
در هفته دوم ماه جولای سال جاری سری زدم به دانشگاه البیرونی. هنگامیکه در صحن این مجتمع علمی و اکادمیک چشمهایم نظاره گر تعمیرات مقبول دانشکده های مختلف این دانشگاه بود، فکرم به گذشتۀ این محل خطور نمود؛ زمانی این محل جز یک باطلاقی که به نام دشت شرکت نساجی یاد میشد چیزی دیگری نبود.
در آن زمانهایکه نیرو های ارتش سرخ در عقب "کوه بچه" مستقر بودند و مقامات دولتی و حزبی ولایت کاپیسا تحت حمایت ارتش سرخ در نساجی مستقر بودند، این دشت محل عبور و مرور مردم رنجدیده کوهستان بود، که چه با ترس و وحشت این محل را عبور میکردند. با تآسف فراوان که در آن زمان هیچ کسی پیدا نشد که از این محل استفاده سودمند به نفع مردم علم دوست کوهستان نماید. خوشبختانه در دوران مقاومت به ابتکار احمد شاه مسعود، قهرمان ملی افغانستان در این محل، دانشگاه البیرونی ایجاد گردید که حالا دارای دانشکده های طب، حقوق، ادبیات و زراعت و دیگر دانشکدهها می باشد.
پس از سقوط طالبان کوشش های خصمانۀ از طرف بعضی علقات حکومت کابل صورت گرفت تا درهای این دانشگاه را ببندند، ولی به اثر سعی و تلاش مردم علم دوست ولایات کاپیسا، پروان و پنجشیر نه تنها درهایش بسته نشد، بلکه رشد سریع هم نمود. حالا تعداد زیادی از جوانان ولایات مختلف کشور ما اعم از دختران و پسران با شوق و علاقه زیاد مصروف فراگیری رشته های مختلف در این کانون علمی میباشند.
گرچه دانشگاه البیرونی در ولایت کاپیسا از چالش های امنیتی در امان می باشد، اما دامنگیر مشکلات اقتصادی بوده، که باعث افت کیفیت آموزش می شود. از همین جهت، از تمام هم میهنان علم و دانش پرور خود، بخصوص آنانیکه در خارج از کشور بسر برده، از امکانات مادی برخورددار هستند، خواهشمندم تا برای رشد و گسترش سطح دانش و آگاهی، دانشگاه البیرونی را کمک و همکاری کنند.
گفتنی است هنگامیکه به طرف تعمیرات دانشکده های مختلف این دانشگاه نظاره میکردم، نظرم به چند صد متری جنوب دانشگاه به تعمیری افتید؛ از رئیس دانشگاه طالب معلومات شدم، وی گفت آن تعمیر "لیلیه نسوان" دانشگاه میباشد، که به کمک یک خانم خیر خواه دنمارکی ساخته شده است. با خود گفتم ای کاش که دوستان و خیرخواهان آموزش از چنین کمکهای به این سرمایه علمی ما دریغ ننمایند.



نظرات
شما عزیزان فارسی زبان هم باید از کلمه اوغانی پشتو پرهیز وکلمه زیبای دانشگاه را در گفتار ونوشتار بکار برید چونکه قند پارسی پویا و دلخواه و فراگیراست.
پارسی- دری، پشتو و انگلیسی بر دروازهی ورودی آن نصب شده است. همچنان شماری از دانجشویان این دانشگاه از دولت خواهان کمک و همکاری به این دانشگاه شدند.
شاین ذکر است که این دانشگاه پیش از این لوحه نداشت و به کمک و همکاری مردم صاحب یک لوحه شده است. دانشگاه البیرونی در سال 1377 تاسیس شد.
کلمه دانشگا ه یا پوهنتون مهم نیست حدف کسب علم است که جوانان ما در آن مصروف هستند.
پشتون ها خو بی عقل هستند که د زبات خود کلمات فارسی را جا داده. و این هم به بی عقلی پشتون هاه دلالت میکند که همه شان میتواند فارسی صحبت کند. باید مثل ما رسیست باشد و فقط به زبان خود صحبت کند.
