جاودان: خبر، تحلیل و دیدگاه

Fri05182012

Last update01:17:27

Back فرهنگی زریاب، تجلیل یک اندیشه

زریاب، تجلیل یک اندیشه

  • PDF

zaryab_galaxy

 

بیست و ششم دلو اگر چه محافل بسیاری به مناسبت تجلیل از بیست و یکمین سالروز خروج قشون سرخ از افغانستان در نقاط مختلف شهر کابل برگزار می شود، اما من ترجیح می دهم در محفل تقدیر از کارنامه های ادبی و هنری استاد رهنورد زریاب شرکت کنم. این محفل به ابتکار اتحادیه ی ملی ژورنالیستان و بنیاد آموزشی نارون به ریاست سید حامد نوری در محل هوتل کابل شاهان برگزار گردیده و شمار زیادی شخصیت های علمی، فرهنگی، فعـالان رسانه ای ، جوانان و محصلان در آن شرکت کرده اند. احمد ضیا مسعود معاون پیشین ریاست جمهوری و برخی از مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ و اساتید دانشگاه کابل نیز در این مراسم حضور یافته اند.

محفل با تلاوت آیات کلام الله مجید آغاز می شود و اولین سخنران، احمد ضیا مسعود است، وی با اشاره به شخصیت فرزانه و ادیب رهنورد زریاب ، از ایستاده گی او در راه اهداف فرهنگی و پاسداری از اصالت زبان دری در افغانستان ستایش می کند و اقدام نیک فرهنگیان برای گرامی داشت زریاب در زمان حیاتش را شایسته و ضروری می شمارد، اما بقیه سخنان آقای مسعود ، به بیان تعاریف فرهنگ و زبان ملی، حمله به حکومت و انتقاد از کارکردها و اجراات تنگ نظرانه و متعصبانه ی حلقه ی حاکمه است که در تضاد با واقعیت های فرهنگی و ملی کشور قرار دارد. لحن مسعود در انتقاد از حکومت تیزتر می شود و فضای فرهنگی محفل ، حـال و هوای سیاسی می گیرد، چنان که تلویزیون ملی تاب نیآورد ه ، مایک خود را می گیردو می رود و چند تن مقامات حکومتی، سر به زیر افگنده ، به سختی این سخنان و این حـال و هوا را تاب می آورند.

نوبت سخن به حسین فخری، نویسنده و خاطره نگار برجستۀ کشور می رسد که یک نگاه تحلیلی بر کارکردهای ادبی و هنری استاد رهنورد زریاب می اندازد و با دسته بندی آثار وی از لحاظ فرم و ساختار و ویژه گی های معنوی و بررسی محتوایی این آثار، زریاب را بر جسته ترین نویسنده ی کنونی کشور معرفی می کند که نثری پخته و سلیس اما فاخر و محکم دارد.

به همان میزان که سخنان احمد ضیا مسعود رنگ سیاسی به محفل داده بود، گفتار فخری رنگ و بوی فرهنگی ، هنری و معنوی به محفل می دهد و الحق یک بررسی جامع و کارشناسانه از آثارادبی و هنری زریاب ارائه می کند. یکی دو نفر شعر می خوانند، یک لوح زیبا به نشانه ی تقدیر از زریاب ، توسط صدیق الله توحیدی مسؤول دیده بان رسانه ها و سید حامد نوری به نماینده گی از اتحادیه ملی روزنامه نگاران به استاد زریاب اهداء می گردد و صدای کف زدن و تشویق، محفل را به شور می آورد.

مجیب مهرداد، جوانی نورسته اما نابغه است، او رمان" گلنار و آیینه "ی استاد رهنورد زریاب را بررسی و نقد می کند و ضمن بیان خلاصه ای از محتوای این رمان و مقایسه ی آن با بوف کورصادق هدایت، این رمان را شاهکارهنریی می داندکه به زنده گي بانگاه مثبت نگریسته درحـالي که بوف کور، زنده گي را سیاه و نفرت بار و محتوم به مرگ تلقی می کرد.

از من هم برای سخنرانی دعوت می شود اما نمی دانم در این محفل ادبی و هنری چه گپی برای گفتن می توانم داشته باشم؟ سخن را با سپاسگزاری از ابتکار کننده گان این محفل آغاز می کنم و می گویم که تجلیل از آدمی و انسان اگر چه ریشه در تاریخ دارد اما بهترین گرامی داشت از وی را خداوند کرده است آنجا که گفته، بنی آدم را گرامی داشتیم و او را بردشت و دریا مسلط ساخته و بر بسیاری از آفریده های خود برتری بخشیدیم.

zaryab_ceremonyمی گویم این انسان چیست که خداوند او را گرامی می دارد و پس از خلق او خودش برای آفرینش این شاهکار خلقت ، تبریک می گوید؟ انسان موجود شگفت ورازناکی که در درازای تاریخ ، عقل بشری از شناخت ابعاد وجودی او درمانده و هر کس از ظن خود یار او شده بدون آن که حقیقت ذاتی و گوهری انسان را دریافته باشد.

