپی سیاست« فارورد پالیسی» بریتانیا از سده نزدهم است. سیاست بریتانیا بر این بنیاد استوار بود که در افغانستان یک رژیم دوست بر سر قدرت آید که قادر باشد مخالفین را با زور اسلحه و پول در تحت کنترول خود داشته باشد. افزون بر آن این رژیم تضمین کند که نیرو های دشمن عمدتا روسیه و نیزایران نتوانند در آن جای پای داشته باشند.

پاکستان بوسیله نیروهای افغان به بهانهً جهاد برضد اتحاد شوروی وحکومت موردحمایت آن کشوردرکابل،قبل ازهمه تمام تاسیسات تعلیمی و اقتصادی وخدماتی ومهمتر ازهمه اردوی ملی افغانستان را از بیخ وبنیاد نابود کند. واین کاری بود که پاکستان آن را ازهمان آغاز تولدش در همسایگی افغانستان از خدا آرزو میکرد، واینک مفت و رایگان به این نیت شوم خود نایل آمد.

پاکستان تنها به نابودی اردوی ملی اافغانستان اکتفا ننمود، بلکه شهر تاریخی کابل پای تخت کشور را با واردکردن هزاران زخم موشک وخمپاره و بمباردمان بی امان . علاوه برویران کردن تاسیسات زیربنایی کشور، بندهای مهم آبی مثل بندبرق ماهی پروبند برق نغلووبندبسیارمهم آبیاری درونته راکه سرسبزی وعمران جلال آباد و ولایت ننگرهار مرهون آنست نیز بوسیلهً گماشتگان خود ویران نمایند،. افزون براین پاکستان در قطع هزاران هکتارجنگلات کهن سال در ولایات کنرونورستان وپکتیاوپکتیکا وخوست وهمچنان نابودی جنگلات پسته از ریشه در ولایات سمنگان وبادغیس نقش اساسی داشته و از هیچگونه ویرانی درکشورما بوسیله گماشته گان و دست پروردگان بیمایه خود دریغ نورزیده است.

* از طرف مرز های باز و غیر قابل کنترول و مناطق قبایل سرحدی خود مختار در میان دو کشور افغانستان و پاکستان بستر خیلی مساعد را برای ایجاد شبکه جنگ افروزی بدست پاکستان به مقصد دست یابی به اهداف استراتیژیک در دو جبهه یکی در کشمیر علیه هندوستان و دیگری علیه افغانستان فراهم ساخت.

عوامل وانگیزه های اختلاف: دشمنی پاکستان با افغانستان ریشه در عوامل گوناگون دارد. برای درک درست واقعیت ها ،عوامل وانگیزه های خصومت ها ومداخلات پاکستان در افغانستان ،أهداف استراتیزیک اقتصادی آمریکا وپاکستان، خصومت های تاریخی انگلیس با افغانستان ، دشمنی هند وپاکستان ،انگیزه های مداخلات ایران وپاکستان در امور افغانستان و رقابت های بلاک شرق وغرب در منطقه وجهان باید یکجا مورد مطالعه قرار میگیرد.

مسلما افغانستان وهند دارائی درد مشتر ک اند، همان است که روابط هند وافغانستان برای همیش خوب بوده واین چیزیست که خشم پاکستان را بر می انگیزد. نزدیکی افغانستان به هند یکی از دلائل دشمنی پاکستان با افغانستان است.پاکستان ادعا دارد که کشور های افغانستان وپاکستان از لحاظ مناسبات کلتوری ، إعتقادی وفرهنگی با هم مشابهت های زیاد دارد واما نزدیکی افغانستان با هند به مفهوم دشمنی رهبران این کشور با پاکستان است.

د:- پاکستان از افغانستان چه میخواهد.؟

۱- از لحاظ ارضی: پاکستان حوصله شنیدن زمزمه های دا پشتونستان زمونز را ندارد ودرین مورد هیچ حرف را نمیخواهد از افغانستان بشنود اوهمزمان با تولد خود مناطق مورد ادعای افغانستان را با خود داشته وهیچ وقت با افغانستان طرف دعوا نبوده است بلکه این مناطق را از خوان کرم انگلیس بدست آورده.از نظر پاکستان، افغانستان هر ادعای که دارد باید با انگلیس ها داشته باشد نه پاکستان.لذا پاکستانیها میگویند ما هیچ معاهده مشروط با افغانها امضا نکرده ایم که دوباره بخشی از خاک خودرا به ایشان بدهیم.لذا پاکستان از افغانستان میخواهد که درداخل خاکش بنام قوم و فامیل های دو طرف خط دیورند وغیره مداخله نکند والا هر چه در توان داشته باشد علیه افغانستان انجام خواهد داد.

۲- هدف اقتصادی پاکستان پاکستان میخواهد از طریق افغانستان به منافع استراتیژیک اقتصادی در کشور های آسیا میانه وخلیج فارس دست یابد.برای رسیدن به این هدف باید افغانستان از لحاظ اقتصادی ضعیف واز نظر ظرفیت های سیاسی ورهبری در موقعیت عبدالرحمن خان قرار داشته باشدو با یک امضا ساده تا قرنها زیر دست پاکستان  باقی بماند.

