
میگویند: آقای عبدالکریم خرم وزیر (پیشین) فرهنگ افغانستان، یکی از کاراته بازهای شناخته شده کابل را نزد خود خواسته بود. ورزشکار دوراندیش در خانه پنهان شد و به دیدار آقای خرم نرفت. پرسیدند: آیا بـا وجـود داشتن کـمربند سیاه از وزیر فرهنگ میترسی؟ پاسخ داد: من از وزیر فرهنگ نمیترسم، از "فرهنگ" وزیر میترسم.
اگر یادواره بالا شوخی هم باشد؛ به غبار تازه ترین کار دکتور غلام فاروق وردک وزیر معارف افغانستان نمیرسد. با دریغ، از "معارف" این وزیر، بیشتر از "فرهنگ" آن وزیر باید ترسید. دستور خرم از آستان "دانشگاه" و "دانشجو" فراتر نرفت، ولی فرمان دکتور وردک نام و نشان دوصد و چند ساله آزاده بانویی را از سر دروازه "لیسه نسوان بی بی مهرو" پایین افگنده و نوزادی به نام "پوهاند عبدالقیوم وردک" را به جایش نشانده است.
فاروق وردک پنجاه و سه ساله از آگاهترین آدمهای روزگار است. نامبرده افزون بر رشته های فارمسی و انگلیسی، در ندانستن زبانهای پشتو و فارسی نیز دکترا دارد. اگر میگویید، ندارد، میتوانید روآورید به تازه ترین گفتگویش با مجاهد کاکر گزارشگر تلویزیون "طلوع"، به ویژه آنجا که میگوید: "فامیده نمیتانیم ولی کامن سنس ما و شما که اپلای کنیم، فامیده میتانیم." خوب! او وزیر معارف نشود، چه کسی شود؟
گذشته ازینها، تلاش برای کشتن "بی بی مهرو" از سوی وزیر معارف نمیتواند ناآگاهانه باشد. در این گزینه ننگین پنج رسوایی بهم تاب میخورند: زن ستیزی، زبان ستیزی، تاریخ ستیزی، باهمی ستیزی و ارزش ستیزی.
در روزگار کنونی سر آدم را باید مار گزیده باشد تا بر هستی بانویی که تاریخ دو سده پسین نه بر گوشه چادر، بلکه بر جاودانگی چهره اش نگاشته شده، چلیپا بکشد و به رویش نام آقایی را بنویسد، آنهم آقای گمنامی که شناسنامه کوتاهش با رتبه "پوهاند" آغاز میشود و با جغرافیای "وردک" پایان مییابد.
گیریم "پوهاند وردک" بودن، یگانه سنجه نشستن (یا نشاندن؟) به جای "بی بی مهرو" بوده باشد، چرا وزیر معارف – اگر زن ستیز نیست – نام "دکتور معصومه عصمتی وردک" را آنجا ننوشت؟
آیا این بانوی اندیشمند فعال اجتماعی، شخصیت سیاسی و پژوهشگر دارای برترین جایگاه اکادمیک فوق لیسانس در رشته "آموزش و پرورش" – از نشنل کالج آف ایجوکیشن/ شیکاگو – نبود؟ مگر بیشتر از چهل و چهار سال یکی از پیشگامترین زنان افغانستان در گستره های تعلیم و تربیت، نهضت نسوان، ادبیات، اقتصاد، رسانه ها به شمار نمیرفت؟ آیا هفت کتاب به سه زبان ننوشته است؟ و افزون بر همه، مگر نامش "وردک" ندارد؟
چرا وزیر معارف – اگر زبان ستیز نیست – یکی از لیسه های "نازو انا"، "شیرین عینو"، "ملالی" یا "زرغونه" را به جای "بی بی مهرو" نشانه نگرفت؟ برای آنکه همه نامها نه تنها پشتو اند، بلکه "تخیلی" نیز؟ بگذریم ازاینکه ملالی میوند، نازو ابدالی و عینو پنجوایی وجود خارجی ندارند.
