جاودان: خبر، تحلیل و دیدگاه

Fri05182012

Last update01:17:27

Back دیدگاه و تحليل چشم انداز جنگ احتمالی غرب با ایران؛ زمینه ها و پیامدها

چشم انداز جنگ احتمالی غرب با ایران؛ زمینه ها و پیامدها

  • PDF

1- پیش زمینه های بین المللی جنگ:

تداوم جنگ تبلیغاتی بصورت جنگ سرد و جنگ اطلاعاتی و امنیتی ناآشکار در واقع جنگ گرم میان ایران و کشورهای غربی بویژه ایالات متحده امریکا و اسرائیل پیش زمینه های جنگ است. تشدید و گسترش جنگ سرد و جنگ اطلاعاتی که بیشتر از سوی امریکا و اسرائیل در برابر ایران دنبال میشود، میزان احتمال یک جنگ واقعی و به عبارت دقیق تر احتمال یورش نظامی غرب را علیه ایران بالا میبرد. هر چند ایالات متحده امریکا با جمهوری اسلامی ایران در بخشی از عرصه های سیاست منطقوی منافع مشترک دارد و حتی در زمینه های معینی(چون افغانستان وعراق در اوایل حمله نظامی امریکا) به تعامل مشترک پرداخته اند، اما کثرت نکات تعارض و تقابل میان آنها در سطح منطقه و جهان به احتمال چرخه جنگ شتاب بیشتر می بخشد. عمده ترین نقطه تعارض برنامه هسته یی ایران است. ایالات متحده، اروپای غربی و اسرائیل ایران مسلح با سلاح اتمی(اتومی) را غیرقابل تحمل می پندارند و آنرا عبور از خط قرمز منافع حیاتی خود تلقی میکنند.

پیش زمینه های جنگ با ایران با تحریم فزاینده ی امریکا و غرب به سرعت فراهم میشود. تحریم بانک مرکزی ایران گام جدی لندن و واشنگتن دراین جهت بود. تحریم خرید نفت ایران گام بسیارجدی و خطرناکتری که غرب در حال برداشتن است. این تحریم ها که در واقع کارد را به استخوان و به شاهرگ های گردن ایران میرساند بدو منظور انجام میشود:

نخست، پذیرش شرایط آنها درمورد برنامه هسته یی و یا قول خودشان تغیر سیاست دولت ایران که این در واقع آغاز کار خواهد بود.

دوم، واکنش انفعالی و خشمگینانه جمهوری اسلامی ایران چون بستن تنگه هرمز. این واکنش میتواند اهداف دشمنان منطقه یی و بین المللی ایران را برآورده کند و تمام دولت های غربی را درعقب یورش نظامی امریکا و اسرائیل علیه ایران بکشاند.

 2- پیش زمینه های منطقوی جنگ:

عوامل منطقوی احتمال جنگ و یورش نظامی غرب برایران حتی بیشتر از عامل بین المللی است. زمام داران عرب حوزه خلیج فارس برهبری عربستان سعودی بیشتر از امریکا و اسرائیل مشتاق حمله نظامی غرب بر ایران هستند.  قدرت هسته یی ایران برای آنها مایه ی نگرانی و یک تصویرتاریخی از احیای امپراتوری قدیم پارس است که قبل از اسلام و در زمان ظهور اسلام به قبایلی از اعراب منطقه تسلط داشت. سیاست مذهبی و آیدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران که پیوسته در صدد نفوذ و تأثیر گذاری بر جوامع شیعه در کشورهای عربی است بر نگرانی دولت های عرب می افزاید. مانور های نظامی اخیر ایران در آبهای خلیج فارس و اظهارات تهدید آمیز برخی فرماندهان سپاه، بسیج و ارتش ایران در مورد دولت های عرب متحد امریکا جمهوری اسلامی ایران را برای آنها ترسناکتر میسازد. در حالی که اعراب از منظر دینی و مذهبی نیز دولت ایران را به عنوان دولت شیعه بهتر از امپراتوری زرتشتی ساسانی نمیدانند تا عواطف اخوت اسلامی شان از حمله ی اسرائیل و امریکا به ایران تحریک شود. تفکر مذهبی حاکم بر عربستان و بسیاری از حلقه ها و گروه های سیاسی –اجتماعی جوامع عربی از دیدگاه سلفیت، ایران شیعه را رافضی و رقیب متخاصم خود می پندارند. آنها با این نگاه و دیدگاه به هیچ صورت اقتدار منطقوی ایران را به خصوص به عنوان قدرت اتمی نمی پذیرند.