آن گاه به برخی از مکاتب فلسفی و انسان شناسی اشاره می کنم که هر یک تعریفی از حقیقت وجودی انسان ارائه کرده اما هیچ گاه یک اجماع و اتفاق نظر، روی یک تعریف واحد از انسان صورت نگرفته است، یکی انسان را حیوان ناطق، یکی شعور تکاملی ناشی از صیرورت حیات و ماده ، یکی موجود ناشناخته ، یکی موجود به کار برنده ی نماد و دیگری موجود ابزار ساز دانسته است، آندره ژید می گوید: انسان کسی است که احساس می کند، آلبرکامو می گوید، انسان کسی که طغیان می کند اما شاید عـالی ترین توصیف را دکارت کرده باشد که می گوید، انسان همان کسی است که می اندیشد، چون می اندیشد، پس هست، درست آنچه که مولانا می گــوید.

ای برادر تو همه اندیشه ای

مابقی خود استخوان و ریشه ای

و بعد می گویم، همین عنصر اندیشگی انسان است که شایسته ی تجلیل و کرامت است، هر اندازه که اندیشه ی انسانی شکوفاتر و به کمـال و پختگی نزدیک تر ، ارزش و اعتبار انسانی اش نیز افزون تر و بزرگی اش برجسته تر می شود، انسان ها فراوانند، شهر را آدم پر کرده است اما آن عارف رند نکته دان بودکه هر چه می جست در میان این همه عـالم و آدم ، انسانی نمی یافت.

دی شیخ با چراغ همی گشت گردشهر

کز دید و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می نشود جسته ایم ما

گفت آن که یافت نمی شود آنم آرزوست

آن که یافت می نشود، همان انسان صاحب اندیشه ی والا و شعور فاخر است که اگر یافتیم، تعظیمش واجب است، فرشتگان و ملایک نیز به امر خداوند بر همین بعد روحانی و اندیشگی انسان سر تعظیم فرود آوردندو آنگاه می افزایم: به همان میزان که شناخت انسان و شناخت بعد اندیشگی انسان پیچیده و دشوار است، جلوه های تراویده از آیینه ی روح و احساس و تفکر او نیز مشکل است، چنان که مقوله ی فرهنگ به عنوان عـالی ترین فرآورده ی ذهن و روح انسان، مفهوم پیچیده و رازناک و عمیق دارد و به گفته ی دانشمندی، واژه ی فرهنگ مانند واژه ی تعریف ناپذیر عرفان که هر اندازه بخواهی به تعریف آن نزدیک شوی از آن دور می شوی، این واژه ها به قالب تعریف در می آیند.

و بعد می گویم تجلیل از استاد زریاب به خاطر برجستگی اندیشه و تفکر والا و هنر سترگ وی است که آثار و تألیفات ایشان و آنچه که در این محفل گفته شد، یک بعد شخصیت و یک بخش ابعاد وجودی ایشان را تشکیل می دهد، استاد زریاب یکی از یگانه های دوران ماست که قدرش نا شناخته ما نده است، چرا که ارزش سرمایه های فکری و معنوی را جامعه ای می داند که از فرهنگ والا و آگاهی های بیشتری برخوردار باشد، خیلی شخصیت های فرهنگی ما در این جامعه احساس تنهایی و غربت می کنند، کسی قدر کار و عرق ریزی روح و ارزش های هنری شان را نمی شناسد، یا کمتر می شناسد، مانند استاد زریاب که آدم می بیند در این قحط سالی فرهنگ و اندیشه و در این عوام زده گی تهوع آور و نظام ارزش های بازاری و مبتذل تا چه اندازه احساس تنهایی و درد می کند.

و بعد برخی از ویژه گی های شخصیت زریاب را می شمارم و او را آدمی قاطع، استوار، پای بند اصول، صریح اللهجه و با اعتماد به نفس بالا که نشانه های پر بودن آدمی از درون است می دانم و اظهار آرزومندی می کنم که این محفل گام آغازین در راستای تجلیل از شخصیت های علمی و فرهنگی افغانستان در زمان حیات شان باشد. محفل با سخنان جذاب وآموختی شفیقه حبیبی ، از نخستین گوینده گان زن وفعـال حقوق زنان وتوزیع جوایز برای دانش آموخته گان رشته ی روزنامه نگاری وگوینده گی خاتمه می یابد.



