خانه » خبر و دیدگاه » نژاد و قوم باهم چه پیوندی دارند؟

نژاد و قوم باهم چه پیوندی دارند؟

%d8%ae%d8%b1%d9%85%db%8c

نوشتۀ: نور محمد خُــــرمی

از چند سال به این سو، تلاشهایی در جریان بوده است تا هزاره های سنی و تاجیک شده را به هویت هزاره گی برگردانند و شماری دیگر در تلاش اند تا زیر نام “تورکتباران دری زبان” شماری از تاجیکان و تاجیک شدگان را وسوسه کنند تا خود را ترک بخوانند و برای لشکرکشی های پان ترکسیم در منطقه سرباز ایلجاری شوند. این که هردو حرکت اهداف سیاسی را دنبال می کند و به روشنی تمام به ازا و استقامت حرکتهاییست که از بیرون دکته و رهبری می شوند، به جای خودش قابل بحث و کنکاش است. اما آیا قومیت و نژاد یکیست؟ اگر نیست از هم چه تفاوتی دارند؟
در این بحث تلاش می کنیم تا جایی که ممکن است به همین پرسشها پاسخ بدهیم.
قبل بر اینکه در رابطه با همپیوندی و ناپیوندی نژاد با قوم به بحث بپردازیم لازم است به گونۀ فشرده درمورد اصل پدیدۀ “نژاد یا race ” و همچنان مقولۀهویت “قومی یا ethnicity” که در ادبیات ما اکنون آنرا تقریباً معادل به « قوم» بکار میبرند، مکث نمایم. تا باشد از یکطرف مواردی را که در بحث بدانها اشاره خو اهیم کرد، مستدلتر سازیم واز جانبی هم پیش درآمدی داشته باشیم برای اظهارنظر در رابطه با:
۱ــ بی پایه بودن نظریۀ مبتنی بر« یکانگی قوم وتبار» و یا به حساب آوردن، وتحت یک هویت واحد قرار دادن گروه ها وکتله هایی ازمردم، صرفاً با اتکا بر “پیشینه های دور و همسانی خونی و جنتکی” و یا هم به اعتبار ارتباطات نژادی، مذهبی و سرزمینی در گذشته ها به یک قوم وتبارمعین؛
۲ــ بیهودگی و زیان آور بودن نادیده گرفتن اشتراکات فرهنگی، زبانی وسرزمینی؛ ودستاورد های تمدنی مشترک مردمانی که یکجا با هم در طول تاریخ؛ این دستاورد ها را بوجود آورده و کنون نه تنها جزءلا یتجزای این «زبان، تمدن و فرهنگ » هستند؛ بلکه خودرا برحق سهیم در ملکیت آن می دانند؛
با این پیش در آمد مختصر می پردازیم به موضوع مورد بحث :
کلمات و اصطلاحاتی چون « گروپ های قومی، تبار و قومیت و مناقشات قومی ــ تباری» از جمله کلمات و اصطلاحات متداولی اند که همه روزه در صفحات روزنامه ها، جراید و سایتهای انترنیتی، برنامه های خبری و بحث های سیاسی تلویزیونی و صحبت های عادی به کثرت به آنها برخورده ایم؛ خود در بارۀ آنها صحبت میکنیم و یا از دیگران میشنویم. برداشتها از معنی واقعی و تطبیقی اصطلاحاتی چون ملت (( Nation ملتگرایی (Nationalism) و قومیت (Ethnicity) که ازطریق ترجمه از زبانهای اروپایی چون لاتین، فرانسوی وانگلیسی وارد زبان وادبیات ما گردیده اند، نزد بسیاری از ما خالی از اشتباه و ابهام نیست و باید به آن معترف بود.
وقتی حرف ازین قرار است نا گزیریم هنگام استفاده ازین مقولات و مفاهیم و تطبیق آن بر واقعیتهای وجودی اقوام وگروپهای اتنیکی در یک کشور معین، از یک جانب حقیقت تغییر وتحول تاریخی در حیات اجتماعی، فرهنگی، و خونی آنها را که درطول سده ها وهزاره ها بوقوع پیوسته اند، در نظر بگیریم واز جانب دیگر در کاربرد اصطلاحات و مقولات مورد نظر تا حد امکان تعریفهای قبول شده یی را که نزد دانشمندان صاحب صلاحیت رشته های علوم سیاسی و انسان شناسی (انتروپولوژی، جینولوژی وغیره) در پهنۀ گیتی مورد قبول و استفاده اند، پیش چشم داشته باشیم.