ترکیه نیز، هم از لحاظ مذهبی به عنوان وارث امپراتوری سنی عثمانی که با دولت شیعه صفوی رقابت و جنگ های خونین را پشت سرگذاشته است و هم از لحاظ قومی و ملی به ضعف و سقوط ایران از جایگاه اقتدار منطقوی اش می اندیشد. نصب سامانه سپر موشکی ناتو در ترکیه که بصورت آشکار در مقابله با ایران است حکایت  از نیات ترکیه در جهت تضعیف ایران دارد.  گذشته از آن، دولت ترکیه در موقعیت دشوار انتخاب میان امریکا و ایران، امریکا را انتخاب می کند. و موضع اسرائیل به عنوان کشور کوچک یهودی اما مقتدر و مسلح با سلاح اتمی در مورد ایران هسته یی روشن است.

 عوامل بازدارنده جنگ:

درحالی که زمینه های بین المللی و منطقوی جنگ و یورش نظامی بر ایران پیوسته مساعد می شود، مؤلفه های بازدارنده نیز در بستر این زمینه ها می تواند از اشتعال آتش جنگ جلوگیری کند. اما تأثیر گذاری و کارآیی این مؤلفه ها به سه نکته ی مهم برمیگردد:

1-   موجودیت واقعی آن عوامل بازدارنده در روند شکل گیری مخاصمت میان ایران و ایالات متحده امریکا و متحدان جهانی و منطقوی اش.

2-   تأثیرگذاری آن در جلوگیری از جنگ و یورش نظامی بر ایران.

3-   فرصت زمانی در تأثیرگذاری مؤلفه های بازدارنده جنگ. آیا شکل گیری زمینه و فضای جنگ تا مرز نهایی اشتعال آتش جنگ فرصتی را دراختیار مؤلفه های بازدارنده باقی میماند؟ پاسخ این پرسش را در نگاه به عوامل جنگ میتوان بررسی کرد:

 1-  توازن نظامی:

موجودیت توازن نظامی میان ایران و دشمنان آن به خصوص امریکا و اسرائیل که آغازگر یورش نظامی به ایران خواهند بود یکی از عوامل بازدارنده جنگ شمرده میشود. ناگفته روشن است که چنین توازن نظامی حتا در سلاح متعارف میان طرفین وجود ندارد. البته برخورداری ایران از سلاح هسته یی که میتواند امریکا را از حمله نظامی بر ایران منصرف کند هنوز نامشخص است.  اما توان نظامی متعارف ایران علی رغم پیشرفت در زمینه های تولید موشک و سایر سلاح های سنگین متدوال در یک جنگ احتمالی با توان نظامی دشمنانش قابل مقایسه نیست. آیا ایران میتواند در برابر حملات متعارف و متقارن نظامی غرب و اسرائیل با استفاده از توانایی های نظامی خود در هردو نبرد متعارف و نامتعارف مقاومت کند و آنها را متوقف سازد؟ آیا جمهوری اسلامی ایران خواهد توانست در برابر حملات نظامی غرب و اسرائیل در قلمرو کشورش به مدافعه برخیزد و با حملات متعارف و نا متعارف نظامی تلفات سنگین انسانی و مادی را به امریکایی ها در پایگاه های شان و به اسرائیلی ها در داخل اسرائیل تحمیل کند؟ مثلاً آیا ایران می تواند با شلیک صدها و هزاران موشک ده ها هزار اسرائیلی را در خاک اسرائیل به قتل برساند و حالت مشابه را برسر امریکایی ها در منطقه بیاورد تا آنها اندیشه و طرح حمله به ایران را از سر خود دور کنند؟