نبشته های دیگر ازین نگارنده:

نظرات 

 
0 #1 لونګین ۱۳۸۸-۱۱-۲۸ ۰۴:۳۹
د احمد ضیا مسعود نه به نور څه توقع ولرو ځکه چی هغه د خپل ورور په نوم دی مقام ته ورسیدو او هغه چاچی نوموړی دی مقام ته ورسوه هغه ته د نستوڼی مار شو یعنی په دری ژبه کی دغسی خلکو ته نمک حرام وایی او نمک حرام خلک هیڅ کله په خپلو کړو، ویناګانو او اعمالو کی نه صادق وی او نه استواره
دغه محفل چی یو فرهنګی بڼه یی درلودله نوموړی د خپل زړه ناخواله وژغولی او کوښښ یی وکړ چی خپل اصلی رنګ خلکو ته وښایی
آیا په دغه محفل کی داسی څوک نه ول چی دی نمک حرام نه تپوس کړی وی چی ته خو هم د همدغه حکومت اول معاون وی څه دی وکړ چی اوس حکومت پسی بد وایی
 
 
0 #2 ولوننگین ۱۳۸۸-۱۱-۲۸ ۰۶:۱۵
تپوس!
پیشاور کله راستون شوی یی هلکه لونگینه!
 
 
0 #3 Dedaban ۱۳۸۸-۱۱-۲۸ ۱۲:۴۶
با آنکه باآقای زریاب از نزدیک دیدار نداشته واز فرسخ ها راه با او صحبت داشته ام مگر نوشته های آبدارش را نخست خود مطالعه ولذت میبردم وبعدش آذین می بستم که نه تنها یک شخصیت چندبعدی فرهنگی است بلکه بنده جرات وایستادگی مردانه وار او را در دفاع از زبان واندیشه می ستایم وعمرش را دراز وقامتش را استوار تر میخواهم.
 
 
0 #4 فولاد ۱۳۸۸-۱۱-۲۸ ۱۴:۳۸
اندیشه ء زریاب قابل قدر است, ولی در اندیشهء وی یکمقدار افراط گرایی چپی دیده میشود که شباهت خصلت های ستالین را دارد و شاید به همین علت او را برادر گرامی ما در متن بالا قاطع و معتمد به نفس خوانده است. گرچه که افراط گرایی وی نوعی عقده تلقی میگردد و داشتن چنین اندیشه افراطگرایی مخصوصا در رابطه به نام زبان , قوم ویا ملیت دلایل خاص خود را دارد ودرین مورد شاید مقصر نباشد.
 
 
0 #5 لونګین ۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۰۱:۱۱
اګر آقای زریاب وقعا یک شخص فرهنګی باشد نو دی باید چی د دری ژبی لپاره کار وکړی او ملی تیرمینالوژی باندی کار وکړی مګر مونږ ګورو چی نوموړی د فارسی لغاتو څخه ډیره ګټه اخیستی ده
زمونږ لارښونه دغی ښاغلی ته داده چی کوښښ دی وکړی چی په ملی ترمینالوژی کار وکړی او د پردیو ژبو څخه دی ډډه وکړی
 
 
0 #6 شگوفه پيكان - محصل دانشگاه كاردان ۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۰۲:۱۱
آقاي لونگين !!!!!!!!!!!!!

ما در افغانستان تيرمينالوژي ملي نه داريم ولي اگر منظور شما از ترمينالوژي ملي مصطلحات تحميل شده زبان پشتو باشد مانند ستره محكمه ، پو.هنمل و غيره و غيره ......... در حقيقت اين كلمات نمايندگي از يك قوم پشتون مي كند كه بخش از كشور افغانستان كثيرالمليتي هستند كه به هيچ وجه به آن مصطلحات ملي گفته نمي توانيم
 
 
0 #7 ولوننگین ۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۰۲:۲۹
لونگین خانه وروره!
راشی چی دا ترمینالوجی دپاره یو شی پشتواو یا فارسی کی پیدا کو! Terminology!
که یو انگریز ته ووایو چی دا خو انگریزی کلمه نه بلکه لاتین نه اخیستل شوی ده دوی هرومرو قبلوی خو مونز او تاسی.......والله و اعلم کله به ددی .....خلاص شو.
 
 
0 #8 بصیر ۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۰۲:۵۹
زریاب + یون= فاشزم
 
 
0 #9 آرش ۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۰۶:۰۲
احماقت بزرگ است اگر استاد زریاب را با شخصی چون یون مقایسه کنیم!
 