مثلاً اگر کسسی هنگام بحث درین موارد، یک گروپ قومی معین را به نام «ملت بزرگ افغانستان» قلمداد کند و یا آن دیگری به زعم خود، کمر به تضعیف یک ملیت بزرگ ازطریق تقسیم وتجزیۀ آن به زیر مجموعه هایی بعضاً خیالی و تصوری ویادر بهترین حالت با اتکا با رگه هایی نامرئی ای از «پیشینه های دور تباری –نژادی »؛ آنهم براثر توطیۀ حلقاتی که ذکرش رفت کمر ببندد؛ به آنها چه باید گفت؟
به هرحال چون بحث مابیشتر بر « هویت های قومی و رابطۀ آن به تعلقات نژادی » افراد اتکا دارد، میخواهم مو ضوع را از همین منظر به بحث بگیرم.
تعریف کلی ای از « اتنیسیتی»، قومیت:
«قومیت درکلیت خود یک پدیدۀ چند بعدی بوده و دربرگیرندۀ جنبه هایی مانند نژاد، منشأ یا پیشینه، زبان، مذهب وهویت میباشد. همچنان ابعاد باالنسبه ظریف تردیگری مانند فــرهنگ، هنر، عادات ورسوم، باورها، طرز پوشش لباس وانواع ونحوه های تهیۀ غذا نیز از شاخصه های قومیت « اتنیسیتی» است. از خصوصیت های اصلی مفهوم قومیت، د ینامیزم وقابل تغیر بودن بلا وقفۀ آن میباشد که دایماً در اثر امواجی از مهاجرتها، اختلاط ها و امتزاج ها و ازدواجهای میان قومی، هویتهای جدیدی عرض وجود مینمایند.» 1
چنانچه مشاهده می گردد هویت قومی بالذات یک پدیدۀ مغلق وپیچیده است. این هویت بمرور زمان وبطور پویا نظر به شرایط تغیرمیپذیرد. این میتواند بوسیلۀ خودمان وبرای معرفی خودمان به دیگران خلق گردد ویا اینکه دیگران برای ما هویتی را عنوان کنند،خواه ما بخواهیم ویا نخواهیم. مثالهای زیادی ازین نوع هویت بخشی ها را درجوامع مختلف داریم مانند اطلاق کلماتی چون « نیگرو، بلک، و افریکن ـ امیریکن »؛ برای سیاه پوستان امریکایی؛ « یوروپین ـ امیریکن» یا « وایت ـ امیریکن، امریکاییان سفید پوست» برای امریکاییان اروپایی تبار در مجموع، که دارای منشا اروپایی اعم ازانگلیسی تبار گرفته تا آیرلندی، فرانسوی، جرمنی وغیره اند. ویا اطلاق تمام مردمان نیم قاره به اضافۀ چینایی تباران، کوریاییان وغیره تحت نام « امریکاییان آسیایی» ویاهسپانوی وهسپانوی زبانان امریکای لاتین به علاوۀ برازیلی ها بنام« هسپانوها »…. وغیره در ایالات متحدۀ امریکا نام برد.
درافغانستان خود ما:
1ــــ کلمۀ « افغان» ویا « اوغان» ابتدا از طرف اقوام غیر پشتون برای قبیله ویا قبایلی از قوم پشتون اطلاق میگردیده است ولی بعداً برای تمام پشتونها و اکنون در«رسمیات» برای تمام اتباع کشور تحمیل و اطلاق میگردد. این امر در قانون اساسی افغانستان نیز به نحوی که دربرگیرندۀ تمام اقوام ساکن کشور (نه ازیک قوم) است تسجیل گردیده است. ولی برتری جویی عده ای از اتنو فاشیستان که هویت «افغانی» وکشور بنام « افغانستان» را صرف معرف قوم « قوم پشتون» تبلیغ میکنند، باعث گردیده است تا نمایندگان سایر اقوام به عنوان یک عکس العمل اعتراضی وعادلانه برعدم تعلقیت خود بر هویت «افغانی» اصرار ورزیده ونام کشوری را که صرف معرف یک قوم قلمداد شود مورد سؤال قراردهند.