مسلم است که نبودِ توازن نظامی میان طرفین توانایی ایران را حتا اگر چنین توانایی تحمیل تلفات انسانی و مادی را بر اسرائیل و امریکایی ها داشته باشد این فرصت را در اختیار ایران نمیگذارد. بالفرض اگر ایران با حملات انبوه موشکی خود ده ها هزار اسرائیلی را در خاک اسرائیل بکشد آیا اسرائیل از حمله با سلاح هستوی بر ایران خود داری خواهد کرد؟

 2-  بازی های سیاسی و تعاملات پنهانی:

یکی ازنظریاتی که در واقع به عنوان عامل بازدارنده جنگ و یا حمله نظامی امریکا و اسرائیل بر ایران مطرح میشود، به بازی طرفین بر سر منافع شان در منطقه برمیگردد. برخی تحلیلگران از سناریوی ساختگی احتمال حمله نظامی غرب و اسرائیل بر ایران سخن میگویند که هدف گردانندگان آن دسترسی به منافع مختلف اقتصادی، سیاسی و امنیتی است. شماری این سناریو را تفاهم مشترک طرفین می پندارند و بعضی آنرا تنها به امریکا و اسرائیل منسوب میکنند. از نظر اسرائیل و امریکا وجود دولت قدرتمند شیعه در ایران برای مهار اعراب و سلطه بر آنها یک نیاز است. رقابت و مخاصمت میان ایران شیعه و عرب سنی در منطقه، هم امنیت دراز مدت اسرائیل را تأمین میکند و هم فابریکه های اسلحه سازی امریکا و غرب را در میان اعراب پر مشتری میسازد. از جانب دیگر این رقابت و خصومت به افزایش و گسترش وابستگی دولت های عربی نفت خیز خلیج فارس به امریکا می انجامد.

احتمال بازی سیاسی پشت پرده میان ایران و غربی ها میتواند به عنوان عامل بازدارنده جنگ مطرح شود؛ اما هیچگاه شواهد معتبری وجود ندارد که حکایت از این بازی سیاسی داشته باشد. هرچند حلقه های مختلف عربی مخالف با ایران نیز از روابط پنهانی اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران سخن میزنند و حتا امریکا را در همسویی با ایران متهم میکنند که با حمله نظامی برعراق و تشکیل حکومت شیعه دربغداد، ایران را به قدرت منطقوی تبدیل کرد. برعکس ایران هرچند نه بصورت رسمی و علنی دولت های عربی مخالف خود را متهم به همدستی با اسرائیل و امریکا می کند.

 3-  محدودیت های اقتصادی امریکا و غرب:

بحران فزاینده ی اقتصادی امریکا و اروپا به عنوان یکی از عوامل بازدارنده جنگ و حمله بر ایران مورد توجه قرار می گیرد. بر مبنای این تحلیل، امریکا و اروپا که درگیر بحران عمیق اقتصادی هستند از اشتعال آتش جنگ با ایران اجتناب می کنند. چون جنگ این بحران را عمیق تر و گسترده تر میسازد. این در حالی است که برخی از تحلیلگران صورت معکوس این دیدگاه را ارائه میکنند. به باور آنها بحران اقتصادی در امریکا نه تنها مانع جنگ امریکایی ها نمی شود، بلکه بر عکس آنها را در جهت دستیابی به سود بیشتر به این جنگ وسوسه میکند. جنگ های مختلف امریکایی ها در بیرون از امریکا نیز نشان میدهد که بحران اقتصادی و یا مقروضیت دولت امریکا آنها را از جنگ باز نداشته است.

البته نکته ی مهمی که عامل محدودیت اقتصادی جنگ را برای امریکا کم رنگ میسازد به پرداخت هزینه ی جنگ توسط کشورهای عربی ثروتمند نفت خیز بر میگردد. آنها که بیشتر از امریکا و اسرائیل مشتاق حمله بر ایران هستند هزینه ی جنگ را هم با اشتیاق خواهند پرداخت.