۳- . پاکستان با اختلال در امر بازسازی وثبات سیاسی وبرهم زدن فضای صلح و امنیت درکشور ، بر حکومت افغانستان فشاروارد میکند تا علاوه بر برسمیت شناختن خط دیورند، ازمنابع طبیعى بخصوص آب رودخانه کابل ورودخانه هاى دیگر ولایات شرقى کشور امتیازات بیشترى بدست آورد.مسالهً سهم برد ن از آبهای گران قیمت رودخانه های داخلی که طبیعت سخاوتمندانه آنرا به مردم افغانستان ارمغان آورده است سود ببرد.وهمچنین با تمدید پاپ لین های گاز ونفت از تر کمنستان بسوی پاکستان  از دادن امتیاز معاف باشد.

ه:- اشتباه سیاستمداران افغان:

سیاستمداران ورهبران افغان از مبارزات پشتونها وبلوچها انتباه منفی وبد گرفته اند.ایشان گمان میکنند همان شعار را سر میدهند که پشتونها در آنطرف خط دیورند بر آن تأکید دارند، در حالیکه حقیقت چیزی دیگریست. مبارزات پشتونها و بلوچهای پاکستان یک مسأله داخلی پاکستان است. رهبران پشتونها و بلوچها هرگز خواهان تجزیهء پاکستان نیستند بلکه بااتکا بر قانون اساسی آنکشور خواهان بدست آوردن حقوق خویش درچوکات پاکستان میباشند.وهمیشه در انتخابات ودر اداره پاکستان سهم ونقش بارز داشته اند.

ذ:- تبعات واثرات این اشتباه:

خط دیورند چه افت ها ونزول های اقتصادی وسیاسی را نصیب ما ساخته است.: اول محدود ماندن به خشکه ومحتاج بودن به پاکستان. هربارکه مناسبات دوکشور روی خط دیورند رو به وخامت میرود پاکستان حربهء بسیارمؤثری را بکار می بندد وآن عبارت  ازتحریم انتقال اموال تاجران افغانی ویا کارشکنی های متعدد وافزایش تعرفه های گمرکی که در بی ثباتی اوضاع اقتصادی افغانستان نقش مهمی دارد. وهربار افغانستان را وابسته تر میسازد. برای افغانستان تنها راهی که میتواند آنرا با دنیای معاصر وصل کند پاکستان و ایران است که ازطریق بحربا جهان داد و ستد خودرا تامین کند.

راه حل ها: تنش وخشونت راه حل نیست بلکه داشتن مناسبات حسنه میتواند راه افغانستان را بسوی جهان دیگر باز کند.افغانستان با حفظ مراودات وتعاملات بین المللی وتعهدات صادقانه با همسایه ها میتواند یک کوریدور تجارتی در بندر کراچی باز کند وبه همین تر تیب با عملی ساختن معاهده گلستان راه خودرا بسوی آب های خلیج فارس باز نماید. اما متأسفانه در افغانستان هر کسیکه بقدرت میرسد تغهدات وقرار دادها حاکمان قبلی خائنانه خوانده لغو إعلان مینماید.

اول: تدویر کنفرانس منطقوی و تأمین دستیابی افغانستان به راه های آبی : کنفرانس کشور های همسایه مانند ، چین ، هند، پاکستان، کشور های آسیای میانه و ایران حتی کشور های عربی را دایر وبا حضور داشت جامعه جهانی این کشورها ضمن تعهد بر عدم مداخله در امورافغانستان متعهد گردند تا حق افغانستان را مبنی بر استفاده از بنادر بحری مخصوصاً در ایران و پاکستان تثبیت نمایند. تدویرچنین کنفرانسی تحت نظر سازمان ملل متحد با پادرمیانی امریکا”موثریت کار کنفرانس رابیشتر خواهدساخت.

دوم: انعقاد پیمان ستراتیژیک دراز مدت به شمول عهد نامه های نظامی در موارد معین با قدرت های بزرگ جهان . بطور مثال امکان عملی چنین پیمان با ایالات متحده امریکا امضا شده اگر به مواد امضا شده این پیمان ها عمل شود به نفع افغانستان است چنانچه اگر امریکا صادق باشد  افغانستان و امریکا میتوانند با داشتن معاهده دوستی ، همکاری مادی ، تخنیکی و نظامی برای مدت های طولانی ، منافع متقابل را از طریق وابستگی متقابل بر آورده سازند. ضرور است تا نوانایی های افغانستان در عرصه جیوپولتیک و همکاری با ایالات متحده امریکا در نقاط مختلف جهان ، معین و شناسایی شود . در عوض مطالبات کشور از همکاری های امریکا مطالبه گردد.

در ینصورت تازمانیکه افغانستان ثبات نسبی را تامین کند، امنیت داخلی و خارجی را بوجود آورد ، اردوی ملی را اکمال نماید و تاسیسات مادی ، تخنیکی انکشاف اقتصادی را پی ریزی نماید  دغدغه تجاوز بر آب و خاک کشور وجود میداشته باشد . امنیت و ثبات که ضروری ترین زمینه های فعالیت اقتصادی و سرمایه گذاری داخلی و خارجی است ، تضمین میگردد و رقم فعالیت های اقتصادی و سرمایه گذاری داخلی و خارجی در پناه امنیت و ثبات به نحو چشمگیری ارتقا خواهد یافت.

ثبات و امنیت ضروری ترین و اساسی ترین مولفه های انکشاف اقتصادیست. برای آنکه افغانستان بپا بایستد و حتی از سقوط نجات حاصل کند ، تامین ثبات ضرور است و این ممکن نیست مگر با داشتن پیمان همکاری طویل المدت کشور دوست که علاقه ثبات در افغانستان باشند.

پاسخ بدهید

ابراز نظر

Your email address will not be published.

ارسال

Copyright © Jawedan.com