حدس میزنم شما یک ایرانی استید تا یک افغان زیرا یک افغان هیچ گاه آرزوی الحاق با ایران را نمیکند ولو او از ملیت تاجیک باشد. جهت طلاع شما این ایران بود که با رسمیت دادن مذهب شیعه در زمان صفویان ترک تبار که دران زمان اقلیت مردم ایران به ان عقیده داشتند راه خود را از سایراقوام اریایی جدا نمودند. وپیروان مذهب تسنن را یا به جبر شیعه ساختند یا کشتند یا فراری کردند. هرگاه خیال تابعیت ایرانی را داشتید اول احوال اقوام بلوچ کرد وترکمن راداشته باش که اهل تسنن اند وتابعیت ایرانی دارند ولی حتی اجازه ساختن مسجد را درایران ندارند ودر هیچ یک از سطوح دولتی صاحب مقام نمیباشند.
من هم فارسی زبان هستم اما نه ایرانی. زبان فارسی زبانی است که سلاطین آریانا و خراسان در رشد آن سهم بسزای داشتند
من از تمام برادران و خوهران خود در این صفحه خواهش میکنم که اظافه از این در بین خود تبعیض نیندازیم بیایید با بشتون هزاره وازبک و دیگر اقوام دست به دست هم بدهیم و وطن خود را آباد کنیم زبان یک وسیله افهام و تفهیم است باید فکر و نظر خود را رشد بدهیم
خوش به حال باکستان و ایران به چی نیرنگی این بشتو و فارسی را در بین هم انداخته و سر ما حکومت میکند
من سوکند میخورم تا زمانیکه این مسله زبان و قوم در این ملک از بین نرود نه من تاجک میشوم و نه بشتون بشتون
بسار عفو میخواهم شما همه بچه ها و دختر های دانشگاهی هستید من یک بچه 12 باس لظفا به من دشنام ندهید وسلام
خوب گفتی، در کجا زندگی می کنی؟ در هالند؟
با احترام
هدف من از این گزارش چسم دید بسیار کوتا ه من از این دانشگاه و مقایسه ان محل با زمان حزب اسلامی در منطقه و زمان کمونستها بود. من در دیگر موضوعاتی که خودت ذ کر کردی عمیق نشدم زیرا من وقت کافی نداشتم. طبعآ خودت نظر خودرا داری که ارزیابی آن به من مشکل است زیرا من آنقدر در جریان آن نیستم ولی امید میکنم که اگر مشکلی موجود باشد زود حل شود . داریم نداریم یک دانشگاه داریم در شمالی.
والسلام
1) احداث یک مرکز اکادمیک برای آن عده از دانشگاهیان و جوانانیکه طالبان عرصه تعلیمی را در دانشگاه کابل وسایر دانشگاههای افغانستان، بالای شان تنگ کرده بودند.
2) تعلیم یافته شدن آن عده جوانان تحصیل کرده که نمیتوانستند به ولایات دیگر ویا کابل بروند.
3) جلب و جذب آن عده از استادان و کارمندان اکادمیکی کشور که از جانب طالبان رانده شده وبیکار و بی روزگار مانده بودند.
4) جذب جوانانیکه تازه از لیسه های ولایات کشور فارغ میشدند.
در مرحله اول دانشگاه البیرونی با دانشکده های شرعیات، زراعت، طب، حقوق، تعلیم و تربیه و زبان و ادبیات فعالیتهای اکادمیک خود آغاز کرد. بزودی دانشکده انجنیری در قطار سایر دانشکده ها اضافه گردید و دانشکده زبان و ادبیات بنابر نداشتن استادان ورزیده سقوط و با یکجا شدن انستیتوت پیداکوژی پروان با دانشگاه البیرونی، دانشکده تعلیم و تربیه نیز لغو گردید. ولی شرایط همچنان باقی نماند، بزودی دانشکده زبان و ادبیات دوباره با روحیه بیدار تر و با دیپارتمنهای بیشتر چون دیپارتمنت زبان و ادبیات فارسی دری، ژورنالیزم و دیپارتمنت زبان انگلیسی بفعالیت دوباره آغاز کرد و با افتخار میتوانیم بگوئیم که امروز فارغان دانشگاه البیرونی مخصوصاً ژورنالیستان جوان آن در قطار فارغان سایر دانشگاههای افغانستان ممتاز اند و بهترین و خوبترین وظایف پر مسؤلیت ژورنالیستی را در چوکات اداره کشور بدوش دارند.
در حیات شهید مسعود بودجه عادی و انکشافی این دانشگاه از بخش مالی شورای نظار که شهید مسعود در رأس آن قرارداشت و در سالهای اداره جناب استاد ربانی از بودجه دولت و اکنون در ردیف سایر دانشگاههای کشور زیر اداره و کنترول وزارت تحصیلات عالی افغانستان به فعالیتهای اکادمیکی و فرهنگی خود ادامه میدهد.