 نقش روسیه و چین در جلوگیری از جنگ:

مخالفت جدی روسیه و چین به حمله نظامی امریکا علیه ایران به عنوان قدرت های اتمی جهان و دو عضو صاحب وتو در شورای امنیت ملل متحد می تواند یکی از عوامل بازدارنده در این حمله باشد. آیا چین و روسیه چنین مخالفتی را درپیش می گیرند که دست امریکا و اسرائیل را از حمله بر ایران بازدارند؟

شواهد موجود حکایت از آن دارد که روسیه و چین در مخاصمت ایران و غرب در پی منافع خود میروند. منافع آنها به ویژه منافع اقتصادی هر دو کشور در داشتن روابط با امریکا بسیار بیشتر از رابطه با ایران است؛ هر چند حمله بر ایران استیلای امریکا را در منطقه تقویت میکند که برای مسکو و پیکنگ خبر خوش آیندی نیست.

سفر اخیر نخست وزیر چین به کشور های عربی نفت دار خلیج فارس پس از ارائه طرح تحریم نفت ایران نشان میدهد که چینی ها حتا قبل از تحریم، هوای موافقت با غرب را در سر دارند.

هرچند روسیه در مورد حمله ی احتمالی امریکا بر ایران هوشدار میدهد و گاهی به اظهارات متناقض می پردازد، اما تاریخ قدیم روابط روس ها در دوران تزار ها و حاکمیت کمونیست ها با ایران نشان میدهد که آنها از هر فرصتی بر ضد ایران استفاده کرده اند. اگر جنگ و یورش نظامی امریکا و غرب بر ایران اجتناب ناپذیر شود، روسیه و چین هیچ گامی را در جهت نارضایتی و خصومت با امریکا بر سر ایران بر نمیدارند.

 عقب نشینی ایران در دقیقه ی نود:

آیا عقب نشینی ایران در دقیقه ی نود و قبل از آخرین فرصت های اشتعال آتش جنگ می تواند این آتش را خاموش نگهدارد؟ اما چرا ایران در دقیقه نود عقب نشینی کند؟

برخی به این باور هستند که دولت ایران و رهبران آن کشور سروصدای حمله نظامی امریکا و اسرائیل را بر ایران سناریوی ساختگی و تبلیغاتی امریکا و اسرائیل تلقی میکنند. در حالی که دولتمدارن ایران به چنین حمله ای معتقد نیستند اما پیوسته می کوشند تا از تبلیغات حمله بر ایران در داخل بهره برداری کنند. فضای داخل کشور را فضای خصومت و جنگ با امریکا و اسرائیل نگهدارند و سیاست تقابل با دنیای غرب و سیاست اختناق در داخل را در این فضاء موجه نشان دهند. حتا اگر زمام داران ایران حمله نظامی امریکا را جدی فکر کنند، عوامل مختلفی را که به برخی آن اشاره شد مانع تحقق این حمله می پندارند. ولی اگر رهبران جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه برسند که یورش نظامی امریکا وارد مرحله ی عملی میشود، عقب نشیی از مواضع خود را به عنوان عامل بازدارنده از این یورش بی درنگ مورد توجه قرار میدهند. آیا این عقب نشینی در واپسین دقایق، کارآیی خواهد داشت و مانع هجوم غرب بر ایران خواهد شد؟

اگر امریکا و متحدان اروپایی شان اراده و مطالبه ی متحدان عرب نفت دار خود را در تضعیف ایران مدنظر داشته باشند و آنرا استراتیژِی مشترک خود تلقی کنند و اگر اسرائیل کاهش اقتدار ایران را در سر خط منافع امنیتی خود قرار داده باشد، به سختی میتوان گفت که عقب نشینی ایران در دقیقه نود مانع اشتعال آتش جنگ شود.

 کیفیت و پیامد جنگ:

اگر هیچکدام از عوامل بازدارنده مانع وقوع جنگ نشود و ایران مورد حمله ی نظامی امریکا و اسرائیل قرار گیرد، کیفیت و پیامد جنگ غیر قابل مقایسه و پیش بینی با تمام جنگ های منطقه در شصت سال اخیر خواهد بود.

