جاودان: خبر، تحلیل و دیدگاه

Fri05182012

Last update01:17:27

Back دیدگاه و تحليل افتخارات تاجیکان پامال دوست و دشمن

افتخارات تاجیکان پامال دوست و دشمن

  • PDF

mohmoodtarzai_thinktank

کرزی در انتخاب کسانی که به عنوان نمایندگان تاجیک‌ها یا دیگر اقوام غیرپشتون در حکومت فاشیستی و تریاک‌سالار و تروریست‌پرور افغانستان سهیم شده اند بسیار موفق عمل کرده است.

با استفاده از حضور افرادی ضعیف النفس از تاجیک ها در حکومت، کرزی و دارودسته فاشیست اش در طی 10 سال گذشته، ستم های زیادی در حق اقوام غیرپشتون مرتکب شده اند و رویه سلاطین گذشته قبیله را مو به مو اجرا کرده اند. قبیله پرستان، همیشه در ترویج ذهنیت قبیله ای کوشا بوده اند.

حکومت قبیله ای کرزی همانند اسلاف قبیله گرای‌اش در طول 10 سال کوشیده به راه های گوناگون، برای قبیله تاریخ بسازد و شخصیت بتراشد. تیم فاشیست کرزی حتا ملنگ ها و دیوانه های جنوب را به نام شخصیت فرهنگی یا شاعر بر ملت ما تحمیل کرده است. در این میان، رهبران ضعیف النفس و ابن الوقتی که به نام تاجیک ها در دولت، سهمی دارند به این دل خوش کرده اند که کرزی آن ها را آدم حساب کرده و به آن ها سهمکی در قدرت داده است. همه هم و غم این ها حفظ چوکی خود است و هیچ مسئولیتی در قبال ملت و هویت ملی ما در خود احساس نمی کنند. این رهبران سازشکار به این تصور اند که همین که آن ها مناصبی در دولت دارند به معنای این است که تاجیک ها در دولت، سهم دارند. یعنی تاجیک ها به حدی درمانده شده اند که این چندتا آدم بی دل و جگر می توانند نمایندگی از آن ها کنند.

 پریروز آقای کریس مریل، شاعری امریکایی، به کابل آمد. هدفش از سفر به افغانستان دیدار با شاعران و فرهنگیان افغانستان بود. در محفلی که به استقبال این شاعر امریکایی برپا شده بود تنها عکس ها و پوسترهای بزرگ محمود طرزی به معرض نمایش گذاشته شده بود. اول این که محمود طرزی شاعر نبود. آن چه از به اصطلاح شعرهای وی باقی مانده ارزش یاد کردن را ندارد. با آن امکانات گسترده ای که طرزی در آن زمان داشت، می توانست کارهای بسیار خوبی در خدمت به ادبیات در افغانستان انجام دهد، اما انجام نداد. شعرهای بسیار سخیفی از خود به یادگار گذاشت. اگر آن شعرها را در قیاس به شعرهایی که در ایران در آن دوره سروده می شد مقایسه کنیم درخواهیم یافت که از لحاظ ادبی بسیار بی ارزش اند. دوم این که اگر قرار بود یادی از شاعران افغانستان شود چرا درآن محفل از مولانای بلخ، ناصر خسرو، خلیلی، واصف باختری، قهار عاصی، رازق فانی، و ده ها شاعر دیگر تاجیک هیچ عکسی یا پوستری وجود نداشت؟ مگر یگانه دانشمندی که افغانستان دارد طرزی است و بس؟ من نمی دانم که چه کسی برای محمود طرزی، لقب علامه را داده است؟ به جز این که وی شعرهای سخیفی مرتکب شده یا دو سه کتاب درج سه، از زبان ترکی به فارسی ترجمه کرده چه کار ارزشمند دیگری انجام داده است؟

 بعضی ها او را از پیشکسوتان روشنفکری در افغانستان می شمارند. تا جایی که من می دانم فعالیت روشنفکر همیشه معطوف به نقد قدرت است. این در حالی است که محمود طرزی با بی غیرتی تمام، دو دختر خود را با لابه و التماس، به فرزندان حبیب الله خان، آن دیکتاتور عیاش، هدیه کرد تا جایی برای خود در دربار پیدا کند. اصلا عمده شهرت طرزی از راه یافتنش در دربار است و هنر دیگری نداشته است. او همان کسی است که زبان فارسی را زبانی بیگانه در افغانستان شمرد و به گونه ای آن را زبان ایرانی ها به حساب آورد و به دولت پیشنهاد کرد که آموزش زبان پشتو را اجباری کند. محمود طرزی را از نخستین کسانی می توان شمرد که اختلاف میان فارسی و پشتو را دامن زدند و کوشیدند به زور سرنیزه، زبان عقب مانده و بدوی پشتو را همطراز زبان فارسی قرار دهند!. سیاست های فارسی ستیزانه امان الله خان، داماد طرزی، متاثر از افکار محمود طرزی است.

