جاودان: خبر، تحلیل و دیدگاه

Fri05182012

Last update01:17:27

Back فرهنگی سخنی چند در مورد «دانشگاه البیرونی»

سخنی چند در مورد «دانشگاه البیرونی»

  • PDF

danishga_albiruni

در هفته دوم ماه جولای سال جاری سری زدم به دانشگاه البیرونی. هنگامیکه در صحن این مجتمع علمی و اکادمیک چشمهایم نظاره گر تعمیرات مقبول دانشکده های مختلف این دانشگاه بود، فکرم به گذشتۀ این محل خطور نمود؛ زمانی این محل جز یک باطلاقی که به نام دشت شرکت نساجی یاد میشد چیزی دیگری نبود.

در آن زمانهایکه نیرو های ارتش سرخ در عقب "کوه بچه" مستقر بودند و مقامات دولتی و حزبی ولایت کاپیسا تحت حمایت ارتش سرخ در نساجی مستقر بودند، این دشت محل عبور و مرور مردم رنجدیده کوهستان بود، که چه با ترس و وحشت این محل را عبور میکردند. با تآسف فراوان که در آن زمان هیچ کسی پیدا نشد که از این محل استفاده سودمند به نفع مردم علم دوست کوهستان نماید. خوشبختانه در دوران مقاومت به ابتکار احمد شاه مسعود، قهرمان ملی افغانستان در این محل، دانشگاه البیرونی ایجاد گردید که حالا دارای دانشکده های طب، حقوق، ادبیات و زراعت و دیگر دانشکده‏ها می باشد.

پس از سقوط طالبان کوشش های خصمانۀ از طرف بعضی علقات حکومت کابل صورت گرفت تا درهای این دانشگاه را ببندند، ولی به اثر سعی و تلاش مردم علم دوست ولایات کاپیسا، پروان و پنجشیر نه تنها درهایش بسته نشد، بلکه رشد سریع هم نمود. حالا تعداد زیادی از جوانان ولایات مختلف کشور ما اعم از دختران و پسران با شوق و علاقه زیاد مصروف فراگیری رشته های مختلف در این کانون علمی میباشند.

گرچه دانشگاه البیرونی در ولایت کاپیسا از چالش های امنیتی در امان می باشد، اما دامنگیر مشکلات اقتصادی بوده، که باعث افت کیفیت آموزش می شود. از همین جهت، از تمام هم میهنان علم و دانش پرور خود، بخصوص آنانیکه در خارج از کشور بسر برده، از امکانات مادی برخورددار هستند، خواهشمندم تا برای رشد و گسترش سطح دانش و آگاهی، دانشگاه البیرونی را کمک و همکاری کنند.  

گفتنی است هنگامیکه به طرف تعمیرات دانشکده های مختلف این دانشگاه نظاره میکردم، نظرم به چند صد متری جنوب دانشگاه به تعمیری افتید؛ از رئیس دانشگاه طالب معلومات شدم، وی گفت آن تعمیر "لیلیه نسوان" دانشگاه میباشد، که به کمک یک خانم خیر خواه دنمارکی ساخته شده است. با خود گفتم ای کاش که دوستان و خیرخواهان آموزش از چنین کمکهای به این سرمایه علمی ما دریغ ننمایند.



نبشته های دیگر ازین نگارنده:

نظرات 

 
+5 #1 حاجی اخگر- کانادا ۱۳۹۰-۰۵-۰۲ ۰۰:۳۲
iهنوزهم نميتوانم باورکنم که پارسیيگويان أنقدرخودأگاهی وجرئت يافته باشندکه بتوانندبزبان مادری خودلوائح واسنادواسامی اماکن وشناسنامه وغيره رابنويسندراستی دانشکده ودانشگاه عملانوشته شده است ياهنوزهم فقط يک روياست ؟ اگرنوشته شده باشدپس خرم ها حتماخبرنشده اندکه مردم شمالی چه جرمی رامرتکب شدند؟ مگردرقندهارهم درکنارپوهنتون دانشگاه نوشته اندکه درکاپيسا نيزدرکناردانشگا ه پوهنتون ؟ درقندهارغيرپشتو نهابومی اندحالانکه درکاپيساپشتونها ناقل ولی چراحق .هويت وفرهنگ وتاريخ غيرچشتونهادرجنو ب ومشرقی تجاهل ميشودولی ناقلين اراده خودرابرماميقبول انند؟
 