غرب برهبری امریکا با تمام ظرفیت هوایی و موشکی بر تمام مراکز نظامی و اقتصادی ایران حمله خواهد کرد تا به سرعت فرصت استفاده ی ایران را از حملات متقابل متعارف و نا متعارف بگیرد و جنگ را در مرکز انرژی و شاهراه انتقال نفت در زمان کوتاه پایان دهد.  

ارمتاژ معاون وزارت خارجه امریکا پس از حمله یازدهم سپتمبر2001 با پیام جورج بوش به اسلام آباد رفت. او به ژنرال مشرف رئیس دولت پاکستان گفت: یا در جنگ با القاعده کنار امریکا قرار می گیرد و یا امریکا با بم و موشک پاکستان را به عصر حجر برمیگرداند.

امریکایی ها پاکستان را به عصر حجر برنگشتاندند، اما اگر ایران در معرض یورش نظامی آنها و متحدان غربی شان قرار گیرد این هجوم بسیار ویرانگر خواهد بود. این هجوم تمدن ایران را که در سده های بسیار متوالی شکل گرفته است بسوی ویرانی میبرد و موجودیت ایران را به حیث یک کشور واحد تهدید میکند.

 حرفی با زمام داران کشور همسایه ام، ایران!

اگر سناریوی حمله نظامی امریکا و غرب بر ایران تطبیق شود، ایران میدان کربلایی خواهد شد که یزیدیان غربی و عربی آن میدان را به بعد از ظهر عاشورا مبدل خواهند کرد.

توازن قوا میان ایران وغرب همانگونه است که درمیدان کربلا میان امام حسین(رض) و لشکر یزید بود. روسیه در این جنگ همان نقشی را بازی میکند که اهالی کوفه در جنگ کربلا و روز عاشورا بازی کردند.

اگر غرب و عرب استراتیژی سرکوبی ایران را از قبل داشته باشند و ایران را در روند رقابت و خصومت گام به گام به میدان کربلا بکشانند، عقب نشینی ایران در دقایق پایانی و یا سرکشی جام زهر، راه را به بازگشت ایران از این میدان می بندد. همانگونه که قوماندان لشکر یزید به قول منابع معتبر تاریخی این راه را بروی حضرت امام حسین در میدان کربلا بست. او به تمام پیشنهاد های امام که به او اجازه بازگشت به مدینه یا مکه، شرکت در جهاد در واقع خروج از قلمرو سلطنت اموی و مذاکره با یزید دهد نه گفت.

یزیدیانی که در واشنگتن، لندن و پاریس نشسته اند و عموزاده های یزید که در ریاض، عمان و ابوظبی بی صبرانه در انتظار میدان کربلا برای ایران اند بی صبرانه تر از آن منتظر بعد از ظهر عاشورای این میدان هستند. نمایش بعد از ظهر عاشورای کربلا نمایش سرهای بریده ی مظلومان برحق این جنگ نابرابر بود. نمایش بعد از جنگ غربی ها در ایران نیز نمایش سر و تن بریده ی ایران  در اجزای متعدد خواهد بود. آیا رهبران کشور همسایه ام ایران کشور شان را در معرض میدان کربلا شدن و نمایش بعد از ظهر عاشورا قرار خواهند داد؟  یا اینکه:

 آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با  دو ستان مروت با دشمنان  مدارا

              