2ـــ همچنان هویت «فارسیوان یا فارسیبان ـ فارسی زبان» از طرف پشتونها، به تمام فارسی زبانان کشور بدون درنظرداشت منشأ نژادی ـ تباری شان تا همین اواخر اطلاق میگردید. به همین سلسله در رابطه با کلمۀ تا جک یا تاجیک در پهلوی موارد دیگر عده ای بدین عقیده اند که این نام از طرف همسایگان تورک تاجیک ها به آنها به مفهوم مردمان غیر عرب و غیر ترک اطلاق میگردیده است.
نطریه ای مسلط این است که اساساً کلمۀ «تاجیک» یک مقولۀ فرهنگی است که دربرگیرندۀ تمام فارسی زبانان ( بدون درنظر داشت منشأ تباری شان) ساکن در آسیای میانه وافغانستان است، تا یک هویت اتنیکی یا نژادی. دلیلی اینکه، هزاره های سنی مذهب، بیاتها؛ عربها و بعضاً پشتونهای فارسی زبان وسایرین نیز خود را تاجیک میدانند در همین امر نهفته است.
3ـــ گرایش « تورک» خطاب کردن تمام «اقوام دارای منشأ نژادی ترکی ـــ مغولی» که در گذشته ها نیز مروج بوده، اکنون تا حدی زیاد به عنوان نوعی از تلاش برای باز گشت به گذشته؛ به اشکال گونا گون آن از طرف جریانی موسوم به « پان ترکیستها» عرض وجود کرده است که اینجا و آنجا؛ ما چکیده های از نظریاتشان را میخوانیم ومیشنویم. ولی قدر مسلم آنست که هویت امروزه (مدرن- معاصر) « تورک» به مردمان ترکی زبان جمهوری ترکیه و بخش تورکی زبانان جهموری قبرس اتلاق میگردد. سایرملت ها باوجود نزدیکی وهمریشه بودن زبانی همچون قرغیز ها، قزاقها،ترکمنها، اوزبیکها؛ هریک دارای جمهوریهای مستقل بنام های خود هستند.عده ای دیگر از ملیتهای ماورای قفقاز جمهوری ها ومناطق خود مختار خودرا داشته وپروسۀ « ملت ـــ دولت سازی » را طی نموده ومینمایند. مردمان این کشورها باوجودی ارتباطات واختلاطات نژادی وقرابتهای زبانی ــ فرهنگی عمدتاً مغولی ــ ترکی، آریایی، سلاوی وغیره خود را اکنون « ملتهای اوزبیک،ترکمن، قزاق، قرغیز، وغیره» میشناسند نه « ملت تورک ».
در تعریف «اتنیسیتی » – قومیت؛ از «نژاد ـ ریس » به عنوان یکی (صرف یکی) از جنبه های قومیت و نتیجتاً یکی از شاخصه های «هویت» نام برده شده است ولی در تشریح این مبحث آمده است که مخلوط ساختن نژاد با هویت اتنیکی به همان اندازه اشتباه آمیز است که مثلاً « باور نماییم که وراثت بیولوژیکی معرف هویت فرهنگی است».
نژاد یک نوع رده بندی بیولوژیکی کتله های از نفوس بشری است که براساس ویژگیهای اناتومیک از سایر کتله ها مشخص میگردند. این تعریف بیولوژیست مآبانه نیز دیگر منطبق به تنوع ژنیتیکی نسل بشر نیست.
این دگر یک حقیقت انکار ناپذیر است که تمام انسانهای امروز از لحاظ ژنیتیکی % 99.9 (نودونه اعشاریه نه فیصد !) یکسان هستند. این هم دگر واضح است که « نژاد بشری امروز» ما اساًساً یک « واقعیت فرهنگی » است تا یک مخلوق بیولوژیکی. به گونۀ نمونه، تازه ترین پژوهش ها حاکی از آنست که : « اقوام ترک و تاجیکی که در امتداد راه ابریشم سکونت دارند، از نگاه شجره شناسی و زیست شناسی از هم چندان تفاوتی ندارند….. بر خلاف این، آشکار شده است که تفاوتهای داخل قومی، بویژه در میان تاجیکان، بمراتب بیشتر از تفاوتهای میان قومی بین گروههای فارسی زبان تاجیک و ازبک و قرقیز و قزاق و ترکمن و قره قلپاق در آسیای میانه بوده است.» 2
« باور معمول مبنی برموجودیت نژاد های بیولوژیکی بشری بر اساس فرضیه ای نادرستی استواراست که گویا ویژگی های اناتومیک چون رنگ پوست، شکل چهره یا هم قیافه های ظاهری خاص درگروپهای معینی از انسانها در هم آمیخته است. نه خیر چنین نشده است. نژاد خالص« سیاه»، « سفید» ویا نژاد های خالصی دیگری وجود ندارند». یعنی که نژاد خالص آریایی ویا نژاد خالص زرد (مغلی ـــ تورکی) ای هم نمیتواند وجود داشته باشد.