 هویداست که تجلیل حکومت قبیله از محمود طرزی و امثال وی ناشی از همان ذهنیت قبیله ای ای می شود که سران حکومت در چنبر آن گیر افتاده اند. طرزی برای آن ها مهم است برای این که همو بود که برای اولین بار هویت پشتونی را زنده کرد و "زبان پشتو" را به عنوان زبان ملی در افغانستان مطرح کرد و زبان فارسی را زبانی بیگانه تلقی نمود و بدین گونه تخم نفاق و بدبینی میان ساکنان افغانستان پاشید ( جالب است که همین سخنان را اکنون فاشسیت هایی همچون عبدالکریم خرم و عبدالحلیم تنویر به گونه ای دیگر می گویند).

در غیر این صورت، هیچ لزومی نداشت در کشوری که مهد شاعران بزرگی و بلندمرتبه ای بوده است از آدمی مثل محمود طرزی به عنوان شاعر و ادیب یاد شود. برای من، شاعر بودن محمود طرزی به همان اندازه خنده آور و مسخره است که فیلسوف بودن صدیق افغان.

نظرات 

 
+3 #1 بنده حقیر ۱۳۹۰-۱۱-۱۲ ۱۷:۳۳
جالب بود وطندار ازاستاد عصر ما خلیلی یادکردی دراصل استادخلیلی هم ازتبارپشتون است اینکه خدمتی به پشتونهانکرده به این خاطرهرچه که پشتون است ازش نفرت دارد.قبیله هرکون پاره گی که کند بازهم چیزی حاصل شان نمیشود.چونکه جهانیان ازوجود همین اشخاص ادبی که شاخه پربارادبیات فارسی هستند یاد کردی خبردارند.با علامه خواندن طرزی کدام ضرری برای مانمیرساند فقط خودشانرا مسخره دنیامیکنند
 
 
+4 #2 khajah ۱۳۹۰-۱۱-۱۲ ۱۹:۴۴
واقعن انسان به کار های این خود پسندان دیوانه میشود چند روز پش مکتب بی بی مهرو را که در طول سال ها به این نام بوده است بنام عبدالقیوم وردک از وابستگانی فاروق وردک تبدیل کرده اند و من نمیدانم این کار از هشیاری صورت میگرد ویا از دیوانگی ناشی از فرط تعصب وگرنه شما قضاوت کنید برای این کار چه ضرورت بوده است و در آخر باری خدایا ما چه گناهی را مرتکیب شدیم که این بلای کور دل را بنام اوغان برسر ما فرستادی.
 
 
+3 #3 کریم ۱۳۹۰-۱۱-۱۲ ۲۰:۱۱
شکی نیست که محمود طرزی در زمانش با نشر سراج الاخبار در بیداری مردم کار هائی انجام داد ولی بدبختانه که روحیه و فعالیت های شئونیستی اوتهداب نفاق و برتری جوئی قومی را در افغانستان اساس گذاشت که تاحال پیکر رنجور افغانستان از آن درد میکشد. اطلاق کلمه افغان را که معادل کلمه پشتون است بر تمام مردم افغانستان که بمعنی حذف ونابودی هویت باشندگان متعلق به سایر ملیتهای ساکن افغانستان میباشد، محصول فعالیتهای شئونستی او میباشد. همجنان فرمان جابجائی قبایل پشتون در سائر ولایات افغانستان و غصب زمینهای باشندگان بومی محل و دادن ان به قبایل جابجا شده نیز تحت تاثیر افکار او صورت گرفته است. چون امان الله خان شخص جوانی بود که به سادگی میتوانست تحت تأثیر آقای طرزی که تجربه ناسیونالستهای ترکیه را با خود داشت قرار گیرد.
خلاصه میتوان گفت که طرزی کارهای ادبی در کشور انجام داده است . ولی نباید اینقدر مبالغه صورت گیرد که نام علامه و یا لقب دیگر کلانی به او قایل شد. عالم و دانشمند و شخصیت ملی و مردمی انسان محوربوده و تمام شهروندان کشور را در نظر میداشته باشد. اگر کسی قومی را برقومی و زبانی را برزبانی بطور نا متناسب ترجیح دهد و بد تر از آنکه تخم نفاق را در زمین بکر کاشته باشداصلا" به پر کاهی نزد مردم افغانستان ارزش نخواهد داشت..
 