 
+1 #2 احمد تاجیکیار ۱۳۹۰-۰۵-۰۲ ۰۵:۰۰
گسترش دانشگاه ها در کلیه شهر های مرکزی میهن باعث رشد دانش وفرهنگ ودر نتیجه هوشیاری وارتقای مردم ما میشود وقابل گفتنی است که بار اول که دانشگاه کابل افتتاح شد لوحه آن همین گونه (دانشگاه کابل) بود مگر با دریغ که دست های تبعیض طلبانه پشتوتولنه که یک حکومت در داخل حکومت بود و پله فارسی ستیزی آن بر پله پشتوپروری آن سنگینی میکرد، نام آنرا پوهنتون ساختند که برای ما فارسی زبانها بیگانه ونامانوس بود. خوشبختانه که کلمه دانشگاه حالا فراگیر شده واگر در شهرهای پشاتین کلمه پوهنتون باشد اشکالی ندارد مگر در کابل وشهر های فارسی زبان کاربرد کلمه دانشگاه شیرین ودلخواه وحتمی است.
شما عزیزان فارسی زبان هم باید از کلمه اوغانی پشتو پرهیز وکلمه زیبای دانشگاه را در گفتار ونوشتار بکار برید چونکه قند پارسی پویا و دلخواه و فراگیراست.
 
 
+3 #3 صمد ۱۳۹۰-۰۵-۰۲ ۰۸:۰۰
خیلی خوب است که در آن محل لیلیه اناس وجود دارد. قشر اناس در جامعه ما از امکانات تحصیلات عالی وغیره حقوق مدنی، مورد توجه نبوده اند. اینکه در این ولایات امکان لیلیه و تحصیلات عالی به قشر اناس مساعد شده است یک کار ارزنده و قابل تأئید و قابل کمک میباشد. همه باید در زمینه تدارک مساعدت به این لیلیه احساس مسئولیت نموده و دست بکار شویم.
 
 
0 #4 یل کچکن ۱۳۹۰-۰۵-۰۲ ۱۳:۰۸
برای هر فارسیوان کشور فرض است تا "دانشگاه البیرونی" را حمایت مالی کنند، تا این دانشگاه، که سنگ تهداب آن توسط قهرمان مهین ما نهاده شده، به یکی از بهترین دانشگاه های منطقه مبدل گردد.
 
 
-1 #5 نصرالله شمالیوال ۱۳۹۰-۰۵-۰۲ ۱۳:۱۳
دانشگاه البیرونی که مدت سیزده سال لوحه نداشت،بتاریخ 27 حمل سال جاری با کمک مردم آن ولایت و دانشجویان این دانشگاه صاحب لوحه شد. لوحه‎ی این دانشگاه به زبان
پارسی-‏ دری، پشتو و انگلیسی بر دروازه‏ی ورودی آن نصب شده است. همچنان شماری از دانجشویان این دانشگاه از دولت خواهان کمک و همکاری به این دانشگاه شدند.
شاین ذکر است که این دانشگاه پیش از این لوحه نداشت و به کمک و همکاری مردم صاحب یک لوحه شده است. دانشگاه البیرونی در سال 1377 تاسیس شد.
 
 
+8 #6 کابلی ۱۳۹۰-۰۵-۰۲ ۱۵:۰۲
خبر جالب و خوبی.
کلمه دانشگا ه یا پوهنتون مهم نیست حدف کسب علم است که جوانان ما در آن مصروف هستند.
 