نظریۀ تا چندی قبل معمول که گویامشخصات اناتومیک معرف یک نژاد معین هستند، این حقیقت ملموس را که اینگونه مشخصات به کثرت در سایر کتله های انسانی نیز به مشاهده میرسند، نا دیده میگیرد. درحقیقت عوامل طبیعی مشابه در مناطق مختلفی از جهان باعث تکامل نوع مشابه اناتومی انسانی میگردد. چنانچه شعاع بیش از حد آفتاب در مناطق استوایی موجب رنگ پوست سیاه تیره به منظورحفاظت از شعاع ماورای بنفش گردیده است. نتیجتاً رنگ نصواری تیره که از خصوصیت افریقا ییان جنوب صحرا است درمیان نفوس مختلط نا شده در نیم قارۀ هند، آسترالیا، گینی جدید وجزایر واقع در بحرالکاهل جنوب غربی نیز پیدا میشوند.
به همین ترتیب اگرما گروپ خون نوع « بی» را در تشخیص نژاد ها در نظر بگیریم:
میبینیم بعضی از افریقایی های سیاه پوست دارای عین گروپ با اروپایی های سفید پوست بوده وبعضاً با کتگوریهای از آسیایی ها دارای عین گروپ خون میباشند و یا موارد متعدد دیگر.
در تحلیل نهایی این انسان است نه طبیعت که « هویتها» را بوجود می آورد. «اتنیسیتی ـ قومیت » و گروپهای به اصطلاح « نژادی ـ تباری»، عمدتاً فــرهنگی و « ساختهای » تاریخی اند. آنها پدیده های اجتماعی اند تا بیولوژیکی. البته این بدان معنی نیست که آنها وجود ندارند. بر عکس « نژاد » و« تبار» از واقعیتهای جهان امروز اند علی الرغم اینکه دیگر مرز مشخصی میان نژاد های بشری وجود ندارد. با آنهم برای درک، شناخت وتشریح درست آن، ما باید وحتماً به تعاملات اجتماعی و فرهنگی آنها بنگریم تا ساختمان بیولوژیکی واناتومیک آنها. 3
از آنچه گفته آمدیم چنین نتیجه به دست می آید که در معرفی « هویت » های قومی ای که دارای مشخصات مستقل فرهنگی-زبانی خویش اند؛ تکیۀ یکجانبه وقطعی به پیشینۀ «تباری ــ نژادی» که خود از پدیده های فوق العاده متحول اند، بدون درنظر داشت عوامل فرهنگی واشترکات دیگر، نباید دچار سطحی نگری محض شده و با تکیه بر اندیشه های باستان گرایانه، برشواهد وقراین افسانوی واسطوره ای، بیش از حدود افسانه و اسطوره استناد جست.
به نظرمن پافشاری بر صحت نظریات خودی، خود بزگ بینی ونادیده گرفتن منافع مشروع و تمایلات جانب مقابل، به ضرر منافع آنی و درازمدت تمام اقوام باهم برادر منجمله از آن اقوام وگروپهای مردمی ای اند که دوستان محترم ما داعیۀ دفاع از حقوق آنها را درسر می پرورانند.
توجه کنید !
دوستان عزیزمانه تنها « ایماق ها، قزلباشها و بیاتها »ی تاجیک و فارسی زبان را « تورک» خطاب میکنند بلکه با خیالپردازی متکی بر « تورک» حساب کردن تاجیکها، مناطق اساساً «تاجیک نشین» کابل، پروان، کاپیسا، پنجشیر، ولایت شمال شرقی، بلخ وسمنگان، ولایات غربی، شمال غربی و جنوب غربی چون هرات، غور وبادغیس رادر بست شامل نقشۀ « تورکستان جنوبی » خود مینمایند.جالب اینست که باوجود « تورک تبار » تر خطاب کردن برادران هزارۀ مان نسبت به تاجیکها، مناطق « هزاره نشین » را شامل «تورکستان جنوبی» خود نکرده اند. شاید ازعکس العمل آنها هراس داشته اند ولی در مورد تاجیکها خواسته اند هدایت رهبران تاجیک ستیز آنطرف مرزها را عملی نمایند.