 
+2 #4 محمد لطیف لوګری ۱۳۹۰-۱۱-۱۲ ۲۱:۱۶
برادر عزیز نویسنده من با وجودیکه اینکه با تمام گفته های این مقاله حرف به حرف موافق هستم اما پیشنهاد میکنم که ایا فکر نمی کنید که بجای این همه متهم کردن ها راه ی و پیشنهادی باید کرد بخاطری بیرون رفت از همچو اوضاع و و آیا بهتر نیست یک راهی پیشرفت و بیرون رفت را به خوانندگان پشنهاد کنید تا مردم بسیج و متحدانه در عملی ساختن ان کوشا شوند.؟
 
 
+5 #5 عبدالرحیم ۱۳۹۰-۱۱-۱۳ ۰۶:۵۵
درداو حسرتا که تاجکان کسی را که نمایندگی از این ملت کند ندارند و آنهای که خود را به نمایندگی از این ملت رقم میزنند دزدان، معامله گران و قاچاقچیان بش نستند، ... شورا چه توقع دارید، زیرا او خریطه احساسات استََ، خالی از هر نوع دانش و فهم، عاشق اسپ بازی و سگ بازی استَ، سر دسته باند مافیائی قاچاق زمین، اقتصادی و مواد مخدر است، علاقمند و چشم به راه کسانی است که ...را تعریف کنند، خورد نش را مداحی کندوووو
بزرگ مردی را گفتند که فلان شخص از شما زیاد توصیف نمود، فورا جناب به گریه افتادند مردم پریسیدند علت گریانشان را ، ایشان فرمودند شاید کدام عمل جاهلانه انجام داده ام که مورد پسند آن جاهل قرار گرفته ام که از من توصیف نمودهَ، حالا هم ما ملت تاجک را که ... از ما نمایندگی میکند بدا بحال ما و جای گریستن است بما
مردم با احساس و با درد اگر میخواهید بشتر از این مورد معامله این تکه داران قرار نگیرید دانشمندان و مخلصان صادق تان را تشخیص و بدور آنها خود را متحد و سرنوشت خود را رقم زنید و نگزارید این دزدان، معامله گران و بیدانشان دیگر با سرنوشت شما بازی کنند
 
 
+1 #6 محمد نسیم ۱۳۹۰-۱۱-۱۳ ۰۸:۳۸
در شعر شناسی خودت هم شک دارم .اگر رازق فانی را شاعر بزرگ میدانی محمود طرزی هم شاعر بزرگ است . !
 
 
0 #7 Hamidi ۱۳۹۰-۱۱-۱۳ ۱۱:۲۳
برادران ما از سنائی غزنوی هیچ نام نمیگیرند در حالیکه مولانا میگوید:
ترک جوشی کرده ام من نیم خام------- از حکیم غرنوی بشنو تمام
و دیوان خود را مرهون یک بیت حدیقه میداند. اما از اینکه قبیله نیست طبیعتآ به طرزی نمی ارزد. یعنی استخوانش پخته نیست.
 
 
+3 #8 وحید ۱۳۹۰-۱۱-۱۳ ۱۲:۱۹
حال کجاست، با این رهبران خود فروش، مداح، معامله گر، همه هست بود ما از دست مان رفته، چنانچه اخیرا لیسه نسوان بی بی مهرو را که یکی از زنان قهرمان راستین و واقعی محرکه استقلال در جنگ با انگلسها بود و با شوهرش در این مبارزات قهرمانانه جام شهادت نوشید را تغیر نام داده و نام این لیسه را وزیر بی معارف ، فاشیست متعلق به حزب اسلامی بنام یک فاشیست گمنام و مستبد فامیلی اش عبدالقیوم وردک تغیر نام داده است، در حالیکه این قبیله زن ستیز از نام زنان خود قهرمانان تخیلی چون ملالی، زرغونه و غیره ساخته و با داستانهای ساختگی وتخیلی آنها را ثبت تاریخ شان ساخته اند
کجاست ... .....،کجاست این همه ادعاگران این ملت که سالهاست از نام این ملت معامله میکنند و هر روز به رنگی آین ملت را می فروشند، کجاست این داود کلکانی معامله گر که با تخلصش ارواح قهرمانان کلکانی را نا آرام ساخته است، روزی رسیدنیست که با خشم مردم خود مواجه گردند و ضرب المتل مشهور زور خلق زور خدا را بدانند که دیگر برایشان سودی نداشته باشد
 
 
0 #9 ضمیر ۱۳۹۰-۱۱-۱۳ ۱۳:۵۹
تاسف به حال تاجیکان - که هنوز هم اکثریت شان یا گلبیدین و یا هم کرزی را مانند خدای خود می پرستند.
 