چرا وزیر معارف – اگر تاریخ ستیز نیست – لیسه های "رحمان بابا"، "خوشحالخان ختک" یا "پیر روشان" را به جای "بی بی مهرو" به قربانگاه نفرستاد؟ آیا او نمیدانست که یکی ازین سه نام سترگ و ارجناک نه پیشوند "پوهاند" دارد و نه پسوند "وردک"؟
چرا وزیر معارف – اگر باهمی ستیز نیست – در شب و روز اینهمه آشوبزده که باشندگان افغانستان با هزار دلهره در کنار همدیگر چشم به آشفتگی سرنوشت خویش دوخته اند، به جای ساختن یک مکتب تازه و "لیسه نسوان پوهاند عبدالقیوم وردک" نامیدنش، آرامترین و بیدردسرترین گوشه کابل (منطقه بی بی مهرو) را انبار باروت میگرداند تا سپس آن را رندانه با کبریت آشنا سازد؟
و در فرجام، چرا وزیر معارف – اگر ارزش ستیز نیست – بر گرده "معارف" لگد میزند؟
___
گزارش طلوع در این مورد:



نظرات
من خودم خیلی دور از کابل هستم وگرنه به هر قیمتی که میشد این کار را می کردم.
باید است یک مکتب به وردک به نام پوها عبدالثیوم وردک می ساخت تااینکه مردم بیچاره ورد از نام ومکتب این شخص مستفید می شدن !؟
در مملکت که قانون بکام چونین اشخاص ها باشد هیچ جای شک نیست که قوای خارجی به دهن وصورت مرده این مردم فلاکت زده بهول یا شاش خود را نماید
نبايد در چنين شرايطي كه كشور در آن قرار دارد دست به حركتي زد كه سبب پراگندگي و نفاق در بين جامعه گردد . ولي اين وزير بي فرهنگ و بيخرد چنين كاري را انجام دادند !
مردم باید به این دالخورها فرصت ندهند .که هر چی خواستنند بکنند به خصوص اهالی بی بی مهرو باید بر خیزید واز حق تان دفاع کنید.
آنها بد تر از فاشیزم هتلری عمل منمایند، وحدت ملی از نظر آنها بودن سرود به زبان عقب مانده شان، لباس ملی همان چهل متره پیرهن و تنبان شان، خواندن رقص ملی همان اتن دورهٔ صیقل سنگ شان، مداحی از قهرمانان تخیلی و ساختگی شان، تغیر اسمای محلات ، اماکن و مؤسسات به نام دوستان و مربوطین رهبران این قوم، محو فرهنگ و داشته های فرهنگی و تارخی سائیر ملیت های این سرزمین میباشد، چنانچه محو مجسمه های بودا هم توسط طالبان ( جنبش مقاومت این فاشیستان) در همین راستا صورت گرفته است، ضمن اینکه اکثریت مکاتب جدید، جاده ها به نام پشتون ها رقم میخورد ، آنهای که در گزشته هم اسم شان جای جلب توجه مینماید و متعلق به پشتونها نیست با دسایس مختلف با اسمأ اینها تعویض میگردد، چنانچه تغیر اسم لیسه نسوان بی بی مهرو قهرمان زن تارخ به نام عبدالقیوم وردک انسان گمنام و فاشیست زمانش که از وابستگان وردک وزیر معارف میباشد روی این اصل صورت گرفته است، بس است گزشت، بس است تحمل پزیری، باید به اندازهٔ طرف مقابل صادق بود، پس باید متحد شد خود و ملت خود را نجات داد
میخندم به جهالت وزیر معارف ومیخندم به غفلت شمامردم اگرامروزجلواین اقدام را نگرفتید نسل فردابه شما لعنت میفرستد.