 
-3 #7 جلال الدین کابلزاد ۱۳۹۰-۰۵-۰۳ ۰۷:۲۴
کاربرد واژه دانشگاه در محلات گویندگان قند پارسی بسیار هم مهم است چونکه خط فاصل میان دانشجویان ودانش ستیزان میکشد. واژه پوهنتون برای گویندگان قند پارسی یک واژه تحمیلی وتبعیضی افراد فاشیست پشتوتولنه است. لازم است تا درکلیه دانشگاه های کشور همین واژه های دانشگاه بکار برده شود واگر در شهرهای پشاتین پوهنتون بگویند حق شان است واگر درهمه شهرها هردو واژه دانشگاه وپوهنتون پهلوی هم نوشته شود بازهم چندان بد نیست مگر درکابل وهرات ومزارشریف وغزنه وبامیان وپروان وهمه شهرهای شمال ومرکز وغرب لوحه های دانشگاه ها باید وحتمی واژه دانشگاه نوشته شود درغیر آن دست های تبعیض طلبان فاشیست اوغان ملتی وطالب با دانش وفرهنگ و قند پارسی سر ستیز و دشمنی شان را نمایان ساخته میروند که با آن باید مبارزه ومقاومت شدید صورت گیرد.
 
 
+1 #8 ساجد ۱۳۹۰-۰۵-۰۶ ۱۳:۳۷
راست میگیوید برادر کابلی، اما اگر تنها مشکل در گفتن دانشگاه بود مسله بسیار هم جدی نبود. مگر شما میبینید که هر روز واژه های دلشین ما از بین برده شده و در بدل واژه پشتو جانشین میگردد. و دیده میشود که وزیر اطلاعات و فرهنگ ژورناست ما را به جرم سخن زدن به فارسی مجازات میکند که به سطح تلویزیون دیدیم آیا اکنون هنوز هم میخواهی بگوی واژه فارسی و پشتو بودن را مهم نمی پنداری.
 
 
-4 #9 شهیر ۱۳۹۰-۰۵-۰۸ ۱۸:۵۵
از دوستان که میتواند لوحه را تغیر دهد خواهش میګردد که کلمه پوهنتون را از لوحه پاک کند. بخاطر که ما خو افغان نیستیم ما، اصلآ ایرانی هستیم، زبان فارسی زبان مادری ما است. اصلآ باید مناطق غیر پشتون نیشین از افغانستان جدا شده به ایران ملحق شود.

پشتون ها خو بی عقل هستند که د زبات خود کلمات فارسی را جا داده. و این هم به بی عقلی پشتون هاه دلالت میکند که همه شان میتواند فارسی صحبت کند. باید مثل ما رسیست باشد و فقط به زبان خود صحبت کند.
 
 
+6 #10 واقعبین ۱۳۹۰-۰۵-۰۹ ۰۶:۰۴
آقای شهیر
حدس میزنم شما یک ایرانی استید تا یک افغان زیرا یک افغان هیچ گاه آرزوی الحاق با ایران را نمیکند ولو او از ملیت تاجیک باشد. جهت طلاع شما این ایران بود که با رسمیت دادن مذهب شیعه در زمان صفویان ترک تبار که دران زمان اقلیت مردم ایران به ان عقیده داشتند راه خود را از سایراقوام اریایی جدا نمودند. وپیروان مذهب تسنن را یا به جبر شیعه ساختند یا کشتند یا فراری کردند. هرگاه خیال تابعیت ایرانی را داشتید اول احوال اقوام بلوچ کرد وترکمن راداشته باش که اهل تسنن اند وتابعیت ایرانی دارند ولی حتی اجازه ساختن مسجد را درایران ندارند ودر هیچ یک از سطوح دولتی صاحب مقام نمیباشند.
 