باید گفت که دلیل اینکه ایماقها، قزلباشها، ، بیاتها وهریک ازین گونه «هویتها»ی دیگر که با وجود تاجیک بودن شان این نام ها را نیز با خود حمل می کرده اند ، خیلی روشن است. مثلاً از جمله قزلباش ها ( کلاه سرخ ها) بر لشکریان شاهان فارس که شامل مجموعۀ از اقوام چون تاجیک ها ، کردها ، ترک ها وغیره بوده اند اتلاق می شده است. ویا کلمۀ «ایماق» را ترک ها به همسایگان تاجیک خویش به کار می برده اند. به هرصورت این ها تاجیک و فارسی زبان اند وبا افتخار خود را تاجیک مینامند. آنهاییکه که سالیان طولانی میان دیگران ازجمله میان اوزبیکها زندگی کرده وبه زبان اوزبیکی منحیث زبان مادری تکلم کرده ودرفرهنگ اوزبیکی جذب شده اند؛ بخواهیم یا نخواهیم خودرا اوزبیک می خوانند.
درمورد برادران هزاره حرفی درمیان نیست.با وجودی اینکه سعی زیاد درجهت «بازگرداندن» ودریک صف قراردادن آنها با عنصری به نام « ترکتبار»، با تکیۀ بیش از حد به قرابت «خونی ونژادی»، صورت میگیرد؛ ولی درحال حاضرهزاره ها فقط « هزاره » هستند. ولی اگر نزدیکترین ملیتی را به ملیت هزاره درمیان سایرین در کشوری به نام افغانستان، جستجو نماییم، این ها فقط، تاجیکها ودیگر فارسی زبانان هستند. تفاوت درمیان سایر فارسی زبانها با هزاره ها را میتوان فقط در پیروی از مذهب حنفی وشیعۀ اثنا عشری جستجو کرد. این فقط توطئه های ژیم های تک قومی ووابسته به قبایل بوده است که از وحدت اورگانیک اقوام فارسی زبان افعانستان از جمله دوقوم بزرگ تاجیک وهزاره در تحت یک «هویت»، تاکنون جلوگیری به عمل آورده شده است.
وسوسه های بعضی از نخبه گان هزاره در جهت تظاهر به فاصله ازرژیم جمهوری اسلامی ایران ونزدیکی با ترکیه از طریق «تورک» قلمداد کردن هزارها، آنهم به خاطر خوشنودی غرب، ره به جایی نمیبرد. با یک دید وسیع ودور از سیاست های مقطعی رژیم ها،احزاب وتنظیم ها ؛ میتوان حکم کرد که یگانگی زبانی، فرهنگی وسرزمینی هزاره ها با تاجیکها وزبانی ومذهبی شان با فارسی زبانان شیعه مذهب ایران، مستحکمترو ریشه دار از پیوند هایی گویا نژادی با دیگران است.
در همین رابطه و بااتکا با متغیربودن بلا وقفۀ« هویت» های اتنیکی که به مرورزمان هویتهای جدید وجدید تری دراثر اختلاط و امتزاج اقوام به وجود می آید وبه تفصیل در بالا تذکر داده شده است؛ میخواهم مثالهای دیگری از افغانستان در زمینه خدمت تان به عرض برسانم : تمام هزاره های سنی مذ هب در سمنگان، خان آباد، بغلان، پروان (به شمول اندراب وپنجشیر ) تخارو قسمتی از بامیان، خود را تاجک می نامند. تاحدیکه کنون در پنجشیر واندراب کسی بر وجود هزاره درین جاها صحه نمی گذارد. بالعکس تا جیکهای اسماعیلیه بخصوص در پشت بند سمنگان، درۀ کیان واطراف تاله وبرفک بغلان و تاجیکهای شیعۀ لعل وسرجنگل وشهرستان وغیره خودرا هزاره به حساب می آورند. همچنان عربهای ساکن در میان اوزبیکها اوزبیک ( بعضاً اوزبیکتر از اوزبیکها مدافع منافع اوزبیکها اند) وآنهاییکه درمیان تاجکها زندگی مینمایند خود را تاجیک معرفی میدارند. البته عربها درمیان برادران پشتون نیز کم نیستند واز میان آنها کسانی چون آقای انور الحق احدی و آقای خدایداد بشرمل را میتوان نام برد که گرایش شدید برتری جویی قومی اولی به نفع برادران پشتون اظهر من الشمس است.