نظرات 

 
0 #1 سمندر ۱۳۹۰-۱۱-۱۰ ۱۷:۵۶
ایرانیان اخند ی به این باور اند که امام زمان یا امام مهدی در حال ظهور است، معلومدار که امام زمان سردمدار شر و فساد که امریکا میباشد را به چاه نیستی خواهد انداخت و پیروان خر دجال را که همانا مسلمانان غیر شیعه میباشد هم روسیاه و نابود خواهد کرد. و لشکر امام مهدی همانا تشیع عاشق اهل بیت میباشد. که درکتب دینی هم پیش بینی شده است. بنأ" ایران در این چنگ که امام مهدی را با اهل بیت که در برزخ اند و میتوانند ایران کمک نمایند با خود دارد از چنگ با فساد در این اخر زمان نمیترسد. ببرکت امام مهدی و سائر امامان اهل تشیع و اهل بیت که همه از غیب هم خبر دارند و توان کمک را یا ایران که یگانه علم بردار دین مقدس اسلام میباشد دارند، بدون شک که پیروزی از آنان است. پیغمبر اسلام به صراحت فرموده بود که امت من به هفتادو سه گروپ تقسیم خواهد شد و تنها یک گروپ آن که بیان مشخصات آن گروپ به اهل تشیع سر میخورد، رستگار و پیروز خواهد بود. بر همین اساس است که دولت ایران در مقابل عدم خرید تیل ایران توسط اروپائی ها فیصله نمود که ایران فروش تیل را به این کشور ها ممنوع قرار میدهد.
 
 
0 #2 صمد ۱۳۹۰-۱۱-۱۰ ۱۸:۱۳
خیلی تحلیل عالمانه.
از آنجائیکه حکومتهای یک حزبی به شهادت تاریخ نابود خواهد شد و این نابودی زمان کار دارد، ممکن امریکا چندان قایق حمله بر ایران نباشد. بخاطر اینکه تاریخ حکومتهای دیکتاتور و مذهبی را تا مدتی قبول کرده و بالاخره به گودال تاریخ به شکل مفتضحانه ای تحویل داده است. ما مثال زنده آنرا در حکومات دینی در اروپا میباشیم که امروز کلیسا ها همه خالی و یا بمنظور های دیگر مثل رستوران وغیره مورد استفاده قرار گرفته اند. همچنین دولت شکست نا پذیر و بر گشت نا پذیر کمونستی سابق بعد از هفتاد و اندی به شکل مفتضحانه ای سقوط کرد. بدون شکل که قدرت و نظام ولایت فقیه هم به حکم تاریخ حتما" سقوط خواهد کرد علم و انسان محوری جای فقیه محوری را خواهد گرفت. بنا" عجله ای در کار نخواهد بود که ایران از طریق جنگ گرم نا بود شود. اما سیاستهای ماجراجویانه ایران اگر باعث تحریک دشمنانش شود درین صورت به تقاضای کشور های عربی که مخارج جنگ را پرداخت نمایند و اصرار حکومت اسرائیل امریکا بسادگی دهنیت کشور های مخالف و یا بیطرف چنگ با ایران را تغیر خواهد داد و ایران به تباهی کشانده خواهد شد.
 
 
+1 #3 پروانی ۱۳۹۰-۱۱-۱۰ ۱۸:۴۸
بیشتر از امریکا, اسراییل و ممالک عربی خلیج خواستار حمله به ایران استند. حکومت آخوندی ایران یک خطر بزرگ برای منطقه خاور میانه است. ما هم طرفدار این رژیم دیکتاتوری نیستیم و خوش نداریم در کنار ما این آخوندک های بی منطق حکومت کنند. این رژیم باید از بین برود اما اگر بدون جنگ و خون ریزی این کار شود, ما خوش میشویم. به امید نابودی حکمرانی آخوندک ها.
والاسلام
 
 
0 #4 JAMSHED ۱۳۹۰-۱۱-۱۰ ۲۲:۰۵
خواهي و يا نخواهي غرب و مزدوران غرب در صدد نا بودي اسلام، مسلمانان و هستند. بنا برين از جنك ، مبار زه به اشكال مختلف عليه اين
 