 
-2 #11 مرد خدا ۱۳۹۰-۰۵-۰۹ ۱۴:۱۱
آقای شهیر من میدانم تو اصلا پشتون هستی و میخواهی که پشتون ها را بر انگیزی
من هم فارسی زبان هستم اما نه ایرانی. زبان فارسی زبانی است که سلاطین آریانا و خراسان در رشد آن سهم بسزای داشتند
 
 
+4 #12 خرمی ۱۳۹۰-۰۵-۱۵ ۲۳:۴۰
شهیر جان خوب نام فارسی به خود بیدا کردی تو وطن فروش ما با دادن خون شوهدا به خود و وطن خود افتخار بیدا کردیم
من از تمام برادران و خوهران خود در این صفحه خواهش میکنم که اظافه از این در بین خود تبعیض نیندازیم بیایید با بشتون هزاره وازبک و دیگر اقوام دست به دست هم بدهیم و وطن خود را آباد کنیم زبان یک وسیله افهام و تفهیم است باید فکر و نظر خود را رشد بدهیم
خوش به حال باکستان و ایران به چی نیرنگی این بشتو و فارسی را در بین هم انداخته و سر ما حکومت میکند
من سوکند میخورم تا زمانیکه این مسله زبان و قوم در این ملک از بین نرود نه من تاجک میشوم و نه بشتون بشتون
بسار عفو میخواهم شما همه بچه ها و دختر های دانشگاهی هستید من یک بچه 12 باس لظفا به من دشنام ندهید وسلام
 
 
+2 #13 صابر کوهستانی ۱۳۹۰-۰۵-۲۸ ۱۲:۰۱
درود خدمت تمام وطنداران افغانیستانی ام خصوصآبتمام مردم شریف وداغدیده ولایت کاپیسا/پنجشیر/پروان وغیره!تاجائیکه من برداشت کردم این شهیر نام صددرصد فرستاده آخندهای کثیف ودولت ایران است.اصلآاین شخص ازتاریخ خبرنداره که ماوشما عزیزان آریائی هستیم نه ایرانی/فریب اینطور اشخاص نابکاروپلیدرا نخورید.اگرطلب معلومات بیشترباشید من درخدمتم.اسم مکمل من/عبدالصابر فرزندعبدالاحدکا رگرمتقاعدنساجی گلبهار فارغ تحصل سال1357لیسه میرمسجدی میباشم.وخواهشمندم به حرفهای اینشخص مضخرف گوش نکنید.ازهمه مظالمیکه دروطن عزیزماوشماصورت گرفته همه واقف هستیم.تاچه وقت فریب این همسایهای نابکاررابخوریم.افغانیستان خانه همه افغانیستانی هاست.یک ضرب ا لمثل داریم ماوشما/که میگن آب راخیط کن وماهی بیگر.اما..........تقصیرازماوشماهس ت خداوند(ج)برای همه ماوشماعقل و منطق اعطافرموده که متئسفانه هیچکدام ماوشماازان استفاده بهترنکردیم.زنده وسربلندبادافغان ستان عزیز.مرگ بردشمنان وطن ماافغانیستان.بااحترام به همه کوهستانیهای دوستداشتنی.صابر(کوهستانی)ا زکشورهالند.پائینده وهمیش سربلندباشید.پطرود برشماها
 
 
-2 #14 Kohistani ۱۳۹۰-۰۵-۳۱ ۱۹:۱۶
صابر جان سلام،
خوب گفتی، در کجا زندگی می کنی؟ در هالند؟
با احترام
 
 
0 #15 عبدالوحيد صديقي ۱۳۹۰-۰۶-۱۴ ۱۵:۳۰
برادر/ خواهر عزيز نميدانم شما از چي موقف در اين گزارش صحبت كرده ايد . من كه در اين دانشگاه درس خوانده ام به دقت گفته مي توانم كه ده ها مشكل وجود دارد كه دانشگاه البيروني به آن رو برو است نمي دانم چند تعمير تازه اعمار كه ده سال است اعمار آن به گونه مكمل به انجام نرسيده است چشم شمارا خيره كرده است چرا به ضعف بي نهايت رهبري دانشگاه ، نبود امكانات ، عدم شفافيت در محاسبات مالي و زد و بند هاي دروني توجه نكرده ايد.براي عنوان كردن مشكل هاي البيروني من حيرانم از كجا شروع كنم اما شما بگونه ي كه تلويزيون ملي از اوضاع كشور گزارش مي دهد از البيروني گزارش كرده ايد... .
 