تا اکنون هم اکثر مخارج بیرون بودجه وزارت تحصیلات عالی دانشگاه البیرونی را بنیاد شهید مسعود اجراء میکند و همیشه مشکلات مادی و مالی آنرا زیر نظارت و کنترول دارد. چنانچه دوسال پیش به پیشنهاد رهبریت دانشگاه البیرونی بنیاد مسعود دو عراده موتر هشت نفری و یک عددکاستر را برای انتقال استادان از کابل به دانشگاه البیرونی مساعدت کرد که تا اکنون بفعالیت نقل و انتقال استادان از کابل به دانشگاه و دوباره بکابل ادامه میدهند.
هنوز هم کلمه دانشگاه ودیکر کلمات وزین ودشمن شکن فارسی دری در قاموس قبیلوی حکومت وتلویزیون کابل به شدت سانسورمیشود.وحتی کلمات نا مانوس انکلیسی وعربی در اکثر موارد چون (قوا ی سپیشل فورس امریکا )بجای اینکه بگویند ( نیروهای ویژه) قصد در متون خبری تلویزیون دولتی بهدف توهین وتضعیف فارسی وصدها مورد ازین قرهنگ ستیزی از سوی رسانه های حگومتی دیده میشود.که بایداین مشله را همه ما جدی گرفته در هرجاوهر عرصه که هستیم باید از مقامات مسوول شکایت وعلیه ان صدا بلند نماییم.دوم اینکه دیده میشود جوانان دانشجوی ما هم ضمن مصاحبه ها از استعمال کنمه دانشکاه میترسند و بسیاری از انها حین ضحبت از کلمه پوهنتون و.پوهنزی استفاده میکنند که بسیار جای تاسف است به حال این جوانان به اصطلاح دانشجو که جریت حرف زدن به زبان مادری خود را ندارند. پس از دیگران ما چی گله کنیم؟؟؟؟؟؟؟
همین ماهستیم که زبان خود را هم تقویه میتوانیم وهم با این کار ضربه زده میتوانیم پس خواهشم از همه مردم خودما به خصوص قشر دانشگاهی اینست که این کلمات وسایر کلمات ملی فارسی را به کثرت استعمال کنند . واز گفتن ان نترسند ونه شرمند.
افغان و افغانستان هویت جعلی اند..................................................................
افغانستان که جعل بود.......اما بازهم پسوند فارسی (ستان) داشت.
حالا روبا ه های مکار قبیله فریبی دیگری را شروع کرده اند. که حتی پسوند فارسی را هم خذف کرده نام کشوررا بیش از پیش به خاک سیه نشانده اند.
اگر متوجه باشید در متون پشتو کلا بحای ذکرافغانستان میگویند افغان ملی پولیس/ یا افغان ملی اردو / افغان حکومت / که واقعا معنی اش درست است .یعنی حکومت اوغان ها....حالا در فارسی هم میگویند پولیس ملی افغان ....خیانت بزرک وظلم که درین قرن 21 بالای ما میشه قابل تاسف است در حقیقت ما مردمان این عصر خیلی مردمان ضعیف سست ومطلوم استیم . تذکره های ما را درین روذها عصرحاکمیت کرزی فهیم خلیلی به (اوغان )دور دادند.تا حال در تذکره ها ملیت تاجیک هزاره ازبیک نوشته بود. حتی خکومت های مطلقه چنین جریت را نکردند.اما از ضعف ما درین دوره کرزی این خیانت راکرد .دیکر اینکه هموطنان عزیز این دولیت فاسد قصد دارد نام های تاریخی کابل را هم پشتو بسازد.چنانچه کریم خرم قصد داشت این کار را بکند اما موفق نشسد . خالا درخبرها اکر بشنووید نام پل چرخی را در تویزیون ملی میگویند سرخی پله/ باغ بابر را بابر بن / نوی شار....درینمورد هیچ کس حق ندارد اسم خاص را ترجمه کند.چیخاص که نام قدیمی و تاریخی هم باشد . اما قبیله گرا ها این کاررا در تلویزیون دولتی میکنند و برخلاف واؤه های قارسی را درین تلویزیون سانسور میکنند. که وزیر ادمک گونه فرهنک با خبر هم است اما سکوت میکند
................... ...................... .................... .................................
این خاک واین هویت برای آنهایی که حقیقتشان در شناسنامههای شان نوشته نمیشود و از شنیدن نام سرزمینی که به زور و جعل بالایشان نهاده شده است، رنج میبرند، کمتر از بیهویتی و بیوطنی نیست..........................................................