برادران ازبک، تاجک، هزاره برپا خیزید ورنه نابود میشوید. برپا خیزید و نسل های بعدی خویش را از ظلم فاشیستهای قبیله گرا نجات دهید. ای مردمان خراسان زمین بر پا خیزید ورنه قوم فاسد پشتون که ضد فرهنگ هستند همه شما ها را نابود میکند. ای برادران خراسان زمین فسد ترین قوم در دنیا قوم چشتون است. ای پشتون ها متعصب نگاه کنید به شهکار فاشیستی پشتون خویش (وردگ خر) که نشر به کدام دلیل و منطق این کار را کرده است. ای ورک خر صفت اگر میخواهی که نام و نشان از قوم نوکر صفت خیش به جا بگذاری لطفا" یک مکتب بنام این خر وردکی (قیوم) از تهداب تاسیس کن. ای بیغیرت و نمک حرام از خود چیزی ندارید و افتخارات اشخاص با همت و با فرهنگ را بنام خود مسمی میکنید. ای وردکی خر و نوکر صفت این را خوب درک کنی که بزور نمیشود که بالای مردم مرام دل خویش را بقبولانید. اگر میشد طوریکه قبل هم گفتم درو قت ظاهر سفاک میشد. کورس های پشوتولنه ترتیب کرده بود و مردم را بزور به کورس ها دعوی میکرد که نشد و هیچ تاچک، ازبک، هزاره پشتون (بی فرهنگ) نشد. تو خاین (فاروق وردک خر) هم باید بدانی که حق و افتخار مردم را صلب و بخود گرفته نمتوانید. مردم خراسان زمین برخیزید و قیام کنید بهترین راه نجات ما تجزیه و دوری از این قوم فاسد است. بر پا خیزید. دو نفر معاون رئیس جمهور که بلی گوی کرزی فاسد هستند در فکر مردم و ملت خود نیستند. برخیزید قهرمانان خراسان زمین. مرگ به وردکی های خر و بی فرهنگ و فاسد و تنگ نظر.
بدون مقدمه باید گفت علت اساسی همه نابسامانی ها موجود در کشور،موجودیت ذهنیت پوچ فبیله گرائی وطویله زیستی است که سالها بالای این کشور برمبنی استبداد و بی خردی حاکم بود،است. و در سالهای اخیر انقدر پوسیده بود که به اندازه ( وایم ربانی ته زه تاجکستان ته ) و وایمه دوستم ته زه ازبکستان ته) رسیده بود.
برای تقویت و تحکیم این ذهنیت درطول تاریخ از همه وسیله های شیطانی وضد بشری استفاده شده است.
اگر چیزی به نام جنگ داخلی طرح ریزی شده بود، برای تقویت همین ذهنیت بود.
اگر گروهک فاشست بی فرهنگی بنام طالب بوجود امدبود، برای تقویت همین ذهنیت بود.
اگر باغچه ها و تاکستان شمالی به اتش کشانده شده بود، برای تقویت همین دهنیت بود.
اگر مسعودها کاظمی ها زبانیها داوودها سیدخیل ها و... بی رحمانه ترور شد، برای تقویت همین ذهنیت بود.
امروز نیز همه فعالیت ها فرهنگ ربایی وفرهنگ دزدی صورت می گیرد برای تقویت همان ذهنیت است.
اگر بعنوان صلح معامله ویا مصالحه ای صورت می گیرد، برای تقویت همان ذهنیت است.
اگردر مواد درسی مکاتب تغیرات وارد میشود، برای تقویت همین ذهنیت است.
اگرنام مکتب از بی بی مهرو به پوهاند عبدالقیوم وردک تغیر داده میشود جهت تقویت همان دهنیت است.
ولی نکته ای را که باید به ان توجه کرد این است: اگر ایشان راضی باشند ویا نباشند و اگر ایشان بخواهند یا نخواهند این ذهنیت امروز رو به زوال است. مقاومت ازادی خواهی سه دهه ای اخیر پایه های این ذهنیت را متزلزل ساخت. و حس انتقام جوئی خوانان امروز و فرداها این ذهنیت را کا ملا ریشه کن میسازد.
از دیدگاه من یکی از نشانه ها حذف شدن این ذهنیت همانا فرهنگ ربایی ها وتاریخ ربایی ها ی دروغین ایکه امروز به عنوان های مختلف اتفاق می افتد، میبا شد. زیرا درطول تاریخ کتله های مستبد زمانی که به زوال مواجه شده اند همواره به ایجاد فرهنگ ها و تاریخ های دروغین پرداخته اند. زیرا استبداد هیچ گاه بر مبنی فرهنگ علم و عقلانیت استوار نمی باشد تا در صحنه علم وفرهنگ نیز بدیل داشته باشد.