 
0 #16 نویسنده گزارش ۱۳۹۰-۰۶-۱۵ ۱۲:۱۸
صدیقی صاحب سلام!
هدف من از این گزارش چسم دید بسیار کوتا ه من از این دانشگاه و مقایسه ان محل با زمان حزب اسلامی در منطقه و زمان کمونستها بود. من در دیگر موضوعاتی که خودت ذ کر کردی عمیق نشدم زیرا من وقت کافی نداشتم. طبعآ خودت نظر خودرا داری که ارزیابی آن به من مشکل است زیرا من آنقدر در جریان آن نیستم ولی امید میکنم که اگر مشکلی موجود باشد زود حل شود . داریم نداریم یک دانشگاه داریم در شمالی.

والسلام
 
 
-1 #17 آریانا ۱۳۹۰-۰۷-۱۰ ۰۹:۲۵
هدف مسعود از تأسیس دانشگاه البیرونی عبارت بود از :

1) احداث یک مرکز اکادمیک برای آن عده از دانشگاهیان و جوانانیکه طالبان عرصه تعلیمی را در دانشگاه کابل وسایر دانشگاههای افغانستان، بالای شان تنگ کرده بودند.

2) تعلیم یافته شدن آن عده جوانان تحصیل کرده که نمیتوانستند به ولایات دیگر ویا کابل بروند.

3) جلب و جذب آن عده از استادان و کارمندان اکادمیکی کشور که از جانب طالبان رانده شده وبیکار و بی روزگار مانده بودند.

4) جذب جوانانیکه تازه از لیسه های ولایات کشور فارغ میشدند.

در مرحله اول دانشگاه البیرونی با دانشکده های شرعیات، زراعت، طب، حقوق، تعلیم و تربیه و زبان و ادبیات فعالیتهای اکادمیک خود آغاز کرد. بزودی دانشکده انجنیری در قطار سایر دانشکده ها اضافه گردید و دانشکده زبان و ادبیات بنابر نداشتن استادان ورزیده سقوط و با یکجا شدن انستیتوت پیداکوژی پروان با دانشگاه البیرونی، دانشکده تعلیم و تربیه نیز لغو گردید. ولی شرایط همچنان باقی نماند، بزودی دانشکده زبان و ادبیات دوباره با روحیه بیدار تر و با دیپارتمنهای بیشتر چون دیپارتمنت زبان و ادبیات فارسی دری، ژورنالیزم و دیپارتمنت زبان انگلیسی بفعالیت دوباره آغاز کرد و با افتخار میتوانیم بگوئیم که امروز فارغان دانشگاه البیرونی مخصوصاً ژورنالیستان جوان آن در قطار فارغان سایر دانشگاههای افغانستان ممتاز اند و بهترین و خوبترین وظایف پر مسؤلیت ژورنالیستی را در چوکات اداره کشور بدوش دارند.

در حیات شهید مسعود بودجه عادی و انکشافی این دانشگاه از بخش مالی شورای نظار که شهید مسعود در رأس آن قرارداشت و در سالهای اداره جناب استاد ربانی از بودجه دولت و اکنون در ردیف سایر دانشگاههای کشور زیر اداره و کنترول وزارت تحصیلات عالی افغانستان به فعالیتهای اکادمیکی و فرهنگی خود ادامه میدهد.

تا اکنون هم اکثر مخارج بیرون بودجه وزارت تحصیلات عالی دانشگاه البیرونی را بنیاد شهید مسعود اجراء میکند و همیشه مشکلات مادی و مالی آنرا زیر نظارت و کنترول دارد. چنانچه دوسال پیش به پیشنهاد رهبریت دانشگاه البیرونی بنیاد مسعود دو عراده موتر هشت نفری و یک عددکاستر را برای انتقال استادان از کابل به دانشگاه البیرونی مساعدت کرد که تا اکنون بفعالیت نقل و انتقال استادان از کابل به دانشگاه و دوباره بکابل ادامه میدهند.
 