 
0 #10 حاجی تو رتی قل ۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۰۹:۱۳
زریاب از بقیای جنایات کاران پرچم است او یک شخص مریض و متعصب ، بی نماز ، روزه خور و سمت ګرا است .صرف شورای جنایت کار نظار از او ستایش می کند .تاجیکان با ایمان و با درک او را مثل توشله شوت کرده اند .ستایش این شخص را صرف افرادی که به امراض روانی مبتلا اند می کنند . این حماقت بزرګ هست که انسان به شکل منفور او صرف ببیند .این انسان از یکی از جنایت کار ترین باند های عصر یعنی شوربای زهردار و دزد مشهور ربانی را ستایش می کند .حالا قضاوت کنید که شخص انسان صحتمند هست یا دیوانه ؟ چتل یاب پرچمی که سوسیالیزم را هم شرماند و زبان دری را هم به ایران فروخت.
 
 
0 #11 CBS ۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۱۱:۱۱
شګوفه لوده شما چند صده بر ما دری را خواندید و نوشتید تمام دروس پوهنتون به دری است. صرف نامش به پشتو . حالا تو بی کلتور قضاوت کن که تمام محصلین دری زبان اند ؟در این جا اکثرا محصلین پشتون اند این انصا ف هست .شما چرا اینقدر مریض هستید یک نام را تحمل کرده نمی تو انید تضاد کو رکورانه شما با عث تکامل زبان پشتو می شود نی به نفع شما. من و جمله فامیلم به زبان دری می نو شتیم اما از روزیکه بی انصا فی وحسادت شما را دیدیم ما در صدد رشد د زبان خود شدیم شما را خاندان محمد زایی سرشانه خود سوار مقصر نیستید حالا آن وقت دیګر ګذشت که در تمام امور ات از دری کار ګرفته شود اګر به زور هست یا به رضا ماندنی تان نیستیم هر چی باید مطابق به قانون پیش برود نی که تمام لوحه ها و دروس صرف به یک زبان باشه .هر وقت که ۶۵٪ دروس و مکاتب در تمام وزارت خانه ها دفاتر و پوهنتون ها به پشتوشد باز شما ادعا کنید که ما ترمینالوژی را نمی پذیریم.
 
 
0 #12 سمندر3EF/1 ۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۱۳:۲۰
رهنورد زریاب یکی از شخصیت های بزرگ و صادق بمنافع مردم افغانستان است. اثار و نوشته های این بزگوار همه اموزنده و عالی میباشد. عمر او را طو لانی و قلم اورا اموزنده تر و روشنگرتر میخواهیم.
 
 
0 #13 مهتر لام بابا ۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۱۷:۴۵
به CBS جان:
تو خو والله راست می گی . حالی دیگه هر محمد زایی آمده میگه مه لغمانی استم
مطلب مره خو فامیدی بچیش ؟ صدایته دیگه نکش که بیخی بی آب و بی پرده می شی!
 
 
0 #14 مهتر لام بابا ۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۱۷:۵۱
اچیک حنیف اتمرک شما را بخیالم که بسیار وعده ها داده؟ CBS جان بچیش؟
کتی کدام لشکر خود این وعده ها را بجای خا کد بچه خاله؟
کتی همو نانک و بانجانک خو؟
دیگه نام محمد زایی اگه از دانت برآمده بود.....
 
 
0 #15 اسم من به مصطلحات مولی گرزندوی خدای بخلی ۱۳۸۸-۱۱-۳۰ ۲۱:۳۹
بگذار که این لونگین آخوندزاده همراه با یون یکجا عوعو کندبگذار که تا بکی با نسل کشور دروغ و افسانه پردازی خواهند کرد از برکت زبان فارسی بود که دین و خدا را شناختند حالا نمک حرام شدند به شعر زسر توجه کن و عمق عقل شان را بسنج
ز رحمان هسی کمزوری نیم چه به دار کرم
د خوشحال نه میواخست نصوار په زور
یا در جای دیگر همین بابا شان همرا به انا های شان گفته اند
دلته دیر دی شرابونه کبابونه
ز رحمان یم نشه کوم په نصوارونه
دوستان بیاد داشته باشید که یک دوست من می گفت که با انسان های جاهل و نادان دوستی کردن چی که دشمنی کردن هم نمی زیبد
 
 
0 #16 丕爻賲 賲賳 亘賴 賲氐胤賱丨丕鬲 賲賵賱蹖 诏乇夭賳丿賵蹖 禺丿丕蹖 亘禺賱蹖 ۱۳۸۸-۱۲-۰۱ ۰۳:۴۰
مرغی لونگین اسماعیل کون
 
 
0 #17 رستم ۱۳۸۸-۱۲-۰۱ ۰۶:۳۳
نظرات دوستان را تا جایی که بررسی کردم بعضی ها سخنان توهین آمیزی به جناب محترم استاد زریاب زده اند به نظر من توقع از این چنین اشخاص خود نادانی است وگرنه گفتن چنین الفاظ برای چنین شخصیتی کاریست خطا.
 

اضافه کردن نظر