 
-1 #10 عبدالرحیم کوهسار ۱۳۹۰-۱۱-۱۳ ۱۴:۰۶
دوستان سلام بجواب دوستی مینویسم که در مورد ایتلاف ها وتاثیر ان در روند صلح دارد ویا خیرپر سیده اند دوست عزیز به جواب شما به عرض برسانم اینکه ایتلاف ها در صورت که اهداف مرام برنامه خاصی به خاطر پیشرفت طرقی سعادت یک کشور داشته باشد واز طرف افراد اشخاش اگا ه وطن دوست بر نامه ریزی شده باشد بدون مداخله دیگران خیلی ها مفید وعمل پسندیده است اما در کشور ما بر عکس ایتلاف ها نتیجه خوبی در گزش نداشته صرف ضایع وقت بوده است دوست عزیز من خود را از هر حیث بیشتر از خاک پای مردم خود نمی بینم در مجموع مردم ما خصو صیات وخوبی های نادر وکمیاب خود را دارند اما در بین مردم ما اگر از حقیقت نگزریم صادقانه اعتراف نماایم افراد اشخاص باند گروپ های لفاظ دیده درا بیگانه خو قدرت طلب ثروت طلب معامله گر طراح ومردم فریبی درهمین مدت اضافه تر از سی سا ل در بین مردم ما همسایه ها وکشور های منطقه بخاطر حفظ منافع خود تربیه وجا بجا ساخته اندکه شخصیت های ساسی کشور ومردم خود را فریب میدهند در اطراف شخصیت های سیاسی خود را جا میزنند به اشاره بیرونی ها مردم را جمع وبه اشاره انها دوباره مردم را تیت پراگنده ساخته جنگ وخشونت را دامن میزنندمردم را به جان هم می اندازند وجز به منافع شخصی خودودیگران وبیگانه ها هر گز به منافع کشور ومردم خود توجه ندارند طوریکه در گزشته ها دیده شده بعد از گزشت هر چند سالی پی در پی دست به طرح سازی ها کودتا ها شخصیت کشی ها وشخصیت سازی ها زدند وازاین ناحیه مردم ما سخت اسیب وزیان دیدند واز کار وان تمدن پیشرف طرقی باز ماندند وطن ویران مردم بیکار صد ها هزار انسان های اواره بادانش تعلیم دیده سرا سر جهان نتیجه طرح های همین جنابان همکاران انها وحامیان بیرونی انها میباشد که هر گز حاضر نیستند مردم افغانستان روی صلح وسعا دت را ببینند وسر نوشت خود را بدست خود رقم بزنند زیرا کسی پیدا نشد ازعمل کرد گزشته این باند گروپ های طراح ودوران ساز وحامیان انهابازپرس نماید صا دقانه میگویم جز به یاری خداوند وحدت ملی موجودیت فضای صلح کمک وهمکاری جامعه جهانی هر گز مردم افغانستان از شر مکر فریب خدعه نیرنگ انها وحامیان خدا ناترس حریص متکبر خود بزرگ بین خود خوا ه ضد انسان وانسانت انها نجات پیدا نخواهند کرد واگر ارزو این باشد که کشور ما از این حالت براید بایدبه افراد اشخاص وطن دوست مردم دوست بادانش تعلیم یافته نام نیک مستحق بدون در نظر دشت سمت محیط منطقه خدمت گار به مردم افغانستان ضمینه کار وفعالیت مساعد گرد نه به ا شخاص افراد حافظ منافع دیگران که ساحه دید انها از ده قریه سمت منطقه شان اضافه تر نباشد بالای مردم خود تجارت نمایند بنام این وان ان هم در این قر ۲۱ که کا ملا از منطق است بااحترام -عبدالرحیم کوهسار
 
 
0 #11 جمشيد فولاد ۱۳۹۰-۱۱-۱۷ ۱۸:۳۰
به خانه دادن خرم وردك تبريك! حمام بى بى مهرو را به اسم زن خود كند، دروازهء لوريرا به اسم دخترهايخود و ... هاى افغانستانرا به اسم خانواده خود.
 

اضافه کردن نظر