 
0 #18 کیومرث - کابل ۱۳۹۰-۱۱-۰۷ ۱۷:۰۶
........................................................................................................
هنوز هم کلمه دانشگاه ودیکر کلمات وزین ودشمن شکن فارسی دری در قاموس قبیلوی حکومت وتلویزیون کابل به شدت سانسورمیشود.وحتی کلمات نا مانوس انکلیسی وعربی در اکثر موارد چون (قوا ی سپیشل فورس امریکا )بجای اینکه بگویند ( نیروهای ویژه) قصد در متون خبری تلویزیون دولتی بهدف توهین وتضعیف فارسی وصدها مورد ازین قرهنگ ستیزی از سوی رسانه های حگومتی دیده میشود.که بایداین مشله را همه ما جدی گرفته در هرجاوهر عرصه که هستیم باید از مقامات مسوول شکایت وعلیه ان صدا بلند نماییم.دوم اینکه دیده میشود جوانان دانشجوی ما هم ضمن مصاحبه ها از استعمال کنمه دانشکاه میترسند و بسیاری از انها حین ضحبت از کلمه پوهنتون و.پوهنزی استفاده میکنند که بسیار جای تاسف است به حال این جوانان به اصطلاح دانشجو که جریت حرف زدن به زبان مادری خود را ندارند. پس از دیگران ما چی گله کنیم؟؟؟؟؟؟؟
همین ماهستیم که زبان خود را هم تقویه میتوانیم وهم با این کار ضربه زده میتوانیم پس خواهشم از همه مردم خودما به خصوص قشر دانشگاهی اینست که این کلمات وسایر کلمات ملی فارسی را به کثرت استعمال کنند . واز گفتن ان نترسند ونه شرمند.
افغان و افغانستان هویت جعلی اند..................................................................
افغانستان که جعل بود.......اما بازهم پسوند فارسی (ستان) داشت.

حالا روبا ه های مکار قبیله فریبی دیگری را شروع کرده اند. که حتی پسوند فارسی را هم خذف کرده نام کشوررا بیش از پیش به خاک سیه نشانده اند.
اگر متوجه باشید در متون پشتو کلا بحای ذکرافغانستان میگویند افغان ملی پولیس/ یا افغان ملی اردو / افغان حکومت / که واقعا معنی اش درست است .یعنی حکومت اوغان ها....حالا در فارسی هم میگویند پولیس ملی افغان ....خیانت بزرک وظلم که درین قرن 21 بالای ما میشه قابل تاسف است در حقیقت ما مردمان این عصر خیلی مردمان ضعیف سست ومطلوم استیم . تذکره های ما را درین روذها عصرحاکمیت کرزی فهیم خلیلی به (اوغان )دور دادند.تا حال در تذکره ها ملیت تاجیک هزاره ازبیک نوشته بود. حتی خکومت های مطلقه چنین جریت را نکردند.اما از ضعف ما درین دوره کرزی این خیانت راکرد .دیکر اینکه هموطنان عزیز این دولیت فاسد قصد دارد نام های تاریخی کابل را هم پشتو بسازد.چنانچه کریم خرم قصد داشت این کار را بکند اما موفق نشسد . خالا درخبرها اکر بشنووید نام پل چرخی را در تویزیون ملی میگویند سرخی پله/ باغ بابر را بابر بن / نوی شار....درینمورد هیچ کس حق ندارد اسم خاص را ترجمه کند.چیخاص که نام قدیمی و تاریخی هم باشد . اما قبیله گرا ها این کاررا در تلویزیون دولتی میکنند و برخلاف واؤه های قارسی را درین تلویزیون سانسور میکنند. که وزیر ادمک گونه فرهنک با خبر هم است اما سکوت میکند
................... ...................... .................... .................................
این خاک واین هویت برای آن‌هایی که حقیقت‌شان در شناسنامه‌های شان نوشته نمی‌شود و از شنیدن نام سرزمینی که به زور و جعل بالای‌شان نهاده شده است، رنج می‌برند، کمتر از بی‌هویتی و بی‌وطنی نیست..........................................................
 

اضافه کردن نظر