متکی بر حقایق فوق، برنت گلا تـزر از محققین معروف در مرکز شرق شناسی بر لین مینویسد :
« بصورت عموم یک نوع تمایل رشد یابنده درمیان تمام فارسی زبانان مخصوصاً فارسی زبانان سنی مذهب وشیعه یان غیرهزاره، دررابطه با معرفی نمودن خودشان به حیث(تاجیک)، مخصوصاً در برابر بیرونی ها عرض وجود نموده است.» بنا اً اگر یک برادر « هزارۀ سنی، عرب وپشتون فارسی زبان » ما اگر خود را تاجیک بنامد ویا بداند کاری خطایی را مرتکب نشده است چنانچه وان دیگری که پشتو زبان ویا اوزبیک زبان شده است، خودرا پشتون و اوزبیک بنامد، اصل کار را کرده است.
حقیقت اینست که در افغانستان کنونی علی الرغم موجودیت گروپهای متعد د اتنیکی، قومی وزبانی که از خصوصیت متبارز کشور است؛ از دیر زمانی یکنوع پروسۀ امتزاج، اختلاط، آمیزش و همگرایی زبانی و فرهنگی با تأثیرپذیری زیاد از زبان وادب فارسی دری، زبان اکثریت قاطع مردم در کشور، در جریان بوده است. جنانچه زبان فارسی دری که اصلاً زبان مادری تاجیکها وهزاره ها است؛ اکنون به زبان مادری برادران عرب؛ بخش وسیعی از برادران پشتون وسایر اقوام ساکن در شهرهای عمدۀ چون کابل، مزار شریف وهرات وازسایر گروپهای اتنیکی درمرکز، غرب وشمال کشور مبدل گردیده است.
با صداقت تمام باید اظهار داشت که میراث فرهنگی زبان فارسی که خواستکاه واقعی آن به شهادت تاریخ سرزمین پر افتخارخود ما بوده، و به مثابۀ زبان مادری بیش از دوثلث نفوس کشور و وسیله افهام وتفهیم، داد وستد وتحریر وتکلم میان تمام اقوام با هم برادر کشورعمل مینماید؛ متعلق به همه ای اقوام وملیت های کشور میباشد. در راه توسعه، تعمیم وگسترش این زبان همۀ سلاطین، شاهان و امپراتورانی که درین سرزمین دولت داری کرده اند، به ویژه شاهان ترک بذل مساعی کرده اند که کسی نمیتواند منکر آن باشد.
با اتکا برآنچه در بالا به تفصیل به بحث گرفتیم، اکنون زمان ذهنیگری های چون، دریک صف قرار دادن لستی از گروه های قومی به منظورتشکیل دادن یک گروه قومی واحد از مجموعۀ آنها، آنهم صرف به دلیل ریشه های تباری ـــ نژادی، گذشته است. این نوع اندیشه وعملکرد به معنی آنست که ما آرزو نماییم تا زمین مطابق به میل ما و درجهت معکوس به چرخش در آید و درنتیجه زمان به اندازه ماقبل التاریخ به عقب برگشته واین گروه ها با واپس دهی اشتراکاتی که یکجا با دیگران در طول تاریخ بوجود آورده اند، دوباره به صفت یک گروه قومی واحد در آمده و در نتیجه با تشکیل دادن واحتوا کردن تعداد قابل توجه نفوس کشور، در برآورده ساختن اهداف دست نیافتنی مورد نظرما به کار گرفته شوند.
وقت آنست که با فشرده ساختن صفوف خود، تمام نیرو وامکانات خود راعلیه همه انواع بیعدالتی، بخصوص مهار ساختن شوونیزم منحط قبیله که سلامتی وبقای همۀ مان را بلا استثنی تهدید میکند؛ متحد شویم. محمل این وحدت و اتحاد را فقط دستاوردهای مشترک تاریخی و داشته های فرهنگی ای که متعلق به همۀ مان است تشکیل میدهد.
ماخذها:
1- Gregory Bateson (1979: 78). جهت معلومات مزید به منابع ذیل مراجعه شود:
www.dmoz.org/Society/Ethnicity////// http: //anthro.palomar.edu/ethnicity/default.htm
2- http://www.bbc.com/…/s…/2009/09/090903_ez_tajiks_turks.shtml
3- Ethnicity and Nationalism, Anthropological Perspectives By: Thomas Hylland Erikson,
London 2002

پاسخ بدهید

ابراز نظر

Your email address will not be published.

ارسال

Copyright © Jawedan.com