خانه » فرهنگ و هنر » شعر » وحشت خونبار
رسول پویان

وحشت خونبار

رسول پویان

رسول پویان

ز اوضاع جهـان آزرده حال و سخت دلگیرم

به غیرعشق و صلح و مهربانی ازهمه سیرم

صدای جنگ تاکی گوش دل‏ها را کند معیوب

ز ایـام جـوانی تـا کـنـون در چـنـگ آن گیرم

توگویی نیست پایانی دگر در جنگ قـدرت‏ها

ترور و وحشت و بحرانِ جـاری می‏کند پیرم

ز سـوز نـالۀ شام و عـراق آتـش فـتـد در دل

سـرود خونچکان آورده گـویـی زیـر تأثـیـرم

طرابلس و یمن درآتش وخون پاک می‏سوزد

ز هرسو کین افراط و ستم بـر دل زنـد تیرم

به افراط وتعصب طالب وداعش بودمشهور

مقـابـل بـا سـپاه جهـل و کـوه آتــش و قـیـرم

میان خیل افراط و تعصـب نیسـت تـوفـیـری

مده بهر نجـات هـرکـدام صد گـونـه تفسـیرم

سعودی وقطررنگی وایران رنگ خود دارد

کـشـد از جـور اسـتبداد خـونین، چیغ آژیـرم

ندارد رنگ اردوغان فـرقی با دگـر رنگ‏ها

خرامش درشـب تاریک دهشت کرده تنویرم

زپاکستان می‏خیزد مرگ و وحشت و افراط

کند افغانستان را بد تر از سوزیـده کشمیرم

دیگر از خنجر خـونین پاکستان باکی نیست

عـقــاب قــلۀ بـابـا و شــیـر شــاخ پـامـیــرم

دهـد کندوز را با طالبان صد بار گـر خاین

دگرظلم و ستم نتوان کشد هرگز به زنجیرم

ندارد بر کسی تأثیر مکر و وحشت خونبار

کسی دزدیده نتوانـد ز اذهـان عقل و تدبیرم

بــود آگاه خـلـق مـا ز عـمـق نقـشـۀ دشـمـن

مکـن آلوده با زهـر دسایس رنگ تصویرم

شکستم با سرود عشـق دل‏ها خنجر خونین

دیگر تاب ترور خون ندارد چوچه نخجیرم

شراب عشق می‏ریزم اگر در ساغر دل ها

بـه زیـر نـام دیـن از فتنۀ زهـد و ریـا تیرم

9/10/2016

پاسخ بدهید

ابراز نظر

Your email address will not be published.

ارسال

Copyright © Jawedan.com