من فکر می کنم اقای وردک امروز همین کمبور را احساس کرده نام مکتب بی بی مهرو را به نام عبد القیو وردک تغیر داده است. در حالی اقای فاروق خوب می داند که پله ترازوی بی بی مهرو زن شجاع کابلی که تپه ها جاده ها وحتی میدان هواهی کابل به نام ان مسمی شده است، به مراتب گرانتر از اقای عبدالقیوم که اولین بار است نامش را مشنوم، است.
در اخیر دست زدن به همچو فرهنگ ربایی هارا انگیزه جدیدی برای تقویت حس انتقام جوئی در وجود جوانان دانسته هنوز بخواب رفتگان را ( بیایید از خواب بیدار شویم ) میگویم/
سبحان الله حمیدی
2/1/2012
سکوت بیشتر در برابر مافیای وردکی بی فرهنگ و سیه دل گناه است
با کمال تأسف اطلاع یافتم که فاشیستا ن در صدد این هستند که در قانون تحصیلات عالی تغیر وارد کنند میگویند : هر دانش گاهی که کمتر از یکسد کیلومتر از مرکز فاصله دارد باید مسدود شود ، این چه معنی دارد ؟
با نافذ نمودن این قانون میخواهند که دانش گاه البیرونی را مسدود سازند چه دانشگاه البیرونی یگانه دنشگاهیست که فاصله آن از مرکز کمتر از صد کیلومتر است . خلاصه این بیفرهنگان ، این نوکرهای خارجی ها جنگ قومی و زبانی آینده را زمینه سازی نموده اند
در این کشور مردم به مکتب مدرسه و دانشگاه ضروت دارند اما این فاشیستان و کوردلان میخواهند مراکز تحصیلی را ببندند. خیلی ها جای تاسف است
ازهمه دوستان و بخصوص آقای صبور سياه سنگ که بسيار وطپرستانه و انسانی به مسئله پرداخته است، سپاس.
تبديل کردن لوحه ليسه نسوان بی بی مهرو توسط فاروق وردک به نام عبدالقيوم وردک واقعا زنستيزی، زبانستيزی، قومستيزی، ... است. سوال اينست که در برابر چنين سياست فاروق وردک چه بايد کرد؟ به نظر من مسئله را هر چه بيشتر رسانۀ کرد و به کوش مردمبرسد خوب است. کوشش کرد که نه تنها مقاله آقای سياه سنگ در رسانههای بيشتر (در تلويزيون، راديو، روزنامه، سايتها، رسانههای بين المللی و ...) انعکاس يابد، ديگران هم بنوسند و هم مصاحبه کنند، ميز مدور تشکيل کنند. مردم بی بی مهرو و جوانان در ساير ولايات و شهر کابل در گردهمائیها ايم اقدام فاروق وردک را محکوم کنند و اعتراض کنند. مسئله را در پارلمان و دادگاه برد و از فاروق وردک استيضاح شود و به خانه فرستاده شود. از تمام اقدامات قانونی استفاده شود تا لوحه بی بی مهرو به ليسه نسوان بی بی مهرو برگردد و درس شود که ديکر هيچ کس دست به چنين کار ضد ملی و ضد فرهنگی نزند.
قصه در باره عبدالقيوم وردک که چند سال وزير معادن و صنايع بود بسيار است. اما جالب اينکه کارگران ذغال سنگ پلخمری در بالای درخواست خود که به پشتو نوشته شده بود، محل توليد خود را وردک معرفی میکرد. عبدالقيوم وردک واقعا فکر می کرد که درخواست کننده وردکی است بنا در پايان درخواست می نوشت: که وردک وی مقرر شی. درخواست گننده بعد از گرفتن امر در پايان درخواست، بالای درخواست را می بريدند. در هر صورت کار آن اجرا می شد. از ماموران وزارت معادن در مورد وی بپرسيد.
فريدون يما