 
0 #5 حمید ۱۳۹۰-۱۱-۱۲ ۰۲:۱۷
غرب ابتدا میخواهد رژیم سوریه را بسیار به شتاب بردارد ویااین کشوررا وارد یک جنگ داخلی کند بعد حذب اله لبنان را ازبین ببرد ومرحله سوم با ایران از راه نظامی وارد میدان شود. که این یک راه درازوطولانی میباشد. اما دلیل این نیست که چرا ایران بم اتم میسازد، چرا حقوق بشر را نقص مینماید ویا انتخابات آزد نیست یارژیم آخوندیست. اگر این دلایل است چرا غرب حامی اصلی عربستان سعودی امارات متحده وسایرکشورها مانند بحرین وغیر که در آنها از حقوق بشر وآزادی هیچ خبری نیست میباشد. دلایل اصلی رسیدن ودست یافتن به نفت ایران، موانع دررشد اقتصادی ایران، مطیع ساختن ایران به غرب و مانع تولید وفروش سایر تسلیحات ازجانب ایران میباشد که تمام دلایل فوق جنبه اقتصادی دارد ونیز تکبر غرب را نشان میدهد که میخواهد تمام آسیا را در آینده تحت نفوذ خویش در آورد.
 
 
0 #6 مجید اسلام پور ۱۳۹۰-۱۱-۱۳ ۱۳:۲۸
حمید جان در این شکی نیست که غرب و هر قدرت توسعه طلب و امپریالیستی سلطه خواه است . اما این به هوشیاری و درایت دولت ها و نوع نظام سیاسی آن دولت ها تعلق دارد که تا چه حد خود را از سلطه پذیری و دام توطئه های غرب و هر قدرت توسعه طلب نجات دهند و به منافع ملی خود فکر کنند و آن منافع را تأمین کنند. تمام مشکل در نوع نظام دینی ایران است که کشور خود را این آخند های بدبخت به گروگان گرفته اند و به جای آنکه روابط را با جهان و حتا با جامعه خود بر مبنای منافع کشور و مردم خود تنظیم کنند این رابطه را بر مبنای مذهب خود و در واقع بر مبنای تصورات و برداشت خود از مذهب و دین تنظیم میکنند. به هر حدی که یک نظام خود را دینی و اسلامی بداند به همان حد برای دنیا و برای مردم خود معضل آفرین میشود. زیرا برداشت از احکام و آموزه های اسلامی و برداشت از متون و نصوص اسلامی یعنی قرآن و حدیث متفاوت و متعدد صورت می گیرد. همین حالا در ایران رژیم آخندی ببنید که موسوی و کروبی از رهبران این رژیم زندانی اند. رفسنجانی رفیق گرمابه و گلستان خمینی و دوبار رئیس جمهور زیر تهدید و فشار است. این ها و خامنه ای همه اسلام و شیعه می خواهند و به حکومت شیعه وفادار اند . اما دیدگاه شان که بر مبنای منافع فردی و گروهی شان استوار است از همین شیعه و اسلام تفاوت دارد. د رافغانستان نیز چننین است. گلب الدین، ملاعمر، سیاف، مجددی و تمام مجاهدان و مسلمانان سیاسی که مواضع مخالف هم دارند یکی د رکنار امریکا و دیگر علیه امریکا قرار دارد پیش خود دلیل اسلامی و شرعی دارند. خلاصه آنکه حمید جان این اسلام عزیز را به هر رنگ و قیافه ای تغیر دهی و تفسیر کنی ، تغیر می خود و تفسیر می شود. و این مشکل ساز است و قتی که بخواهی نظام سیاسی اسلامی برقرار کنی. در این صورت این نظام سیاسی اسلامی و یا حکومت اسلامی چیزی بیشتر از یک بزکشی نیست.
پس حمید جان تا زمانیکه ما حکومت را از دین جدا نکنیم و به سکولاریزم سیاسی باور پیدا نکنیم مشکل در ایارن و افغانستان و هر کشور دیگر اسلامی همین گونه است. اگر چه در بهار عرب که دو حزب اسلامی نهضه و اخوان در مصر و تونس به قدرت رسیدند گفتند که دموکراسی و آزادی احزاب و بیان را قبول دارند . معنی آن همان سکولاریزم سیاسی است اگرچه بصورت آشکار به آن اعتراف نمیکنند. د رترکیه حزب اسلام گرای عدالت و توسعه در عمل چنین کار را دارد میکند
 
 
0 #7 کوروش کبیر ۱۳۹۰-۱۱-۱۶ ۲۳:۲۵
نظر من به عنوان خواننده تحلیل بسیار منفی و یک طرفه ای بود.
 

اضافه کردن نظر